<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بیان پروتئین p53 و مطالعه هیستومورفولوژیکی اپیدرم در حیوانات آزمایشگاهی پس از تجویز کلادریبین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بیان پروتئین p53 و مطالعه هیستومورفولوژیکی اپیدرم در حیوانات آزمایشگاهی پس از تجویز کلادریبین</VernacularTitle>
			<FirstPage>198</FirstPage>
			<LastPage>205</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2526</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2526</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پاتریکژا</FirstName>
					<LastName>چیلینسکا-ورزوس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مارتا</FirstName>
					<LastName>لیز-سوچوکا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اِولینا</FirstName>
					<LastName>واوریک-گاودا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ماریان</FirstName>
					<LastName>جدریچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>میروسلاو</FirstName>
					<LastName>لنکوت</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کامیلا</FirstName>
					<LastName>بولاک</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>باربارا</FirstName>
					<LastName>جودلوسکا-جدریچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>کلادریبین به عنوان داروی ضد نئوپلاسم و سرکوب کننده ایمنی و ضد التهاب عمل می‌کند. هدف این پژوهش مطالعه اثرات احتمالی این دارو بر اپیدرم می‌باشد. آزمایش بر روی موش صحرایی نژاد ویستار انجام گردید. گروه شاهد غذای استاندارد و آب دریافت کردند. گروه آزمایشی I تحت درمان کلادریبین مطابق با الگوی درمانی مولتیپل اسکلروز انسانی قرار گرفت. 24 ساعت پس از افزودن دوز دارو نمونه‌گیری جهت ارزیابی میکروسکوپی و هیستوشیمیایی انجام شد. دارو در گروه آزمایشی II نیز مطابق با روش مورد استفاده در گروه آزمایشی I تجویز گردید با این تفاوت که نمونه‌گیری 4 هفته بعد از آخرین تجویز دارو انجام شد. پس از اتمام دوره آزمایشی نمونه‌های پوست تمام موش‌ها تحت مطالعه هیستومورفولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی قرار گرفت. آنالیز نمونه‌های بافتی رنگ شده با هماتوکسیلین و ائوزین، تغییرات قابل مشاهده‌ای را در الگوی اپیدرم نشان داد. لایه‌های بافتی در مقایسه با گروه شاهد بسیار نازک‌تر شده بود. تفاوت حضور پروتئین p53 در گروه شاهد با دو گروه آزمایشی از نظر آماری معنی‌دار بود (P&lt;0.0001). افزودن کلادریبین در گروه‌های آزمایشی سبب تغییر چهره بافتی اپیدرم می‌شود. بر اساس یافته‌های مورفولوژیکی و بیان پروتئین p53 می‌توان نتیجه گرفت که وقفه 4 هفته‌ای در تجویز دارو موجب کمک به بازسازی بافت اپیتلیوم پوست موش صحرایی می‌شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">کلادریبین به عنوان داروی ضد نئوپلاسم و سرکوب کننده ایمنی و ضد التهاب عمل می‌کند. هدف این پژوهش مطالعه اثرات احتمالی این دارو بر اپیدرم می‌باشد. آزمایش بر روی موش صحرایی نژاد ویستار انجام گردید. گروه شاهد غذای استاندارد و آب دریافت کردند. گروه آزمایشی I تحت درمان کلادریبین مطابق با الگوی درمانی مولتیپل اسکلروز انسانی قرار گرفت. 24 ساعت پس از افزودن دوز دارو نمونه‌گیری جهت ارزیابی میکروسکوپی و هیستوشیمیایی انجام شد. دارو در گروه آزمایشی II نیز مطابق با روش مورد استفاده در گروه آزمایشی I تجویز گردید با این تفاوت که نمونه‌گیری 4 هفته بعد از آخرین تجویز دارو انجام شد. پس از اتمام دوره آزمایشی نمونه‌های پوست تمام موش‌ها تحت مطالعه هیستومورفولوژیک و ایمونوهیستوشیمیایی قرار گرفت. آنالیز نمونه‌های بافتی رنگ شده با هماتوکسیلین و ائوزین، تغییرات قابل مشاهده‌ای را در الگوی اپیدرم نشان داد. لایه‌های بافتی در مقایسه با گروه شاهد بسیار نازک‌تر شده بود. تفاوت حضور پروتئین p53 در گروه شاهد با دو گروه آزمایشی از نظر آماری معنی‌دار بود (P&lt;0.0001). افزودن کلادریبین در گروه‌های آزمایشی سبب تغییر چهره بافتی اپیدرم می‌شود. بر اساس یافته‌های مورفولوژیکی و بیان پروتئین p53 می‌توان نتیجه گرفت که وقفه 4 هفته‌ای در تجویز دارو موجب کمک به بازسازی بافت اپیتلیوم پوست موش صحرایی می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلادریبین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اپیدرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آپوپتز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین p53</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاسپاز 3</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر افزودن شیر سویا بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی شیر پروبیوتیک تخمیر شده با لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر افزودن شیر سویا بر خصوصیات فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی شیر پروبیوتیک تخمیر شده با لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس</VernacularTitle>
			<FirstPage>206</FirstPage>
			<LastPage>210</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2527</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2527</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>اسما</FirstName>
					<LastName>کاظمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>مظلومی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>حسن‌زاده رستمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>اخلاقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی تاثیر افزودن شیر سویا بر خواص فیزیکوشیمیایی، میکروبی، و حسی شیر تخمیر شده با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; بود. ابتدا لوبیای سویا با نسبت 1 به 5 وزنی/حجمی با آب مقطر مخلوط گردید. شیر سویای تهیه شده با نسبت‌های 20٪، 40٪ و 60٪ به شیر افزوده شد. شیر ساده به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفت. نمونه‌ها استریل و سپس با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; LA-5 تخمیر شده و در دمای 5 درجه سانتیگراد به مدت 14 روز نگهداری شدند. شمارش میکروبی، اسیدیته، pH، سینرسیس، و ارزیابی حسی طی مدت نگهداری انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمام نمونه‌ها حداقل دوز موثر LA-5 را در روز 14 دارا بودند، اگرچه کاهش معنی‌داری در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا مشاهده شد. در هر روز آزمایش کاهش قابل توجهی در pH نمونه‌ها وجود داشت. افزودن شیر سویا به شیر سینرسیس را به خصوص در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا افزایش داد. امتیاز بافت، احساس دهانی، بو و طعم نمونه‌های حاوی 40٪ و 60٪ شیر سویا به طور معنی‌داری کمتر از سایر نمونه‌ها بود. پارامتر L&lt;sup&gt;*&lt;/sup&gt; رنگ در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا به طور معنی‌داری کاهش داشت و این کاهش با افزایش مدت نگهداری مشهودتر بود. در مجموع، افزودن 20٪ شیر سویا تغییر زیادی در خواص فیزیکوشیمیایی و حسی شیر ایجاد نکرد در عین اینکه محیط مناسبی برای رشد LA-5 فراهم نمود. بنابراین مخلوط شیر و20٪ شیر سویا می‌تواند به عنوان محصول پروبیوتیکی خوب با محتوای لاکتوز کمتر و فواید تغذیه‌ای بیشتر معرفی شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی تاثیر افزودن شیر سویا بر خواص فیزیکوشیمیایی، میکروبی، و حسی شیر تخمیر شده با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; بود. ابتدا لوبیای سویا با نسبت 1 به 5 وزنی/حجمی با آب مقطر مخلوط گردید. شیر سویای تهیه شده با نسبت‌های 20٪، 40٪ و 60٪ به شیر افزوده شد. شیر ساده به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفت. نمونه‌ها استریل و سپس با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; LA-5 تخمیر شده و در دمای 5 درجه سانتیگراد به مدت 14 روز نگهداری شدند. شمارش میکروبی، اسیدیته، pH، سینرسیس، و ارزیابی حسی طی مدت نگهداری انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمام نمونه‌ها حداقل دوز موثر LA-5 را در روز 14 دارا بودند، اگرچه کاهش معنی‌داری در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا مشاهده شد. در هر روز آزمایش کاهش قابل توجهی در pH نمونه‌ها وجود داشت. افزودن شیر سویا به شیر سینرسیس را به خصوص در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا افزایش داد. امتیاز بافت، احساس دهانی، بو و طعم نمونه‌های حاوی 40٪ و 60٪ شیر سویا به طور معنی‌داری کمتر از سایر نمونه‌ها بود. پارامتر L&lt;sup&gt;*&lt;/sup&gt; رنگ در نمونه‌های حاوی 60٪ شیر سویا به طور معنی‌داری کاهش داشت و این کاهش با افزایش مدت نگهداری مشهودتر بود. در مجموع، افزودن 20٪ شیر سویا تغییر زیادی در خواص فیزیکوشیمیایی و حسی شیر ایجاد نکرد در عین اینکه محیط مناسبی برای رشد LA-5 فراهم نمود. بنابراین مخلوط شیر و20٪ شیر سویا می‌تواند به عنوان محصول پروبیوتیکی خوب با محتوای لاکتوز کمتر و فواید تغذیه‌ای بیشتر معرفی شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروبیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر سویا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی مقایسه‌ای پیوند پریکارد گاوی گلیسرولی شده به همراه مش پرولین برای بستن نقیصه وسیع دیواره شکمی در سگ‌ها</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی مقایسه‌ای پیوند پریکارد گاوی گلیسرولی شده به همراه مش پرولین برای بستن نقیصه وسیع دیواره شکمی در سگ‌ها</VernacularTitle>
			<FirstPage>211</FirstPage>
			<LastPage>217</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2528</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2528</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>کِی. اِس.</FirstName>
					<LastName>ابوالنصر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آ. ای.</FirstName>
					<LastName>زاقلول</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمال ابراهیم</FirstName>
					<LastName>کاروف</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این پژوهش، ارزیابی استفاده از مش پلی‌پروپیلن و پریکارد گاوی نگهداری شده در گلیسرول (GBP) جهت ترمیم نقیصه‌های دیواره شکمی در 24 سگ دو رگه و از لحاظ بالینی سالم با استفاده از تکنیک‌های اینله و اندرله می‌باشد. بنابراین 24 سگ دو رگه سالم در این مطالعه استفاده شدند. حیوانات طبق نوع ماده پروتزی مورد استفاده به دو گروه اصلی تقسیم شدند. هر یک مطابق تکنیک پیوند به دو تحت گروه تقسیم‌بندی شدند. مواد مصنوعی مورد استفاده مش پلی‌پروپیلن (پرولین، اتیکون، جانسون و جانسون، بلگیوم) و پریکارد گاوی نگهداری شده در گلیسرول هستند. دو تکنیک پوند تکنیک اینله و اندرله می‌باشند. بر اساس یافته‌های پس از مرگ، آنالیز بیوشیمیایی و بررسی هیستوپاتولوژیک، مشاهده گردید که از وصله‌های گلیسرول می‌توان به عنوان جایگزینی موفق برای تقویت و ترمیم نقیصه‌های وسیع دیواره شکمی نسبت به مش پرولین استفاده کرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این پژوهش، ارزیابی استفاده از مش پلی‌پروپیلن و پریکارد گاوی نگهداری شده در گلیسرول (GBP) جهت ترمیم نقیصه‌های دیواره شکمی در 24 سگ دو رگه و از لحاظ بالینی سالم با استفاده از تکنیک‌های اینله و اندرله می‌باشد. بنابراین 24 سگ دو رگه سالم در این مطالعه استفاده شدند. حیوانات طبق نوع ماده پروتزی مورد استفاده به دو گروه اصلی تقسیم شدند. هر یک مطابق تکنیک پیوند به دو تحت گروه تقسیم‌بندی شدند. مواد مصنوعی مورد استفاده مش پلی‌پروپیلن (پرولین، اتیکون، جانسون و جانسون، بلگیوم) و پریکارد گاوی نگهداری شده در گلیسرول هستند. دو تکنیک پوند تکنیک اینله و اندرله می‌باشند. بر اساس یافته‌های پس از مرگ، آنالیز بیوشیمیایی و بررسی هیستوپاتولوژیک، مشاهده گردید که از وصله‌های گلیسرول می‌توان به عنوان جایگزینی موفق برای تقویت و ترمیم نقیصه‌های وسیع دیواره شکمی نسبت به مش پرولین استفاده کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پریکارد گاوی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نقیصه دیواره شکمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مش پلی‌پروپیلن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>آنالیز توالی ژن VP1 در سه جدایه ایرانی ویروس فوق حاد بیماری بورس عفونی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>آنالیز توالی ژن VP1 در سه جدایه ایرانی ویروس فوق حاد بیماری بورس عفونی</VernacularTitle>
			<FirstPage>218</FirstPage>
			<LastPage>222</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2529</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2529</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابوالفضل</FirstName>
					<LastName>غنی ئی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید مصطفی</FirstName>
					<LastName>پیغمبری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-9166-1303</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمشید</FirstName>
					<LastName>رزم یار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بیماری بورس عفونی (IBD) در زمره بیماری‌های بسیار واگیردار ماکیان‌ها می‌باشد که توسط ویروس IBD (IBDV) ایجاد می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی خصوصیات سه جدایه ایرانی ویروس فوق حاد IBD بود. با استفاده از RT-PCR، یک قطعه 715 جفت بازی در ژن VP1 سه سویه ایرانی IBDV تکثیر، تعیین توالی، و با سویه‌های IBDV موجود در بانک ژن مورد مقایسه، و ارتباطات فیلوژنتیک آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در برازش توالی نوکلئوتیدی سویه‌های IBDV، تعداد 23 اختلاف نوکلئوتیدی بین سویه‌های فوق حاد (به جز IL و PT) و بقیه سویه‌های غیر فوق حاد مشاهده شد. تعداد 2 جایگاه نوکلئوتیدی، 863G و 1023A، اختصاصی سویه‌های JRMP07IR و JRMP14IR بودند. همه سویه‌های فوق حاد (به جز IL و PT) در جایگاه‌های اسید آمینه 242E و 287A با سویه‌های غیر فوق حاد متفاوت بودند. در سه سویه ایرانی این مطالعه، جایگاه‌های اسید آمینه 251R در هر دو سویه JRMP07IR و JRMP14IR و 360L در JRMP14IR از بقیه سویه‌های فوق حاد متفاوت بودند. در آنالیز فیلوژنتیک، سه سویه ایرانی در کنار سویه‌های فوق حاد قرار گرفتند. سویه ایرانی، JRMP30IR، به دو سویه اروپایی HOL) و (UK661 و دو سویه جنوب شرق آسیا OKYM) و (ZJ2000، بیشتر نزدیک بود. اما دو سویه دیگر ایرانی، JRMP07IR و JRMP14IR، به دو سویه ترکیه‌ای OA/G1) و (OE/G2 و یک سویه مالزیایی (UPM94) نزدیک‌تر بودند. مطالعات گسترده‌تر در این زمینه دانش بیشتری در خصوص توزیع، تنوع، و ارتباطات فیلوژنتیک سویه‌های IBDV جدا شده در ایران و دیگر نقاط جهان برای پژوهشگران فراهم خواهد نمود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بیماری بورس عفونی (IBD) در زمره بیماری‌های بسیار واگیردار ماکیان‌ها می‌باشد که توسط ویروس IBD (IBDV) ایجاد می‌شود. هدف از این مطالعه بررسی خصوصیات سه جدایه ایرانی ویروس فوق حاد IBD بود. با استفاده از RT-PCR، یک قطعه 715 جفت بازی در ژن VP1 سه سویه ایرانی IBDV تکثیر، تعیین توالی، و با سویه‌های IBDV موجود در بانک ژن مورد مقایسه، و ارتباطات فیلوژنتیک آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در برازش توالی نوکلئوتیدی سویه‌های IBDV، تعداد 23 اختلاف نوکلئوتیدی بین سویه‌های فوق حاد (به جز IL و PT) و بقیه سویه‌های غیر فوق حاد مشاهده شد. تعداد 2 جایگاه نوکلئوتیدی، 863G و 1023A، اختصاصی سویه‌های JRMP07IR و JRMP14IR بودند. همه سویه‌های فوق حاد (به جز IL و PT) در جایگاه‌های اسید آمینه 242E و 287A با سویه‌های غیر فوق حاد متفاوت بودند. در سه سویه ایرانی این مطالعه، جایگاه‌های اسید آمینه 251R در هر دو سویه JRMP07IR و JRMP14IR و 360L در JRMP14IR از بقیه سویه‌های فوق حاد متفاوت بودند. در آنالیز فیلوژنتیک، سه سویه ایرانی در کنار سویه‌های فوق حاد قرار گرفتند. سویه ایرانی، JRMP30IR، به دو سویه اروپایی HOL) و (UK661 و دو سویه جنوب شرق آسیا OKYM) و (ZJ2000، بیشتر نزدیک بود. اما دو سویه دیگر ایرانی، JRMP07IR و JRMP14IR، به دو سویه ترکیه‌ای OA/G1) و (OE/G2 و یک سویه مالزیایی (UPM94) نزدیک‌تر بودند. مطالعات گسترده‌تر در این زمینه دانش بیشتری در خصوص توزیع، تنوع، و ارتباطات فیلوژنتیک سویه‌های IBDV جدا شده در ایران و دیگر نقاط جهان برای پژوهشگران فراهم خواهد نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیماری بورس عفونی طیور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سویه‌های فوق حاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">VP1</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماکیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات استات سرب و آلومینوسیلیکات‌های غذایی بر روی سیستم دفاعی آنتی اکسیداتیو در بافت‌های عضلانی ماکیان‌های گوشتی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات استات سرب و آلومینوسیلیکات‌های غذایی بر روی سیستم دفاعی آنتی اکسیداتیو در بافت‌های عضلانی ماکیان‌های گوشتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>223</FirstPage>
			<LastPage>226</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2530</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2530</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>دژان</FirstName>
					<LastName>پروولوویچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>میلان</FirstName>
					<LastName>پوپوویچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>دانیجلا</FirstName>
					<LastName>کوژیچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>گوردانا</FirstName>
					<LastName>گروبور-لاژسیچ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر مکمل‌های غذایی استات سرب و آلومینوسیلیکات‌ها بر روی فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدی در بافت‌های عضله اسکلتی و قلب بود. ماکیان‌‌های گوشتی به چهار جیره شامل گروه کنترل، گروه Pb، گروه آلومینوسیلیکات-ATN (ماده آنتی توکسیک) و Pb+ATN، در یک آزمایش به مدت سه هفته اختصاص داده شدند. مصرف غذایی استات سرب استرس اکسیداتیو را القا نموده و پراکسیداسیون لیپیدی را در بافت عضله قلب پیش می‌برد. داده‌های ترکیبی نشان دادند که ماکیان‌های تغذیه شده با آلومینوسیلیکات‌ها برای اکثر پارامترهای اندازه‌گیری شده حفاظت معنی‌داری در مقابل اثرات استات سرب دریافت نمودند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر مکمل‌های غذایی استات سرب و آلومینوسیلیکات‌ها بر روی فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیداتیو و پراکسیداسیون لیپیدی در بافت‌های عضله اسکلتی و قلب بود. ماکیان‌‌های گوشتی به چهار جیره شامل گروه کنترل، گروه Pb، گروه آلومینوسیلیکات-ATN (ماده آنتی توکسیک) و Pb+ATN، در یک آزمایش به مدت سه هفته اختصاص داده شدند. مصرف غذایی استات سرب استرس اکسیداتیو را القا نموده و پراکسیداسیون لیپیدی را در بافت عضله قلب پیش می‌برد. داده‌های ترکیبی نشان دادند که ماکیان‌های تغذیه شده با آلومینوسیلیکات‌ها برای اکثر پارامترهای اندازه‌گیری شده حفاظت معنی‌داری در مقابل اثرات استات سرب دریافت نمودند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلومینوسیلیکات‌ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قلب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بافت عضله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس اکسیداتیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استات سرب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات ضد کوکسیدیوزی و ضد اکسیدانی پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار در جوجه‌‌های آلوده با آیمریا</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات ضد کوکسیدیوزی و ضد اکسیدانی پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار در جوجه‌‌های آلوده با آیمریا</VernacularTitle>
			<FirstPage>227</FirstPage>
			<LastPage>232</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2531</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2531</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>پورعلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>کرمانشاهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابوالقاسم</FirstName>
					<LastName>گلیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>رزمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>سختانلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>برای مطالعه اثرات ضد اکسیدانی و ضد کوکسیدیوزی پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار بر عملکرد رشد، دفع اووسیت مدفوعی، شاخص‌های استرس اکسیداتیو و حالت ضد اکسیدانی جوجه گوشتی یک طرح اسپلیت پلات 2 × 2 × 2 در نظر گرفته شد. 480 قطعه جوجه گوشتی در روز اول پرورش به طور مساوی به دو پلات مساوی تقسیم شدند. در روز 34 پرورش، 240 قطعه از جوجه‌‌ها با مخلوطی از گونه‌های &lt;em&gt;آیمریا&lt;/em&gt; (10&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; × 5/7 اووسیت) به روش تلقیح دهانی آلوده شدند. در هر پلات 4 تیمار (جیره پایه، جیره پایه با 5/0% پودر سیر، جیره پایه با 50% بیشتر از نیازهای 2009 اسید آمینه گوگرددار بر طبق راس 308 و جیره پایه با 5/0% پودر سیر به علاوه 50% بیشتر از نیازهای اسید آمینه گوگرددار) با 5 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر قفس در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که &lt;em&gt;آیمریا،&lt;/em&gt; عملکرد جوجه‌‌های گوشتی را کاهش و مقدار نیتریک اکساید (NO) و مالون دی آلدئید (MDA) سرم را افزایش و فعالیت آنزیم سوپراکسیداز دسماتاز و گلوتاتیون پراکسیداز کبدی را بدون تغییر باقی گذاشت. کاهش رشد و افزایش NO و MDA در جوجه‌‌های آلوده نسبت به جوجه‌‌های سالم بیشتر بود. دفع اووسیت مدفوعی با مکمل نمودن پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار به طور معنی‌داری (P&lt;0.05) کاهش یافت. مکمل نمودن 5/0% پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار 50% بیشتر از نیازها، اضافه وزن روزانه را به طور معنی‌داری افزایش و OPG، MDA و NO را کاهش داد، البته در فعالیت آنزیم‌های ضد اکسیدان در جوجه‌‌های آلوده به &lt;em&gt;آیمریا&lt;/em&gt; تغییری نداشت.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">برای مطالعه اثرات ضد اکسیدانی و ضد کوکسیدیوزی پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار بر عملکرد رشد، دفع اووسیت مدفوعی، شاخص‌های استرس اکسیداتیو و حالت ضد اکسیدانی جوجه گوشتی یک طرح اسپلیت پلات 2 × 2 × 2 در نظر گرفته شد. 480 قطعه جوجه گوشتی در روز اول پرورش به طور مساوی به دو پلات مساوی تقسیم شدند. در روز 34 پرورش، 240 قطعه از جوجه‌‌ها با مخلوطی از گونه‌های &lt;em&gt;آیمریا&lt;/em&gt; (10&lt;sup&gt;2&lt;/sup&gt; × 5/7 اووسیت) به روش تلقیح دهانی آلوده شدند. در هر پلات 4 تیمار (جیره پایه، جیره پایه با 5/0% پودر سیر، جیره پایه با 50% بیشتر از نیازهای 2009 اسید آمینه گوگرددار بر طبق راس 308 و جیره پایه با 5/0% پودر سیر به علاوه 50% بیشتر از نیازهای اسید آمینه گوگرددار) با 5 تکرار و 10 قطعه جوجه در هر قفس در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که &lt;em&gt;آیمریا،&lt;/em&gt; عملکرد جوجه‌‌های گوشتی را کاهش و مقدار نیتریک اکساید (NO) و مالون دی آلدئید (MDA) سرم را افزایش و فعالیت آنزیم سوپراکسیداز دسماتاز و گلوتاتیون پراکسیداز کبدی را بدون تغییر باقی گذاشت. کاهش رشد و افزایش NO و MDA در جوجه‌‌های آلوده نسبت به جوجه‌‌های سالم بیشتر بود. دفع اووسیت مدفوعی با مکمل نمودن پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار به طور معنی‌داری (P&lt;0.05) کاهش یافت. مکمل نمودن 5/0% پودر سیر و اسیدهای آمینه گوگرددار 50% بیشتر از نیازها، اضافه وزن روزانه را به طور معنی‌داری افزایش و OPG، MDA و NO را کاهش داد، البته در فعالیت آنزیم‌های ضد اکسیدان در جوجه‌‌های آلوده به &lt;em&gt;آیمریا&lt;/em&gt; تغییری نداشت.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کوکسیدیوز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوجه گوشتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس اکسیداتیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پودر سیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسید آمینه گوگرددار</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی مقایسه‌ای ناتریوریک پپتید N-terminal pro-B-type، نیتریک اکساید و اکوکاردیوگرافی جهت تشخیص کاردیومیوپتی اتساعی در سگ‌ها</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی مقایسه‌ای ناتریوریک پپتید N-terminal pro-B-type، نیتریک اکساید و اکوکاردیوگرافی جهت تشخیص کاردیومیوپتی اتساعی در سگ‌ها</VernacularTitle>
			<FirstPage>233</FirstPage>
			<LastPage>237</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2532</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2532</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>آخیلش</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صاحادب</FirstName>
					<LastName>دی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کارونانیتی</FirstName>
					<LastName>ماهندران</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آنانیا</FirstName>
					<LastName>دان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سومیت</FirstName>
					<LastName>ماهاجان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آبهیشک</FirstName>
					<LastName>ساکسنا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این تحقیق ارزیابی اهمیت بالینی ناتریوریک پپتید (NT-Pro BNP)، نیتریک اکساید (NO) و اکوکاردیوگرافی (تست تشخیصی طلایی) در تشخیص کاردیومیوپتی سگ‌ها می‌باشد. از 374 مورد ارجاعی، 82 بیمار مبتلا به اختلال قلبی عروقی تشخیص داده شد که 16 بیمار مبتلا به کاردیومیوپتی جهت ارزیابی و استاندارد کردن بیومارکرها انتخاب شدند. افزایش معنی‌داری (P&lt;0.01) در NT-Pro BNP سگ‌های مبتلا به کاردیومیوپتی مشاهده گردید. غلظت پلاسمایی NO نسبت به سگ‌های سالم افزایش معنی‌دار نشان نداد. حساسیت NT-Pro BNP و NO به ترتیب 20/72% و 50/62% و ویژگی آن‌ها به ترتیب 90/93% و 40/89% در مقایسه با اکوکاردیوگرافی تشخیص داده شد. همبستگی بین اکوکاردیورافی و NT-Pro BNP، 30/89% با میزان کاپای 675/0 بود که نشان از هماهنگی زیاد بین این دو روش دارد. ارزش پیش گویانه مثبت و منفی به ترتیب 765/0 و 925/0 تخمین زده شد. نتیجه گرفته می‌شود که احتمالاً می‌توان از NT-Pro BNP و NO در نبود امکانات اکوکاردیوگرافی، به عنوان ابزار تشخیصی جایگزین برای تشخیص کاردیومیوپتی استفاده کرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این تحقیق ارزیابی اهمیت بالینی ناتریوریک پپتید (NT-Pro BNP)، نیتریک اکساید (NO) و اکوکاردیوگرافی (تست تشخیصی طلایی) در تشخیص کاردیومیوپتی سگ‌ها می‌باشد. از 374 مورد ارجاعی، 82 بیمار مبتلا به اختلال قلبی عروقی تشخیص داده شد که 16 بیمار مبتلا به کاردیومیوپتی جهت ارزیابی و استاندارد کردن بیومارکرها انتخاب شدند. افزایش معنی‌داری (P&lt;0.01) در NT-Pro BNP سگ‌های مبتلا به کاردیومیوپتی مشاهده گردید. غلظت پلاسمایی NO نسبت به سگ‌های سالم افزایش معنی‌دار نشان نداد. حساسیت NT-Pro BNP و NO به ترتیب 20/72% و 50/62% و ویژگی آن‌ها به ترتیب 90/93% و 40/89% در مقایسه با اکوکاردیوگرافی تشخیص داده شد. همبستگی بین اکوکاردیورافی و NT-Pro BNP، 30/89% با میزان کاپای 675/0 بود که نشان از هماهنگی زیاد بین این دو روش دارد. ارزش پیش گویانه مثبت و منفی به ترتیب 765/0 و 925/0 تخمین زده شد. نتیجه گرفته می‌شود که احتمالاً می‌توان از NT-Pro BNP و NO در نبود امکانات اکوکاردیوگرافی، به عنوان ابزار تشخیصی جایگزین برای تشخیص کاردیومیوپتی استفاده کرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کاردیومیوپتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکوکاردیوگرافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ناتریوریک پپتید N-terminal pro-B-type</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نیتریک اکساید</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تنوع فنوتیپی و ژنتیکی آئروموناس‌های متحرک جدا شده از ماهی‌های بیمار و مزارع پرورش ماهی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تنوع فنوتیپی و ژنتیکی آئروموناس‌های متحرک جدا شده از ماهی‌های بیمار و مزارع پرورش ماهی</VernacularTitle>
			<FirstPage>238</FirstPage>
			<LastPage>243</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2533</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2533</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید مصطفی</FirstName>
					<LastName>مدرس موسوی بهبهانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>اخلاقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>شریفی یزدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>09</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>از بافت کلیه 100 ماهی بیمار با علائم سپتی سمی هموراژیک و همچنین 50 نمونه آب از مزارع پرورش ماهی به صورت استریل تهیه و کشت باکتریایی صورت گرفت. هفتاد و پنج پرگنه باکتریایی گرم منفی به روش بیوشیمیایی با استفاده از کیت API 20E به عنوان آئروموناس‌های متحرک مورد شناسایی قرار گرفتند. شناسایی ژنوتیپی این باکتری‌ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی rDNA S16 در واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و تعیین توالی نوکلئوتیدی، 28 آئروموناس متحرک مشخص شدند. در ماهی‌های بیمار، &lt;em&gt;آئروموناس هیدروفیلا&lt;/em&gt; (3 جدایه، 15%)، &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی &lt;/em&gt;بیووار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; (8 جدایه، 4%)، &lt;em&gt;آئروموناس بیستاریوم/پسیکولا&lt;/em&gt; (5 جدایه، 25%)، &lt;em&gt;آئروموناس مدیا&lt;/em&gt; (3 جدایه، 15%)، &lt;em&gt;آئروموناس جاندائی&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5%)، &lt;em&gt;آئروموناس آکواریوروم&lt;/em&gt; (0 جدایه، 0%) و در آب، &lt;em&gt;آئروموناس هیدروفیلا&lt;/em&gt; (0 جدایه،0%)، &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی&lt;/em&gt; بیووار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; (6 جدایه، 75%)، &lt;em&gt;آئروموناس بیستاریوم/پسیکولا&lt;/em&gt; (0 جدایه، 0%)، &lt;em&gt;آئروموناس مدیا&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5/12%)، &lt;em&gt;آئروموناس جاندائی &lt;/em&gt;(0 جدایه، 0%)، &lt;em&gt;آئروموناس آکواریوروم&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5/12%) مشخص شدند. نتایج به دست آمده نشان داد وقوع سپتی سمی ناشی از آئروموناس‌های متحرک توسط &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی&lt;/em&gt; بیوار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل از تعیین ترادف ناحیه rDNA S16 در آئروموناس‌های مورد آزمایش حاکی از وجود پلی‌مورفیسم نوکلئوتیدی داخل و بین گونه‌ای قابل توجهی (10 تا 20 جایگاه نوکلئوتیدی دارای پلی‌مورفیسم) در جمعیت آئروموناس‌ها بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">از بافت کلیه 100 ماهی بیمار با علائم سپتی سمی هموراژیک و همچنین 50 نمونه آب از مزارع پرورش ماهی به صورت استریل تهیه و کشت باکتریایی صورت گرفت. هفتاد و پنج پرگنه باکتریایی گرم منفی به روش بیوشیمیایی با استفاده از کیت API 20E به عنوان آئروموناس‌های متحرک مورد شناسایی قرار گرفتند. شناسایی ژنوتیپی این باکتری‌ها با استفاده از پرایمرهای اختصاصی rDNA S16 در واکنش زنجیره‌ای پلیمراز و تعیین توالی نوکلئوتیدی، 28 آئروموناس متحرک مشخص شدند. در ماهی‌های بیمار، &lt;em&gt;آئروموناس هیدروفیلا&lt;/em&gt; (3 جدایه، 15%)، &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی &lt;/em&gt;بیووار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; (8 جدایه، 4%)، &lt;em&gt;آئروموناس بیستاریوم/پسیکولا&lt;/em&gt; (5 جدایه، 25%)، &lt;em&gt;آئروموناس مدیا&lt;/em&gt; (3 جدایه، 15%)، &lt;em&gt;آئروموناس جاندائی&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5%)، &lt;em&gt;آئروموناس آکواریوروم&lt;/em&gt; (0 جدایه، 0%) و در آب، &lt;em&gt;آئروموناس هیدروفیلا&lt;/em&gt; (0 جدایه،0%)، &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی&lt;/em&gt; بیووار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; (6 جدایه، 75%)، &lt;em&gt;آئروموناس بیستاریوم/پسیکولا&lt;/em&gt; (0 جدایه، 0%)، &lt;em&gt;آئروموناس مدیا&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5/12%)، &lt;em&gt;آئروموناس جاندائی &lt;/em&gt;(0 جدایه، 0%)، &lt;em&gt;آئروموناس آکواریوروم&lt;/em&gt; (1 جدایه، 5/12%) مشخص شدند. نتایج به دست آمده نشان داد وقوع سپتی سمی ناشی از آئروموناس‌های متحرک توسط &lt;em&gt;آئروموناس ورونئی&lt;/em&gt; بیوار&lt;em&gt; سوبریا&lt;/em&gt; بیشترین میزان را به خود اختصاص داده است. نتایج حاصل از تعیین ترادف ناحیه rDNA S16 در آئروموناس‌های مورد آزمایش حاکی از وجود پلی‌مورفیسم نوکلئوتیدی داخل و بین گونه‌ای قابل توجهی (10 تا 20 جایگاه نوکلئوتیدی دارای پلی‌مورفیسم) در جمعیت آئروموناس‌ها بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فنوتیپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژنوتیپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آئروموناس‌های متحرک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهی‌های بیمار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مزارع پرورش ماهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات ایمنی فعال GnRHa بر روی بیان FSHR و تکامل رحم در میش‌های نابالغ و غیر سیکلیک</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات ایمنی فعال GnRHa بر روی بیان FSHR و تکامل رحم در میش‌های نابالغ و غیر سیکلیک</VernacularTitle>
			<FirstPage>244</FirstPage>
			<LastPage>249</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2534</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2534</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سواُچنگ</FirstName>
					<LastName>وِی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ژوآندی</FirstName>
					<LastName>گنگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جیانگ‌لینگ</FirstName>
					<LastName>دونگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زیاهو</FirstName>
					<LastName>اویانگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کن</FirstName>
					<LastName>زی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مین</FirstName>
					<LastName>وِی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مطالعه اثرات ایمنی آگونیست GnRH بر روی بیان mRNA مربوط به FSHR در هیپوفیز و پروتئین FSRH در رحم را مورد بررسی قرار داد، و همچنین اثر بخشی آن بر روی تکامل رحم را تأیید نمود. 42 میش غیر سیکلیک و نابالغ به شش گروه تجربی (EG) در خلال فصل استروس تخصیص داده شدند. حیوانات در EG-I، EG-II و EG-III به طور زیر جلدی با 200، 300 و 400 میکروگرم آنتی ژن آلارلین (روز 0 و 14) مورد تزریق قرار گرفتند. به حیوانات در EG-IV و EG-V به طور زیر جلدی 200 و 300 میکروگرم آنتی ژن آلارلین (روز 0، 7، 14 و 21) تزریق شد. بیان پروتئین FSHR رحمی با استفاده از وسترن بلاتینگ مشخص شد. RT-PCR برای اندازه‌گیری بیان mRNA مربوط به FSHR در روز 70 بعد از ایمنی انجام شد. در مقایسه با CG، سطوح mRNA مربوط به FSHR هیپوفیز در EG-I، EG-II و EG-III تا 58%، 88% و 91% کاهش یافتند (P&lt;0.01). در مقایسه با EG-I و EG-II mRNA مربوط به FSHR در EG-IV و EG-V تا 29/64% و 11/10% کاهش یافت (P&lt;0.05). سطوح بیان پروتئین FSHR رحمی در EG-III و EG-V بیشتر از آن در CG بود. غدد رحمی، میتوکندری‌ها و کریستاهای میتوکندریایی کم شدند، و حفره غده‌ای کاهش یافت، همچنین میکروویلی‌ها کوتاه شدند. وزن شاخ‌های رحمی در EG-I، EG-II و EG-III به ترتیب تا 66/4%، 20/10% و 63/16% کاهش یافت. ضخامت دیواره رحمی (UWT) در EG-I، EG-II و EG-III تا 41/1%، 84/5% و 75/8% (P&lt;0.05) کاهش یافت. ضخامت اپی‌تلیوم اندومتر (EET) در EG-I، EG-II و EG-III به 70/2%، 87/8% و 15/19% کاهش یافت. روابط مثبت میان وزن شاخ‌های رحمی و UWT، EET و FSHR محاسبه شدند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مطالعه اثرات ایمنی آگونیست GnRH بر روی بیان mRNA مربوط به FSHR در هیپوفیز و پروتئین FSRH در رحم را مورد بررسی قرار داد، و همچنین اثر بخشی آن بر روی تکامل رحم را تأیید نمود. 42 میش غیر سیکلیک و نابالغ به شش گروه تجربی (EG) در خلال فصل استروس تخصیص داده شدند. حیوانات در EG-I، EG-II و EG-III به طور زیر جلدی با 200، 300 و 400 میکروگرم آنتی ژن آلارلین (روز 0 و 14) مورد تزریق قرار گرفتند. به حیوانات در EG-IV و EG-V به طور زیر جلدی 200 و 300 میکروگرم آنتی ژن آلارلین (روز 0، 7، 14 و 21) تزریق شد. بیان پروتئین FSHR رحمی با استفاده از وسترن بلاتینگ مشخص شد. RT-PCR برای اندازه‌گیری بیان mRNA مربوط به FSHR در روز 70 بعد از ایمنی انجام شد. در مقایسه با CG، سطوح mRNA مربوط به FSHR هیپوفیز در EG-I، EG-II و EG-III تا 58%، 88% و 91% کاهش یافتند (P&lt;0.01). در مقایسه با EG-I و EG-II mRNA مربوط به FSHR در EG-IV و EG-V تا 29/64% و 11/10% کاهش یافت (P&lt;0.05). سطوح بیان پروتئین FSHR رحمی در EG-III و EG-V بیشتر از آن در CG بود. غدد رحمی، میتوکندری‌ها و کریستاهای میتوکندریایی کم شدند، و حفره غده‌ای کاهش یافت، همچنین میکروویلی‌ها کوتاه شدند. وزن شاخ‌های رحمی در EG-I، EG-II و EG-III به ترتیب تا 66/4%، 20/10% و 63/16% کاهش یافت. ضخامت دیواره رحمی (UWT) در EG-I، EG-II و EG-III تا 41/1%، 84/5% و 75/8% (P&lt;0.05) کاهش یافت. ضخامت اپی‌تلیوم اندومتر (EET) در EG-I، EG-II و EG-III به 70/2%، 87/8% و 15/19% کاهش یافت. روابط مثبت میان وزن شاخ‌های رحمی و UWT، EET و FSHR محاسبه شدند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آگونیست GnRH</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رسپتور FSH</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فراساختار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رحم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت مکمل‌ سازی جیره با بره موم ایرانی بر رشد و ایمنی قزل آلای رنگین کمان</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر کوتاه مدت و بلند مدت مکمل‌ سازی جیره با بره موم ایرانی بر رشد و ایمنی قزل آلای رنگین کمان</VernacularTitle>
			<FirstPage>250</FirstPage>
			<LastPage>255</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2535</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2535</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیر</FirstName>
					<LastName>توکمه‌چی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرانک</FirstName>
					<LastName>کریمی راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرح</FirstName>
					<LastName>فرخی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ناصر</FirstName>
					<LastName>آق</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>جلیلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بره موم یک مخلوط رزینی پیچیده است که توسط زنبور عسل از جوانه و ترشحات گیاهی جمع‌آوری و تحت تاثیر آنزیم‌ها تغییر شکل پیدا می‌کند. اثرات کوتاه و بلند مدت عصاره الکلی بره موم ایرانی (EEIP) بر رشد و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان بررسی شد. ماهیان (با میانگین وزنی 2/3 ± 30 گرم) با غذای تجاری غنی تکمیل شده با غلظت‌های 0، 1، 2 و 5 گرم در کیلوگرم عصاره الکلی بره موم ایرانی به مدت 96 ساعت و غلظت‌های 0، 5/0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم آن به مدت 45 روز تغذیه شدند. کارآیی رشد ماهیان قزل آلای رنگین کمان (وزن نهایی، طول کل، درصد وزن به دست آمده، نرخ رشد ویژه و شاخص وضعیت) به طور معنی‌داری (P&lt;0.05) تحت تاثیر جیره تکمیل شده با عصاره الکلی بره موم ایرانی قرار گرفت. نتایج نشان داد که قبل از شروع مطالعه هیچگونه اختلاف معنی‌داری در شاخص‌های ایمنی گروه‌های مختلف ماهیان وجود نداشت. به طور معنی‌داری فعالیت لیزوزیم سرم، کمپلمان و ایمنوگلبولین تام در همه تیمارهای تحت مطالعه در کوتاه مدت و بلند مدت نسبت به گروه شاهد افزایش نشان داد. بر اساس نتایج کسب شده بره موم قادر است کارایی رشد و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان را بهبود بخشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بره موم یک مخلوط رزینی پیچیده است که توسط زنبور عسل از جوانه و ترشحات گیاهی جمع‌آوری و تحت تاثیر آنزیم‌ها تغییر شکل پیدا می‌کند. اثرات کوتاه و بلند مدت عصاره الکلی بره موم ایرانی (EEIP) بر رشد و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان بررسی شد. ماهیان (با میانگین وزنی 2/3 ± 30 گرم) با غذای تجاری غنی تکمیل شده با غلظت‌های 0، 1، 2 و 5 گرم در کیلوگرم عصاره الکلی بره موم ایرانی به مدت 96 ساعت و غلظت‌های 0، 5/0، 1 و 2 گرم در کیلوگرم آن به مدت 45 روز تغذیه شدند. کارآیی رشد ماهیان قزل آلای رنگین کمان (وزن نهایی، طول کل، درصد وزن به دست آمده، نرخ رشد ویژه و شاخص وضعیت) به طور معنی‌داری (P&lt;0.05) تحت تاثیر جیره تکمیل شده با عصاره الکلی بره موم ایرانی قرار گرفت. نتایج نشان داد که قبل از شروع مطالعه هیچگونه اختلاف معنی‌داری در شاخص‌های ایمنی گروه‌های مختلف ماهیان وجود نداشت. به طور معنی‌داری فعالیت لیزوزیم سرم، کمپلمان و ایمنوگلبولین تام در همه تیمارهای تحت مطالعه در کوتاه مدت و بلند مدت نسبت به گروه شاهد افزایش نشان داد. بر اساس نتایج کسب شده بره موم قادر است کارایی رشد و ایمنی ماهی قزل آلای رنگین کمان را بهبود بخشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قزل آلای رنگین کمان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بره موم ایرانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کارایی رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر عصاره سرخارگل (Echinacea purpurea) و آقطی سیاه (Sambucus nigra) بر میزان دفع ویروس در جوجه‌های گوشتی آلوده شده با ویروس آنفلوانزای H9N2</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر عصاره سرخارگل (Echinacea purpurea) و آقطی سیاه (Sambucus nigra) بر میزان دفع ویروس در جوجه‌های گوشتی آلوده شده با ویروس آنفلوانزای H9N2</VernacularTitle>
			<FirstPage>256</FirstPage>
			<LastPage>261</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2536</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2536</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>صادق</FirstName>
					<LastName>کریمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حبیب‌اله</FirstName>
					<LastName>دادرس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>محمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعات پیشین نشانگر اثر ضد ویروسی فراورده‌های گیاهی سرخارگل و آقطی سیاه بر ویروس‌های آنفلوانزای انسانی در شرایط &lt;em&gt;in vitro&lt;/em&gt; می‌باشد. برای بررسی اثر ضد ویروسی عصاره این گیاهان دارویی در شرایط طبیعی، از دو عصاره استاندارد شده سرخارگل (EF) و آقطی سیاه (SAM) و داروی آمانتادین در جوجه‌های گوشتی آلوده شده به ویروس آنفلوانزای پرندگان تحت تیپ H9N2 استفاده شد. 8 ساعت پس از تلقیح ویروس EF و SAM و داروی آمانتادین، و به مدت 7 روز به آب آشامیدنی جوجه‌ها اضافه شد.گروه پروفیلاکسی از 5 روز پیش از چالش و به مدت ده روز، EF در آب آشامیدنی دریافت نمود. در طی روزهای پس از چالش میزان تیتر ویروس در نمونه‌های مخاط نای و مدفوع جوجه‌ها با استفاده از آزمون واکنش زنجیره‌ای پلیمراز زمان حقیقی اندازه‌گیری شد. نتایج نشانگر بالاترین مقادیر دفع ویروس از مدفوع و نای در گروه کنترل چالش (بدون درمان) در روز 3 پس از چالش می‌باشد. در مقایسه با گروه چالش بدون درمان، تیتر ویروس نمونه‌های مدفوع گروه پروفیلاکسی EF در تمام روزهای پس از چالش به میزان قابل توجهی کمتر بود. همچنین، همگی نمونه‌های مدفوع پرندگان هر دو گروه درمان و پروفیلاکسی EF در روز 3 پس از چالش بر خلاف سایر گروه‌های چالش از نظر دفع ویروس منفی بودند. اگر چه به طور کلی تیتر ویروس در نمونه‌های نای کم بود، درمان با SAM و آمانتادین سبب کاهش موارد نمونه‌های مثبت در مقایسه با گروه کنترل مثبت و درمان یا پروفیلاکسی با EF گردید. این مطالعه بر کاهش دفع ویروس آنفلوانزا در نمونه‌های مدفوع و نای پس از استفاده عصاره الکلی سرخارگل و عصاره آبی آقطی سیاه در جوجه‌های گوشتی دلالت می‌نماید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعات پیشین نشانگر اثر ضد ویروسی فراورده‌های گیاهی سرخارگل و آقطی سیاه بر ویروس‌های آنفلوانزای انسانی در شرایط &lt;em&gt;in vitro&lt;/em&gt; می‌باشد. برای بررسی اثر ضد ویروسی عصاره این گیاهان دارویی در شرایط طبیعی، از دو عصاره استاندارد شده سرخارگل (EF) و آقطی سیاه (SAM) و داروی آمانتادین در جوجه‌های گوشتی آلوده شده به ویروس آنفلوانزای پرندگان تحت تیپ H9N2 استفاده شد. 8 ساعت پس از تلقیح ویروس EF و SAM و داروی آمانتادین، و به مدت 7 روز به آب آشامیدنی جوجه‌ها اضافه شد.گروه پروفیلاکسی از 5 روز پیش از چالش و به مدت ده روز، EF در آب آشامیدنی دریافت نمود. در طی روزهای پس از چالش میزان تیتر ویروس در نمونه‌های مخاط نای و مدفوع جوجه‌ها با استفاده از آزمون واکنش زنجیره‌ای پلیمراز زمان حقیقی اندازه‌گیری شد. نتایج نشانگر بالاترین مقادیر دفع ویروس از مدفوع و نای در گروه کنترل چالش (بدون درمان) در روز 3 پس از چالش می‌باشد. در مقایسه با گروه چالش بدون درمان، تیتر ویروس نمونه‌های مدفوع گروه پروفیلاکسی EF در تمام روزهای پس از چالش به میزان قابل توجهی کمتر بود. همچنین، همگی نمونه‌های مدفوع پرندگان هر دو گروه درمان و پروفیلاکسی EF در روز 3 پس از چالش بر خلاف سایر گروه‌های چالش از نظر دفع ویروس منفی بودند. اگر چه به طور کلی تیتر ویروس در نمونه‌های نای کم بود، درمان با SAM و آمانتادین سبب کاهش موارد نمونه‌های مثبت در مقایسه با گروه کنترل مثبت و درمان یا پروفیلاکسی با EF گردید. این مطالعه بر کاهش دفع ویروس آنفلوانزا در نمونه‌های مدفوع و نای پس از استفاده عصاره الکلی سرخارگل و عصاره آبی آقطی سیاه در جوجه‌های گوشتی دلالت می‌نماید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرخارگل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آقطی سیاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنفلوانزای H9N2</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز زمان حقیقی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تغییرات رشد و هماتولوژی در گربه ماهی رنگین کمان (Pangasianodon hypophthalmus) به عنوان یک گونه زینتی تغذیه شده با جیره محتوی نوکلئوتید</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تغییرات رشد و هماتولوژی در گربه ماهی رنگین کمان (Pangasianodon hypophthalmus) به عنوان یک گونه زینتی تغذیه شده با جیره محتوی نوکلئوتید</VernacularTitle>
			<FirstPage>262</FirstPage>
			<LastPage>265</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2537</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2537</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>یعقوبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سالار</FirstName>
					<LastName>در افشان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>پیکان حیرتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نعمت</FirstName>
					<LastName>محمودی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اثر جیره محتوی نوکلئوتید تجاری بر رشد و برخی پارامترهای هماتولوژی در گربه ماهی رنگین کمان                       (&lt;em&gt;Pangasianodon hypophthalmus&lt;/em&gt;) مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور سطوح مختلف نوکلئوتید (0، 25/0، 5/0، 75/0و 1%) در جیره پایه افزوده و بچه گربه ماهیان با میانگین وزنی 11/0 ± 52/1 گرم برای مدت 10 هفته مورد تغذیه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تغذیه ماهیان با جیره حاوی نوکلئوتید منجر به بهبود وزن نهایی، افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی و ضریب رشد ویژه نشد (P&gt;0.05). افزودن نوکلئوتید به جیره در محدوده 75/0-1% تنها منجر به افزایش فاکتور وضعیت در مقایسه با گروه شاهد شد (P&lt;0.05). تغذیه با جیره‌های محتوی نوکلئوتید باعث ایجاد اختلاف معنی‌داری در میزان هموگلوبین، هماتوکریت، میانگین هموگلوبین گلبولی، میانگین حجم گلبولی، تعداد گلبول سفید و قرمز و نسبت آن‌ها در مقایسه با گروه شاهد نشد (P&gt;0.05). با این وجود برخی تغییرات معنی‌دار در پارامترهای هماتولوژیک شامل میزان هموگلوبین و هماتوکریت درون گروه‌های ماهیان تغذیه شده با نوکلوتید مشاهده شد (P&lt;0.05). بر اساس نتایج می‌توان بیان داشت که افزودن نوکلئوتید به جیره گربه ماهی رنگین کمانی، فاقد تاثیر شگرف بر پارامترهای رشد و فاکتورهای خونی است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اثر جیره محتوی نوکلئوتید تجاری بر رشد و برخی پارامترهای هماتولوژی در گربه ماهی رنگین کمان                       (&lt;em&gt;Pangasianodon hypophthalmus&lt;/em&gt;) مورد بررسی قرار گرفت. به این منظور سطوح مختلف نوکلئوتید (0، 25/0، 5/0، 75/0و 1%) در جیره پایه افزوده و بچه گربه ماهیان با میانگین وزنی 11/0 ± 52/1 گرم برای مدت 10 هفته مورد تغذیه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تغذیه ماهیان با جیره حاوی نوکلئوتید منجر به بهبود وزن نهایی، افزایش وزن، ضریب تبدیل غذایی و ضریب رشد ویژه نشد (P&gt;0.05). افزودن نوکلئوتید به جیره در محدوده 75/0-1% تنها منجر به افزایش فاکتور وضعیت در مقایسه با گروه شاهد شد (P&lt;0.05). تغذیه با جیره‌های محتوی نوکلئوتید باعث ایجاد اختلاف معنی‌داری در میزان هموگلوبین، هماتوکریت، میانگین هموگلوبین گلبولی، میانگین حجم گلبولی، تعداد گلبول سفید و قرمز و نسبت آن‌ها در مقایسه با گروه شاهد نشد (P&gt;0.05). با این وجود برخی تغییرات معنی‌دار در پارامترهای هماتولوژیک شامل میزان هموگلوبین و هماتوکریت درون گروه‌های ماهیان تغذیه شده با نوکلوتید مشاهده شد (P&lt;0.05). بر اساس نتایج می‌توان بیان داشت که افزودن نوکلئوتید به جیره گربه ماهی رنگین کمانی، فاقد تاثیر شگرف بر پارامترهای رشد و فاکتورهای خونی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">افزایش وزن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اجزای جیره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فاکتورهای خونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه ماهی آب شیرین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات تولید مثلی فیتواستروژن‌های جنیستین و اکوال موجود در سویا بر فیل‌ماهی ماده پرورشی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات تولید مثلی فیتواستروژن‌های جنیستین و اکوال موجود در سویا بر فیل‌ماهی ماده پرورشی</VernacularTitle>
			<FirstPage>266</FirstPage>
			<LastPage>271</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2538</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2538</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ایوب</FirstName>
					<LastName>یوسفی جوردهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>سوداگر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>بهمنی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید عباس</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیر احمد</FirstName>
					<LastName>دهقانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدعلی</FirstName>
					<LastName>یزدانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این تحقیق، 54 قطعه فیل‌ماهی پرورشی 5 ساله در مرحله II رسیدگی جنسی با غلظت‌های صفر (شاهد)، 2/0، 4/0، 8/0 و 6/1 گرم از فیتواستروژن‌های جنیستین و اکوال در هر کیلوگرم جیره به مدت یک سال تغذیه شدند. خونگیری و نمونه‌برداری از گناد به صورت فصلی انجام شد. نتایج نشان داد که 64% از فیل ماهیان ماده در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم به مرحله IV رسیدگی جنسی رسیدند و قطر اووسیت‌ها به طور معنی‌داری در همه غلظت‌های اکوال و در غلظت‌های 2/0، 4/0و 8/0 گرم جنیستین در انتهای دوره افزایش یافت و در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم به حداکثر (2/0 ± 3 میلی‌متر) رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون تستوسترون از 06/0 ± 3/0 نانوگرم در میلی‌لیتر در ابتدای دوره به حداکثر میزان 91/1 ± 04/21 نانوگرم در میلی‌لیتر در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم در انتهای دوره رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون 17 بتا-استرادیول (E&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;) در برخی از غلظت‌های جنیستین و اکوال در انتهای دوره نسبت به ابتدای دوره به طور معنی‌داری افزایش یافت و به حداکثر میزان 04/1 ± 6/12 نانوگرم در میلی‌لیتر در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم در انتهای دوره رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون 17 آلفا-هیدروکسی پروژسترون اختلاف معنی‌داری در غلظت‌های مختلف جنیستین و اکوال نشان نداد (P&gt;0.05). در مقایسه، اکوال اثرات استرونیک قوی‌تری بر رشد تخمدان در مقایسه با جنیستین القاء نمود. بنابراین، استفاده از اکوال در جیره غذایی به منظور القای رشد تخمدان در گونه فیل‌ماهی توصیه می‌گردد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این تحقیق، 54 قطعه فیل‌ماهی پرورشی 5 ساله در مرحله II رسیدگی جنسی با غلظت‌های صفر (شاهد)، 2/0، 4/0، 8/0 و 6/1 گرم از فیتواستروژن‌های جنیستین و اکوال در هر کیلوگرم جیره به مدت یک سال تغذیه شدند. خونگیری و نمونه‌برداری از گناد به صورت فصلی انجام شد. نتایج نشان داد که 64% از فیل ماهیان ماده در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم به مرحله IV رسیدگی جنسی رسیدند و قطر اووسیت‌ها به طور معنی‌داری در همه غلظت‌های اکوال و در غلظت‌های 2/0، 4/0و 8/0 گرم جنیستین در انتهای دوره افزایش یافت و در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم به حداکثر (2/0 ± 3 میلی‌متر) رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون تستوسترون از 06/0 ± 3/0 نانوگرم در میلی‌لیتر در ابتدای دوره به حداکثر میزان 91/1 ± 04/21 نانوگرم در میلی‌لیتر در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم در انتهای دوره رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون 17 بتا-استرادیول (E&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;) در برخی از غلظت‌های جنیستین و اکوال در انتهای دوره نسبت به ابتدای دوره به طور معنی‌داری افزایش یافت و به حداکثر میزان 04/1 ± 6/12 نانوگرم در میلی‌لیتر در تیمار اکوال با غلظت 4/0 گرم در کیلوگرم در انتهای دوره رسید (P&lt;0.05). سطوح هورمون 17 آلفا-هیدروکسی پروژسترون اختلاف معنی‌داری در غلظت‌های مختلف جنیستین و اکوال نشان نداد (P&gt;0.05). در مقایسه، اکوال اثرات استرونیک قوی‌تری بر رشد تخمدان در مقایسه با جنیستین القاء نمود. بنابراین، استفاده از اکوال در جیره غذایی به منظور القای رشد تخمدان در گونه فیل‌ماهی توصیه می‌گردد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیتواستروژن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اکوال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنیستین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تولیدمثل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیل‌ماهی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مدل سازی تاثیر اسانس زیره سیاه، pH، دوز تلقیح و دما بر روی رشد لیستریا مونوسایتوژنز</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مدل سازی تاثیر اسانس زیره سیاه، pH، دوز تلقیح و دما بر روی رشد لیستریا مونوسایتوژنز</VernacularTitle>
			<FirstPage>272</FirstPage>
			<LastPage>278</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2539</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2539</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>نوری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>خانزادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبداله</FirstName>
					<LastName>جمشیدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسام‌الدین</FirstName>
					<LastName>سیفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> لیستریوزیس از بیماری‌های مهم با منشاء غذایی در جهان است که توسط &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; ایجاد می‌شود. عوامل مختلفی می‌توانند بر روی رشد پاتوژن‌های میکروبی با منشاء غذایی تاثیر بگذارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات ترکیبی غلظت‌های مختلف اسانس زیره سیاه (0%، 08/0%، 16/0%، 24/0%)، سه دمای نگهداری (35، 25 و 4 درجه سانتیگراد)، سه سطح از pH (7، 6، 5) و دو دوز تلقیح (cfu m&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; و 10&lt;sup&gt;5&lt;/sup&gt;) بر روی رشد &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; در محیط براث قلب و مغز بود. برای هر حالت سه تکرار در نظر گرفته شد. رشد باکتری با بررسی کدورت قابل مشاهده طی 30 روز مورد پایش قرار گرفت. جهت بررسی متغیرهای در نظر گرفته شده بر فاصله زمانی تلقیح تا ایجاد کدورت، مدل بقای پارامتریک با توزیع لوگ نرمال مورد استفاده قرار گرفت. کلیه متغیرهای مورد بررسی تاثیر معنی‌داری بر روی فاصله زمانی تلقیح تا ایجاد کدورت داشتند (P&lt;0.05). مدل نهایی به خوبی قادر به پیشگویی رشد و ممانعت از رشد &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> لیستریوزیس از بیماری‌های مهم با منشاء غذایی در جهان است که توسط &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; ایجاد می‌شود. عوامل مختلفی می‌توانند بر روی رشد پاتوژن‌های میکروبی با منشاء غذایی تاثیر بگذارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی اثرات ترکیبی غلظت‌های مختلف اسانس زیره سیاه (0%، 08/0%، 16/0%، 24/0%)، سه دمای نگهداری (35، 25 و 4 درجه سانتیگراد)، سه سطح از pH (7، 6، 5) و دو دوز تلقیح (cfu m&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; و 10&lt;sup&gt;5&lt;/sup&gt;) بر روی رشد &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; در محیط براث قلب و مغز بود. برای هر حالت سه تکرار در نظر گرفته شد. رشد باکتری با بررسی کدورت قابل مشاهده طی 30 روز مورد پایش قرار گرفت. جهت بررسی متغیرهای در نظر گرفته شده بر فاصله زمانی تلقیح تا ایجاد کدورت، مدل بقای پارامتریک با توزیع لوگ نرمال مورد استفاده قرار گرفت. کلیه متغیرهای مورد بررسی تاثیر معنی‌داری بر روی فاصله زمانی تلقیح تا ایجاد کدورت داشتند (P&lt;0.05). مدل نهایی به خوبی قادر به پیشگویی رشد و ممانعت از رشد &lt;em&gt;لیستریا مونوسایتوژنز&lt;/em&gt; می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیستریا مونوسایتوژنز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسانس زیره سیاه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فاصله زمانی تلقیح تا ایجاد کدورت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مدل سازی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>استفاده از رقیق کننده اصلاح شده شتر به جای سالامون و لیپوپروتئین با دانسیته کم به جای زرده تخم مرغ در نگهداری منی قوچ در شرایط یخچالی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>استفاده از رقیق کننده اصلاح شده شتر به جای سالامون و لیپوپروتئین با دانسیته کم به جای زرده تخم مرغ در نگهداری منی قوچ در شرایط یخچالی</VernacularTitle>
			<FirstPage>279</FirstPage>
			<LastPage>284</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2540</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2540</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ثریا</FirstName>
					<LastName>غریبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیر</FirstName>
					<LastName>نیاسری نسلجی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-0002-3339</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نجمه</FirstName>
					<LastName>پورساسان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی اکبر</FirstName>
					<LastName>موسوی موحدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مطالعه امکان جایگزینی محلول سالامون با محلول اصلاح شده شتر (MSD) و نیز زرده تخم مرغ با لیپوپروتئین‌ها با دانسیته کم (LDL) برای نگهداری منی قوچ در شرایط یخچالی بررسی شد. منی 3 راس قوچ با کیفیت مطلوب توسط مهبل مصنوعی جمع‌آوری و مخلوط شدند. در آزمایش اول، منی مخلوط به دو بخش تقسیم و در محلول‌های سالامون و MSD رقیق شد. در آزمایش دوم، منی مخلوط به پنج قسمت تقسیم و در محلول MSD دارای 12% و 15% زرده تخم مرغ و یا 3%، 5% و 8% LDL رقیق گردید. در آزمایش سوم، منی مخلوط به دو بخش تقسیم و در محلول MSD دارای 12% زرده تخم مرغ و یا 5% LDL رقیق شد. زنده مانی اسپرم تا 72 ساعت پس از رقیق سازی مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش اول، زنده مانی اسپرم در محلول MSD و سالامون در طول 72 ساعت نگهداری در یخچال مشابه بود. در آزمایش دوم، حرکت پیش رونده اسپرم در زمان صفر در بین گروه‌ها یکسان بود، ولی این شاخص در محلول MSD دارای 5% و 8% LDL نسبت به سایر محلول‌ها بالاتر باقی ماند. در آزمایش سوم، حرکت پیش رونده اسپرم در زمان‌های 48 و 72 ساعت پس از رقیق سازی در محلول MSD با 5% LDL بهتر از این محلول با 12% زرده تخم مرغ بود. به طور خلاصه، از محلول MSD به همراه 5% LDL می‌توان برای نگهداری اسپرم قوچ به مدت 72 ساعت در یخچال استفاده نمود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه امکان جایگزینی محلول سالامون با محلول اصلاح شده شتر (MSD) و نیز زرده تخم مرغ با لیپوپروتئین‌ها با دانسیته کم (LDL) برای نگهداری منی قوچ در شرایط یخچالی بررسی شد. منی 3 راس قوچ با کیفیت مطلوب توسط مهبل مصنوعی جمع‌آوری و مخلوط شدند. در آزمایش اول، منی مخلوط به دو بخش تقسیم و در محلول‌های سالامون و MSD رقیق شد. در آزمایش دوم، منی مخلوط به پنج قسمت تقسیم و در محلول MSD دارای 12% و 15% زرده تخم مرغ و یا 3%، 5% و 8% LDL رقیق گردید. در آزمایش سوم، منی مخلوط به دو بخش تقسیم و در محلول MSD دارای 12% زرده تخم مرغ و یا 5% LDL رقیق شد. زنده مانی اسپرم تا 72 ساعت پس از رقیق سازی مورد ارزیابی قرار گرفت. در آزمایش اول، زنده مانی اسپرم در محلول MSD و سالامون در طول 72 ساعت نگهداری در یخچال مشابه بود. در آزمایش دوم، حرکت پیش رونده اسپرم در زمان صفر در بین گروه‌ها یکسان بود، ولی این شاخص در محلول MSD دارای 5% و 8% LDL نسبت به سایر محلول‌ها بالاتر باقی ماند. در آزمایش سوم، حرکت پیش رونده اسپرم در زمان‌های 48 و 72 ساعت پس از رقیق سازی در محلول MSD با 5% LDL بهتر از این محلول با 12% زرده تخم مرغ بود. به طور خلاصه، از محلول MSD به همراه 5% LDL می‌توان برای نگهداری اسپرم قوچ به مدت 72 ساعت در یخچال استفاده نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نگهداری منی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیپوپروتئین با دانسیته کم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رقیق کننده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شیوع سرمی لپتوسپیروز در میان گاوهای مشکوک در شرق هند: مطالعه مقایسه‌ای بین rLip32ELISA و MAT</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شیوع سرمی لپتوسپیروز در میان گاوهای مشکوک در شرق هند: مطالعه مقایسه‌ای بین rLip32ELISA و MAT</VernacularTitle>
			<FirstPage>285</FirstPage>
			<LastPage>289</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2541</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2541</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سوجیت کومار</FirstName>
					<LastName>بهرا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تی.</FirstName>
					<LastName>صابرینات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آشوک</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سورش چندرا</FirstName>
					<LastName>داس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تاپان کومار</FirstName>
					<LastName>پالای</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>دباناندا</FirstName>
					<LastName>پاترا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پالاب</FirstName>
					<LastName>چاودوری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> لپتوسپیروز در گاو مشکل جهانی مرتبط با سقط، عدم تولید شیر، مرده‌زایی و ناباروری است که منجر به خسارات اقتصادی عمده‌ای به صنعت شیر می‌شود. اطلاعات اندکی درباره شیوع سرمی لپتوسپیروز گاوی در شرق هند وجود دارد. از اینرو، با هدف بررسی شیوع بیماری در اُدیشا و ایالت بنگال غربی در شرق هند، 350 نمونه سرم گاو با تاریخچه ناباروری، سقط و وجود خون در شیر همراه با خصوصیات جغرافیایی مشخص جمع‌آوری شدند. جهت شناسایی سرووارهای موجود در منطقه مورد مطالعه، نمونه‌های سرمی توسط MAT با استفاده از یک باتری حاوی 12 سرووار &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; به عنوان آنتی ژن زنده مورد آزمایش قرار گرفتند. به علاوه یک پروتئین نوترکیب (Lip32) بر اساس ELISA برای مطالعه مقایسه‌ای انجام شد. مثبت سرمی کل با استفاده از MAT و rLip32ELISA به ترتیب 85/50% و 56% تشخیص داده شدند. حساسیت و ویژگی rLip32ELISA نسبت به MAT محاسبه و به ترتیب 100% و 53/89% مشخص شدند. در مطالعه حاضر در میان سرووارها &lt;em&gt;ایکتروهموراژیه&lt;/em&gt; فراوان‌ترین سرووار گزارش شده در این مطالعه بود. پس برای نتیجه‌گیری، این مطالعه بررسی‌های بیشتری را در این منطقه جهت شناسایی عوامل خطر دخیل در چرخه انتقال بیماری متضمن می‌شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> لپتوسپیروز در گاو مشکل جهانی مرتبط با سقط، عدم تولید شیر، مرده‌زایی و ناباروری است که منجر به خسارات اقتصادی عمده‌ای به صنعت شیر می‌شود. اطلاعات اندکی درباره شیوع سرمی لپتوسپیروز گاوی در شرق هند وجود دارد. از اینرو، با هدف بررسی شیوع بیماری در اُدیشا و ایالت بنگال غربی در شرق هند، 350 نمونه سرم گاو با تاریخچه ناباروری، سقط و وجود خون در شیر همراه با خصوصیات جغرافیایی مشخص جمع‌آوری شدند. جهت شناسایی سرووارهای موجود در منطقه مورد مطالعه، نمونه‌های سرمی توسط MAT با استفاده از یک باتری حاوی 12 سرووار &lt;em&gt;لپتوسپیرا&lt;/em&gt; به عنوان آنتی ژن زنده مورد آزمایش قرار گرفتند. به علاوه یک پروتئین نوترکیب (Lip32) بر اساس ELISA برای مطالعه مقایسه‌ای انجام شد. مثبت سرمی کل با استفاده از MAT و rLip32ELISA به ترتیب 85/50% و 56% تشخیص داده شدند. حساسیت و ویژگی rLip32ELISA نسبت به MAT محاسبه و به ترتیب 100% و 53/89% مشخص شدند. در مطالعه حاضر در میان سرووارها &lt;em&gt;ایکتروهموراژیه&lt;/em&gt; فراوان‌ترین سرووار گزارش شده در این مطالعه بود. پس برای نتیجه‌گیری، این مطالعه بررسی‌های بیشتری را در این منطقه جهت شناسایی عوامل خطر دخیل در چرخه انتقال بیماری متضمن می‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لپتوسپیروز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">MAT</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">rELISA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>القای تجربی جابجایی شیردان به سمت چپ: تکنیک آموزشی جدید</ArticleTitle>
<VernacularTitle>القای تجربی جابجایی شیردان به سمت چپ: تکنیک آموزشی جدید</VernacularTitle>
			<FirstPage>290</FirstPage>
			<LastPage>292</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2542</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2542</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>رعایت جهرمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-1835-1736</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیف‌اله</FirstName>
					<LastName>دهقانی ناژوانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرزاد</FirstName>
					<LastName>فرود</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>29</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این مطالعه، القای جابجایی شیردان به سمت چپ به منظور آشنایی و آموزش دانشجویان عمومی و تخصصی با سایر مسایل بالینی و شیوه برخورد و جراحی آن بوده است. جراحی روی 8 گاو نر جوان صورت گرفت. پس از آرامبخشی، لوله انعطاف‌پذیر دو متری از طریق بینی وارد شکمبه شد. سپس با لاپارو-رومینوتومی، 20 سانتیمتر از لوله وارد شیردان شد. دیواره شکمبه و شکم به شکل معمول بسته شد. حیوان در حالت خوابیده به راست قرار داده شد. شیردان از طریق لوله باد شد و به حیوان اجازه ایستادن داده شد. شیردان باد شده با هوا به سمت چپ، بین شکمبه و پوست جابجا گردید و جابجایی با سونوگرافی تایید شد. القای تجربی جابجایی شیردان به سمت چپ و به روش ذکر شده، روشی مناسب و بی خطر به منظور آموزش و انجام تحقیقات است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این مطالعه، القای جابجایی شیردان به سمت چپ به منظور آشنایی و آموزش دانشجویان عمومی و تخصصی با سایر مسایل بالینی و شیوه برخورد و جراحی آن بوده است. جراحی روی 8 گاو نر جوان صورت گرفت. پس از آرامبخشی، لوله انعطاف‌پذیر دو متری از طریق بینی وارد شکمبه شد. سپس با لاپارو-رومینوتومی، 20 سانتیمتر از لوله وارد شیردان شد. دیواره شکمبه و شکم به شکل معمول بسته شد. حیوان در حالت خوابیده به راست قرار داده شد. شیردان از طریق لوله باد شد و به حیوان اجازه ایستادن داده شد. شیردان باد شده با هوا به سمت چپ، بین شکمبه و پوست جابجا گردید و جابجایی با سونوگرافی تایید شد. القای تجربی جابجایی شیردان به سمت چپ و به روش ذکر شده، روشی مناسب و بی خطر به منظور آموزش و انجام تحقیقات است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">القای تجربی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جابجایی شیردان به سمت چپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو نر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین ژنوتیپ پروتئین کد کننده PRNP برای اسکرپی در گوسفندان هندی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین ژنوتیپ پروتئین کد کننده PRNP برای اسکرپی در گوسفندان هندی</VernacularTitle>
			<FirstPage>293</FirstPage>
			<LastPage>296</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2543</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2543</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شاردا</FirstName>
					<LastName>چودری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیلام</FirstName>
					<LastName>گوپتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جیتیکا</FirstName>
					<LastName>جترا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>پریون‌ها پاتوژن‌های عفونی بی‌نظیری هستند که از طریق مکانیسمی کاملا جدید سبب گروهی از بیماری‌های نورودژنراتیو کشنده می‌گردند. عمدتا تغییر ساختار فضایی در پروتئین پریون منجر به تغییر پروتئین مارپیچ آلفا به فرم صفحه بتا می‌گردد که سبب اسکرپی در گوسفند و بز می‌شود. مطالعه برای تشخیص پلی‌مورفیسم‌های ژن پروتئین پریون (&lt;em&gt;PrP&lt;/em&gt;) در کدون‌های (136، 154 و 171) مسؤول حساسیت و مقاومت به بیماری اسکرپی در گوسفند انجام گرفت. ARQ فراوان‌ترین الل است که کمتر حساس بوده، اما ممکن است اسکرپی را دریافت کند. الل‌های بسیار حساس VRQ و مقاوم ARR در گوسفندان ماندیا وجود نداشتند. ژنوتیپ‌های ARQ/ARQ، ARQ/AHQ و AHQ/AHQ در جمعیت مورد بررسی به ترتیب 40%، 40% و 20% یافت شدند که نشان دهنده مقاومت کم به اسکرپی و نیاز به انتخاب دقیق به هنگام استفاده جهت جفت‌گیری می‌باشد. شش گروه (واریانت) در SSCP یعنی چندشکلی ساختار فضایی تک رشته‌ای یافت شد؛ از هر گروه یک نمونه تعیین توالی شد. تعیین توالی (شماره مسلسل KF2078-79) نمونه‌ها امکان شناسایی پنج چند شکلی جدید بر روی ژن &lt;em&gt;PrP&lt;/em&gt; در موقعیت‌های کدون 98(S/R)، 147(D/E)، 175(Q/R)، 184(N/H) و 189(Q/L) را فراهم نمود. فقدان الل ARR در گوسفندان ماندیا بایستی برای پیاده‌سازی برنامه انتخاب پیشگیرانه به منظور جلوگیری از فرسایش ذخایر ژنتیکی مورد توجه قرار گیرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پریون‌ها پاتوژن‌های عفونی بی‌نظیری هستند که از طریق مکانیسمی کاملا جدید سبب گروهی از بیماری‌های نورودژنراتیو کشنده می‌گردند. عمدتا تغییر ساختار فضایی در پروتئین پریون منجر به تغییر پروتئین مارپیچ آلفا به فرم صفحه بتا می‌گردد که سبب اسکرپی در گوسفند و بز می‌شود. مطالعه برای تشخیص پلی‌مورفیسم‌های ژن پروتئین پریون (&lt;em&gt;PrP&lt;/em&gt;) در کدون‌های (136، 154 و 171) مسؤول حساسیت و مقاومت به بیماری اسکرپی در گوسفند انجام گرفت. ARQ فراوان‌ترین الل است که کمتر حساس بوده، اما ممکن است اسکرپی را دریافت کند. الل‌های بسیار حساس VRQ و مقاوم ARR در گوسفندان ماندیا وجود نداشتند. ژنوتیپ‌های ARQ/ARQ، ARQ/AHQ و AHQ/AHQ در جمعیت مورد بررسی به ترتیب 40%، 40% و 20% یافت شدند که نشان دهنده مقاومت کم به اسکرپی و نیاز به انتخاب دقیق به هنگام استفاده جهت جفت‌گیری می‌باشد. شش گروه (واریانت) در SSCP یعنی چندشکلی ساختار فضایی تک رشته‌ای یافت شد؛ از هر گروه یک نمونه تعیین توالی شد. تعیین توالی (شماره مسلسل KF2078-79) نمونه‌ها امکان شناسایی پنج چند شکلی جدید بر روی ژن &lt;em&gt;PrP&lt;/em&gt; در موقعیت‌های کدون 98(S/R)، 147(D/E)، 175(Q/R)، 184(N/H) و 189(Q/L) را فراهم نمود. فقدان الل ARR در گوسفندان ماندیا بایستی برای پیاده‌سازی برنامه انتخاب پیشگیرانه به منظور جلوگیری از فرسایش ذخایر ژنتیکی مورد توجه قرار گیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسکرپی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژن PrP</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>برخی از پروتئین‌های فاز حاد، بیومارکرهای استرس اکسیداتیو و فعالیت‌های آنزیم‌های آنتی اکسیدان در میش‌های مبتلا به مسمومیت آبستنی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>برخی از پروتئین‌های فاز حاد، بیومارکرهای استرس اکسیداتیو و فعالیت‌های آنزیم‌های آنتی اکسیدان در میش‌های مبتلا به مسمومیت آبستنی</VernacularTitle>
			<FirstPage>297</FirstPage>
			<LastPage>299</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2544</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2544</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فؤاد</FirstName>
					<LastName>گوردوغان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>انجین</FirstName>
					<LastName>بالیکچی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آتیلا</FirstName>
					<LastName>ییلدیز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2014</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف این مطالعه ارزیابی آنزیم‌های آنتی اکسیدانی، بیومارکرهای استرس اکسیداتیو و سطوح پروتئین‌های فاز حاد برای مسمومیت آبستنی بالینی و تحت بالینی و تعیین تأثیر تشخیص زود هنگام بر موفقیت درمان است. بر اساس نتایج پارامترهای بالینی و بیوشیمیایی، برای 39 رأس میش تعیین شد که 10 رأس میش سالم بودند (گروه کنترل)، 13 رأس میش‌ مسمومیت آبستنی تحت بالینی داشتند (گروه تحت بالینی) و 16 رأس میش مسمومیت آبستنی بالینی داشتند (گروه بالینی). سطح گلوکز و فعالیت GSH-Px، SOD و CAT در گروه بالینی به لحاظ آماری کمتر از سایر گروه‌ها یافت شدند (P&lt;0.05)، همچنان که برای BHBA، کورتیزول، MDA، SAA و Hp بیشتر از سایر گروه‌ها یافت شدند (P&lt;0.05). در گروه تحت بالینی BHBA، SAA و Hp از لحاظ آماری بیشتر از گروه کنترل بودند (P&lt;0.05). به طور قطعی، پارامترهای استرس اکسیداتیو، فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدان و پروتئین‌های فاز حاد (AAPs) می‌توانند برای تشخیص مسمومیت آبستی در میش‌های آبستن مورد استفاده قرار گیرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف این مطالعه ارزیابی آنزیم‌های آنتی اکسیدانی، بیومارکرهای استرس اکسیداتیو و سطوح پروتئین‌های فاز حاد برای مسمومیت آبستنی بالینی و تحت بالینی و تعیین تأثیر تشخیص زود هنگام بر موفقیت درمان است. بر اساس نتایج پارامترهای بالینی و بیوشیمیایی، برای 39 رأس میش تعیین شد که 10 رأس میش سالم بودند (گروه کنترل)، 13 رأس میش‌ مسمومیت آبستنی تحت بالینی داشتند (گروه تحت بالینی) و 16 رأس میش مسمومیت آبستنی بالینی داشتند (گروه بالینی). سطح گلوکز و فعالیت GSH-Px، SOD و CAT در گروه بالینی به لحاظ آماری کمتر از سایر گروه‌ها یافت شدند (P&lt;0.05)، همچنان که برای BHBA، کورتیزول، MDA، SAA و Hp بیشتر از سایر گروه‌ها یافت شدند (P&lt;0.05). در گروه تحت بالینی BHBA، SAA و Hp از لحاظ آماری بیشتر از گروه کنترل بودند (P&lt;0.05). به طور قطعی، پارامترهای استرس اکسیداتیو، فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدان و پروتئین‌های فاز حاد (AAPs) می‌توانند برای تشخیص مسمومیت آبستی در میش‌های آبستن مورد استفاده قرار گیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مسمومیت آبستنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین فاز حاد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس اکسیداتیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنتی اکسیدانت‌</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میش‌</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مدیریت محافظه‌کارانه با تکنیک جا اندازی خارجی جهت درمان شکستگی خرد شده بند انگشت فوقانی در یک گاو نژاد هلشتاین-فریژین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مدیریت محافظه‌کارانه با تکنیک جا اندازی خارجی جهت درمان شکستگی خرد شده بند انگشت فوقانی در یک گاو نژاد هلشتاین-فریژین</VernacularTitle>
			<FirstPage>300</FirstPage>
			<LastPage>303</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">2545</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.2545</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>السید</FirstName>
					<LastName>الشافعی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تاکاهیرو</FirstName>
					<LastName>اوکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>میتسو</FirstName>
					<LastName>ایشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کازوتاکا</FirstName>
					<LastName>یامادا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یک رأس گاو سه ساله نژاد هلشتاین-فریژین به علت شروع ناگهانی درد و لنگش اندام خلفی راست به همراه تورم مفصل فتلاک (قلمی-بند انگشتی) برای مدت دو روز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس تاریخچه، نمره شاخص بالینی و بررسی‌های رادیوگرافیک کامپیوتری، حیوان به طور دقیق شکستگی خرد شده شدید بند انگشت فوقانی تشخیص داده شد. گاو جهت درمان نگهدارنده با تکنیک جا اندازی خارجی ارجاع داده شد. با پایان دوره پیگیری ترمیم، گاو درمان شده نمره شاخص بالینی به طور قابل توجهی بهبود یافته را نشان داد، و گاو به سطح تولید قبلی خود بازگشت. در نتیجه، مدیریت محافظه‌کارانه شکستگی خرد شده بند انگشت فوقانی می‌تواند تثبیت مناسبی از شکستگی را فراهم نموده و گاو مبتلا را قادر می‌سازد با حداقل هزینه به تولید مورد نظر خود بازگردد.
 </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یک رأس گاو سه ساله نژاد هلشتاین-فریژین به علت شروع ناگهانی درد و لنگش اندام خلفی راست به همراه تورم مفصل فتلاک (قلمی-بند انگشتی) برای مدت دو روز مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس تاریخچه، نمره شاخص بالینی و بررسی‌های رادیوگرافیک کامپیوتری، حیوان به طور دقیق شکستگی خرد شده شدید بند انگشت فوقانی تشخیص داده شد. گاو جهت درمان نگهدارنده با تکنیک جا اندازی خارجی ارجاع داده شد. با پایان دوره پیگیری ترمیم، گاو درمان شده نمره شاخص بالینی به طور قابل توجهی بهبود یافته را نشان داد، و گاو به سطح تولید قبلی خود بازگشت. در نتیجه، مدیریت محافظه‌کارانه شکستگی خرد شده بند انگشت فوقانی می‌تواند تثبیت مناسبی از شکستگی را فراهم نموده و گاو مبتلا را قادر می‌سازد با حداقل هزینه به تولید مورد نظر خود بازگردد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شکستگی خرد شده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بند انگشت فوقانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">محافظه‌کارانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رادیوگرافی کامپیوتری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
