<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جداسازی، تعیین خصوصیت و ارزیابی توان درمانی باکتریوفاژهای بیماری‌زا برای استافیلوکوکوس اورئوس مرتبط با ورم پستان در بز</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جداسازی، تعیین خصوصیت و ارزیابی توان درمانی باکتریوفاژهای بیماری‌زا برای استافیلوکوکوس اورئوس مرتبط با ورم پستان در بز</VernacularTitle>
			<FirstPage>320</FirstPage>
			<LastPage>325</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2585</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2585</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آنیل کومار</FirstName>
					<LastName>میشرا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیتیکا</FirstName>
					<LastName>شارما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آشوک</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ناوین</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مانجوناتا رِدی</FirstName>
					<LastName>گوندالله علی بایاپا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سوجیت</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیرانجان</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در مطالعه حاضر، باکتریوفاژهای بیماری‌زا برای&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; مرتبط با ورم پستان در بز جداسازی و شناسایی شدند و توان درمانی آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;(باکتری میزبان یا شاخص) از یک بز که دچار ورم پستان بالینی بود جدا شد. برای تأیید ارگانیسم به عنوان &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;از روش کشت، تست‌های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و افزوده‌ سازی ژن ترمونوکلئاز اختصاصی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;به روش PCR استفاده شد. باکتریوفاژها از خاک و نمونه‌های مدفوع (42=n) که از بخش‌های مختلف در منطقه ماتورا، یوتر پردش (هند) جمع‌آوری شده بودند جدا شدند. باکتریوفاژهای شناسایی شده به کمک تکثیر قطعه ژن اندولیزین اختصاصی باکتریوفاژ به روش PCR تأیید شدند. مطالعات مقاومت حرارتی نشان داد که تمام فاژهای جدا شده در 30 و 40 درجه سانتی‌گراد با اثربخشی لیتیک 100% پایدار بودند، در 50 درجه سانتی‌گراد فعالیتشان به 80-62% کاهش یافت و در 60 درجه سانتی‌گراد اثر بخشی آن‌ها به شدت کاهش یافت و به کمتر از 5% رسید. همچنین در pH 5/6 و 5/7 میزان بقای تمام جدایه‌ها 100% بود و در pH 5/5 و 5/8 به ترتیب به 79-70% و 91-84% رسید. تمام جدایه‌ها در 37 درجه سانتی‌گراد بیشتر از 3 ماه و در 4 درجه سانتی‌گراد به مدت 16 ماه پایدار بودند، اما پایداری اندولیزین مربوط به هر کدام در 37 درجه سانتی‌گراد فقط 23-12 روز و در 4 درجه سانتی‌گراد 6 ماه به طول انجامید. سه جدایه از باکتریوفاژها، فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/1، فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/4 و فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/5 فعالیت لیتیک علیه بیش از 80% از جدایه‌های استافیلوکوکی داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که می‌توان از باکتریوفاژهای لیتیک به عنوان مداخلات درمانی علیه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;با مقاومت دارویی چندگانه که ایجاد کننده ورم پستان در بز است استفاده کرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در مطالعه حاضر، باکتریوفاژهای بیماری‌زا برای&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; مرتبط با ورم پستان در بز جداسازی و شناسایی شدند و توان درمانی آن‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;(باکتری میزبان یا شاخص) از یک بز که دچار ورم پستان بالینی بود جدا شد. برای تأیید ارگانیسم به عنوان &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;از روش کشت، تست‌های مورفولوژیکی، بیوشیمیایی و افزوده‌ سازی ژن ترمونوکلئاز اختصاصی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;به روش PCR استفاده شد. باکتریوفاژها از خاک و نمونه‌های مدفوع (42=n) که از بخش‌های مختلف در منطقه ماتورا، یوتر پردش (هند) جمع‌آوری شده بودند جدا شدند. باکتریوفاژهای شناسایی شده به کمک تکثیر قطعه ژن اندولیزین اختصاصی باکتریوفاژ به روش PCR تأیید شدند. مطالعات مقاومت حرارتی نشان داد که تمام فاژهای جدا شده در 30 و 40 درجه سانتی‌گراد با اثربخشی لیتیک 100% پایدار بودند، در 50 درجه سانتی‌گراد فعالیتشان به 80-62% کاهش یافت و در 60 درجه سانتی‌گراد اثر بخشی آن‌ها به شدت کاهش یافت و به کمتر از 5% رسید. همچنین در pH 5/6 و 5/7 میزان بقای تمام جدایه‌ها 100% بود و در pH 5/5 و 5/8 به ترتیب به 79-70% و 91-84% رسید. تمام جدایه‌ها در 37 درجه سانتی‌گراد بیشتر از 3 ماه و در 4 درجه سانتی‌گراد به مدت 16 ماه پایدار بودند، اما پایداری اندولیزین مربوط به هر کدام در 37 درجه سانتی‌گراد فقط 23-12 روز و در 4 درجه سانتی‌گراد 6 ماه به طول انجامید. سه جدایه از باکتریوفاژها، فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/1، فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/4 و فاژ&lt;em&gt; استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;/GIRG/5 فعالیت لیتیک علیه بیش از 80% از جدایه‌های استافیلوکوکی داشتند. نتایج این مطالعه نشان داد که می‌توان از باکتریوفاژهای لیتیک به عنوان مداخلات درمانی علیه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس &lt;/em&gt;با مقاومت دارویی چندگانه که ایجاد کننده ورم پستان در بز است استفاده کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باکتریوفاژ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس اورئوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندولیزین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی ویژگی‌های همولیزین جدایه‌های استافیلوکوکوس به دست آمده از گاو و انسان در جنوب ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ویژگی‌های همولیزین جدایه‌های استافیلوکوکوس به دست آمده از گاو و انسان در جنوب ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>326</FirstPage>
			<LastPage>330</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2586</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2586</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>مروجی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>طباطبایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-3743-6583</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسام‌الدین</FirstName>
					<LastName>شیرزاد اسکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>راحم</FirstName>
					<LastName>خوشبخت</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>استافیلوکوکوس‌ها باکتری‌های بیماریزای مهمی هستند که مسبب عفونت‌های مختلفی در انسان و حیوانات می‌باشند. همولیزین یکی از فاکتورهای حدت استافیلوکوکوس‌های کواگولاز مثبت (CPS) و کواگولاز منفی (CNS) است. اهداف این مطالعه بررسی فنوتیپی و ژنوتیپی همولیزین جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; با منشاء انسان و گاو و همچنین تعیین الگوهای همولیتیک این جدایه‌ها بود. بررسی فنوتیپی الگوهای همولیزین روی پلیت‌های بلاد آگار حاوی خون گوسفند، اسب و خرگوش انجام پذیرفت. ژن‌های کد کننده همولیزین توسط پرایمرهای اختصاصی و با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلیمراز تکثیر شدند. به صورت فنوتیپی فعالیت همولیتیکی به ترتیب در 60 و 90% کل جدایه‌های گاو و انسان مشاهده شد. به طور معنی‌داری همه جدایه‌های غیر همولیتیک از گروه CNS بودند (P≤0.05). حضور ژن‌های &lt;em&gt;hla&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;hld&lt;/em&gt; در همه جدایه‌ها توسط تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نشان داده شد. هیچ یک از جدایه‌های گاو و انسان همولیز گاما را به صورت فنوتیپی و ژنوتیپی نشان ندادند. نتایج به دست آمده از این بررسی الگوهای همولیزین متفاوتی را در بین جدایه‌های گاو و انسان مشخص کرد. همچنین، این مطالعه نشان داد که جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; کواگولاز منفی می‌تواند به عنوان یک پاتوژن مهم تلقی شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">استافیلوکوکوس‌ها باکتری‌های بیماریزای مهمی هستند که مسبب عفونت‌های مختلفی در انسان و حیوانات می‌باشند. همولیزین یکی از فاکتورهای حدت استافیلوکوکوس‌های کواگولاز مثبت (CPS) و کواگولاز منفی (CNS) است. اهداف این مطالعه بررسی فنوتیپی و ژنوتیپی همولیزین جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; با منشاء انسان و گاو و همچنین تعیین الگوهای همولیتیک این جدایه‌ها بود. بررسی فنوتیپی الگوهای همولیزین روی پلیت‌های بلاد آگار حاوی خون گوسفند، اسب و خرگوش انجام پذیرفت. ژن‌های کد کننده همولیزین توسط پرایمرهای اختصاصی و با استفاده از تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلیمراز تکثیر شدند. به صورت فنوتیپی فعالیت همولیتیکی به ترتیب در 60 و 90% کل جدایه‌های گاو و انسان مشاهده شد. به طور معنی‌داری همه جدایه‌های غیر همولیتیک از گروه CNS بودند (P≤0.05). حضور ژن‌های &lt;em&gt;hla&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;hld&lt;/em&gt; در همه جدایه‌ها توسط تکنیک واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نشان داده شد. هیچ یک از جدایه‌های گاو و انسان همولیز گاما را به صورت فنوتیپی و ژنوتیپی نشان ندادند. نتایج به دست آمده از این بررسی الگوهای همولیزین متفاوتی را در بین جدایه‌های گاو و انسان مشخص کرد. همچنین، این مطالعه نشان داد که جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس&lt;/em&gt; کواگولاز منفی می‌تواند به عنوان یک پاتوژن مهم تلقی شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گونه‌های استافیلوکوکوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همولیزین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جدایه‌های گاوی و انسانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پلی‌مورفیسم اکسون 6 ژن POU1F1 و ناحیه 3&#039;UTR گوسفندی و رابطه آن‌ها با صفات تولید شیر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پلی‌مورفیسم اکسون 6 ژن POU1F1 و ناحیه 3&#039;UTR گوسفندی و رابطه آن‌ها با صفات تولید شیر</VernacularTitle>
			<FirstPage>331</FirstPage>
			<LastPage>335</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2587</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2587</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اُزگه</FirstName>
					<LastName>اُزمن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سلیم</FirstName>
					<LastName>کول</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِمل اُزکان</FirstName>
					<LastName>یونال</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از مطالعه، ردیابی پلی‌مورفیسم &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I در اکسون 6 ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; و ناحیه 3&#039;UTR در نژادهای گوسفند ترکی و ارتباط آن‌ها با صفات تولید شیر بود. نمونه‌های خون وداجی از 50 گوسفند ساکیز، 50 کارامان سفید، 50 آواسی با استفاده از ضد انعقاد EDTA جمع‌آوری شد. PCR-RFLP و آنالیز تعیین توالی به ‌منظور پلی‌مورفیسم‌های احتمالی در ناحیه جانبی اکسون 6 و &#039;3 ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; انجام شدند. محصولات PCR توسط اندونوکلئاز محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I هضم شده و پلی‌مورفیسم دو اللی توسط اندونوکلئاز محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و دو ژنوتیپ (&lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; (296 bp و 173 bp)) و (&lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; (235 bp، 173 bp و 61 bp)) شناسایی شدند. نژادهای کارامان سفید و آواسی برای محل‌های محدودکننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I پلی‌مورفیسم نشان ندادند. در محل شکافت &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I در سه نژاد گوسفندان پلی‌مورفیسم تشخیص داده نشد. نتایج آماری معنی‌داری در میزان تولید شیر (PTT و &lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; دیده شد، هر چند رابطه معنی‌دار ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; با مقادیر پروتئین شناسایی نشد (P&gt;0.05) و موارد با ژنوتیپ &lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; تولید شیر بهتری در نژادهای گوسفندی ساکیز داشتند. به عنوان نتایج ترتیبی، هفت نقطه تغییر برای اکسون 6 (g.185T&gt;C) و 3&#039;UTR g.220G&gt;A)، g.229C&gt;T، g.248C&gt;T، g.250A&gt;C، g.255T&gt;C و (g.258C&gt;T ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; گوسفند تعیین شدند. ما اینجا برای اولین بار پلی‌مورفیسم‌های نوکلئوتید منفرد ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; برای هر دوی اکسون 6 و 3&#039;UTR گزارش کرده و اثرات آن را بر روی صفات شیر در نژادهای گوسفند ترکی ارزیابی نموده‌ایم.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از مطالعه، ردیابی پلی‌مورفیسم &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I در اکسون 6 ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; و ناحیه 3&#039;UTR در نژادهای گوسفند ترکی و ارتباط آن‌ها با صفات تولید شیر بود. نمونه‌های خون وداجی از 50 گوسفند ساکیز، 50 کارامان سفید، 50 آواسی با استفاده از ضد انعقاد EDTA جمع‌آوری شد. PCR-RFLP و آنالیز تعیین توالی به ‌منظور پلی‌مورفیسم‌های احتمالی در ناحیه جانبی اکسون 6 و &#039;3 ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; انجام شدند. محصولات PCR توسط اندونوکلئاز محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I هضم شده و پلی‌مورفیسم دو اللی توسط اندونوکلئاز محدود کننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I و دو ژنوتیپ (&lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; (296 bp و 173 bp)) و (&lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; (235 bp، 173 bp و 61 bp)) شناسایی شدند. نژادهای کارامان سفید و آواسی برای محل‌های محدودکننده &lt;em&gt;Alu&lt;/em&gt;I پلی‌مورفیسم نشان ندادند. در محل شکافت &lt;em&gt;Dde&lt;/em&gt;I در سه نژاد گوسفندان پلی‌مورفیسم تشخیص داده نشد. نتایج آماری معنی‌داری در میزان تولید شیر (PTT و &lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; دیده شد، هر چند رابطه معنی‌دار ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;CC&lt;/em&gt; با مقادیر پروتئین شناسایی نشد (P&gt;0.05) و موارد با ژنوتیپ &lt;em&gt;TT&lt;/em&gt; تولید شیر بهتری در نژادهای گوسفندی ساکیز داشتند. به عنوان نتایج ترتیبی، هفت نقطه تغییر برای اکسون 6 (g.185T&gt;C) و 3&#039;UTR g.220G&gt;A)، g.229C&gt;T، g.248C&gt;T، g.250A&gt;C، g.255T&gt;C و (g.258C&gt;T ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; گوسفند تعیین شدند. ما اینجا برای اولین بار پلی‌مورفیسم‌های نوکلئوتید منفرد ژن &lt;em&gt;POU1F1&lt;/em&gt; برای هر دوی اکسون 6 و 3&#039;UTR گزارش کرده و اثرات آن را بر روی صفات شیر در نژادهای گوسفند ترکی ارزیابی نموده‌ایم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صفات شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژن POU1F1</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پلی‌مورفیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نژادهای گوسفند ترکی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>کاهش آنتی مولرین هورمون (AMH) سرم در مادیان‌های مبتلا به فولیکول‌های هموراژیک غیر تخمکگذار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کاهش آنتی مولرین هورمون (AMH) سرم در مادیان‌های مبتلا به فولیکول‌های هموراژیک غیر تخمکگذار</VernacularTitle>
			<FirstPage>336</FirstPage>
			<LastPage>340</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2588</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2588</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرامرز</FirstName>
					<LastName>قراگوزلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>وحید</FirstName>
					<LastName>اکبری‌نژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>یوسفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>مسعودی‌فرد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-4548-1771</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نوید</FirstName>
					<LastName>حسنی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>کاهش آنتی مولرین هورمون (AMH) همزمان با شکل‌گیری فولیکول‌های هموراژیک غیر تخمکگذار (HAFs) در مادیان مشاهده شده است. دو مطالعه به منظور ارزیابی مقادیر AMH در مادیان‌های مبتلا به HAF در مقایسه با مادیان‌های آنستروس فصلی و سیکلیک، و همچنین جهت بررسی تغییرات AMH همزمان با شکل‌گیری فولیکول‌های لوتئینه نگسیخته (LUFs) به انجام رسید. در مطالعه اول، AMH و پروژسترون در مادیان‌های آنستروس فصلی، غیر تخمکگذار (مبتلا به HAF) و سیکلیک (در اواسط فاز لوتئال) مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مطالعه دوم، مادیان‌ها در گروه شاهد و LUF هنگامی که دارای فولیکول 32≤ میلی‌متری و ادم رحمی درجه سه بودند با 1500 واحد بین المللی به ازای هر دام hCG تیمار شدند (روز صفر). مادیان‌ها در گروه شاهد تیمار دیگری دریافت نکردند. مادیان‌ها در گروه LUF میزان 7/1 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن فلونکسین مگلوماین همزمان با تجویز hCG و همچنین 12، 24 و 36 ساعت پس از آن دریافت کردند. سونوگرافی و خونگیری جهت ارزیابی AMH و پروژسترون در روزهای صفر، 1، 2، 4، 6 و 8 صورت پذیرفت. در مطالعه اول، مقادیر AMH و پروژسترون در مادیان‌های آنستروس فصلی و غیر تخمکگذار کمتر از مادیان‌های سیکلیک بود (P0.05). در مطالعه دوم، تفاوتی در مقادیر AMH میان گروه‌های شاهد و LUF وجود نداشت (P&gt;0.05). اما، پروژسترون در گروه LUF در مقایسه با گروه شاهد کمتر و همچنین افزایش آن پس از تجویز hCG با تأخیر بود (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">کاهش آنتی مولرین هورمون (AMH) همزمان با شکل‌گیری فولیکول‌های هموراژیک غیر تخمکگذار (HAFs) در مادیان مشاهده شده است. دو مطالعه به منظور ارزیابی مقادیر AMH در مادیان‌های مبتلا به HAF در مقایسه با مادیان‌های آنستروس فصلی و سیکلیک، و همچنین جهت بررسی تغییرات AMH همزمان با شکل‌گیری فولیکول‌های لوتئینه نگسیخته (LUFs) به انجام رسید. در مطالعه اول، AMH و پروژسترون در مادیان‌های آنستروس فصلی، غیر تخمکگذار (مبتلا به HAF) و سیکلیک (در اواسط فاز لوتئال) مورد ارزیابی قرار گرفتند. در مطالعه دوم، مادیان‌ها در گروه شاهد و LUF هنگامی که دارای فولیکول 32≤ میلی‌متری و ادم رحمی درجه سه بودند با 1500 واحد بین المللی به ازای هر دام hCG تیمار شدند (روز صفر). مادیان‌ها در گروه شاهد تیمار دیگری دریافت نکردند. مادیان‌ها در گروه LUF میزان 7/1 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن فلونکسین مگلوماین همزمان با تجویز hCG و همچنین 12، 24 و 36 ساعت پس از آن دریافت کردند. سونوگرافی و خونگیری جهت ارزیابی AMH و پروژسترون در روزهای صفر، 1، 2، 4، 6 و 8 صورت پذیرفت. در مطالعه اول، مقادیر AMH و پروژسترون در مادیان‌های آنستروس فصلی و غیر تخمکگذار کمتر از مادیان‌های سیکلیک بود (P0.05). در مطالعه دوم، تفاوتی در مقادیر AMH میان گروه‌های شاهد و LUF وجود نداشت (P&gt;0.05). اما، پروژسترون در گروه LUF در مقایسه با گروه شاهد کمتر و همچنین افزایش آن پس از تجویز hCG با تأخیر بود (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مادیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتی مولرین هورمون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فولیکول هموراژیک غیر تخمکگذار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فولیکول لوتئینه نگسیخته</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مقادیر مرجع پارامترها و شاخص‌های اکوکاردیوگرافی مد حرکت در سگ‌های لابرادور رتریور هوشیار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقادیر مرجع پارامترها و شاخص‌های اکوکاردیوگرافی مد حرکت در سگ‌های لابرادور رتریور هوشیار</VernacularTitle>
			<FirstPage>341</FirstPage>
			<LastPage>346</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2589</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2589</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>موداسیر بشیر</FirstName>
					<LastName>گوگجو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مزمل</FirstName>
					<LastName>حقو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آبهیشک چاندرا</FirstName>
					<LastName>ساکسنا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مالک محمد</FirstName>
					<LastName>سومسوز زاما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صاحدب</FirstName>
					<LastName>دی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>از آنجایی که در سگ‌ها تفاوت ساختار بدن و قفسه سینه باعث محدودیت استفاده از اطلاعات یک نژاد در بقیه نژادها می‌شود، مقادیر استاندارد به صورت اختصاصی برای یک نژاد گزارش شده است. لابرادور رتریورها از سگ‌های شکاری مشتق شده‌اند و مقادیر اکوکاردیوگرافی آن‌ها ممکن است با دامنه طبیعی استاندارد بقیه سگ‌ها متفاوت باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر تعیین دامنه مرجع اکوکاردیوگرافی مد حرکت در سگ‌های لابرادور رتریور و بررسی اثر وزن بدن و جنس بر این پارامترها می‌باشد. اطلاعات به دست آمده با اطلاعات بقیه نژاد‌ها نیز مقایسه شدند. سگ‌های لابرادور رتریور هوشیار و از نظر کلینیکی سالم (تعداد=24) از هر دو جنس برای مطالعه انتخاب شدند. تمام اندازه‌گیری‌ها از نمای طولی کنار جناغی راست، مسیر خروجی بطن چپ انجام شدند و پارامترهای اندازه‌گیری شده شامل: ابعاد بطن چپ، عملکرد بطن چپ، حجم بطن چپ، اندازه دهلیز چپ و ریشه آئورت و پارامترهای دریچه میترال بودند. اطلاعات به دست آمده با پارامترهای موجود سایر نژادهای سگ نیز مقایسه شد. ارتباط معنی‌دار (P0.5) این ارتباط قوی، در مورد LVPWd، LVPWs، EPSS، EF Slope و SV (r=0.3 to 0.5) ارتباط متوسط و در مورد EDV و ESV (r</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">از آنجایی که در سگ‌ها تفاوت ساختار بدن و قفسه سینه باعث محدودیت استفاده از اطلاعات یک نژاد در بقیه نژادها می‌شود، مقادیر استاندارد به صورت اختصاصی برای یک نژاد گزارش شده است. لابرادور رتریورها از سگ‌های شکاری مشتق شده‌اند و مقادیر اکوکاردیوگرافی آن‌ها ممکن است با دامنه طبیعی استاندارد بقیه سگ‌ها متفاوت باشد. بنابراین هدف مطالعه حاضر تعیین دامنه مرجع اکوکاردیوگرافی مد حرکت در سگ‌های لابرادور رتریور و بررسی اثر وزن بدن و جنس بر این پارامترها می‌باشد. اطلاعات به دست آمده با اطلاعات بقیه نژاد‌ها نیز مقایسه شدند. سگ‌های لابرادور رتریور هوشیار و از نظر کلینیکی سالم (تعداد=24) از هر دو جنس برای مطالعه انتخاب شدند. تمام اندازه‌گیری‌ها از نمای طولی کنار جناغی راست، مسیر خروجی بطن چپ انجام شدند و پارامترهای اندازه‌گیری شده شامل: ابعاد بطن چپ، عملکرد بطن چپ، حجم بطن چپ، اندازه دهلیز چپ و ریشه آئورت و پارامترهای دریچه میترال بودند. اطلاعات به دست آمده با پارامترهای موجود سایر نژادهای سگ نیز مقایسه شد. ارتباط معنی‌دار (P0.5) این ارتباط قوی، در مورد LVPWd، LVPWs، EPSS، EF Slope و SV (r=0.3 to 0.5) ارتباط متوسط و در مورد EDV و ESV (r</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لابرادور رتریور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکوکاردیوگرافی مد حرکت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مقادیر مرجع</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی باکتری‌های اسید لاکتیک غالب جدا شده از ماست‌های بومی ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تنوع فنوتیپی و ژنوتیپی باکتری‌های اسید لاکتیک غالب جدا شده از ماست‌های بومی ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>347</FirstPage>
			<LastPage>352</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2590</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2590</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ساناز</FirstName>
					<LastName>روشن‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد هادی</FirstName>
					<LastName>اسکندری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید شهرام</FirstName>
					<LastName>شکرفروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ارسلان</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به منظور شناسایی باکتری‌های اسید لاکتیک غالب موجود در ماست‌های بومی کشور ایران، خصوصیات مورفولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی این جدایه‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. از 60 نمونه ماست مورد ارزیابی، 137 باکتری اسید لاکتیک جداسازی گردید که از میان آن 66 جدایه کوکسی مربوط به خانواده باکتری‌های اسید لاکتیک و 71 ایزوله تحت عنوان لاکتوباسیل شناسایی شدند. نتایج آزمون‌های بیوشیمیایی در مورد جدایه‌های کوکسی نشان داد که 76/9% از جدایه‌ها به صورت هموفرمانتیو مزوفیل، 98/10% هتروفرمانتیو مزوفیل، 56/47% هموفرمانتیو ترموفیل و در میان ایزوله‌های لاکتوباسیلوس 26% به صورت هتروفرمانتیو اختیاری، 56% هموفرمانتیو اجباری و 18% هتروفرمانتیو اجباری می‌باشند. داده‌های مربوط به آزمون مولکولی 9% از جدایه‌های لاکتوباسیل و 46/38% از جدایه‌های کوکسی دارای عدم تطابق با آزمون بیوشیمیایی بودند. مطالعه حاضر به عنوان اولین گام در فرآیند تولید باکتری‌های آغازگر به منظور تولید محصولاتی با ویژگی‌های حسی ماست‌های بومی ایران می‌باشد. بدیهی است در ادامه این مطالعه بررسی خصوصیات تکنولوژیکی ایزوله‌ها به منظور گزینش کارآمدترین جدایه‌ها ضروری می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به منظور شناسایی باکتری‌های اسید لاکتیک غالب موجود در ماست‌های بومی کشور ایران، خصوصیات مورفولوژیک، بیوشیمیایی و مولکولی این جدایه‌ها مورد ارزیابی قرار گرفت. از 60 نمونه ماست مورد ارزیابی، 137 باکتری اسید لاکتیک جداسازی گردید که از میان آن 66 جدایه کوکسی مربوط به خانواده باکتری‌های اسید لاکتیک و 71 ایزوله تحت عنوان لاکتوباسیل شناسایی شدند. نتایج آزمون‌های بیوشیمیایی در مورد جدایه‌های کوکسی نشان داد که 76/9% از جدایه‌ها به صورت هموفرمانتیو مزوفیل، 98/10% هتروفرمانتیو مزوفیل، 56/47% هموفرمانتیو ترموفیل و در میان ایزوله‌های لاکتوباسیلوس 26% به صورت هتروفرمانتیو اختیاری، 56% هموفرمانتیو اجباری و 18% هتروفرمانتیو اجباری می‌باشند. داده‌های مربوط به آزمون مولکولی 9% از جدایه‌های لاکتوباسیل و 46/38% از جدایه‌های کوکسی دارای عدم تطابق با آزمون بیوشیمیایی بودند. مطالعه حاضر به عنوان اولین گام در فرآیند تولید باکتری‌های آغازگر به منظور تولید محصولاتی با ویژگی‌های حسی ماست‌های بومی ایران می‌باشد. بدیهی است در ادامه این مطالعه بررسی خصوصیات تکنولوژیکی ایزوله‌ها به منظور گزینش کارآمدترین جدایه‌ها ضروری می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">باکتری‌های اسید لاکتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فنوتیپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژنوتیپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماست</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>میزان پروتئین جیره و عملکرد بزهای بلادی در حال رشد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>میزان پروتئین جیره و عملکرد بزهای بلادی در حال رشد</VernacularTitle>
			<FirstPage>353</FirstPage>
			<LastPage>358</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2591</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2591</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>معتصم محمد</FirstName>
					<LastName>عبدالرحمان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ریاض صالح</FirstName>
					<LastName>الجمعه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>27</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه‌ای به منظور بررسی اثر تغذیه با سطوح مختلف پروتئین در بزغاله‌های سیاه نژاد بلادی انجام شد. بزغاله‌های بلادی تازه از شیر گرفته (18 راس، 75 تا 90 روزه) انتخاب شدند و به صورت جداگانه در مزرعه آزمایشی نگهداری شدند. بزغاله‌ها به طور تصادفی و به مدت 12 هفته در یکی از سه تیمار قرار گرفتند. سه تیمار غذایی شامل: T1، جیره شاهد که با توجه به NRC برای تامین پروتئین (سطح 1) و مواد مورد نیاز دیگر فرموله شده بود. T2، جیره فرموله شده برای تامین تنها 75٪ از پروتئین (سطح 2) توصیه شده توسط .NRC T3، جیره شاهد 4/2+ گرم متیونین غیر قابل تجزیه (Smartamine®)/روز/بزغاله (سطح 3). خوراک مصرفی، وزن اولیه بدن و وزن بدن به طور ماهانه ثبت شد. نمونه‌های خون به صورت ماهانه جمع‌آوری شد و برای اندازه‌گیری متابولیت‌ها و سطوح کبالت، روی و مس استفاده شد. کاهش سطح پروتئین جیره (T2) به صورت معکوس (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه‌ای به منظور بررسی اثر تغذیه با سطوح مختلف پروتئین در بزغاله‌های سیاه نژاد بلادی انجام شد. بزغاله‌های بلادی تازه از شیر گرفته (18 راس، 75 تا 90 روزه) انتخاب شدند و به صورت جداگانه در مزرعه آزمایشی نگهداری شدند. بزغاله‌ها به طور تصادفی و به مدت 12 هفته در یکی از سه تیمار قرار گرفتند. سه تیمار غذایی شامل: T1، جیره شاهد که با توجه به NRC برای تامین پروتئین (سطح 1) و مواد مورد نیاز دیگر فرموله شده بود. T2، جیره فرموله شده برای تامین تنها 75٪ از پروتئین (سطح 2) توصیه شده توسط .NRC T3، جیره شاهد 4/2+ گرم متیونین غیر قابل تجزیه (Smartamine®)/روز/بزغاله (سطح 3). خوراک مصرفی، وزن اولیه بدن و وزن بدن به طور ماهانه ثبت شد. نمونه‌های خون به صورت ماهانه جمع‌آوری شد و برای اندازه‌گیری متابولیت‌ها و سطوح کبالت، روی و مس استفاده شد. کاهش سطح پروتئین جیره (T2) به صورت معکوس (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بزغاله‌های بلادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">متابولیت‌ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مواد معدنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">NRC</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Smartamine</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>عصاره چای کوهی Vahl Stachys lavandulifolia، محرک رشد و ایمنی در کپور معمولی (Cyprinus carpio)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>عصاره چای کوهی Vahl Stachys lavandulifolia، محرک رشد و ایمنی در کپور معمولی (Cyprinus carpio)</VernacularTitle>
			<FirstPage>359</FirstPage>
			<LastPage>363</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2592</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2592</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صمد</FirstName>
					<LastName>بهرامی باباحیدری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>پیکان حیرتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>اخلاقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سالار</FirstName>
					<LastName>درافشان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در مطالعه حاضر، اثر عصاره چای کوهی Stachys lavandulifolia بر رشد و بعضی از پاسخ‌های ایمنی در کپور معمولی بررسی شد. غلظت‌های متفاوت چای کوهی 0، 2، 4 و 8% (گرم به ازای 100 گرم از جیره) به جیره تجاری افزوده شد. هر تیمار در سه تکرار به صورت تصادفی توزیع شد. میانگین وزن اولیه ماهیان 62/0 ± 44 گرم و طول مدت آزمایش 10 هفته بود. نتایج نشان داد که در یک الگوی وابسته به دوز، با افزایش میزان چای کوهی در جیره، وزن نهایی، ضریب تبدیل غذایی، میزان رشد ویژه و فاکتور وضعیت ماهیان بهبود یافت. به طوری که بهترین شاخص‌های رشد در ماهیان تغذیه شده با بالاترین غلظت عصاره چای کوهی مشاهده شد (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در مطالعه حاضر، اثر عصاره چای کوهی Stachys lavandulifolia بر رشد و بعضی از پاسخ‌های ایمنی در کپور معمولی بررسی شد. غلظت‌های متفاوت چای کوهی 0، 2، 4 و 8% (گرم به ازای 100 گرم از جیره) به جیره تجاری افزوده شد. هر تیمار در سه تکرار به صورت تصادفی توزیع شد. میانگین وزن اولیه ماهیان 62/0 ± 44 گرم و طول مدت آزمایش 10 هفته بود. نتایج نشان داد که در یک الگوی وابسته به دوز، با افزایش میزان چای کوهی در جیره، وزن نهایی، ضریب تبدیل غذایی، میزان رشد ویژه و فاکتور وضعیت ماهیان بهبود یافت. به طوری که بهترین شاخص‌های رشد در ماهیان تغذیه شده با بالاترین غلظت عصاره چای کوهی مشاهده شد (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چای کوهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Stachys lavandulifolia</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کپور معمولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارتباط ژنتیکی جمعیت‌های گاوی لیدیا پرتغالی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارتباط ژنتیکی جمعیت‌های گاوی لیدیا پرتغالی</VernacularTitle>
			<FirstPage>364</FirstPage>
			<LastPage>369</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2593</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2593</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پدرو</FirstName>
					<LastName>کوریا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِریکا</FirstName>
					<LastName>بارون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جوآکوایم موریرا</FirstName>
					<LastName>دا سیلوا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اُسکار</FirstName>
					<LastName>کورتس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به منظور روشن نمودن ارتباط ژنتیکی میان رده‌های نژاد لیدیا و دو جمعیت اصلی گاوهای لیدیا پرتغالی، کاستا پرتغالی و براوا دوس آکرس، 24 میکروستلایت اتوزومی در 120 نمونه مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند. براوا دوس آکرس بالاترین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار را نشان داد (به ترتیب 73/0 و 70/0) در حالی‌ که کاستا پرتغالی کمترین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار را نشان داد (به ترتیب 51/0 و 50/0). نتایج این مطالعه با داده‌های میکروستلایتس قبلی از رده‌های اصلی گاوی لیدیا مقایسه شدند. کاستا پرتغالی از لحاظ ژنتیکی بیشترین جمعیت گاو لیدیای جدا شده بود همان ‌طوری که به‌ وسیله میزان فاصله ژنتیکی متوسط F&lt;sub&gt;ST&lt;/sub&gt; نسبت به دودمان‌های دیگر (32%) تأیید شد. تمامی جمعیت‌های لیدیا پرتغالی مقادیر F&lt;sub&gt;IS&lt;/sub&gt; منفی داشتند. دندروگرام اتصال به همسایه کاستا پرتغالی را در شاخه مشابهی با میورا گروه‌بندی نمود، که با استفاده از نرم افزار STRUCURE حمایت شد. نتایج سطوح پایین تنوع ژنتیکی و سطوح بالای تمایز ژنتیکی در کاستا پرتغالی و سطوح بالای تنوع ژنتیکی در جمعیت‌های براوا دوس آکرس را احتمالاً ناشی از جفت‌گیری متقاطع رده‌های گاوی مختلف، و جریان ژنتیکی در بین گله‌ها را ثابت کردند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به منظور روشن نمودن ارتباط ژنتیکی میان رده‌های نژاد لیدیا و دو جمعیت اصلی گاوهای لیدیا پرتغالی، کاستا پرتغالی و براوا دوس آکرس، 24 میکروستلایت اتوزومی در 120 نمونه مورد تجزیه ‌و تحلیل قرار گرفتند. براوا دوس آکرس بالاترین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار را نشان داد (به ترتیب 73/0 و 70/0) در حالی‌ که کاستا پرتغالی کمترین هتروزیگوسیتی مشاهده شده و مورد انتظار را نشان داد (به ترتیب 51/0 و 50/0). نتایج این مطالعه با داده‌های میکروستلایتس قبلی از رده‌های اصلی گاوی لیدیا مقایسه شدند. کاستا پرتغالی از لحاظ ژنتیکی بیشترین جمعیت گاو لیدیای جدا شده بود همان ‌طوری که به‌ وسیله میزان فاصله ژنتیکی متوسط F&lt;sub&gt;ST&lt;/sub&gt; نسبت به دودمان‌های دیگر (32%) تأیید شد. تمامی جمعیت‌های لیدیا پرتغالی مقادیر F&lt;sub&gt;IS&lt;/sub&gt; منفی داشتند. دندروگرام اتصال به همسایه کاستا پرتغالی را در شاخه مشابهی با میورا گروه‌بندی نمود، که با استفاده از نرم افزار STRUCURE حمایت شد. نتایج سطوح پایین تنوع ژنتیکی و سطوح بالای تمایز ژنتیکی در کاستا پرتغالی و سطوح بالای تنوع ژنتیکی در جمعیت‌های براوا دوس آکرس را احتمالاً ناشی از جفت‌گیری متقاطع رده‌های گاوی مختلف، و جریان ژنتیکی در بین گله‌ها را ثابت کردند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیدیا پرتغالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تنوع ژنتیکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میکروستلایت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاستا پرتغالی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">براوا دوس آکرس</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه مقطعی شیوع سرمی و عوامل گله‌ای موثر بر بروسلوز در جمعیت گوسفند و بز جنوب شرق ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه مقطعی شیوع سرمی و عوامل گله‌ای موثر بر بروسلوز در جمعیت گوسفند و بز جنوب شرق ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>370</FirstPage>
			<LastPage>374</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2594</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2594</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>شریفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>طباطبایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>رشیدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صدیقه</FirstName>
					<LastName>کاظمی‌نیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرید</FirstName>
					<LastName>صباغ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پریسا</FirstName>
					<LastName>خواجوئی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>کارآموزیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امید</FirstName>
					<LastName>نکوئی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محسن</FirstName>
					<LastName>عادلی ساردوئی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لئونیداس</FirstName>
					<LastName>لئونتیداس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از انجام این مطالعه مقطعی، ارزیابی شیوع سرمی و عوامل خطر وابسته به گله ابتلا به بروسلوز در گله‌های گوسفند و بز ‏استان کرمان، جنوب ‌شرق ایران بود. در مهر و آبان 1390 از 1767 راس گوسفند و 1233 راس بز مسن‌تر از 18 ماه، از 300 ‏گله، نمونه سرم اخذ گردید. نمونه‌های سرم جهت حضور آنتی‌بادی‌های ضد بروسلا با آزمایش رزبنگال مورد ارزیابی قرار ‏گرفتند. نمونه‌های مثبت با آزمون‌های رایت و          2-مرکاپتواتانول مورد آزمایش قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌ای جهت جمع‌آوری ‏عوامل خطر مرتبط با گله استفاده گردید. جهت ارزیابی عوامل موثر از رگرسیون لجستیک استفاده گردید. شصت و یک گله ‏‏(0/21%، فاصله اطمینان 95%: 60/26-80/16) حداقل یک نمونه مثبت داشتند. شیوع در سطح حیوان 10/3% (فاصله ‏اطمینان 95%: 90/3-60/2) محاسبه گردید. حضور حیوان خریداری شده (نسبت شانس = 42/3، فاصله اطمینان 95%: 65/8-‏‏35/1) به عنوان عامل مهم مثبت شدن گله شناخته شد. نتایج این مطالعه نقش جابه‌جایی حیوانات در بین گله‌ها را در ‏اپیدمیولوژی بروسلوز در سطح منطقه نشان داد؛ بنابراین، برنامه کنترل بروسلوز در منطقه بایستی جابه‌جایی حیوانات در بین ‏گله‌ها و ارتقا دانش صاحبان گله‌ها در مورد اصول قرنطینه حیوانات تازه خریداری شده را مد نظر قرار دهد.‏‏‎‎</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از انجام این مطالعه مقطعی، ارزیابی شیوع سرمی و عوامل خطر وابسته به گله ابتلا به بروسلوز در گله‌های گوسفند و بز ‏استان کرمان، جنوب ‌شرق ایران بود. در مهر و آبان 1390 از 1767 راس گوسفند و 1233 راس بز مسن‌تر از 18 ماه، از 300 ‏گله، نمونه سرم اخذ گردید. نمونه‌های سرم جهت حضور آنتی‌بادی‌های ضد بروسلا با آزمایش رزبنگال مورد ارزیابی قرار ‏گرفتند. نمونه‌های مثبت با آزمون‌های رایت و          2-مرکاپتواتانول مورد آزمایش قرار گرفتند. پرسش‌نامه‌ای جهت جمع‌آوری ‏عوامل خطر مرتبط با گله استفاده گردید. جهت ارزیابی عوامل موثر از رگرسیون لجستیک استفاده گردید. شصت و یک گله ‏‏(0/21%، فاصله اطمینان 95%: 60/26-80/16) حداقل یک نمونه مثبت داشتند. شیوع در سطح حیوان 10/3% (فاصله ‏اطمینان 95%: 90/3-60/2) محاسبه گردید. حضور حیوان خریداری شده (نسبت شانس = 42/3، فاصله اطمینان 95%: 65/8-‏‏35/1) به عنوان عامل مهم مثبت شدن گله شناخته شد. نتایج این مطالعه نقش جابه‌جایی حیوانات در بین گله‌ها را در ‏اپیدمیولوژی بروسلوز در سطح منطقه نشان داد؛ بنابراین، برنامه کنترل بروسلوز در منطقه بایستی جابه‌جایی حیوانات در بین ‏گله‌ها و ارتقا دانش صاحبان گله‌ها در مورد اصول قرنطینه حیوانات تازه خریداری شده را مد نظر قرار دهد.‏‏‎‎</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیوع سرمی بروسلوز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عوامل خطر سطح گله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نشخوارکنندگان کوچک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مقایسه همزمان سازی فحلی و پروتکل بر پایه پروژسترون برای القای تخمک‌گذاری همزمان و میزان آبستنی در بوفالو ساب استروس در فصل کم جفت‌گیری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقایسه همزمان سازی فحلی و پروتکل بر پایه پروژسترون برای القای تخمک‌گذاری همزمان و میزان آبستنی در بوفالو ساب استروس در فصل کم جفت‌گیری</VernacularTitle>
			<FirstPage>375</FirstPage>
			<LastPage>378</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2595</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2595</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ساروپریت سینگ</FirstName>
					<LastName>قومن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریگانک</FirstName>
					<LastName>هونپارخ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جاگیر</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر همزمان سازی فحلی و پروتکل بر پایه پروژسترون همزمان سازی تخمک‌گذاری بر روی پاسخ تخمدان و آبستنی در بوفالوهایی (تعداد = 19) که در ساب استروس طی فصل جفت‌گیری پایین قرار دارند (ماکزیمم دمای محیط و رطوبت نسبی به ترتیب در محدوده C°45-36 و 80-30%)، بود. بوفالوهای گروه یک (تعداد = 10) پروتکل همزمان سازی فعلی (روز 0 و 9، 20 µg بوسرلین استات؛ روز 7، 500 µg سدیم کلوپروستنول؛ داخل عضلانی) و به دنبال آن AI در روزهای 9 و 10 استفاده کردند. در طی دوره مشابه، به گروه دیگری از بوفالوها (تعداد = 9) پروژسترون داخل واژنی (38/1 گرم) برای مدت 10 روز همراه با تجویز (داخل عضلانی) 500 µg سدیم کلوپروستنول در روز 9 و 20 µg بوسرلین استات در روز 11 و پس از آن AI در روزهای 12 و 13 تجویز شدند. با همزمان سازی فحلی در روز 7 تمامی بوفالوها در پاسخ به اولین GnRH تخمک‌گذاری کرده و CL عملکردی داشتند (پروژسترون پلاسما، ng/ml 23/0 ± 61/1؛ جسم زرد، CL، mm 67/0 ± 36/11). سپس، بعد از دومین GnRH، پنج بوفالو در مدت 24 ساعت و پنج بوفالوی باقی مانده بین 24 تا 48 ساعت تخمک‌گذاری کردند. در مقایسه، با پروتکل بر پایه پروژسترون، همزمان سازی بهتری از تخمک‌گذاری (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر همزمان سازی فحلی و پروتکل بر پایه پروژسترون همزمان سازی تخمک‌گذاری بر روی پاسخ تخمدان و آبستنی در بوفالوهایی (تعداد = 19) که در ساب استروس طی فصل جفت‌گیری پایین قرار دارند (ماکزیمم دمای محیط و رطوبت نسبی به ترتیب در محدوده C°45-36 و 80-30%)، بود. بوفالوهای گروه یک (تعداد = 10) پروتکل همزمان سازی فعلی (روز 0 و 9، 20 µg بوسرلین استات؛ روز 7، 500 µg سدیم کلوپروستنول؛ داخل عضلانی) و به دنبال آن AI در روزهای 9 و 10 استفاده کردند. در طی دوره مشابه، به گروه دیگری از بوفالوها (تعداد = 9) پروژسترون داخل واژنی (38/1 گرم) برای مدت 10 روز همراه با تجویز (داخل عضلانی) 500 µg سدیم کلوپروستنول در روز 9 و 20 µg بوسرلین استات در روز 11 و پس از آن AI در روزهای 12 و 13 تجویز شدند. با همزمان سازی فحلی در روز 7 تمامی بوفالوها در پاسخ به اولین GnRH تخمک‌گذاری کرده و CL عملکردی داشتند (پروژسترون پلاسما، ng/ml 23/0 ± 61/1؛ جسم زرد، CL، mm 67/0 ± 36/11). سپس، بعد از دومین GnRH، پنج بوفالو در مدت 24 ساعت و پنج بوفالوی باقی مانده بین 24 تا 48 ساعت تخمک‌گذاری کردند. در مقایسه، با پروتکل بر پایه پروژسترون، همزمان سازی بهتری از تخمک‌گذاری (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ساب استروس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بوفالو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">CIDR</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میزان آبستنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همزمان سازی فحلی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی اثرات ایمونوپاتولوژیک عصاره اکیناسه پورپورآ بر روی عفونت تجربی با پاستورلا مولتوسیدا سروتیپ A در موش سوری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی اثرات ایمونوپاتولوژیک عصاره اکیناسه پورپورآ بر روی عفونت تجربی با پاستورلا مولتوسیدا سروتیپ A در موش سوری</VernacularTitle>
			<FirstPage>379</FirstPage>
			<LastPage>384</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2596</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2596</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آناهیتا</FirstName>
					<LastName>رضائی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7430-6211</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>داریوش</FirstName>
					<LastName>غریبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>قربانپور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سحرناز</FirstName>
					<LastName>عنبری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>پورمهدی بروجنی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مطالعه به منظور بررسی اثرات ایمونوپاتولوژیک عصاره آبی&lt;em&gt; اکیناسه پورپورآ &lt;/em&gt;بر روی آلودگی تجربی ایجاد شده توسط &lt;em&gt;پاستورلا مولتوسیدا&lt;/em&gt; سروتیپ A، تعداد 40 عدد موش سوری ماده نژاد بالب/سی به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه‌ها به ترتیب عبارت بودند از: گروه کنترل (آب مقطر استریل را 2 بار در هفته به مدت 2 هفته به صورت داخل صفاقی و سپس 100 میکرولیتر نرمال سالین را به صورت داخل بینی دریافت نمودند)، گروه PMA (آب مقطر استریل را مشابه گروه کنترل و بعد از دو هفته 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 6/5 cfu/ml از باکتری &lt;em&gt;پاستورلا مولتوسیدا&lt;/em&gt; سروتیپ A را به صورت داخل بینی دریافت نمودند)، گروه EPE+PMA (عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورا&lt;/em&gt; را 2 بار در هفته به مدت 2 هفته به صورت داخل صفاقی و سپس مشابه گروه PMA با باکتری چالش داده شدند) و گروه EPE (عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورآ&lt;/em&gt; را مشابه گروه EPE+PMA و سپس 100 میکرولیتر نرمال سالین را به صورت داخل بینی دریافت نمودند). پس از گذشت 24 و 48 ساعت از زمان چالش با باکتری‏ حیوانات مورد آسان کشی قرار گرفتند و تعداد باکتری‌ها در ریه و کبد‏، سطوح سرمی TNF&lt;sub&gt;α&lt;/sub&gt; و تغییرات هیستوپاتولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحقیق مبین اختلاف معنی‌دار در تعداد باکتری‌های شمارش شده در بافت ریه و کبد گروه PMA و EPE+PMA بود. در بررسی هیستوپاتولوژی ریه موش‌های گروه PMA نفوذ نوتروفیل‌ها در دیواره آلوئول‌های هوایی و پر خونی دیده شد. علائم برونکوپنومونی تا حدودی در گروه EPE+PMA بر طرف گردیده بود. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورآ&lt;/em&gt; می‌تواند جهت پیشگیری یا درمان پنومونی‌های پاستورلایی در نظر گرفته شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه به منظور بررسی اثرات ایمونوپاتولوژیک عصاره آبی&lt;em&gt; اکیناسه پورپورآ &lt;/em&gt;بر روی آلودگی تجربی ایجاد شده توسط &lt;em&gt;پاستورلا مولتوسیدا&lt;/em&gt; سروتیپ A، تعداد 40 عدد موش سوری ماده نژاد بالب/سی به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه‌ها به ترتیب عبارت بودند از: گروه کنترل (آب مقطر استریل را 2 بار در هفته به مدت 2 هفته به صورت داخل صفاقی و سپس 100 میکرولیتر نرمال سالین را به صورت داخل بینی دریافت نمودند)، گروه PMA (آب مقطر استریل را مشابه گروه کنترل و بعد از دو هفته 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 6/5 cfu/ml از باکتری &lt;em&gt;پاستورلا مولتوسیدا&lt;/em&gt; سروتیپ A را به صورت داخل بینی دریافت نمودند)، گروه EPE+PMA (عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورا&lt;/em&gt; را 2 بار در هفته به مدت 2 هفته به صورت داخل صفاقی و سپس مشابه گروه PMA با باکتری چالش داده شدند) و گروه EPE (عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورآ&lt;/em&gt; را مشابه گروه EPE+PMA و سپس 100 میکرولیتر نرمال سالین را به صورت داخل بینی دریافت نمودند). پس از گذشت 24 و 48 ساعت از زمان چالش با باکتری‏ حیوانات مورد آسان کشی قرار گرفتند و تعداد باکتری‌ها در ریه و کبد‏، سطوح سرمی TNF&lt;sub&gt;α&lt;/sub&gt; و تغییرات هیستوپاتولوژیک مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این تحقیق مبین اختلاف معنی‌دار در تعداد باکتری‌های شمارش شده در بافت ریه و کبد گروه PMA و EPE+PMA بود. در بررسی هیستوپاتولوژی ریه موش‌های گروه PMA نفوذ نوتروفیل‌ها در دیواره آلوئول‌های هوایی و پر خونی دیده شد. علائم برونکوپنومونی تا حدودی در گروه EPE+PMA بر طرف گردیده بود. به طور کلی نتایج این مطالعه نشان داد که عصاره &lt;em&gt;اکیناسه پورپورآ&lt;/em&gt; می‌تواند جهت پیشگیری یا درمان پنومونی‌های پاستورلایی در نظر گرفته شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکیناسه پورپورآ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پاستورلا مولتوسیدا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">TNFα</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیستوپاتولوژی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر پوترسین خوراکی بر رشد، هضم‌پذیری، مورفولوژی روده و غلظت پلی‌آمین‌های بافتی در ماکیان گوشتی تغذیه شده با جیره‌های کم پروتئین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر پوترسین خوراکی بر رشد، هضم‌پذیری، مورفولوژی روده و غلظت پلی‌آمین‌های بافتی در ماکیان گوشتی تغذیه شده با جیره‌های کم پروتئین</VernacularTitle>
			<FirstPage>385</FirstPage>
			<LastPage>391</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2597</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2597</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>هاشمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تک چوآن</FirstName>
					<LastName>لو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هوی لینگ</FirstName>
					<LastName>فو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ادریس</FirstName>
					<LastName>زولکیفلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>هیر بجو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تحقیق حاضر به منظور مطالعه تاثیرات پوترسین و جیره‌های کم پروتئین بر پاسخ مرغ‌های گوشتی انجام گردید. تعداد 192 قطعه ماکیان یک روزه نر با تیمارهای خوراکی شامل چینش فاکتوریلی دو سطح پوترسین (0 و 03/0%) و دو سطح پروتئین جیره (نرمال و کم) تغذیه شدند. عملکرد رشد به صورت هفتگی و محاسبه هضم‌پذیری مواد مغذی و مورفولوژی روده در سن 21 روزگی انجام گردید. همچنین در دو سن (21 و 42 روزگی) غلظت ترکیبات پلی‌آمین شامل پوترسین، اسپرمیدین و اسپرمین در بافت‌های روده و کبد مورد سنجش واقع شد. جیره‌های کم پروتئین باعث کاهش معنی‌دار (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تحقیق حاضر به منظور مطالعه تاثیرات پوترسین و جیره‌های کم پروتئین بر پاسخ مرغ‌های گوشتی انجام گردید. تعداد 192 قطعه ماکیان یک روزه نر با تیمارهای خوراکی شامل چینش فاکتوریلی دو سطح پوترسین (0 و 03/0%) و دو سطح پروتئین جیره (نرمال و کم) تغذیه شدند. عملکرد رشد به صورت هفتگی و محاسبه هضم‌پذیری مواد مغذی و مورفولوژی روده در سن 21 روزگی انجام گردید. همچنین در دو سن (21 و 42 روزگی) غلظت ترکیبات پلی‌آمین شامل پوترسین، اسپرمیدین و اسپرمین در بافت‌های روده و کبد مورد سنجش واقع شد. جیره‌های کم پروتئین باعث کاهش معنی‌دار (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماکیان گوشتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین جیره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوترسین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غلظت بافتی پلی‌آمین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر یوبیکینون بر شاخص‌های عملکردی و مورفولوژی رژنراسیون عصب سیاتیک</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر یوبیکینون بر شاخص‌های عملکردی و مورفولوژی رژنراسیون عصب سیاتیک</VernacularTitle>
			<FirstPage>392</FirstPage>
			<LastPage>396</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2598</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2598</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زینب</FirstName>
					<LastName>مرادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>عزیزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رحیم</FirstName>
					<LastName>حب نقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تروما یکی از علت‌های معمول جراحت اعصاب محیطی می‌باشد. به تازگی اثرات مثبت آنتی اکسیدان‌ها در تقویت رژنراسیون اعصاب مورد توجه قرار گرفته است. در این تجربه تاثیر مثبت احتمالی تجویز داخل صفاقی یوبیکینون در جراحت تجربی حاد کراش عصب سیاتیک موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 45 قطعه موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 160 تا 180 گرم مورد استفاده قرار گرفت. موش‌های صحرایی به طور تصادفی در دو گروه تجربی 20 تایی تقسیم شدند. هر کدام از گروه‌ها دوباره در چهار زیر گروه پنج تایی تقسیم شدند. بهبود سریع‌تر رژنراسیون آکسون‌ها در گروه درمان نسبت به گروه شاهد در مطالعه عملکردی مورد تایید قرار گرفت (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تروما یکی از علت‌های معمول جراحت اعصاب محیطی می‌باشد. به تازگی اثرات مثبت آنتی اکسیدان‌ها در تقویت رژنراسیون اعصاب مورد توجه قرار گرفته است. در این تجربه تاثیر مثبت احتمالی تجویز داخل صفاقی یوبیکینون در جراحت تجربی حاد کراش عصب سیاتیک موش صحرایی مورد مطالعه قرار گرفت. تعداد 45 قطعه موش صحرایی نر نژاد ویستار با وزن 160 تا 180 گرم مورد استفاده قرار گرفت. موش‌های صحرایی به طور تصادفی در دو گروه تجربی 20 تایی تقسیم شدند. هر کدام از گروه‌ها دوباره در چهار زیر گروه پنج تایی تقسیم شدند. بهبود سریع‌تر رژنراسیون آکسون‌ها در گروه درمان نسبت به گروه شاهد در مطالعه عملکردی مورد تایید قرار گرفت (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">یوبیکینون (کوانزیم کیو ده)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رژنراسیون عصب محیطی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کراش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>غلظت‌های سرمی برخی پروتئین‌های فاز حاد و غلظت‌های ایمونوگلوبولین‌ در گوساله‌های مبتلا به روتا ویروس، کرونا ویروس، E. coli F5 و گونه‌های آیمریا</ArticleTitle>
<VernacularTitle>غلظت‌های سرمی برخی پروتئین‌های فاز حاد و غلظت‌های ایمونوگلوبولین‌ در گوساله‌های مبتلا به روتا ویروس، کرونا ویروس، E. coli F5 و گونه‌های آیمریا</VernacularTitle>
			<FirstPage>397</FirstPage>
			<LastPage>401</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2599</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2599</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اِنجین</FirstName>
					<LastName>بالیکسی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مورات</FirstName>
					<LastName>اَل</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>21</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف این مطالعه ارزیابی تغییرات در غلظت‌های سرمی هاپتوگلوبین (Hp)، آمیلوئید A سرم (SAA)، IgG و IgA در گوساله‌های مبتلا به اسهال ایجاد شده توسط روتا ویروس، کرونا ویروس، Escherichia coli F5 و گونه‌های آیمریا بود. آزمایش بر روی 40 گوساله اسهالی و 10 گوساله غیر اسهالی (گروه C) انجام گرفت. تعداد 13 گوساله با روتا ویروس یا کرونا ویروس آلوده شدند (گروه V)، 12 گوساله با E. coli F5 (گروه B) و 15 گوساله با گونه‌های آیمریا (گروه P) آلوده شدند. سطوح SAA و Hp گوساله‌ها در گروه‌های V، B و P از لحاظ آماری بیشتر از گروه C بودند (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف این مطالعه ارزیابی تغییرات در غلظت‌های سرمی هاپتوگلوبین (Hp)، آمیلوئید A سرم (SAA)، IgG و IgA در گوساله‌های مبتلا به اسهال ایجاد شده توسط روتا ویروس، کرونا ویروس، Escherichia coli F5 و گونه‌های آیمریا بود. آزمایش بر روی 40 گوساله اسهالی و 10 گوساله غیر اسهالی (گروه C) انجام گرفت. تعداد 13 گوساله با روتا ویروس یا کرونا ویروس آلوده شدند (گروه V)، 12 گوساله با E. coli F5 (گروه B) و 15 گوساله با گونه‌های آیمریا (گروه P) آلوده شدند. سطوح SAA و Hp گوساله‌ها در گروه‌های V، B و P از لحاظ آماری بیشتر از گروه C بودند (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسهال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آمیلوئید سرم A</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هاپتوگلوبین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">IgA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوساله</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ردیابی مولکولی گونه‌های لپتوسپیرا در نمونه ادرار گاو در شمال ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ردیابی مولکولی گونه‌های لپتوسپیرا در نمونه ادرار گاو در شمال ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>402</FirstPage>
			<LastPage>405</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2600</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2600</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>طوبی</FirstName>
					<LastName>شفیقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تقی</FirstName>
					<LastName>زهرائی صالحی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>عبداله‌پور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لیلا</FirstName>
					<LastName>اسدپور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسام‌الدین</FirstName>
					<LastName>اکبرین</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>صالح‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>لپتوسپیروز همواره به عنوان یک بیماری مشترک و قابل انتقال میان انسان و حیوانات با گسترش جهانی مطرح بوده است که عامل ایجاد کننده آن سرووارهای مختلف باکتری &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; می‌باشند. در این بیماری انتقال معمولاً به دنبال تماس مستقیم یا غیر مستقیم با ادرار یا سایر مایعات بیولوژیک حیوانات لپتوسپیروریک رخ می‌دهد. بنابراین این حیوانات ممکن است به صورت منبع عفونت برای انسان و یا سایر حیوانات محسوب شوند. استان گیلان به دلیل داشتن آب و هوای معتدل و مرطوب و بارش سالانه فراوان محیط بسیار مناسبی برای بقاء &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; محسوب می‌شود. از اینرو تشخیص سریع &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; در بدن میزبان در کنترل بیماری و محافظت در برابر آن بسیار سودمند است. هدف از مطالعه حاضر تعیین حضور DNA لپتوسپیرایی در نمونه‌های ادرار گاوها با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیره‌ای پلیمراز است. از مجموع 98 نمونه ادرار که به طور تصادفی از مثانه گاوهای ارجاعی به کشتارگاه رشت جمع‌آوری شد و مورد آزمایش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز قرار گرفت، 42 نمونه (43%) از نظر حضور ژن 16S rRNA مثبت بودند. نتایج حاصله با آزمون nested PCR تایید شد. با توجه به نتایج به دست آمده، حضور تعداد زیاد &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; در ادرار حاملین، تهدیدی جدی برای بهداشت عمومی محسوب می‌شود و نیازمند انجام اقدامات کنترلی موثر است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">لپتوسپیروز همواره به عنوان یک بیماری مشترک و قابل انتقال میان انسان و حیوانات با گسترش جهانی مطرح بوده است که عامل ایجاد کننده آن سرووارهای مختلف باکتری &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; می‌باشند. در این بیماری انتقال معمولاً به دنبال تماس مستقیم یا غیر مستقیم با ادرار یا سایر مایعات بیولوژیک حیوانات لپتوسپیروریک رخ می‌دهد. بنابراین این حیوانات ممکن است به صورت منبع عفونت برای انسان و یا سایر حیوانات محسوب شوند. استان گیلان به دلیل داشتن آب و هوای معتدل و مرطوب و بارش سالانه فراوان محیط بسیار مناسبی برای بقاء &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; محسوب می‌شود. از اینرو تشخیص سریع &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; در بدن میزبان در کنترل بیماری و محافظت در برابر آن بسیار سودمند است. هدف از مطالعه حاضر تعیین حضور DNA لپتوسپیرایی در نمونه‌های ادرار گاوها با استفاده از روش مولکولی واکنش زنجیره‌ای پلیمراز است. از مجموع 98 نمونه ادرار که به طور تصادفی از مثانه گاوهای ارجاعی به کشتارگاه رشت جمع‌آوری شد و مورد آزمایش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز قرار گرفت، 42 نمونه (43%) از نظر حضور ژن 16S rRNA مثبت بودند. نتایج حاصله با آزمون nested PCR تایید شد. با توجه به نتایج به دست آمده، حضور تعداد زیاد &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; در ادرار حاملین، تهدیدی جدی برای بهداشت عمومی محسوب می‌شود و نیازمند انجام اقدامات کنترلی موثر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گونه‌های لپتوسپیرا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">nested PCR</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ادرار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رشت</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پلی‌مورفیسم ژنتیکی و ارتباط ژن کاپا-کازئین با صفات تولید شیر میان نژاد آمیخته فریسوال (سایوال × HF) با منشأ هندی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پلی‌مورفیسم ژنتیکی و ارتباط ژن کاپا-کازئین با صفات تولید شیر میان نژاد آمیخته فریسوال (سایوال × HF) با منشأ هندی</VernacularTitle>
			<FirstPage>406</FirstPage>
			<LastPage>408</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2601</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2601</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>راجیب</FirstName>
					<LastName>دب</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>یومش</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سوشیل</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رانی</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>گیانندرا</FirstName>
					<LastName>سنگار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرجاوا</FirstName>
					<LastName>شارما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از مطالعه حاضر غربال‌سازی پروفایل ژنتیکی ژن کاپا-کازئین میان گاوهای دو رگه فریسوال (سایوال × HF) پرورش یافته در هند بود. تعداد 200 گاو فریسوال برای HinfI RFLP بر اساس تعیین ژنوتیپ ژن کاپا-کازئیین مورد ارزیابی قرار گرفتند. ما مشاهده کردیم که تنها دو ژنوتیپ (AA و AB) در میان جمعیت مورد مطالعه به ترتیب با فراوانی ژنوتیپ 58/0 (تعداد = 117) و 24/0 (تعداد = 83) وجود دارند. فراوانی الل مورد محاسبه برای A و B، به ترتیب 79/0 و 21/0 بود. رابطه ژنوتیپ‌ها با صفات تولید شیر مشخص تأیید نمود که AB اثر معنی‌داری (P</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از مطالعه حاضر غربال‌سازی پروفایل ژنتیکی ژن کاپا-کازئین میان گاوهای دو رگه فریسوال (سایوال × HF) پرورش یافته در هند بود. تعداد 200 گاو فریسوال برای HinfI RFLP بر اساس تعیین ژنوتیپ ژن کاپا-کازئیین مورد ارزیابی قرار گرفتند. ما مشاهده کردیم که تنها دو ژنوتیپ (AA و AB) در میان جمعیت مورد مطالعه به ترتیب با فراوانی ژنوتیپ 58/0 (تعداد = 117) و 24/0 (تعداد = 83) وجود دارند. فراوانی الل مورد محاسبه برای A و B، به ترتیب 79/0 و 21/0 بود. رابطه ژنوتیپ‌ها با صفات تولید شیر مشخص تأیید نمود که AB اثر معنی‌داری (P</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاپا کازئین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پلی‌مورفیسم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فریسوال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">RFLP</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">صفات تولید شیر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پروفایل‌های ژنی انتروتوکسین در میان Staphylococcus aureus جدا شده از شیر خام</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پروفایل‌های ژنی انتروتوکسین در میان Staphylococcus aureus جدا شده از شیر خام</VernacularTitle>
			<FirstPage>409</FirstPage>
			<LastPage>412</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2602</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2602</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>راضیه</FirstName>
					<LastName>نظری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>گودرزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>رحیمی باقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>معین‌راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>شیر به دلیل دارا بودن مواد مغذی مهم مانند پروتئین‌ها و ویتامین‌ها به عنوان یک غذای مفید در نظر گرفته می‌شود. همچنین شیر قادر به انتقال باکتری‌های پاتوژن مختلف مانند &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; می‌باشد. در این مطالعه فراوانی ژن‌های کد کننده 9 انتروتوکسین استافیلوکوکی و پروفایل‌های ژنی انتروتوکسین در &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;‌های جدا شده از شیر خام گاو مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع 246 نمونه شیر از 246 گاو شیری از هشت دامداری مختلف در شهر قم جمع‌آوری و 52 ایزوله &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; به دست آمد. بر اساس ویژگی‌های کشتی، بیوشیمیایی و تکثیر ژن 23S rRNA اختصاصی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;، تمامی ایزوله‌ها به عنوان &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; شناسایی شدند. از 52 ایزوله بررسی شده، 7/80% ایزوله‌ها، از نظر یک یا چند ژن کد کننده انتروتوکسین مثبت بوده و 12 ژنوتیپ مختلف شناسایی گردید. شایع‌ترین ژن، ژن کد کننده انتروتوکسین A (&lt;em&gt;Sea&lt;/em&gt;) (16 ایزوله، 7/30%)، پس از آن &lt;em&gt;Seb&lt;/em&gt; (14 ایزوله، 9/26%) و &lt;em&gt;Sed&lt;/em&gt; (8 ایزوله، 37/15%) بود. ژن‌های &lt;em&gt;Sec&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;See&lt;/em&gt; در هیچکدام از ایزوله‌ها شناسایی نشد. در میان ژن‌های کد کننده سایر انتروتوکسین‌ها، شایع‌ترین ژن، &lt;em&gt;Seg&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Seh&lt;/em&gt; هر کدام در (8 ایزوله، 38/15%) و پس از آن &lt;em&gt;Sej&lt;/em&gt; (6 ایزوله، 5/11%) و &lt;em&gt;Sei&lt;/em&gt; (1 ایزوله، 84/3%) بود. امروزه با شناسایی انتروتوکسین‌های جدید، فراوانی سویه‌های مولد انتروتوکسین افزایش یافته است که سبب افزایش احتمال پتانسیل بیماریزایی استافیلوکوک‌ها نسبت به تصورات قبلی گردیده است. نتایج حضور استافیلوکوک‌های واجد ژن‌های انتروتوکسین در شیر، به عنوان یک خطر بالقوه برای سلامتی مصرف کننده به حساب می‌آید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شیر به دلیل دارا بودن مواد مغذی مهم مانند پروتئین‌ها و ویتامین‌ها به عنوان یک غذای مفید در نظر گرفته می‌شود. همچنین شیر قادر به انتقال باکتری‌های پاتوژن مختلف مانند &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; می‌باشد. در این مطالعه فراوانی ژن‌های کد کننده 9 انتروتوکسین استافیلوکوکی و پروفایل‌های ژنی انتروتوکسین در &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;‌های جدا شده از شیر خام گاو مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع 246 نمونه شیر از 246 گاو شیری از هشت دامداری مختلف در شهر قم جمع‌آوری و 52 ایزوله &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; به دست آمد. بر اساس ویژگی‌های کشتی، بیوشیمیایی و تکثیر ژن 23S rRNA اختصاصی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt;، تمامی ایزوله‌ها به عنوان &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; شناسایی شدند. از 52 ایزوله بررسی شده، 7/80% ایزوله‌ها، از نظر یک یا چند ژن کد کننده انتروتوکسین مثبت بوده و 12 ژنوتیپ مختلف شناسایی گردید. شایع‌ترین ژن، ژن کد کننده انتروتوکسین A (&lt;em&gt;Sea&lt;/em&gt;) (16 ایزوله، 7/30%)، پس از آن &lt;em&gt;Seb&lt;/em&gt; (14 ایزوله، 9/26%) و &lt;em&gt;Sed&lt;/em&gt; (8 ایزوله، 37/15%) بود. ژن‌های &lt;em&gt;Sec&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;See&lt;/em&gt; در هیچکدام از ایزوله‌ها شناسایی نشد. در میان ژن‌های کد کننده سایر انتروتوکسین‌ها، شایع‌ترین ژن، &lt;em&gt;Seg&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Seh&lt;/em&gt; هر کدام در (8 ایزوله، 38/15%) و پس از آن &lt;em&gt;Sej&lt;/em&gt; (6 ایزوله، 5/11%) و &lt;em&gt;Sei&lt;/em&gt; (1 ایزوله، 84/3%) بود. امروزه با شناسایی انتروتوکسین‌های جدید، فراوانی سویه‌های مولد انتروتوکسین افزایش یافته است که سبب افزایش احتمال پتانسیل بیماریزایی استافیلوکوک‌ها نسبت به تصورات قبلی گردیده است. نتایج حضور استافیلوکوک‌های واجد ژن‌های انتروتوکسین در شیر، به عنوان یک خطر بالقوه برای سلامتی مصرف کننده به حساب می‌آید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Staphylococcus aureus</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انتروتوکسین‌های استافیلوکوکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر خام</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جدا شدگی تروکانتر بزرگ و در رفتگی قدامی-پشتی مفصل هیپ در یک قلاده گربه: اهمیت ارزیابی دقیق رادیوگرافی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جدا شدگی تروکانتر بزرگ و در رفتگی قدامی-پشتی مفصل هیپ در یک قلاده گربه: اهمیت ارزیابی دقیق رادیوگرافی</VernacularTitle>
			<FirstPage>413</FirstPage>
			<LastPage>415</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2603</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2603</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>استفانیا</FirstName>
					<LastName>پینا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>والنتینا</FirstName>
					<LastName>سلا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یک در رفتگی تروماتیک مفصل هیپ-ران در یک گربه نر اخته شده اروپایی 15 ماهه تشخیص داده شد، و بر اساس ارزیابی رادیوگرافی جا اندازی بسته انجام گرفت. بنابراین، گربه به دلیل شکست درمان به دانشگاه بولونیا ارجاع داده شد. آزمایش رادیوگرافیک تکمیلی جدا شدگی پیوسته تروکانتر بزرگ را تایید کرد، بنابراین مدیریت جراحی در رفتگی کفل-رانی با موفقیت انجام شد. از اینرو، جهت جلوگیری از اشتباهات احتمالی بایستی به برنامه‌ریزی صحیح ارزیابی رادیوگرافی توجه شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یک در رفتگی تروماتیک مفصل هیپ-ران در یک گربه نر اخته شده اروپایی 15 ماهه تشخیص داده شد، و بر اساس ارزیابی رادیوگرافی جا اندازی بسته انجام گرفت. بنابراین، گربه به دلیل شکست درمان به دانشگاه بولونیا ارجاع داده شد. آزمایش رادیوگرافیک تکمیلی جدا شدگی پیوسته تروکانتر بزرگ را تایید کرد، بنابراین مدیریت جراحی در رفتگی کفل-رانی با موفقیت انجام شد. از اینرو، جهت جلوگیری از اشتباهات احتمالی بایستی به برنامه‌ریزی صحیح ارزیابی رادیوگرافی توجه شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">در رفتگی کفل-رانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکستگی جدا شدگی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تروکانتر بزرگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رادیوگراف</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>درمان کاتاراکت دو طرفه سگ سانان القا شده توسط افیدیسم با خارج ساختن عدسی خارج کپسولی و کاشت عدسی داخل چشمی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درمان کاتاراکت دو طرفه سگ سانان القا شده توسط افیدیسم با خارج ساختن عدسی خارج کپسولی و کاشت عدسی داخل چشمی</VernacularTitle>
			<FirstPage>416</FirstPage>
			<LastPage>419</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2604</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2604</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مورات</FirstName>
					<LastName>کیبر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8879-4121</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سِم</FirstName>
					<LastName>اِوِرک لیوغلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ظفر</FirstName>
					<LastName>دوغان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این مطالعه، گزارش یک عامل جدید کاتاراکت، به نام کاتاراکت القا شده توسط نیش مار در یک قلاده سگ بود. یک قلاده سگ نر سه ساله نژاد مونگرل برای بررسی کاتاراکت در دو چشم به کلینیک ما ارجاع داده شد. این سگ حدود 4 ماه قبل توسط یک مار نیش زده شده بود. یک عدسی اکریلیک 40 دیوپتری همراه با لامسه 13 میلی‌متری به داخل کپسول عدسی پیوند زده شد. در چشم چپ، سینشی خلفی در بخش گیجگاهی عنبیه شناسایی شد، اما پایین آمدن عدسی داخل چشمی مشاهده نشد. بر اساس آگاهی ما، این اولین گزارش کاتاراکت دو طرفه ایجاد شده توسط افیدیسم و درمان شده با دخالت جراحی در یک قلاده سگ می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این مطالعه، گزارش یک عامل جدید کاتاراکت، به نام کاتاراکت القا شده توسط نیش مار در یک قلاده سگ بود. یک قلاده سگ نر سه ساله نژاد مونگرل برای بررسی کاتاراکت در دو چشم به کلینیک ما ارجاع داده شد. این سگ حدود 4 ماه قبل توسط یک مار نیش زده شده بود. یک عدسی اکریلیک 40 دیوپتری همراه با لامسه 13 میلی‌متری به داخل کپسول عدسی پیوند زده شد. در چشم چپ، سینشی خلفی در بخش گیجگاهی عنبیه شناسایی شد، اما پایین آمدن عدسی داخل چشمی مشاهده نشد. بر اساس آگاهی ما، این اولین گزارش کاتاراکت دو طرفه ایجاد شده توسط افیدیسم و درمان شده با دخالت جراحی در یک قلاده سگ می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاتاراکت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عدسی داخل چشمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">خارج ساختن خارج کپسولی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
