<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>استفاده از ترکیبات مشتق شده از گیاهان در درمان لیشمانیازیس</ArticleTitle>
<VernacularTitle>استفاده از ترکیبات مشتق شده از گیاهان در درمان لیشمانیازیس</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>19</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2917</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2917</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>عریان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>لیشمانیازیس یک معضل بهداشت عمومی نادیده گرفته شده ناشی از گونه‌های تک یاخته‌ای متعلق به جنس &lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; است که عمدتاً جمعیت‌های فقیر کشورهای در حال توسعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ارگانیسم مسبب توسط پشه‌های خاکی ماده منتقل می‌شوند. تظاهرات جلدی، مخاطی-جلدی و بالینی احشایی شایع‌ترین اشکال بیماری لیشمانیازیس می‌باشند. شیمی درمانی همچنان بر استفاده از ترکیبات آنتیموان پنج ظرفیتی، آمفوتریسین بی، پارومومایسین، میلتفوزین و آمفوتریسین بی لیپوزومی وابسته است. هر چند، کاربرد این داروها به دلیل اثربخشی اندک، عوارض جانبی تهدید کننده زندگی، سمیت بالا، القای مقاومت انگلی، دوره درمان و هزینه بالا محدود می‌شوند. با توجه به این حقیقت که واکسن‌های آنتی-&lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; ممکن است در آینده نزدیک در دسترس نباشند، جستجو برای داروهای بهتر باید ادامه یابد. محصولات طبیعی منبع نامحدودی از تنوع شیمیایی برای شناسایی نمونه‌های جدید دارویی را ارائه می‌دهند. داروهای جدید بایستی سمیت کمتر داشته یا غیر سمی، ایمن، کارآمدتر، ارزان‌تر و به ویژه برای جمعیت‌های کم درآمد به راحتی در دسترس باشند. در مطالعه تحلیلی حاضر، توجه ویژه‌ای بر گیاهان دارویی مورد استفاده در برابر بیماری لیشمانیازیس قرار دارد. ترکیبات گیاهی زیست فعال موجود در مشتقات گیاهی از قبیل عصاره‌های خام، روغن‌های ضروری یا اسانس و سایر ترکیبات مفید می‌توانند منبع خوبی برای کشف و تولید داروهای آنتی-&lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; جدید باشند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">لیشمانیازیس یک معضل بهداشت عمومی نادیده گرفته شده ناشی از گونه‌های تک یاخته‌ای متعلق به جنس &lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; است که عمدتاً جمعیت‌های فقیر کشورهای در حال توسعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. ارگانیسم مسبب توسط پشه‌های خاکی ماده منتقل می‌شوند. تظاهرات جلدی، مخاطی-جلدی و بالینی احشایی شایع‌ترین اشکال بیماری لیشمانیازیس می‌باشند. شیمی درمانی همچنان بر استفاده از ترکیبات آنتیموان پنج ظرفیتی، آمفوتریسین بی، پارومومایسین، میلتفوزین و آمفوتریسین بی لیپوزومی وابسته است. هر چند، کاربرد این داروها به دلیل اثربخشی اندک، عوارض جانبی تهدید کننده زندگی، سمیت بالا، القای مقاومت انگلی، دوره درمان و هزینه بالا محدود می‌شوند. با توجه به این حقیقت که واکسن‌های آنتی-&lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; ممکن است در آینده نزدیک در دسترس نباشند، جستجو برای داروهای بهتر باید ادامه یابد. محصولات طبیعی منبع نامحدودی از تنوع شیمیایی برای شناسایی نمونه‌های جدید دارویی را ارائه می‌دهند. داروهای جدید بایستی سمیت کمتر داشته یا غیر سمی، ایمن، کارآمدتر، ارزان‌تر و به ویژه برای جمعیت‌های کم درآمد به راحتی در دسترس باشند. در مطالعه تحلیلی حاضر، توجه ویژه‌ای بر گیاهان دارویی مورد استفاده در برابر بیماری لیشمانیازیس قرار دارد. ترکیبات گیاهی زیست فعال موجود در مشتقات گیاهی از قبیل عصاره‌های خام، روغن‌های ضروری یا اسانس و سایر ترکیبات مفید می‌توانند منبع خوبی برای کشف و تولید داروهای آنتی-&lt;em&gt;لیشمانیا&lt;/em&gt; جدید باشند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیشمانیازیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتیمونیال‌های پنج ظرفیتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عصاره‌های گیاهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه مقایسه‌ای فعال سازی پارتنوژنتیک و بارورسازی آزمایشگاهی اووسیت‌های بزی بلوغ یافته در محیط زنده</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه مقایسه‌ای فعال سازی پارتنوژنتیک و بارورسازی آزمایشگاهی اووسیت‌های بزی بلوغ یافته در محیط زنده</VernacularTitle>
			<FirstPage>20</FirstPage>
			<LastPage>24</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2918</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2918</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جاستین</FirstName>
					<LastName>کواَمو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سورش دینکار</FirstName>
					<LastName>خارچه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف این مطالعه مقایسه فعال سازی پارتنوژنتیک و بارورسازی آزمایشگاهی اووسیت‌های بزی بلوغ یافته در محیط زنده بود. تعداد 881 کمپلکس اوسیت کومولوس (COC’s) از 243 تخمدان جمع آوری شد. اووسیت‌ها در محیط کشت TCM-199 حاوی eCG (IU/ml 20)، hCG (IUµg/ml 20)، استرادیول-17بتا (µg/ml 1)، جنین‌های BSA تست شده (mg/ml 3) مکمل‌ سازی شده با سرم گاوی جنینی 10% در 5/38 درجه سانتیگراد و CO&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; 5% در یک انکوباتور تحت هوای مرطوب به مدت 27 ساعت بالغ شدند. بر اساس وسعت کومولوس، میزان بلوغ 86/86% بود. اووسیت‌های بلوغ یافته به صورت ظاهری (تعداد = 749) انتخاب شده، برهنه شده و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه 1 (تعداد = 223) اووسیت‌های بلوغ یافته آزمایشگاهی با µm 5 یونوفور کلسیم به مدت 5 دقیقه فعال شده و در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa حاوی mM DMAP 5 به مدت 4 ساعت کشت داده شد. بعد از 4 ساعت درمان DMAP، زیگوت‌های احتمالی شستشو داده شده و در محیط کشت جنینی کشت داده شدند. گروه 2 (تعداد = 526) اووسیت‌های بلوغ یافته آزمایشگاهی برای بارورسازی آزمایشگاهی در mTALP با استفاده از مایع منی تازه یک آهوی آبستن یمانی بالغ نژاد خالص انجام شد و در محیط mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa آزمایشگاهی کشت داده شد. تکامل زیگوت‌های مفروض در هر 24 ساعت تا 9 روز پس از فعال سازی یا بارورسازی زیر میکروسکوپ فاز معکوس مشاهده شد. میزان شکافت، درصد مورولا و بلاستوسیست در گروه‌های 1 و 2 به ترتیب 36/67%، 07/23% و 23/9%، و 99/30%، 63/19% و 28/9% بودند. نتایج نشان داد میزان شکافت متعاقب فعال سازی پارتنوژنتیک با یونومایسین/6-DMAP نسبت به IVF به طور قابل مقایسه‌ای بیشتر بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف این مطالعه مقایسه فعال سازی پارتنوژنتیک و بارورسازی آزمایشگاهی اووسیت‌های بزی بلوغ یافته در محیط زنده بود. تعداد 881 کمپلکس اوسیت کومولوس (COC’s) از 243 تخمدان جمع آوری شد. اووسیت‌ها در محیط کشت TCM-199 حاوی eCG (IU/ml 20)، hCG (IUµg/ml 20)، استرادیول-17بتا (µg/ml 1)، جنین‌های BSA تست شده (mg/ml 3) مکمل‌ سازی شده با سرم گاوی جنینی 10% در 5/38 درجه سانتیگراد و CO&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; 5% در یک انکوباتور تحت هوای مرطوب به مدت 27 ساعت بالغ شدند. بر اساس وسعت کومولوس، میزان بلوغ 86/86% بود. اووسیت‌های بلوغ یافته به صورت ظاهری (تعداد = 749) انتخاب شده، برهنه شده و به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه 1 (تعداد = 223) اووسیت‌های بلوغ یافته آزمایشگاهی با µm 5 یونوفور کلسیم به مدت 5 دقیقه فعال شده و در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa حاوی mM DMAP 5 به مدت 4 ساعت کشت داده شد. بعد از 4 ساعت درمان DMAP، زیگوت‌های احتمالی شستشو داده شده و در محیط کشت جنینی کشت داده شدند. گروه 2 (تعداد = 526) اووسیت‌های بلوغ یافته آزمایشگاهی برای بارورسازی آزمایشگاهی در mTALP با استفاده از مایع منی تازه یک آهوی آبستن یمانی بالغ نژاد خالص انجام شد و در محیط mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa آزمایشگاهی کشت داده شد. تکامل زیگوت‌های مفروض در هر 24 ساعت تا 9 روز پس از فعال سازی یا بارورسازی زیر میکروسکوپ فاز معکوس مشاهده شد. میزان شکافت، درصد مورولا و بلاستوسیست در گروه‌های 1 و 2 به ترتیب 36/67%، 07/23% و 23/9%، و 99/30%، 63/19% و 28/9% بودند. نتایج نشان داد میزان شکافت متعاقب فعال سازی پارتنوژنتیک با یونومایسین/6-DMAP نسبت به IVF به طور قابل مقایسه‌ای بیشتر بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلوغ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اووسیت‌ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">IVF</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پارتنوت‌ها</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ترکیب شیمیایی و غنی‌‌سازی پروتئین پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند بعد از تخمیر با دو گونه تریکودرما</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ترکیب شیمیایی و غنی‌‌سازی پروتئین پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند بعد از تخمیر با دو گونه تریکودرما</VernacularTitle>
			<FirstPage>25</FirstPage>
			<LastPage>30</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2919</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2919</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرهاد</FirstName>
					<LastName>احمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدجواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>خوروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ضیاءالدین</FirstName>
					<LastName>بنی‌هاشمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>بیات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این آزمایش با هدف افزایش درصد پروتئین پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند از طریق تخمیر حالت جامد با استفاده از &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ‌ایی&lt;/em&gt; انجام شد. گوارش‌پذیری برون تنی، بر اساس تکنیک تولید گاز، و تغییرات در ترکیب شیمیایی محصولات تخمیر شده بعد از هفت روز کشت قارچی تعیین شدند. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ‌ایی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; بر روی پوسته پرتقال باعث کاهش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P&lt;0.01) و افزایش درصد سلولز، همی سلولز و لیگنین شد، و تغییرات در بخش‌های فیبری با &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; چشمگیرتر بود. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی &lt;/em&gt;و &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; بر روی تفاله چغندر قند باعث افزایش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P&lt;0.01) و کاهش درصد سلولز، همی‌سلولز و لیگنین شد (P&lt;0.01) و این تغییرات با &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; چشمگیرتر بود. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما&lt;/em&gt; &lt;em&gt;ویریدی&lt;/em&gt; بر روی پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند باعث افزایش (P&lt;0.01) درصد پروتئین در مقایسه با ماده‌های تخمیر نشده شد ولی، این افزایش برای پوسته پرتقال فرآوری شده با &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; با در نظر گرفتن درصد کاهش وزن چشمگیرتر بود .(P&lt;0.05) کاهش معنی‌داری (P&lt;0.01) در میزان تولید گاز تجمعی پس از 24 و 48 ساعت انکوباسیون در نمونه‌های تخمیر شده در مقایسه با نمونه‌های تخمیر نشده مشاهد شد. فرآوری با قارچ باعث کاهش (P&lt;0.01) گوارش‌پذیری برون تنی ماده آلی، انرژی قابل متابولیسمی، متوسط نرخ تخمیر و نرخ تولید گاز شد. داده‌های این آزمایش نشان دادند که تخمیر حالت جامد پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند با &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; یا &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; برای مدت هفت روز می‌تواند درصد پروتئین خام آن‌ها را افزایش دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این آزمایش با هدف افزایش درصد پروتئین پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند از طریق تخمیر حالت جامد با استفاده از &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ‌ایی&lt;/em&gt; انجام شد. گوارش‌پذیری برون تنی، بر اساس تکنیک تولید گاز، و تغییرات در ترکیب شیمیایی محصولات تخمیر شده بعد از هفت روز کشت قارچی تعیین شدند. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ‌ایی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; بر روی پوسته پرتقال باعث کاهش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P&lt;0.01) و افزایش درصد سلولز، همی سلولز و لیگنین شد، و تغییرات در بخش‌های فیبری با &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; چشمگیرتر بود. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی &lt;/em&gt;و &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; بر روی تفاله چغندر قند باعث افزایش درصد ماده محلول در شوینده خنثی (P&lt;0.01) و کاهش درصد سلولز، همی‌سلولز و لیگنین شد (P&lt;0.01) و این تغییرات با &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; چشمگیرتر بود. کشت &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تریکودرما&lt;/em&gt; &lt;em&gt;ویریدی&lt;/em&gt; بر روی پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند باعث افزایش (P&lt;0.01) درصد پروتئین در مقایسه با ماده‌های تخمیر نشده شد ولی، این افزایش برای پوسته پرتقال فرآوری شده با &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; با در نظر گرفتن درصد کاهش وزن چشمگیرتر بود .(P&lt;0.05) کاهش معنی‌داری (P&lt;0.01) در میزان تولید گاز تجمعی پس از 24 و 48 ساعت انکوباسیون در نمونه‌های تخمیر شده در مقایسه با نمونه‌های تخمیر نشده مشاهد شد. فرآوری با قارچ باعث کاهش (P&lt;0.01) گوارش‌پذیری برون تنی ماده آلی، انرژی قابل متابولیسمی، متوسط نرخ تخمیر و نرخ تولید گاز شد. داده‌های این آزمایش نشان دادند که تخمیر حالت جامد پوسته پرتقال و تفاله چغندر قند با &lt;em&gt;تریکودرما ریسه ایی&lt;/em&gt; یا &lt;em&gt;تریکودرما ویریدی&lt;/em&gt; برای مدت هفت روز می‌تواند درصد پروتئین خام آن‌ها را افزایش دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تخمیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تریکودرما ویریدی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تریکودرما ریسه ایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوسته پرتقال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفاله چقندر قند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>خصوصیات مولکولی و الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی جدایه‌های اشریشیا کولای تولید کننده شیگا توکسین (STEC) بزی از هند</ArticleTitle>
<VernacularTitle>خصوصیات مولکولی و الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی جدایه‌های اشریشیا کولای تولید کننده شیگا توکسین (STEC) بزی از هند</VernacularTitle>
			<FirstPage>31</FirstPage>
			<LastPage>35</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2920</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2920</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آچینتیا</FirstName>
					<LastName>ماهانتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ایندرانیل</FirstName>
					<LastName>سامانتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سمیران</FirstName>
					<LastName>باندی‌ اوپدهیای</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیدهارتا نارایان</FirstName>
					<LastName>جوآردار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه حاضر به منظور شناسایی رخداد، سروتیپ، ژنوتیپ، رابطه فیلوژنیک و الگوی مقاومت ضد میکروبی STEC از بزهای سالم بنگال غربی، هند انجام گرفت. از 125 نمونه مدفوع جمع‌آوری شده از بزهای سالم، 245 جدایه به عنوان &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;شناسایی شدند.&lt;em&gt; اشریشیا کولای&lt;/em&gt;‌های دارنده هر ژن توکسین‌های شیگا (&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;/&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;) در 36 مورد از 245 جدایه&lt;em&gt; اشریشیا کولای &lt;/em&gt;شناسایی شدند. این سویه‌های STEC متعلق به 22 گروه سرمی مختلف O2)، O5، O20، O21، O22، O25، O41، O44،‌ O45، O60، O71،‌ O76،‌ O84،‌ O85، O87، O91، O103،‌ O112، O113، O120، O156 و (O158 بودند و سه مورد غیر قابل گروه‌بندی بودند. &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; به ترتیب در 26 (2/72%) و 21 (3/58%) جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; تولید کننده شیگا توکسین شناسایی شدند. سپس، &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; دارای &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; تنها (&lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; انتروپاتوژنیک) و &lt;em&gt;ehxA&lt;/em&gt; به ترتیب در 22 (1/61%) و 28 (7/77%) جدایه تشخیص داده شدند. در حالی که، &lt;em&gt;saa&lt;/em&gt; در 8 (2/22%) جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; حضور داشت. تحت واحد 26 سویه&lt;em&gt; اشریشیا کولای &lt;/em&gt;دارای &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; نشان دادند که 73% (19 جدایه از 26) از این جدایه‌ها برای تحت واحد &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1C&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; مثبت بودند. از میان 21 جدایه داری ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;، 8/42% (9 از 21 جدایه) از لحاظ &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2C&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و 1/38% (8 جدایه از 21) برای ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2d&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; مثبت بودند. آنالیز فیلوژنیک سویه‌های STEC بعد از RAPD هشت خوشه اصلی را تایید می‌کند. هر چند هیچ خوشه اختصاصی گروه سرمی مشاهده نشد. مقاومت عمدتا نسبت به اریترومایسین (5/80%)، آمیکاسین (7/52%)، سفالوتین (50%)، کانامایسین (6/41%)، نئومایسین (1/32%) و جنتامایسین (1/36%) و کمتر به نورفلوکساسین (7/2%)، انروفلوکساسین (7/2%) و سیپروفلوکساسین (7/2%) بود. مقاومت به چند دارو در 11 جدایه STEC دیده شد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه حاضر به منظور شناسایی رخداد، سروتیپ، ژنوتیپ، رابطه فیلوژنیک و الگوی مقاومت ضد میکروبی STEC از بزهای سالم بنگال غربی، هند انجام گرفت. از 125 نمونه مدفوع جمع‌آوری شده از بزهای سالم، 245 جدایه به عنوان &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;شناسایی شدند.&lt;em&gt; اشریشیا کولای&lt;/em&gt;‌های دارنده هر ژن توکسین‌های شیگا (&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;/&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;) در 36 مورد از 245 جدایه&lt;em&gt; اشریشیا کولای &lt;/em&gt;شناسایی شدند. این سویه‌های STEC متعلق به 22 گروه سرمی مختلف O2)، O5، O20، O21، O22، O25، O41، O44،‌ O45، O60، O71،‌ O76،‌ O84،‌ O85، O87، O91، O103،‌ O112، O113، O120، O156 و (O158 بودند و سه مورد غیر قابل گروه‌بندی بودند. &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; به ترتیب در 26 (2/72%) و 21 (3/58%) جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; تولید کننده شیگا توکسین شناسایی شدند. سپس، &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; دارای &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; تنها (&lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; انتروپاتوژنیک) و &lt;em&gt;ehxA&lt;/em&gt; به ترتیب در 22 (1/61%) و 28 (7/77%) جدایه تشخیص داده شدند. در حالی که، &lt;em&gt;saa&lt;/em&gt; در 8 (2/22%) جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; حضور داشت. تحت واحد 26 سویه&lt;em&gt; اشریشیا کولای &lt;/em&gt;دارای &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; نشان دادند که 73% (19 جدایه از 26) از این جدایه‌ها برای تحت واحد &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1C&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; مثبت بودند. از میان 21 جدایه داری ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;، 8/42% (9 از 21 جدایه) از لحاظ &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2C&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و 1/38% (8 جدایه از 21) برای ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2d&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; مثبت بودند. آنالیز فیلوژنیک سویه‌های STEC بعد از RAPD هشت خوشه اصلی را تایید می‌کند. هر چند هیچ خوشه اختصاصی گروه سرمی مشاهده نشد. مقاومت عمدتا نسبت به اریترومایسین (5/80%)، آمیکاسین (7/52%)، سفالوتین (50%)، کانامایسین (6/41%)، نئومایسین (1/32%) و جنتامایسین (1/36%) و کمتر به نورفلوکساسین (7/2%)، انروفلوکساسین (7/2%) و سیپروفلوکساسین (7/2%) بود. مقاومت به چند دارو در 11 جدایه STEC دیده شد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">EPEC</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">STEC</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بنگال غربی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین و شناسایی گونه‌های مالاسزیا در حیوانات اهلی و پرندگان آبزی به وسیله روشPCR-RFLP</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین و شناسایی گونه‌های مالاسزیا در حیوانات اهلی و پرندگان آبزی به وسیله روشPCR-RFLP</VernacularTitle>
			<FirstPage>36</FirstPage>
			<LastPage>41</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2921</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2921</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدعلی</FirstName>
					<LastName>ضیاء</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید حسین</FirstName>
					<LastName>میر هندی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>طغیانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف مطالعه حاضر شناسایی مخمرهای &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در سطح گونه در حیوانات اهلی و پرندگان آبزی به وسیله روش PCR-RFLP بود. نمونه‌ها با استفاده از چسب اسکاچ و سواب از 471 حیوان شامل 97 اسب، 102 گاو، 105 گوسفند، 20 شتر، 60 سگ، 30 گربه، 1 هامستر، 1 سنجاب، 50 پرنده آبزی و 5 بوقلمون جمع‌آوری و تمامی نمونه‌ها در محیط کشت لیمینگ-نوتمن آگار اصلاح شده تلقیح شدند. DNA استخراج شده از کلنی‌های مخمری، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی از ناحیه 26S rDNA و به وسیله واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) تکثیر شد.RFLP از محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با استفاده از آنزیم &lt;em&gt;Hin&lt;/em&gt;6I انجام شد. محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و RFLP به وسیله الکتروفورز در ژل آگارز مشاهده شدند. فراوانی مخمرهای &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در حیوانات مختلف به صورت زیر بود: 64/15% در اسب، 74/12% در گاو، 38/12% در گوسفند، 33/28% در سگ، 66/62% در گربه و 26% در حیوانات آبزی. 80 کلنی متعلق به 6 گونه، جداسازی و خالص سازی شد. &lt;em&gt;م. گلوبوزا&lt;/em&gt; 25/41%، &lt;em&gt;م. فورفور&lt;/em&gt; 5/22%، &lt;em&gt;م. رستریکتا&lt;/em&gt; 15%، &lt;em&gt;م. سیمپودیالیس&lt;/em&gt; 15%، &lt;em&gt;م. پکی درماتیس&lt;/em&gt; 5% و &lt;em&gt;م. اسلوفیه&lt;/em&gt; 25/1%. بنابراین، نتیجه‌گیری می‌شود که گونه‌های مختلف چربی دوست &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در انواع وسیعی از حیوانات و پرندگان یافت می‌شوند و PCR-RFLP یک روش مناسب برای شناسایی گونه‌های مختلف &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف مطالعه حاضر شناسایی مخمرهای &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در سطح گونه در حیوانات اهلی و پرندگان آبزی به وسیله روش PCR-RFLP بود. نمونه‌ها با استفاده از چسب اسکاچ و سواب از 471 حیوان شامل 97 اسب، 102 گاو، 105 گوسفند، 20 شتر، 60 سگ، 30 گربه، 1 هامستر، 1 سنجاب، 50 پرنده آبزی و 5 بوقلمون جمع‌آوری و تمامی نمونه‌ها در محیط کشت لیمینگ-نوتمن آگار اصلاح شده تلقیح شدند. DNA استخراج شده از کلنی‌های مخمری، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی از ناحیه 26S rDNA و به وسیله واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) تکثیر شد.RFLP از محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز با استفاده از آنزیم &lt;em&gt;Hin&lt;/em&gt;6I انجام شد. محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و RFLP به وسیله الکتروفورز در ژل آگارز مشاهده شدند. فراوانی مخمرهای &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در حیوانات مختلف به صورت زیر بود: 64/15% در اسب، 74/12% در گاو، 38/12% در گوسفند، 33/28% در سگ، 66/62% در گربه و 26% در حیوانات آبزی. 80 کلنی متعلق به 6 گونه، جداسازی و خالص سازی شد. &lt;em&gt;م. گلوبوزا&lt;/em&gt; 25/41%، &lt;em&gt;م. فورفور&lt;/em&gt; 5/22%، &lt;em&gt;م. رستریکتا&lt;/em&gt; 15%، &lt;em&gt;م. سیمپودیالیس&lt;/em&gt; 15%، &lt;em&gt;م. پکی درماتیس&lt;/em&gt; 5% و &lt;em&gt;م. اسلوفیه&lt;/em&gt; 25/1%. بنابراین، نتیجه‌گیری می‌شود که گونه‌های مختلف چربی دوست &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; در انواع وسیعی از حیوانات و پرندگان یافت می‌شوند و PCR-RFLP یک روش مناسب برای شناسایی گونه‌های مختلف &lt;em&gt;مالاسزیا&lt;/em&gt; می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مخمرهای مالاسزیا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">PCR-RFLP</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیوانات اهلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پرندگان آبزی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر فعال کننده‌های مختلف بر روی تکامل تخمک بزی بلوغ یافته فعال شده در محیط آزمایشگاه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر فعال کننده‌های مختلف بر روی تکامل تخمک بزی بلوغ یافته فعال شده در محیط آزمایشگاه</VernacularTitle>
			<FirstPage>42</FirstPage>
			<LastPage>46</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2922</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2922</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جوهی ریتش</FirstName>
					<LastName>شارما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سوربهی</FirstName>
					<LastName>آگاروال</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سورش دینکار</FirstName>
					<LastName>خارچه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آنیل کومار</FirstName>
					<LastName>گوئل</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ساتیش کومار</FirstName>
					<LastName>جیندال</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سودهیر کومار</FirstName>
					<LastName>آگاروا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مطالعه جهت مقایسه اثر بخشی درمان‌های فعال سازی مختلف برای فعال سازی تخمک‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاهی و احتمال تکامل آن‌ها در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa برای گرفتن تعداد حداکثری جنین‌ها طراحی گردید. تعداد 1090 کمپلکس توده اووسیت (COC’s) از 480 تخمدان جمع‌آوری شدند. تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 226) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa همراه شد. گروه 2 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 294) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند و سپس به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa با µg/ml CHX 10 درمان شدند. گروه 3 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 325) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 و µg/ml CHX 10 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa همراه شد. گروه 4 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 108) به مدت 4 ساعت بدون هیچ درمان شیمیایی در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa با µg/ml CHX 10 کشت داده شدند (کنترل). میزان شکافتگی در گروه 1، 2، 3 و 4 به ترتیب 24/54%، 55/44%، 69/51% و 00/0% بود. درصد تشکیل بلاستوسیت و مورولا در گروه 1، گروه 2 و گروه 3 به ترتیب 01/26%، 77/29% و 76/29% و 43/2%، 52/1% و 78/1% بود. این نتایج پیشنهاد دادند که فعال سازی تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه با اتانول 7% به مدت 5 دقیقه همراه با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa برای تولید جنین‌های بزی پارتنوژنتیک مطلوب‌ترین است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مطالعه جهت مقایسه اثر بخشی درمان‌های فعال سازی مختلف برای فعال سازی تخمک‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاهی و احتمال تکامل آن‌ها در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa برای گرفتن تعداد حداکثری جنین‌ها طراحی گردید. تعداد 1090 کمپلکس توده اووسیت (COC’s) از 480 تخمدان جمع‌آوری شدند. تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 226) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa همراه شد. گروه 2 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 294) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند و سپس به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa با µg/ml CHX 10 درمان شدند. گروه 3 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 325) به مدت 5 دقیقه در معرض اتانول 7% قرار گرفتند که با درمان با mM DMAP 2 و µg/ml CHX 10 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa همراه شد. گروه 4 تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه (تعداد = 108) به مدت 4 ساعت بدون هیچ درمان شیمیایی در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa با µg/ml CHX 10 کشت داده شدند (کنترل). میزان شکافتگی در گروه 1، 2، 3 و 4 به ترتیب 24/54%، 55/44%، 69/51% و 00/0% بود. درصد تشکیل بلاستوسیت و مورولا در گروه 1، گروه 2 و گروه 3 به ترتیب 01/26%، 77/29% و 76/29% و 43/2%، 52/1% و 78/1% بود. این نتایج پیشنهاد دادند که فعال سازی تخم‌های بلوغ یافته در محیط آزمایشگاه با اتانول 7% به مدت 5 دقیقه همراه با درمان با mM DMAP 2 به مدت 4 ساعت در محیط کشت mCR&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;aa برای تولید جنین‌های بزی پارتنوژنتیک مطلوب‌ترین است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پارتنوژنزیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فعال سازی با اتانول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مورولا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلاستوسیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بزسانان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تخمین فرآسنجه‌های تجزیه پذیری شکمبه‌ای خوراک‌های مختلف با استفاده از روش نوین برون تنی تولید گاز</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تخمین فرآسنجه‌های تجزیه پذیری شکمبه‌ای خوراک‌های مختلف با استفاده از روش نوین برون تنی تولید گاز</VernacularTitle>
			<FirstPage>47</FirstPage>
			<LastPage>52</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2923</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2923</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>فلاحتی‌ زو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>دانش مسگران</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>وکیلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالمنصور</FirstName>
					<LastName>طهماسبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>نظری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از انجام این مطالعه تعیین تجزیه پذیری شکمبه‌ای پروتئین (IVDP) و تجزیه پذیری مؤثر پروتئین در شکمبه (EPD) با استفاده از روش تولید گاز برون تنی اصلاح شده بود. نمونه‌های مواد خوراکی مورد استفاده عبارت بودند از علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی. مایع شکمبه مورد استفاده به صورت دستی و قبل از غذادهی صبح، از چهار رأس گوسفند نر بلوچی (میانگین وزن 5/3 ± 4/49 کیلوگرم) جمع‌آوری شد. به شیشه‌های کشت حدود 90 میلی‌لیتر از مایع شکمبه بافری شده (BRF)، 400 میلی‌گرم نمونه خوراک و کربوهیدرات (مالتوز، زایلوز و نشاسته) در چهار سطح (100، 200، 300 و 400 میلی‌گرم) افزوده شد. تولید گاز (میلی‌لیتر) و نیتروژن آمونیاکی (میلی‌گرم) در هر شیشه کشت در زمان‌های 4، 8، 12، 16، 24 و 30 ساعت پس از شروع کشت اندازه‌گیری شد و میزان تجزیه پذیری شکمبه‌ای پروتئین در هر نقطه زمانی از طریق برون یابی رگرسیون خطی میان تولید گاز (به عنوان متغیر اصلی) و نیتروژن آمونیاکی (به عنوان متغیر وابسته) اندازه‌گیری شد. نتایج نشان دادند که خوراک، زمان و اثر متقابل خوراک × زمان بر تخمین‌های تجزیه پذیری پروتئین اثر معنی‌داری دارند (P&lt;0.001). تخمین‌های تجزیه پذیری مؤثر پروتئین در نرخ خروج 06/0 در ساعت برای علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی به ترتیب 56/0، 77/0، 59/0، 45/0، 50/0 و 38/0 بودند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از انجام این مطالعه تعیین تجزیه پذیری شکمبه‌ای پروتئین (IVDP) و تجزیه پذیری مؤثر پروتئین در شکمبه (EPD) با استفاده از روش تولید گاز برون تنی اصلاح شده بود. نمونه‌های مواد خوراکی مورد استفاده عبارت بودند از علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی. مایع شکمبه مورد استفاده به صورت دستی و قبل از غذادهی صبح، از چهار رأس گوسفند نر بلوچی (میانگین وزن 5/3 ± 4/49 کیلوگرم) جمع‌آوری شد. به شیشه‌های کشت حدود 90 میلی‌لیتر از مایع شکمبه بافری شده (BRF)، 400 میلی‌گرم نمونه خوراک و کربوهیدرات (مالتوز، زایلوز و نشاسته) در چهار سطح (100، 200، 300 و 400 میلی‌گرم) افزوده شد. تولید گاز (میلی‌لیتر) و نیتروژن آمونیاکی (میلی‌گرم) در هر شیشه کشت در زمان‌های 4، 8، 12، 16، 24 و 30 ساعت پس از شروع کشت اندازه‌گیری شد و میزان تجزیه پذیری شکمبه‌ای پروتئین در هر نقطه زمانی از طریق برون یابی رگرسیون خطی میان تولید گاز (به عنوان متغیر اصلی) و نیتروژن آمونیاکی (به عنوان متغیر وابسته) اندازه‌گیری شد. نتایج نشان دادند که خوراک، زمان و اثر متقابل خوراک × زمان بر تخمین‌های تجزیه پذیری پروتئین اثر معنی‌داری دارند (P&lt;0.001). تخمین‌های تجزیه پذیری مؤثر پروتئین در نرخ خروج 06/0 در ساعت برای علف خشک یونجه، کنجاله سویا، دانه کامل سویای خام، کنجاله کلزا، کنجاله آفتابگردان و پودر ماهی به ترتیب 56/0، 77/0، 59/0، 45/0، 50/0 و 38/0 بودند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نیتروژن آمونیاکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تجزیه‌ پذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تولید گاز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثربخشی مقایسه‌ای تجویز E-17β و GnRH در روز 0 یک پروتکل مبتنی بر رهایش درونی کنترل شده دارو (CIDR) برای همزمان سازی ظهور موج، تخمک‌ گذاری و نرخ آبستنی در بوفالو مورا (بوبالوس بوبالیس)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثربخشی مقایسه‌ای تجویز E-17β و GnRH در روز 0 یک پروتکل مبتنی بر رهایش درونی کنترل شده دارو (CIDR) برای همزمان سازی ظهور موج، تخمک‌ گذاری و نرخ آبستنی در بوفالو مورا (بوبالوس بوبالیس)</VernacularTitle>
			<FirstPage>53</FirstPage>
			<LastPage>58</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2924</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2924</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جی. رسول</FirstName>
					<LastName>بهات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>گوروچاران سینگ</FirstName>
					<LastName>دالیوال</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ساروپریت سینگ</FirstName>
					<LastName>قومن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریگانک</FirstName>
					<LastName>هونپارخ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه برای مقایسه اثربخشی پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR با پروتکل متداول مبتنی بر ovsynch + CIDR برای همزمان سازی ظهور موج و تخمک گذاری در بوفالو مورا انجام گرفت. در گروه I (تعداد=25)، در روز 0 (شروع آزمایش)، به بوفالوها دستگاه CIDR (38/1 گرم P&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;) تجویز شده و به طور همزمان 5/1 میلی‌گرم استرادیول-17 بتا دریافت نمودند. در روز 9، CIDR خارج شد و یک آنالوگ پروستاگلاندین (PG) F&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;α (500 میکرو گرم) تجویز شد. در روز 11، بوفالوها آنالوگ هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) (20 میکرو گرم) دریافت نموده و دو بار در 12 و 24 ساعت بعد از تزریق GnRH تلقیح شدند. پروتکل گروه II (تعداد=25) بر اساس برنامه ovsynch همراه با الحاق CIDR به مدت 7 روز و سپس دو تلقیح در فحلی القا شده بود. گروه III (تعداد=10) به عنوان گروه کنترل به کار رفته و هیچ هورمونی در روز 0 پروتکل به آن‌ها داده نشد. در گروه I، II و III، مدت زمان ظهور موج فولیکولر جدید به ترتیب در روز 12/0 ± 22/4، 33/0 ± 12/3 و 42/0 ± 14/5 مشاهده گردید. در گروه I، در مقایسه با گروه‌های II و III همزمان سازی ظهور موج بیشتر و قطر فولیکول قبل از تخمک گذاری بزرگتر بود (P&lt;0.05). نرخ آبستنی جفتگیری اول (FSCR) در گروه I بیشتر بود (P&lt;0.05) در حالی که نرخ تخمک گذاری بین گروه‌های I و II متفاوت نبود. در نتیجه، همزمان سازی ظهور موج بیشتر، قطر بزرگتر فولیکول غالب، و نرخ آبستنی جفت گیری اول بیشتر متعاقب پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR مشاهده گردید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه برای مقایسه اثربخشی پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR با پروتکل متداول مبتنی بر ovsynch + CIDR برای همزمان سازی ظهور موج و تخمک گذاری در بوفالو مورا انجام گرفت. در گروه I (تعداد=25)، در روز 0 (شروع آزمایش)، به بوفالوها دستگاه CIDR (38/1 گرم P&lt;sub&gt;4&lt;/sub&gt;) تجویز شده و به طور همزمان 5/1 میلی‌گرم استرادیول-17 بتا دریافت نمودند. در روز 9، CIDR خارج شد و یک آنالوگ پروستاگلاندین (PG) F&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;α (500 میکرو گرم) تجویز شد. در روز 11، بوفالوها آنالوگ هورمون آزاد کننده گنادوتروپین (GnRH) (20 میکرو گرم) دریافت نموده و دو بار در 12 و 24 ساعت بعد از تزریق GnRH تلقیح شدند. پروتکل گروه II (تعداد=25) بر اساس برنامه ovsynch همراه با الحاق CIDR به مدت 7 روز و سپس دو تلقیح در فحلی القا شده بود. گروه III (تعداد=10) به عنوان گروه کنترل به کار رفته و هیچ هورمونی در روز 0 پروتکل به آن‌ها داده نشد. در گروه I، II و III، مدت زمان ظهور موج فولیکولر جدید به ترتیب در روز 12/0 ± 22/4، 33/0 ± 12/3 و 42/0 ± 14/5 مشاهده گردید. در گروه I، در مقایسه با گروه‌های II و III همزمان سازی ظهور موج بیشتر و قطر فولیکول قبل از تخمک گذاری بزرگتر بود (P&lt;0.05). نرخ آبستنی جفتگیری اول (FSCR) در گروه I بیشتر بود (P&lt;0.05) در حالی که نرخ تخمک گذاری بین گروه‌های I و II متفاوت نبود. در نتیجه، همزمان سازی ظهور موج بیشتر، قطر بزرگتر فولیکول غالب، و نرخ آبستنی جفت گیری اول بیشتر متعاقب پروتکل مبتنی بر استرادیول-17 بتا + CIDR مشاهده گردید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بوفالو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نرخ آبستنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرادیول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تخمک گذاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ظهور موج</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات مخمر ساکارومایسس سرویسیه بر میزان بقاء و عملکرد رشد ماهی سیچلید زبرا (Amatitlania nigrofasciata)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات مخمر ساکارومایسس سرویسیه بر میزان بقاء و عملکرد رشد ماهی سیچلید زبرا (Amatitlania nigrofasciata)</VernacularTitle>
			<FirstPage>59</FirstPage>
			<LastPage>62</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2925</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2925</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فروغ</FirstName>
					<LastName>محمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>موسوی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-7366-8808</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابتسام</FirstName>
					<LastName>احمد مرادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>ذاکری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرش</FirstName>
					<LastName>جاهدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>استفاده از پروبیوتیک‌ها به عنوان کنترل کننده پاتوژن‌ها به روش‌های مختلف و افزایش دهنده رشد در صنعت آبزی‌پروری در حال افزایش است. ماهی سیچلید زبرا متعلق به خانواده سیچلیده بوده و دارای رشد سریع در شرایط آزمایشگاه بوده و گونه مناسب جهت آزمایش‌های رفتاری می‌باشد. هدف از مطالعه، بررسی اثرات مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; بر عملکرد رشد، میزان زنده مانی و ترکیب بیوشیمیایی بدن ماهی سیچلید زبرا (&lt;em&gt;Amatitlania nigrofasciata&lt;/em&gt;) می‌باشد. 168 بچه ماهی سیچلید زبرا (میانگین وزنی: 12/0 ± 1/2 گرم و میانگین طول: 05/0 ± 2/2 سانتیمتر) با جیره تجاری غنی شده با سطوح مختلف مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; (0، 5/0%، 1% و 2%) تغذیه شدند. در پایان آزمایش، میزان زنده مانی و شاخص‌های رشد اندازه‌گیری شدند. بر اساس نتایج، عملکرد رشد در تیمارهای تغذیه شده با مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; خصوصا در سطح 2% به طور معنی‌داری افزایش یافت. همچنین بهترین مقادیر FCR، SGR، CF، BWG در غلظت 2% مخمر در جیره مشاهده گردید. بر اساس نتایج حاصل، این مخمر کارایی غذا را در این گونه ماهی افزایش می‌دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">استفاده از پروبیوتیک‌ها به عنوان کنترل کننده پاتوژن‌ها به روش‌های مختلف و افزایش دهنده رشد در صنعت آبزی‌پروری در حال افزایش است. ماهی سیچلید زبرا متعلق به خانواده سیچلیده بوده و دارای رشد سریع در شرایط آزمایشگاه بوده و گونه مناسب جهت آزمایش‌های رفتاری می‌باشد. هدف از مطالعه، بررسی اثرات مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; بر عملکرد رشد، میزان زنده مانی و ترکیب بیوشیمیایی بدن ماهی سیچلید زبرا (&lt;em&gt;Amatitlania nigrofasciata&lt;/em&gt;) می‌باشد. 168 بچه ماهی سیچلید زبرا (میانگین وزنی: 12/0 ± 1/2 گرم و میانگین طول: 05/0 ± 2/2 سانتیمتر) با جیره تجاری غنی شده با سطوح مختلف مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; (0، 5/0%، 1% و 2%) تغذیه شدند. در پایان آزمایش، میزان زنده مانی و شاخص‌های رشد اندازه‌گیری شدند. بر اساس نتایج، عملکرد رشد در تیمارهای تغذیه شده با مخمر &lt;em&gt;ساکارومایسس سرویسیه&lt;/em&gt; خصوصا در سطح 2% به طور معنی‌داری افزایش یافت. همچنین بهترین مقادیر FCR، SGR، CF، BWG در غلظت 2% مخمر در جیره مشاهده گردید. بر اساس نتایج حاصل، این مخمر کارایی غذا را در این گونه ماهی افزایش می‌دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروبیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساکارومایسس سرویسیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عملکرد رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیچلید زبرا (Amatitlania nigrofasciata)</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تأثیر بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی آهسته رهش روی وضعیت مواد معدنی، تعداد فولیکول‌های تخمدان و نتایج آبستنی در میش‌های افشاری همزمان‌ سازی شده</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تأثیر بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی آهسته رهش روی وضعیت مواد معدنی، تعداد فولیکول‌های تخمدان و نتایج آبستنی در میش‌های افشاری همزمان‌ سازی شده</VernacularTitle>
			<FirstPage>63</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2926</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2926</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اسلام</FirstName>
					<LastName>عبدالهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>کهرام</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>شهیر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>نعمتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تاکنون مطالعه‌ای یافت نشده تا اثرات بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی را روی تعداد فولیکول‌های تخمدان نشان دهد از این رو هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی روی سطوح پلاسمایی میکرومینرال، تعداد فولیکول‌های تخمدان و عملکرد آبستنی میش‌ها بود. 80 رأس میش افشاری در طی فصل تولید مثل انتخاب شده و به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1، یک عدد قرص فروبلوک و گروه 2، دو عدد قرص فروبلوک توسط بلوس‌خوران دریافت نموده، همچنین به هر دو گروه (گروه 1 و گروه 2) در روز سیدربرداری 400 واحد eCG به صورت داخل ماهیچه‌ای تزریق شد. گروه 3، فقط 400 واحد eCG، در روز سیدربرداری به صورت داخل ماهیچه‌ای دریافت کردند. گروه 4 گوسفندان به عنوان شاهد انتخاب شدند که eCG به آن‌ها تزریق نشده و هیچگونه مواد معدنی هم دریافت نکردند. یک ماه قبل از شروع آزمایش قرص‌ها به دام‌ها خورانده شد. همه میش‌ها تحت یک برنامه همزمانی فحلی قرار گرفته در واژن تمام میش‌ها برای مدت 14 روز سیدر گذاشته شد. برای بررسی وضعیت فولیکول‌های تخمدان در روز سیدرگذاری و روز بعد از آن، از دستگاه التراسونوگرافی استفاده شد. نتایج نشان داد که غلظت پلاسمایی مس، سلنیوم و ید هم در زمان جفت‌گیری و هم در روز 90 آبستنی افزایش داشته است (P&lt;0.05). بلوس شکمبه‌ای تأثیر معنی‌داری روی تعداد فولیکول‌های تخمدان در کلاس‌های مختلف نداشت (P&gt;0.05). خوراندن یک یا دو بلوس شکمبه‌ای در 4 هفته قبل از برنامه همزمان سازی فحلی باعث آبستنی تمام میش‌ها می‌شود. نرخ چند قلوزایی (80%) در گروه دو بلوس در مقایسه با سایر گروه‌ها افزایش معنی‌داری داشته است (P&lt;0.05).</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تاکنون مطالعه‌ای یافت نشده تا اثرات بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی را روی تعداد فولیکول‌های تخمدان نشان دهد از این رو هدف از تحقیق حاضر بررسی تاثیر بلوس شکمبه‌ای مواد معدنی روی سطوح پلاسمایی میکرومینرال، تعداد فولیکول‌های تخمدان و عملکرد آبستنی میش‌ها بود. 80 رأس میش افشاری در طی فصل تولید مثل انتخاب شده و به چهار گروه تقسیم شدند. گروه 1، یک عدد قرص فروبلوک و گروه 2، دو عدد قرص فروبلوک توسط بلوس‌خوران دریافت نموده، همچنین به هر دو گروه (گروه 1 و گروه 2) در روز سیدربرداری 400 واحد eCG به صورت داخل ماهیچه‌ای تزریق شد. گروه 3، فقط 400 واحد eCG، در روز سیدربرداری به صورت داخل ماهیچه‌ای دریافت کردند. گروه 4 گوسفندان به عنوان شاهد انتخاب شدند که eCG به آن‌ها تزریق نشده و هیچگونه مواد معدنی هم دریافت نکردند. یک ماه قبل از شروع آزمایش قرص‌ها به دام‌ها خورانده شد. همه میش‌ها تحت یک برنامه همزمانی فحلی قرار گرفته در واژن تمام میش‌ها برای مدت 14 روز سیدر گذاشته شد. برای بررسی وضعیت فولیکول‌های تخمدان در روز سیدرگذاری و روز بعد از آن، از دستگاه التراسونوگرافی استفاده شد. نتایج نشان داد که غلظت پلاسمایی مس، سلنیوم و ید هم در زمان جفت‌گیری و هم در روز 90 آبستنی افزایش داشته است (P&lt;0.05). بلوس شکمبه‌ای تأثیر معنی‌داری روی تعداد فولیکول‌های تخمدان در کلاس‌های مختلف نداشت (P&gt;0.05). خوراندن یک یا دو بلوس شکمبه‌ای در 4 هفته قبل از برنامه همزمان سازی فحلی باعث آبستنی تمام میش‌ها می‌شود. نرخ چند قلوزایی (80%) در گروه دو بلوس در مقایسه با سایر گروه‌ها افزایش معنی‌داری داشته است (P&lt;0.05).</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عملکرد تولید مثلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلوس شکمبه‌ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فولیکول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مواد معدنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میش افشاری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی ایمنی هومورال و اثر حفاظتی بیوفیلم تولید کننده باکترین-توکسوئید استافیلوکوکوس اورئوستهیه شده از یک جدایه ورم پستان گاوی در خرگوش</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی ایمنی هومورال و اثر حفاظتی بیوفیلم تولید کننده باکترین-توکسوئید استافیلوکوکوس اورئوستهیه شده از یک جدایه ورم پستان گاوی در خرگوش</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2927</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2927</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رضا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلام</FirstName>
					<LastName>محمد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سجاد</FirstName>
					<LastName>الرحمن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عماد</FirstName>
					<LastName>رشید</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کاشف</FirstName>
					<LastName>حنیف</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آسیا</FirstName>
					<LastName>آتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سومایرا</FirstName>
					<LastName>شریف</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ورم پستان یکی از بیماری‌های اصلی حیوانات شیری است. &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; متداول‌ترین میکروارگانیسم مرتبط با این منبع شیر است. میزان درمان و بهبودی ورم پستان مرتبط با این پاتوژن بسیار کم است. بیوفیلم یک فاکتور حدت مهم و ساختار ایمونوژنیک &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; است که آن را به فاگوسیتوز و آنتی بیوتیک‌ها مقاوم می‌سازد. گزارش‌های مبنی بر تاثیر واکسن تهیه شده از یک بیوفیلم تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; اندک می‌باشند. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی نقش باکترین-توکسوئید تهیه شده از یک بیوفیلم قوی تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; در ایمنی‌زایی مؤثر خرگوش‌ها طراحی شد. بیوفیلم قوی تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; انتخاب شده از 64 جدایه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; جهت تهیه باکترین-توکسوئید استفاده و ژل آلومینیوم هیدروکسید به عنوان ادجوانت افزوده شد. واکسن با استفاده از روش سنجش حفاظت در برابر چالش و پاسخ ایمنی هومورال در خرگوش‌ها ارزیابی شد. میزان مرگ و میر در گروه‌های کنترل و واکسینه شده در روز 7 بعد از چالش به ترتیب 80% و 10% و در روز 15 پس از چالش به ترتیب 100% و 20% بودند. تیتر آنتی بادی سرم (GMT) به طور معنی‌داری در گروه واکسینه (0/294) در مقایسه با خرگوش‌های گروه کنترل (63/2) در روز 45 بیشتر بود. نتایج نشان داد که واکسن به طور قابل ملاحظه‌ای پاسخ ایمنی هومورال را در خرگوش تحریک نموده و اثر حفاظتی در مقابل عفونت‌های جدید را توسعه بخشیده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ورم پستان یکی از بیماری‌های اصلی حیوانات شیری است. &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; متداول‌ترین میکروارگانیسم مرتبط با این منبع شیر است. میزان درمان و بهبودی ورم پستان مرتبط با این پاتوژن بسیار کم است. بیوفیلم یک فاکتور حدت مهم و ساختار ایمونوژنیک &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; است که آن را به فاگوسیتوز و آنتی بیوتیک‌ها مقاوم می‌سازد. گزارش‌های مبنی بر تاثیر واکسن تهیه شده از یک بیوفیلم تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; اندک می‌باشند. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی نقش باکترین-توکسوئید تهیه شده از یک بیوفیلم قوی تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; در ایمنی‌زایی مؤثر خرگوش‌ها طراحی شد. بیوفیلم قوی تولید کننده &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; انتخاب شده از 64 جدایه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; جهت تهیه باکترین-توکسوئید استفاده و ژل آلومینیوم هیدروکسید به عنوان ادجوانت افزوده شد. واکسن با استفاده از روش سنجش حفاظت در برابر چالش و پاسخ ایمنی هومورال در خرگوش‌ها ارزیابی شد. میزان مرگ و میر در گروه‌های کنترل و واکسینه شده در روز 7 بعد از چالش به ترتیب 80% و 10% و در روز 15 پس از چالش به ترتیب 100% و 20% بودند. تیتر آنتی بادی سرم (GMT) به طور معنی‌داری در گروه واکسینه (0/294) در مقایسه با خرگوش‌های گروه کنترل (63/2) در روز 45 بیشتر بود. نتایج نشان داد که واکسن به طور قابل ملاحظه‌ای پاسخ ایمنی هومورال را در خرگوش تحریک نموده و اثر حفاظتی در مقابل عفونت‌های جدید را توسعه بخشیده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس اورئوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تولید بیوفیلم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پاسخ ایمنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خرگوش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اولتراسونوگرافی عقده لنفاوی فوق پستانی برای تشخیص ورم پستان تحت بالینی مزمن در گاو</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اولتراسونوگرافی عقده لنفاوی فوق پستانی برای تشخیص ورم پستان تحت بالینی مزمن در گاو</VernacularTitle>
			<FirstPage>75</FirstPage>
			<LastPage>77</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2928</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2928</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بابک</FirstName>
					<LastName>خرمیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>وجهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>قاسم‌زاده نوا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد سعید</FirstName>
					<LastName>احراری خوافی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>باهنر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>کشت شیر استاندارد طلایی برای تشخیص ورم پستان در گاوهای شیرده است، بنابراین در بعضی گروه‌های گاوی مانند تلیسه‌ها و گاوهای خشک این روش غیر ممکن است. ورم پستان باعث تکثیر لنفوسیت‌ها در عقده‌های لنفاوی فوق پستانی شده و متعاقبا باعث بزرگ شدن عقده لنفاوی همان نیمه پستان می‌شود. اولتراسونوگرافی برای بررسی این تغییرات می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. دستگاه اولتراسونوگرافی قابل حمل با پروب محدب 5-2 مگاهرتز برای بررسی اندازه عقده لنفاوی در 35 گاو در گله مبتلا به ورم پستان مزمن ناشی از &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; استفاده شد. پس از آماده سازی پیش از دوشش پستان، تست ورم پستان کالیفرنیایی (CMT) انجام شد و همچنین نمونه شیر هر یک از کارتیه‌ها به منظور کشت باکتریایی و شمارش سلول‌های سوماتیک (SCC) با توجه به توصیه‌های NMC اخذ شد. متوسط طول عقده‌ها 2/9 سانتیمتر (90/12-77/5) و متوسط عمق 03/4 سانتیمتر (41/7-07/2) بود. ارتباط معنی‌داری بین اندازه عقده لنفاوی (طول و عمق) و کشت نمونه‌های شیر کارتیه‌های همان طرف مشاهده شد. همچنین ارتباط معنی‌داری بین CMT و میانگین سلول‌های سوماتیک هر طرف با اندازه عقده لنفاوی فوق پستانی همان طرف دیده شد. به طور کلی طول و عمق عقده لنفاوی توسط پروب محدب قابل اندازه‌گیری بود. تغییرات معنی‌داری در ابعاد عقده لنفاوی فوق پستانی در موارد ورم پستان ایجاد می‌شود و بنابراین اولتراسونوگرافی این عقده می‌تواند روش مناسبی برای تشخیص ورم پستان باشد، به ویژه در مواردی که تست روی شیر امکان پذیر نباشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">کشت شیر استاندارد طلایی برای تشخیص ورم پستان در گاوهای شیرده است، بنابراین در بعضی گروه‌های گاوی مانند تلیسه‌ها و گاوهای خشک این روش غیر ممکن است. ورم پستان باعث تکثیر لنفوسیت‌ها در عقده‌های لنفاوی فوق پستانی شده و متعاقبا باعث بزرگ شدن عقده لنفاوی همان نیمه پستان می‌شود. اولتراسونوگرافی برای بررسی این تغییرات می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. دستگاه اولتراسونوگرافی قابل حمل با پروب محدب 5-2 مگاهرتز برای بررسی اندازه عقده لنفاوی در 35 گاو در گله مبتلا به ورم پستان مزمن ناشی از &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; استفاده شد. پس از آماده سازی پیش از دوشش پستان، تست ورم پستان کالیفرنیایی (CMT) انجام شد و همچنین نمونه شیر هر یک از کارتیه‌ها به منظور کشت باکتریایی و شمارش سلول‌های سوماتیک (SCC) با توجه به توصیه‌های NMC اخذ شد. متوسط طول عقده‌ها 2/9 سانتیمتر (90/12-77/5) و متوسط عمق 03/4 سانتیمتر (41/7-07/2) بود. ارتباط معنی‌داری بین اندازه عقده لنفاوی (طول و عمق) و کشت نمونه‌های شیر کارتیه‌های همان طرف مشاهده شد. همچنین ارتباط معنی‌داری بین CMT و میانگین سلول‌های سوماتیک هر طرف با اندازه عقده لنفاوی فوق پستانی همان طرف دیده شد. به طور کلی طول و عمق عقده لنفاوی توسط پروب محدب قابل اندازه‌گیری بود. تغییرات معنی‌داری در ابعاد عقده لنفاوی فوق پستانی در موارد ورم پستان ایجاد می‌شود و بنابراین اولتراسونوگرافی این عقده می‌تواند روش مناسبی برای تشخیص ورم پستان باشد، به ویژه در مواردی که تست روی شیر امکان پذیر نباشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عقده لنفاوی فوق پستانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اولتراسونوگرافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس اورئوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو شیری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>عملکرد و خصوصیات لاشه مرغ شاخدار تغذیه شده با پودر غذایی برگ نیم (Azadirachta indica) به عنوان پیش برنده رشد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>عملکرد و خصوصیات لاشه مرغ شاخدار تغذیه شده با پودر غذایی برگ نیم (Azadirachta indica) به عنوان پیش برنده رشد</VernacularTitle>
			<FirstPage>78</FirstPage>
			<LastPage>82</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2929</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2929</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اِم. کِی.</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِس. کِی.</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آر. کِی.</FirstName>
					<LastName>شارما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بریجش</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شیوه</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِس. کِی.</FirstName>
					<LastName>جوشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ساندیپ</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِس.</FirstName>
					<LastName>ساتاپاتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>کار حاضر جهت مطالعه الگوی رشد و صفات لاشه در مرغ شاخدار خاکستری مایل به مرواریدی تغذیه شده با پودر غذایی برگ نیم (&lt;em&gt;Azadirachta indica&lt;/em&gt;) (NLP) در یک دوره 12 هفته انجام گرفت. جوجه مرغ‌های شاخدار یک روزه (تعداد=120) به صورت تصادفی به چهار گروه درمان، هر کدام با 3 تکرار تقسیم شدند. درمان اول به عنوان کنترل (T&lt;sub&gt;0&lt;/sub&gt;) انتخاب شد که در آن هیچ مکملی به خوراک اضافه نشد، در حالی که در درمان‌های T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; NLP در تمام خوراک‌ها به ترتیب به مقدار 1، 2 و 3 گرم به ازای هر کیلوگرم خوراک فراهم شد. نتایج تایید نمودند که افزایش معنی‌داری (P&lt;0.05) در وزن بدن در هفته 12 وجود داشت که به صورت 7/1229، 8/1249 و 2/1266 به ترتیب در T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; در مقایسه با گروه کنترل T&lt;sub&gt;0&lt;/sub&gt; (0/1220) مشخص شدند. مطالعه حاضر همچنین نشان داد که مکمل سازی NLP به طور معنی‌داری (P≤0.05) مصرف خوراک را افزایش داد که ممکن است ناشی از فعالیت هیپوگلیسمیک نیم باشد. نتایج دیگر افزایش معنی‌دار در ضریب تبدیل خوراک (FCR) گروه‌های درمان شده بیش از کنترل را مشخص نمودند که نشان می‌دهند تغذیه NLP به پرنده‌های گروه درمان شده بازدهی خوراک پس مانده را پایین آورده است. نتایج مطالعه تاثیر مفید مکمل سازی NLP بر روی افزایش وزن بدن و تولید در گروه‌های درمان در مرغ شاخدار را اثبات نمودند و از اینرو ممکن است پیشنهاد شود که NLP می‌تواند به عنوان یک مکمل خوراک در مرغ شاخدار برای سوددهی بیشتر استفاده شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">کار حاضر جهت مطالعه الگوی رشد و صفات لاشه در مرغ شاخدار خاکستری مایل به مرواریدی تغذیه شده با پودر غذایی برگ نیم (&lt;em&gt;Azadirachta indica&lt;/em&gt;) (NLP) در یک دوره 12 هفته انجام گرفت. جوجه مرغ‌های شاخدار یک روزه (تعداد=120) به صورت تصادفی به چهار گروه درمان، هر کدام با 3 تکرار تقسیم شدند. درمان اول به عنوان کنترل (T&lt;sub&gt;0&lt;/sub&gt;) انتخاب شد که در آن هیچ مکملی به خوراک اضافه نشد، در حالی که در درمان‌های T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; NLP در تمام خوراک‌ها به ترتیب به مقدار 1، 2 و 3 گرم به ازای هر کیلوگرم خوراک فراهم شد. نتایج تایید نمودند که افزایش معنی‌داری (P&lt;0.05) در وزن بدن در هفته 12 وجود داشت که به صورت 7/1229، 8/1249 و 2/1266 به ترتیب در T&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;، T&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و T&lt;sub&gt;3&lt;/sub&gt; در مقایسه با گروه کنترل T&lt;sub&gt;0&lt;/sub&gt; (0/1220) مشخص شدند. مطالعه حاضر همچنین نشان داد که مکمل سازی NLP به طور معنی‌داری (P≤0.05) مصرف خوراک را افزایش داد که ممکن است ناشی از فعالیت هیپوگلیسمیک نیم باشد. نتایج دیگر افزایش معنی‌دار در ضریب تبدیل خوراک (FCR) گروه‌های درمان شده بیش از کنترل را مشخص نمودند که نشان می‌دهند تغذیه NLP به پرنده‌های گروه درمان شده بازدهی خوراک پس مانده را پایین آورده است. نتایج مطالعه تاثیر مفید مکمل سازی NLP بر روی افزایش وزن بدن و تولید در گروه‌های درمان در مرغ شاخدار را اثبات نمودند و از اینرو ممکن است پیشنهاد شود که NLP می‌تواند به عنوان یک مکمل خوراک در مرغ شاخدار برای سوددهی بیشتر استفاده شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرغ شاخدار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صفات رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نیم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>انعطاف‌ پذیری بالای تمایز نورونی/آستروگلیالی سلول‌های بنیادی/اجدادی هیپوکامپ موش صحرایی بالغ در پاسخ به تاثیر مایع مغزی-نخاعی جنینی و بالغ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>انعطاف‌ پذیری بالای تمایز نورونی/آستروگلیالی سلول‌های بنیادی/اجدادی هیپوکامپ موش صحرایی بالغ در پاسخ به تاثیر مایع مغزی-نخاعی جنینی و بالغ</VernacularTitle>
			<FirstPage>83</FirstPage>
			<LastPage>89</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2942</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2942</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>تهمینه</FirstName>
					<LastName>پیروی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرشید</FirstName>
					<LastName>یکانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهناز</FirstName>
					<LastName>آذرنیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>معصومی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>سلول‌های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ مغز پستانداران بالغ منبع مهمی برای تولید سلول‌های نورونی و گلیالی در آن ناحیه است. هدف اصلی در این مطالعه، بررسی انعطاف پذیری این سلول‌ها در تمایز نورونی/آستروگلیالی می‌باشد. بدین منظور، تمایز سلول‌های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ جدا شده از موش صحرایی 3 ماهه نژاد ویستار در پاسخ به تاثیر مایع مغزی-نخاعی (CSF) جنینی شامل جنین‌های روزهای 5/13 و 17و نمونه CSF بالغ که همگی از موش صحرایی استخراج شدند مورد بررسی قرار گرفت. انتخاب نمونه‌های CSF نیز بر اساس تاثیر آن‌ها بر پارامترهای رفتار سلولی انجام گردید. کشت اولیه سلولی با میزان نرمال یا بالای کلرید پتاسیم (KCL) در محیط کشت صورت گرفت. میزان KCL بالا می‌تواند موجب دپلاریزه شدن سلول‌ها و بنابراین فعال شدن سلول‌های بنیادی عصبی خاموش گردد. نتایج حاصل از تکنیک‌های ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR، افزایش تمایز نورونی در گروه‌های تیمار شده با CSF جنینی را نشان داد (E17&gt;E13.5) اما در مقابل، CSF بالغ باعث کاهش تمایز نورونی و افزایش تمایز آستروگلیالی گردید. میزان بقا و یا تکثیر سلولی که به وسیله تکنیک MTT ارزیابی گردید توسط CSF روز 5/13 افزایش یافته اما توسط CSF روز 17 و CSF بالغ کاهش یافت. در این مطالعه چنین نتیجه‌گیری شد که سلول‌های تکثیر شونده هیپوکامپ موش صحرایی بالغ نه تنها سلول‌های اجدادی محدود به دودمان نمی‌باشند. بلکه بر اساس نتایج ما، مطابق با اثرات هر کدام از نمونه‌های CSF، انعطاف پذیری بالایی را در تمایز به نورون و آستروسیت نشان می‌دهند. به علاوه استفاده از غلظت بالای KCL در کشت اولیه باعث افزایش تعداد سلول‌های بنیادی عصبی گردیده که در نتیجه پس از تیمار با CSF افزایش در میزان تمایز نورونی و آستروگلیالی مشاهده گردید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سلول‌های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ مغز پستانداران بالغ منبع مهمی برای تولید سلول‌های نورونی و گلیالی در آن ناحیه است. هدف اصلی در این مطالعه، بررسی انعطاف پذیری این سلول‌ها در تمایز نورونی/آستروگلیالی می‌باشد. بدین منظور، تمایز سلول‌های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ جدا شده از موش صحرایی 3 ماهه نژاد ویستار در پاسخ به تاثیر مایع مغزی-نخاعی (CSF) جنینی شامل جنین‌های روزهای 5/13 و 17و نمونه CSF بالغ که همگی از موش صحرایی استخراج شدند مورد بررسی قرار گرفت. انتخاب نمونه‌های CSF نیز بر اساس تاثیر آن‌ها بر پارامترهای رفتار سلولی انجام گردید. کشت اولیه سلولی با میزان نرمال یا بالای کلرید پتاسیم (KCL) در محیط کشت صورت گرفت. میزان KCL بالا می‌تواند موجب دپلاریزه شدن سلول‌ها و بنابراین فعال شدن سلول‌های بنیادی عصبی خاموش گردد. نتایج حاصل از تکنیک‌های ایمونوسیتوشیمی و RT-PCR، افزایش تمایز نورونی در گروه‌های تیمار شده با CSF جنینی را نشان داد (E17&gt;E13.5) اما در مقابل، CSF بالغ باعث کاهش تمایز نورونی و افزایش تمایز آستروگلیالی گردید. میزان بقا و یا تکثیر سلولی که به وسیله تکنیک MTT ارزیابی گردید توسط CSF روز 5/13 افزایش یافته اما توسط CSF روز 17 و CSF بالغ کاهش یافت. در این مطالعه چنین نتیجه‌گیری شد که سلول‌های تکثیر شونده هیپوکامپ موش صحرایی بالغ نه تنها سلول‌های اجدادی محدود به دودمان نمی‌باشند. بلکه بر اساس نتایج ما، مطابق با اثرات هر کدام از نمونه‌های CSF، انعطاف پذیری بالایی را در تمایز به نورون و آستروسیت نشان می‌دهند. به علاوه استفاده از غلظت بالای KCL در کشت اولیه باعث افزایش تعداد سلول‌های بنیادی عصبی گردیده که در نتیجه پس از تیمار با CSF افزایش در میزان تمایز نورونی و آستروگلیالی مشاهده گردید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سلول‌های بنیادی/اجدادی عصبی هیپوکامپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">CSF جنینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">CSF بالغ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تمایز نورونی/آستروگلیالی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>نسبت مقایسه‌ای ژن‌های شیگا توکسین، اینتیمین، انتروهمولیزین و بتا لاکتاماز وسیع الطیف (ESBL) اصلی در اشریشیا کولای جدا شده از طیور خانگی و صنعتی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نسبت مقایسه‌ای ژن‌های شیگا توکسین، اینتیمین، انتروهمولیزین و بتا لاکتاماز وسیع الطیف (ESBL) اصلی در اشریشیا کولای جدا شده از طیور خانگی و صنعتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>90</FirstPage>
			<LastPage>93</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2930</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2930</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ایندرانیل</FirstName>
					<LastName>سامانتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیدهارتا نارایان</FirstName>
					<LastName>جوآردار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پرادیپ کومار</FirstName>
					<LastName>داس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تاپاس کومار</FirstName>
					<LastName>سار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه حاضر برای مقایسه وقوع &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; دارای ژن‌های حدت و ESBL در طیور خانگی و صنعتی انجام گرفت. 360 نمونه از طیور نگهداری شده با سیستم خانگی و 120 نمونه از طیور صنعتی از بنگال غربی و هند جمع‌آوری شدند. از میان جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;طیور خانگی O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;)، O&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;25&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;55&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;60&lt;/sub&gt; و (UT، هیچ یک از آن‌ها ژن شیگا توکسین را نداشتند و هشت جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;(272/8؛ 9/2%) تنها ژن &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; را داشتند. در حالی که از میان &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; جدا شده از طیور صنعتی O&lt;sub&gt;17&lt;/sub&gt;)، O&lt;sub&gt;20&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;22&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;102&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;114&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;119&lt;/sub&gt;، rough و (UT، 4 جدایه (48/4؛ 1/5%) ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;/&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و 11 جدایه (48/11؛ 1/14%) ژن &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; را داشتند. هیچ یک از جدایه‌های&lt;em&gt; اشریشیا کولای&lt;/em&gt; در طیور خانگی ژن ESBL مورد مطالعه را نداشتند. در حالی که، 4/29% از جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کولای در&lt;/em&gt; طیور صنعتی ژن ESBL را داشتند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه حاضر برای مقایسه وقوع &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; دارای ژن‌های حدت و ESBL در طیور خانگی و صنعتی انجام گرفت. 360 نمونه از طیور نگهداری شده با سیستم خانگی و 120 نمونه از طیور صنعتی از بنگال غربی و هند جمع‌آوری شدند. از میان جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;طیور خانگی O&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;)، O&lt;sub&gt;10&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;25&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;55&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;60&lt;/sub&gt; و (UT، هیچ یک از آن‌ها ژن شیگا توکسین را نداشتند و هشت جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کولای &lt;/em&gt;(272/8؛ 9/2%) تنها ژن &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; را داشتند. در حالی که از میان &lt;em&gt;اشریشیا کولای&lt;/em&gt; جدا شده از طیور صنعتی O&lt;sub&gt;17&lt;/sub&gt;)، O&lt;sub&gt;20&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;22&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;102&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;114&lt;/sub&gt;، O&lt;sub&gt;119&lt;/sub&gt;، rough و (UT، 4 جدایه (48/4؛ 1/5%) ژن &lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;1&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;/&lt;em&gt;stx&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; و 11 جدایه (48/11؛ 1/14%) ژن &lt;em&gt;eaeA&lt;/em&gt; را داشتند. هیچ یک از جدایه‌های&lt;em&gt; اشریشیا کولای&lt;/em&gt; در طیور خانگی ژن ESBL مورد مطالعه را نداشتند. در حالی که، 4/29% از جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کولای در&lt;/em&gt; طیور صنعتی ژن ESBL را داشتند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">حیاط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ESBL</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طیور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">STEC</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بنگال غربی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>یافته‌های کلینیکوپاتولوژیکی انتروتوکسمی ناشی از کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D در بزها و فعالیت همولیتیک آن در اریتروسیت‌های مختلف</ArticleTitle>
<VernacularTitle>یافته‌های کلینیکوپاتولوژیکی انتروتوکسمی ناشی از کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D در بزها و فعالیت همولیتیک آن در اریتروسیت‌های مختلف</VernacularTitle>
			<FirstPage>94</FirstPage>
			<LastPage>99</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2931</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2931</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اعظم</FirstName>
					<LastName>علی نصیر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>یونس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آصف</FirstName>
					<LastName>رشد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید</FirstName>
					<LastName>عبدالخلیق</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احتشام</FirstName>
					<LastName>خان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سجاد حسین</FirstName>
					<LastName>شاه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آسیم</FirstName>
					<LastName>اسلام</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>منظور احمد</FirstName>
					<LastName>قومن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصرت حسین</FirstName>
					<LastName>جویا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بررسی حاضر برای مطالعه اثرات انتروتوکسمی تجربی با &lt;em&gt;کلستریدیوم پرفرینجنز&lt;/em&gt; نوع D در بزهای تدی انجام گرفت. علایم بالینی مانند بی‌اشتهایی، اسهال، دهیدراسیون، کف کردن دهان و تنگی نفس 30 دقیقه پس از عفونت تجربی شروع به تظاهر کردند. ضایعات ظاهری شامل پر خونی غیر فعال شدید در بافت‌های با شدت متغیر همراه با عقده‌های لنفاوی مزانتریک بزرگ بود، در حالی که بررسی هیستولوژیک ادم ریه‌ها، کلیه و عقده‌های لنفاوی و تا حدی در مغز همراه با خونریزی در ریه‌ها و روده را مشخص نمود. &lt;em&gt;کلستریدیوم پرفرینجنز&lt;/em&gt; نوع D دارای ژن‌های آلفا و اپسیلون به ترتیب با آمپلیکون به اندازه حدود bp 247 و bp 665 تکثیر یافت. اریتروسیت‌های انسانی بیشترین هولیز 68% و به دنبال آن موش 57% را در برابر سوپرناتانت‌های کشت نشان دادند. درصد همولیز به استثنای خرگوش و سگ به طور معنی‌داری در °C37 در مقایسه با °C25 بالاتر بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بررسی حاضر برای مطالعه اثرات انتروتوکسمی تجربی با &lt;em&gt;کلستریدیوم پرفرینجنز&lt;/em&gt; نوع D در بزهای تدی انجام گرفت. علایم بالینی مانند بی‌اشتهایی، اسهال، دهیدراسیون، کف کردن دهان و تنگی نفس 30 دقیقه پس از عفونت تجربی شروع به تظاهر کردند. ضایعات ظاهری شامل پر خونی غیر فعال شدید در بافت‌های با شدت متغیر همراه با عقده‌های لنفاوی مزانتریک بزرگ بود، در حالی که بررسی هیستولوژیک ادم ریه‌ها، کلیه و عقده‌های لنفاوی و تا حدی در مغز همراه با خونریزی در ریه‌ها و روده را مشخص نمود. &lt;em&gt;کلستریدیوم پرفرینجنز&lt;/em&gt; نوع D دارای ژن‌های آلفا و اپسیلون به ترتیب با آمپلیکون به اندازه حدود bp 247 و bp 665 تکثیر یافت. اریتروسیت‌های انسانی بیشترین هولیز 68% و به دنبال آن موش 57% را در برابر سوپرناتانت‌های کشت نشان دادند. درصد همولیز به استثنای خرگوش و سگ به طور معنی‌داری در °C37 در مقایسه با °C25 بالاتر بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلستریدیوم پرفرینجنز نوع D</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انتروتوکسمی ELISA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژن‌های آلفا و اپسیلون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همولیز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه اثر اسید بوتیریک همراه با پیوند امنتوم خودی بر التیام تاندون آشیل در خرگوش</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه اثر اسید بوتیریک همراه با پیوند امنتوم خودی بر التیام تاندون آشیل در خرگوش</VernacularTitle>
			<FirstPage>100</FirstPage>
			<LastPage>104</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2932</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2932</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیاوش</FirstName>
					<LastName>جهانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمیدرضا</FirstName>
					<LastName>مسلمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد مهدی</FirstName>
					<LastName>دهقان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>صداقت</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رامین</FirstName>
					<LastName>مظاهری نژاد فرد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>دانیال</FirstName>
					<LastName>رضایی مقدم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تزریق موضعی بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی در التیام نقیصه ایجاد شده در تاندون آشیل خرگوش می‌باشد. برای انجام این تحقیق 9 قطعه خرگوش سفید نیوزیلندی تهیه و با استفاده از ترکیب کتامین و زایلازین، بیهوش شدند. در ادامه و پس از آماده سازی آسپتیک و شان گذاری در پای راست و چپ، در بالای استخوان کالکانئوس شکافی در پوست داده شد. پس از رویت تاندون آشیل، برداشت ناقص تاندون در ناحیه میانی آن انجام گرفت. سپس این فضا با استفاده از بافت امنتوم خودی پر شده و در گروه آزمایش، ابتدا و انتهای آن با استفاده از نخ پلی گالاکتین 910 آغشته به اسید بوتیریک، به دو سر قطع شده تاندون بخیه گردید.همچنین در گروه‌های مورد مطالعه و کنترل به ترتیب تزریق اسید بوتیریک و نرمال سالین، به صورت روزانه و تا روز سوم ادامه یافت. به منظور مشاهده روند ترمیم ضایعات و پاسخ‌های بافتی و مطالعه هیستوپاتولوژی در روزهای 15، 28 و 45، سه قطعه خرگوش به روش انسانی معدوم شده و پس از جداسازی، تاندون مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. نتایج فاکتورهای مورد مطالعه میانگین التیام بالاتری را در گروه درمان شده با بوتریک اسید در مقایسه با گروه کنترل نشان داد، اگر چه این اختلاف معنی‌دار نبود. بنابراین بر اساس نتایج حاصله می توان بیان داشت تزریق بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی می‌تواند روند التیام را در جراحت تاندون آشیل در خرگوش بهبود بخشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی تزریق موضعی بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی در التیام نقیصه ایجاد شده در تاندون آشیل خرگوش می‌باشد. برای انجام این تحقیق 9 قطعه خرگوش سفید نیوزیلندی تهیه و با استفاده از ترکیب کتامین و زایلازین، بیهوش شدند. در ادامه و پس از آماده سازی آسپتیک و شان گذاری در پای راست و چپ، در بالای استخوان کالکانئوس شکافی در پوست داده شد. پس از رویت تاندون آشیل، برداشت ناقص تاندون در ناحیه میانی آن انجام گرفت. سپس این فضا با استفاده از بافت امنتوم خودی پر شده و در گروه آزمایش، ابتدا و انتهای آن با استفاده از نخ پلی گالاکتین 910 آغشته به اسید بوتیریک، به دو سر قطع شده تاندون بخیه گردید.همچنین در گروه‌های مورد مطالعه و کنترل به ترتیب تزریق اسید بوتیریک و نرمال سالین، به صورت روزانه و تا روز سوم ادامه یافت. به منظور مشاهده روند ترمیم ضایعات و پاسخ‌های بافتی و مطالعه هیستوپاتولوژی در روزهای 15، 28 و 45، سه قطعه خرگوش به روش انسانی معدوم شده و پس از جداسازی، تاندون مورد ارزیابی هیستوپاتولوژی قرار گرفت. نتایج فاکتورهای مورد مطالعه میانگین التیام بالاتری را در گروه درمان شده با بوتریک اسید در مقایسه با گروه کنترل نشان داد، اگر چه این اختلاف معنی‌دار نبود. بنابراین بر اساس نتایج حاصله می توان بیان داشت تزریق بوتریک اسید همراه با پیوند امنتوم خودی می‌تواند روند التیام را در جراحت تاندون آشیل در خرگوش بهبود بخشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسید بوتیریک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیوند امنتوم خودی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تاندون آشیل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پارچه پلی استر/کتان تجارتی (دامور): ماده سنتزی جدید برای هرنیوپلاستی در نشخوارکنندگان</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پارچه پلی استر/کتان تجارتی (دامور): ماده سنتزی جدید برای هرنیوپلاستی در نشخوارکنندگان</VernacularTitle>
			<FirstPage>105</FirstPage>
			<LastPage>109</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2933</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2933</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد محمود اسام</FirstName>
					<LastName>مصباح</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خالد صلاح احمد</FirstName>
					<LastName>ابوالنصر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این کار مطالعه امکان استفاده از یک پارچه پلی استر/کتان تجارتی برای ترمیم فتق‌های بزرگ نافی و شکمی در گوساله‌ها و نشخوارکنندگان کوچک بود. 24 حیوان (16 گوساله، 3 بوفالو، 4 گوسفند و 1 بز) با فتق‌های نافی یا شکمی وارد این مطالعه شدند. قطر حلقه فتق از 12 تا 25 سانتیمتر متغیر بود. از تکنیک زیر لایه‌ای برای ثابت نمودن ماده مصنوعی استفاده شد که زیر پریتونئوم احشایی بعد از امنتوپکسی قرار داده و به بافت گیرنده با الگوی غیر ممتد روی هم افتاده با استفاده از نخ بخیه تک رشته‌ای پلی پروپیلن محکم گردید. بعد از یک سال پیگیری، ترمیم نرمال بدون عارضه در 19 حیوان (82/79%) تایید شد. عفونت زخم و تاخیر در ترمیم در 3 حیوان (5/12%) گزارش شد و باز شدن زخم و فتق مجدد در 2 مورد (3/8%) مشاهده گردید. در نتیجه، نتایج ما پیشنهاد نمودند که پارچه پلی استر/کتان تجارتی (دامور) یک جایگزین مقرون به صرفه جدید برای مش‌های متداول مورد استفاده را جهت هرنیوپلاستی فتق‌های بزرگ همراه با عوارض و عود نسبتا کم در گوساله‌ها و نشخوارکنندگان کوچک ارائه می‌دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این کار مطالعه امکان استفاده از یک پارچه پلی استر/کتان تجارتی برای ترمیم فتق‌های بزرگ نافی و شکمی در گوساله‌ها و نشخوارکنندگان کوچک بود. 24 حیوان (16 گوساله، 3 بوفالو، 4 گوسفند و 1 بز) با فتق‌های نافی یا شکمی وارد این مطالعه شدند. قطر حلقه فتق از 12 تا 25 سانتیمتر متغیر بود. از تکنیک زیر لایه‌ای برای ثابت نمودن ماده مصنوعی استفاده شد که زیر پریتونئوم احشایی بعد از امنتوپکسی قرار داده و به بافت گیرنده با الگوی غیر ممتد روی هم افتاده با استفاده از نخ بخیه تک رشته‌ای پلی پروپیلن محکم گردید. بعد از یک سال پیگیری، ترمیم نرمال بدون عارضه در 19 حیوان (82/79%) تایید شد. عفونت زخم و تاخیر در ترمیم در 3 حیوان (5/12%) گزارش شد و باز شدن زخم و فتق مجدد در 2 مورد (3/8%) مشاهده گردید. در نتیجه، نتایج ما پیشنهاد نمودند که پارچه پلی استر/کتان تجارتی (دامور) یک جایگزین مقرون به صرفه جدید برای مش‌های متداول مورد استفاده را جهت هرنیوپلاستی فتق‌های بزرگ همراه با عوارض و عود نسبتا کم در گوساله‌ها و نشخوارکنندگان کوچک ارائه می‌دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هرنیوپلاستی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پلی استر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کتان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوساله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نشخوارکنندگان کوچک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جستجوی Torque teno midi virus/Small anellovirus (TTMDV/SAV) در مرغان اهلی روستایی و انتقال عمودی آن از مرغ به تخم مرغ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جستجوی Torque teno midi virus/Small anellovirus (TTMDV/SAV) در مرغان اهلی روستایی و انتقال عمودی آن از مرغ به تخم مرغ</VernacularTitle>
			<FirstPage>110</FirstPage>
			<LastPage>113</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2943</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2943</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>بوذری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شراره</FirstName>
					<LastName>سلمانی‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>گرچه عفونت حیوانات و پریمات‌های غیر انسان با اعضای دیگر خانواده &lt;em&gt;آنلوویریده&lt;/em&gt; قبلا گزارش گردیده است، ولی گزارشی در مورد عفونت با &lt;em&gt;Torque teno midi virus/Small anellovirus&lt;/em&gt; (TTMDV/SAV) در حیوانات وجود ندارد. هدف از این تحقیق جستجوی این ویروس در مرغان اهلی روستایی بود. نمونه‌های خونی از 79 مرغ اهلی روستاهای اطراف شهر اصفهان جمع‌آوری گردیدند. نمونه‌های خون از پنج مرغ تخمگذار و یک خروس در سه هفته متوالی (روزهای 1، 8 و 14) تهیه گردیدند. ده تخم از بین تخم‌های گذاشته شده بین روزهای 12 تا 17 به صورت تصادفی جمع‌آوری شدند و نمونه‌های زرده و سفیده رقیق و غلیظ به صورت سترون برداشت شدند. با روش فنل/کلروفرم DNA از نمونه‌های سرمی و قسمت‌های مختلف تخم مرغ جداسازی گردید. واکنش زنجیره‌ای پلیمراز آشیانه‌ای با استفاده از پرایمرهای SMAs/SMAr صورت پذیرفت و محصولاتی به اندازه bp 431 و bp 441 مشاهده گردید. باندهای به دست آمده از ژل استخراج و توالی آن‌ها تعیین گردید. به طور کلی 26 نمونه از 79 (9/32%) نمونه‌های خونی از نظر وجود ویروس مثبت بودند. فراوانی ویروس در قسمت‌های مختلف تخم مرغ‌های آزمایش شده 76% بود. برای اولین بار ویروس TTMDV/SAV در مرغان اهلی روستایی که به صورت عمودی هم به تخم منتقل می‌شوند شناسایی گردید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گرچه عفونت حیوانات و پریمات‌های غیر انسان با اعضای دیگر خانواده &lt;em&gt;آنلوویریده&lt;/em&gt; قبلا گزارش گردیده است، ولی گزارشی در مورد عفونت با &lt;em&gt;Torque teno midi virus/Small anellovirus&lt;/em&gt; (TTMDV/SAV) در حیوانات وجود ندارد. هدف از این تحقیق جستجوی این ویروس در مرغان اهلی روستایی بود. نمونه‌های خونی از 79 مرغ اهلی روستاهای اطراف شهر اصفهان جمع‌آوری گردیدند. نمونه‌های خون از پنج مرغ تخمگذار و یک خروس در سه هفته متوالی (روزهای 1، 8 و 14) تهیه گردیدند. ده تخم از بین تخم‌های گذاشته شده بین روزهای 12 تا 17 به صورت تصادفی جمع‌آوری شدند و نمونه‌های زرده و سفیده رقیق و غلیظ به صورت سترون برداشت شدند. با روش فنل/کلروفرم DNA از نمونه‌های سرمی و قسمت‌های مختلف تخم مرغ جداسازی گردید. واکنش زنجیره‌ای پلیمراز آشیانه‌ای با استفاده از پرایمرهای SMAs/SMAr صورت پذیرفت و محصولاتی به اندازه bp 431 و bp 441 مشاهده گردید. باندهای به دست آمده از ژل استخراج و توالی آن‌ها تعیین گردید. به طور کلی 26 نمونه از 79 (9/32%) نمونه‌های خونی از نظر وجود ویروس مثبت بودند. فراوانی ویروس در قسمت‌های مختلف تخم مرغ‌های آزمایش شده 76% بود. برای اولین بار ویروس TTMDV/SAV در مرغان اهلی روستایی که به صورت عمودی هم به تخم منتقل می‌شوند شناسایی گردید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Torque teno midi virus/Small anellovirus (TTMDV/SAV)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرغان اهلی روستایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انتقال عمودی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>هیدرونفروز بسیار بزرگ و پیلونفریت ثانویه ایجاد شده به وسیله سالمونلا دابلین در گوساله هلشتاین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>هیدرونفروز بسیار بزرگ و پیلونفریت ثانویه ایجاد شده به وسیله سالمونلا دابلین در گوساله هلشتاین</VernacularTitle>
			<FirstPage>114</FirstPage>
			<LastPage>116</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2935</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2935</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>تقی</FirstName>
					<LastName>تقی‌پور بازرگانی‍‍‍</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عزیزاله</FirstName>
					<LastName>خداکرم تفتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ایرج</FirstName>
					<LastName>اشرفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیرمحمد</FirstName>
					<LastName>عباسی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;
هیدرونفروز متعاقب انسداد مجاری ادراری به صورت مادرزادی یا اکتسابی اتفاق می‌افتد. در این مطالعه یک راس گوساله نر چهار ماهه نژاد هلشتاین به علت اتساع قابل توجه سمت راست شکم و با سابقه لاغری شدید، عقب افتادگی رشد و پوشش خارجی ضعیف و ژولیده خشک مورد آزمایش قرار گرفت. در کالبدگشایی، کلیه راست دچار هیدرونفروز پیشرفته شدید بوده و به صورت یک توده مدور بسیار بزرگ حاوی مایع که از سطح قشری آن کیست‌های متعدد کوچکی بیرون زده بودند مشاهده شد. با برش کیست، بیش از ده لیتر مایع خون آلود از آن خارج شد. آزمایش میکروسکوپی کلیه مزبور، آتروفی شدید قسمت قشری و فیبروز کامل قسمت مرکزی تشخیص داده شد. همچنین نکروز بافت پوششی لگنچه همراه با اکسودای فیبرینی و تجمع‌های چند کانونی نوتروفیل‌ها و میکروکلنی‌های باکتریایی مشاهده شد. در کشت از مایع و سروتایپینگ باکتری سالمونلا دابلین جدا و شناسایی گردید. در نتیجه پیلونفریت ایجاد شده به وسیله سالمونلا دابلین ثانویه به هیدرونفروز بسیار بزرگ مادرزادی به عنوان اولین گزارش در گاو محسوب می‌شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;
هیدرونفروز متعاقب انسداد مجاری ادراری به صورت مادرزادی یا اکتسابی اتفاق می‌افتد. در این مطالعه یک راس گوساله نر چهار ماهه نژاد هلشتاین به علت اتساع قابل توجه سمت راست شکم و با سابقه لاغری شدید، عقب افتادگی رشد و پوشش خارجی ضعیف و ژولیده خشک مورد آزمایش قرار گرفت. در کالبدگشایی، کلیه راست دچار هیدرونفروز پیشرفته شدید بوده و به صورت یک توده مدور بسیار بزرگ حاوی مایع که از سطح قشری آن کیست‌های متعدد کوچکی بیرون زده بودند مشاهده شد. با برش کیست، بیش از ده لیتر مایع خون آلود از آن خارج شد. آزمایش میکروسکوپی کلیه مزبور، آتروفی شدید قسمت قشری و فیبروز کامل قسمت مرکزی تشخیص داده شد. همچنین نکروز بافت پوششی لگنچه همراه با اکسودای فیبرینی و تجمع‌های چند کانونی نوتروفیل‌ها و میکروکلنی‌های باکتریایی مشاهده شد. در کشت از مایع و سروتایپینگ باکتری سالمونلا دابلین جدا و شناسایی گردید. در نتیجه پیلونفریت ایجاد شده به وسیله سالمونلا دابلین ثانویه به هیدرونفروز بسیار بزرگ مادرزادی به عنوان اولین گزارش در گاو محسوب می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سالمونلا دابلین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیدرونفروز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیلونفریت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوساله هلشتاین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>16</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2015</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>سزارین در مادیان با برش مارسناک تحت بیهوشی موضعی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سزارین در مادیان با برش مارسناک تحت بیهوشی موضعی</VernacularTitle>
			<FirstPage>117</FirstPage>
			<LastPage>119</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2936</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2015.2936</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آجانتا راویندران</FirstName>
					<LastName>نینو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آبهیشک چاندرا</FirstName>
					<LastName>ساکسنا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تانگالازهی بالاکریشنان</FirstName>
					<LastName>سیوانارایانان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>وِلاچی</FirstName>
					<LastName>رمیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بی. کریشنان</FirstName>
					<LastName>بینسیلا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سواپان کومار</FirstName>
					<LastName>ماایتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مالک محمد شمسوز</FirstName>
					<LastName>زاما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یک مادیان توصیف نشده با سخت‌زایی ارجاع شد. مادیان زمین‌ گیر بوده و معاینات فیزیکی تایید نمود که حیوان در شوک می‌باشد. تقلایی وجود نداشته و اندام‌های قدامی جنین خارج از ولوا قابل مشاهده بودند. جین مرده بود و رفلکس پدال وجود نداشت. بررسی ولوا ظهور قدامی با وضعیت پشتی-عجزی و انحراف جانبی سفت سر (کجی سر) را تایید نمود. قبل از عمل، 5 میلی‌لیتر توکسوئید کزاز به صورت تزریق داخل عضلانی عمیق و 5 میلی‌لیتر دگزامتازون در 15 لیتر نرمال سالین دکستروز 5% (DNS) به صورت انفوزیون داخل وریدی (i/v) به مادیان داده شد. از آنجایی که فضای لگنی کافی نبوده و حالت نادرست قابل تصحیح نبود، تصحیح دستی یا فتوتومی نمی‌توانست انجام شود و از این‌رو جراحی سزارین در دستور کار قرار گرفت. شرایط حیوان بیانگر لزوم استفاده از انفیلتراسیون بیهوشی موضعی به جای بیهوشی عمومی بود. مراقبت بعد از عمل شامل مایعات داخل وریدی، آنتی بیوتیک‌ها، ضد التهاب/ضد درد و زخم‌بندی ضد عفونی روزانه بودند. صاحب حیوان بهبودی بی دردسری را گزارش نمود. نویسندگان این مورد را به عنوان یک سزارین اورژانسی نادر در اسب سانان نتیجه‌گیری کردند که جراحی حیوان در حالت خوابیده به پهلو با به کارگیری یک برش مارسناک تحت بیهوشی موضعی انجام گرفت.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یک مادیان توصیف نشده با سخت‌زایی ارجاع شد. مادیان زمین‌ گیر بوده و معاینات فیزیکی تایید نمود که حیوان در شوک می‌باشد. تقلایی وجود نداشته و اندام‌های قدامی جنین خارج از ولوا قابل مشاهده بودند. جین مرده بود و رفلکس پدال وجود نداشت. بررسی ولوا ظهور قدامی با وضعیت پشتی-عجزی و انحراف جانبی سفت سر (کجی سر) را تایید نمود. قبل از عمل، 5 میلی‌لیتر توکسوئید کزاز به صورت تزریق داخل عضلانی عمیق و 5 میلی‌لیتر دگزامتازون در 15 لیتر نرمال سالین دکستروز 5% (DNS) به صورت انفوزیون داخل وریدی (i/v) به مادیان داده شد. از آنجایی که فضای لگنی کافی نبوده و حالت نادرست قابل تصحیح نبود، تصحیح دستی یا فتوتومی نمی‌توانست انجام شود و از این‌رو جراحی سزارین در دستور کار قرار گرفت. شرایط حیوان بیانگر لزوم استفاده از انفیلتراسیون بیهوشی موضعی به جای بیهوشی عمومی بود. مراقبت بعد از عمل شامل مایعات داخل وریدی، آنتی بیوتیک‌ها، ضد التهاب/ضد درد و زخم‌بندی ضد عفونی روزانه بودند. صاحب حیوان بهبودی بی دردسری را گزارش نمود. نویسندگان این مورد را به عنوان یک سزارین اورژانسی نادر در اسب سانان نتیجه‌گیری کردند که جراحی حیوان در حالت خوابیده به پهلو با به کارگیری یک برش مارسناک تحت بیهوشی موضعی انجام گرفت.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سزارین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">برش مارسناک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیهوشی موضعی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مادیان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
