<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>سرواپیدمیولوژی کوکسیلوز (تب کیو) در جمعیت گوسفند و بز شمال شرق ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>سرواپیدمیولوژی کوکسیلوز (تب کیو) در جمعیت گوسفند و بز شمال شرق ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>1</FirstPage>
			<LastPage>6</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1973</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1973</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نفیسه</FirstName>
					<LastName>کیوانی راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>عزیززاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>تقوی رضوی‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جلیل</FirstName>
					<LastName>مهرزاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>رشتی باف</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تب کیو یک بیماری مشترک بین انسان و دام است که به وسیله باکتری &lt;em&gt;کوکسیلا بورنتی&lt;/em&gt; ایجاد می‌شود. از حیوانات اهلی، گاو، گوسفند و بز به عنوان مخازن اصلی بروز این بیماری در انسان مطرح می‌باشند. این مطالعه جهت بررسی شیوع سرمی بیماری در جمعیت گوسفند و بز استان خراسان رضوی انجام شد. تعداد460 راس دام (255 رأس گوسفند از 29 گله از 12 شهرستان و 205 رأس بز از 28 گله از 11 شهرستان) در استان خراسان رضوی به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. نمونه سرم خون این دام‌ها از نظر وجود آنتی‌بادی علیه باکتری &lt;em&gt;کوکسیلا برونتی&lt;/em&gt; توسط کیت الیزای تب کیو مورد آزمایش قرار گرفت. شیوع سرمی در گوسفند 5/36% (4/42%-6/30% :CI 95%) و در بز 8/29% (2/36%-8/23% :CI 95%) بود. در تمامی شهرستان‌های مورد بررسی وجود آلودگی، هم در گوسفندان و هم در بزها مشخص شد. شیوع سرمی در شهرستان‌های مختلف در گوسفند و در بز به ترتیب در دامنه‌ای بین 7/72%-5/4% و 1/57%-7/6% بود. در 26 (100%-6/78% :CI 95%، 6/89%) گله گوسفند و در 22 (5/93%-5/63% :CI 95%، 5/78%) گله بز مورد بررسی، حداقل یک نمونه مثبت یافت شد. در مدل رگرسیون لاجستیک در هر دو گونه، سن دام‌ها و شهرستان نمونه‌گیری ارتباط معنی‌داری را با شیوع سرمی بیماری تب کیو نشان دادند (P&lt;0.05). بین دو گونه از لحاظ آلودگی به عامل بیماری تب کیو، تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (P=0.147). نتایج این مطالعه نشان داد که عامل بیماری تب کیو در جمعیت گوسفند و بز در این منطقه از کشور وجود دارد و در حال چرخش است. با توجه به اهمیت این عامل در بهداشت عمومی و ایجاد خسارات اقتصادی در صنعت دامپروری، توجه به این بیماری و ارایه راهکارهایی در جهت جلوگیری از گسترش آن در دام و در نتیجه کاهش خطر انتقال به انسان ضروری به نظر می‌رسد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تب کیو یک بیماری مشترک بین انسان و دام است که به وسیله باکتری &lt;em&gt;کوکسیلا بورنتی&lt;/em&gt; ایجاد می‌شود. از حیوانات اهلی، گاو، گوسفند و بز به عنوان مخازن اصلی بروز این بیماری در انسان مطرح می‌باشند. این مطالعه جهت بررسی شیوع سرمی بیماری در جمعیت گوسفند و بز استان خراسان رضوی انجام شد. تعداد460 راس دام (255 رأس گوسفند از 29 گله از 12 شهرستان و 205 رأس بز از 28 گله از 11 شهرستان) در استان خراسان رضوی به روش نمونه‌گیری تصادفی خوشه‌ای انتخاب شدند. نمونه سرم خون این دام‌ها از نظر وجود آنتی‌بادی علیه باکتری &lt;em&gt;کوکسیلا برونتی&lt;/em&gt; توسط کیت الیزای تب کیو مورد آزمایش قرار گرفت. شیوع سرمی در گوسفند 5/36% (4/42%-6/30% :CI 95%) و در بز 8/29% (2/36%-8/23% :CI 95%) بود. در تمامی شهرستان‌های مورد بررسی وجود آلودگی، هم در گوسفندان و هم در بزها مشخص شد. شیوع سرمی در شهرستان‌های مختلف در گوسفند و در بز به ترتیب در دامنه‌ای بین 7/72%-5/4% و 1/57%-7/6% بود. در 26 (100%-6/78% :CI 95%، 6/89%) گله گوسفند و در 22 (5/93%-5/63% :CI 95%، 5/78%) گله بز مورد بررسی، حداقل یک نمونه مثبت یافت شد. در مدل رگرسیون لاجستیک در هر دو گونه، سن دام‌ها و شهرستان نمونه‌گیری ارتباط معنی‌داری را با شیوع سرمی بیماری تب کیو نشان دادند (P&lt;0.05). بین دو گونه از لحاظ آلودگی به عامل بیماری تب کیو، تفاوت معنی‌داری وجود نداشت (P=0.147). نتایج این مطالعه نشان داد که عامل بیماری تب کیو در جمعیت گوسفند و بز در این منطقه از کشور وجود دارد و در حال چرخش است. با توجه به اهمیت این عامل در بهداشت عمومی و ایجاد خسارات اقتصادی در صنعت دامپروری، توجه به این بیماری و ارایه راهکارهایی در جهت جلوگیری از گسترش آن در دام و در نتیجه کاهش خطر انتقال به انسان ضروری به نظر می‌رسد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سرواپیدمیولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تب کیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پروفایل بیان ژن‌های پروتئین‌های شوک سرما در بز (کاپرا هیرکوس) در فصول مختلف</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پروفایل بیان ژن‌های پروتئین‌های شوک سرما در بز (کاپرا هیرکوس) در فصول مختلف</VernacularTitle>
			<FirstPage>7</FirstPage>
			<LastPage>12</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1974</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1974</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ماهش</FirstName>
					<LastName>گوپتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ساتیاویر سینگ</FirstName>
					<LastName>دانگی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>دیوکار</FirstName>
					<LastName>مریا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ویجی پراتاپ</FirstName>
					<LastName>یاداو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ویکرانت سینگ</FirstName>
					<LastName>چوهان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رام کریشنا</FirstName>
					<LastName>ماهاپاترا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>گیانندرا</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آبهیجیت</FirstName>
					<LastName>میترا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>میهیر</FirstName>
					<LastName>سرکار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مطالعه برای نشان دادن پروفایل بیان ژن‌های پروتئین‌های شوک سرما انجام شد. در فصل‌های مختلف جهت بررسی بیان ژن‌ها در شرایط حرارتی متفاوت در بز (&lt;em&gt;کاپرا هیرکوس&lt;/em&gt;)، RNA پروتئین‌های القاء کننده سرما ‍(CIRP) و RNA پروتئین‌های اتصالی موتیف 3 (RBM3) بررسی شدند. نمونه‌های خون از بزهای سالم مناطق گرمسیری و معتدله در اوج فصل زمستان، فصل معتدل و اوج فصل تابستان جمع آوری گردید. بزها به 3 گروه سنی تقسیم شدند (6 رأس در هر گروه). گروه I بزهای بالای 2 سال، گروه II، بین 2 تا 5 سال و گروه III، بزهای بالاتر از 5 سال. استخراج RNA از سلول‌های تک هسته‌ای خون محیطی (PBMCs) توسط معرف تریزول انجام شد. از تکنیک Real-time PCR جهت بررسی بیان mRNA مربوط به فاکتورهای مورد آزمایش استفاده شد. بیان mRNA مربوط به CIRP و RBM3 در بزها در طول اوج فصل زمستان در مقایسه با اوج فصل تابستان در هر دو منطقه گرمسیری و معتدل در تمام گروه‌های سنی بالاتر بود. نتایج این مطالعه بیان mRNA مربوط به CIRP و RBM3 را در سلول‌های تک هسته‌ای خون محیطی (PBMCs) بزها نشان داد. همچنین نشان داد که افزایش بیان این ژن‌ها در طول فصل زمستان احتمالاً می‌تواند نقش قابل توجهی را در بهبود اثرات زیان بار و تنش سرما که منجر به حفظ هموستاز سلولی در بز می‌شود بازی کند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مطالعه برای نشان دادن پروفایل بیان ژن‌های پروتئین‌های شوک سرما انجام شد. در فصل‌های مختلف جهت بررسی بیان ژن‌ها در شرایط حرارتی متفاوت در بز (&lt;em&gt;کاپرا هیرکوس&lt;/em&gt;)، RNA پروتئین‌های القاء کننده سرما ‍(CIRP) و RNA پروتئین‌های اتصالی موتیف 3 (RBM3) بررسی شدند. نمونه‌های خون از بزهای سالم مناطق گرمسیری و معتدله در اوج فصل زمستان، فصل معتدل و اوج فصل تابستان جمع آوری گردید. بزها به 3 گروه سنی تقسیم شدند (6 رأس در هر گروه). گروه I بزهای بالای 2 سال، گروه II، بین 2 تا 5 سال و گروه III، بزهای بالاتر از 5 سال. استخراج RNA از سلول‌های تک هسته‌ای خون محیطی (PBMCs) توسط معرف تریزول انجام شد. از تکنیک Real-time PCR جهت بررسی بیان mRNA مربوط به فاکتورهای مورد آزمایش استفاده شد. بیان mRNA مربوط به CIRP و RBM3 در بزها در طول اوج فصل زمستان در مقایسه با اوج فصل تابستان در هر دو منطقه گرمسیری و معتدل در تمام گروه‌های سنی بالاتر بود. نتایج این مطالعه بیان mRNA مربوط به CIRP و RBM3 را در سلول‌های تک هسته‌ای خون محیطی (PBMCs) بزها نشان داد. همچنین نشان داد که افزایش بیان این ژن‌ها در طول فصل زمستان احتمالاً می‌تواند نقش قابل توجهی را در بهبود اثرات زیان بار و تنش سرما که منجر به حفظ هموستاز سلولی در بز می‌شود بازی کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس سرمایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">CIRP</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">RBM3</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">PBMCs</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین گروه فیلوژنی جدایه‌های مدفوعی باکتری اشریشیا کلی و بررسی مقایسه‌ای آن بین میزبان‌های مختلف</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین گروه فیلوژنی جدایه‌های مدفوعی باکتری اشریشیا کلی و بررسی مقایسه‌ای آن بین میزبان‌های مختلف</VernacularTitle>
			<FirstPage>13</FirstPage>
			<LastPage>17</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1975</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1975</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبداله</FirstName>
					<LastName>درخشنده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-1878-1103</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رویا</FirstName>
					<LastName>فیروزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>نظیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعات فیلوژنی نشان داده‌اند که باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;E&lt;/em&gt;.&lt;em&gt; coli&lt;/em&gt;) از چهار گروه اصلی فیلوژنی A)، B1، B2 و (D تشکیل شده است. تعیین گروه‌های فیلوژنی دارای اهمیت کلینیکی می‌باشد چنان که گروه A و B1 عموما در ارتباط با سویه‌های کمنسال بوده در حالی که بیشتر جدایه‌های بیماریزای روده‌ای در گروه D طبقه بندی می‌شوند و گروه B2 مربوط به سویه‌های بیماریزای خارج روده‌ای می‌باشد. تعداد 100 سویه باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; جدا شده از نمونه‌های مدفوع سگ، طیور، نشخوارکنندگان (گوسفند، بز و گاو) و انسان تحت مطالعه فیلوژنی بر اساس روش triplex PCR و با استفاده از ترکیب سه مارکر ژنتیکی &lt;em&gt;chuA&lt;/em&gt;،&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;yjaA&lt;/em&gt; و قطعه TspE4.C2 از DNA قرار گرفت. بیشتر جدایه‌های جمع آوری شده متعلق به گروه D (44%) و سپس گروه A (32%) و B2 (24%) بودند. بر اساس منشاء نمونه، گروه‌های D، A و B2 به ترتیب دارای شیوع 7/16%، 50% و 3/33% برای جدایه‌های سگ، 8/52%، 1/36% و 1/11% برای جدایه‌های طیور، 2/41%، 4/29% و 4/29% برای جدایه‌های نشخوارکنندگان و 9/60%، 7/8% و 4/30% برای جدایه‌های انسان بوده و هیچ کدام از سویه‌ها در میزبان‌های مورد مطالعه متعلق به گروه B1 نبوده‌اند. این مطالعه نشانگر وجود تفاوت مشخص در گروه‌ها و زیرگروه‌های فیلوژنی و مارکرهای ژنتیکی باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; در بین میزبان‌های مختلف مورد مطالعه می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعات فیلوژنی نشان داده‌اند که باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;E&lt;/em&gt;.&lt;em&gt; coli&lt;/em&gt;) از چهار گروه اصلی فیلوژنی A)، B1، B2 و (D تشکیل شده است. تعیین گروه‌های فیلوژنی دارای اهمیت کلینیکی می‌باشد چنان که گروه A و B1 عموما در ارتباط با سویه‌های کمنسال بوده در حالی که بیشتر جدایه‌های بیماریزای روده‌ای در گروه D طبقه بندی می‌شوند و گروه B2 مربوط به سویه‌های بیماریزای خارج روده‌ای می‌باشد. تعداد 100 سویه باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; جدا شده از نمونه‌های مدفوع سگ، طیور، نشخوارکنندگان (گوسفند، بز و گاو) و انسان تحت مطالعه فیلوژنی بر اساس روش triplex PCR و با استفاده از ترکیب سه مارکر ژنتیکی &lt;em&gt;chuA&lt;/em&gt;،&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;yjaA&lt;/em&gt; و قطعه TspE4.C2 از DNA قرار گرفت. بیشتر جدایه‌های جمع آوری شده متعلق به گروه D (44%) و سپس گروه A (32%) و B2 (24%) بودند. بر اساس منشاء نمونه، گروه‌های D، A و B2 به ترتیب دارای شیوع 7/16%، 50% و 3/33% برای جدایه‌های سگ، 8/52%، 1/36% و 1/11% برای جدایه‌های طیور، 2/41%، 4/29% و 4/29% برای جدایه‌های نشخوارکنندگان و 9/60%، 7/8% و 4/30% برای جدایه‌های انسان بوده و هیچ کدام از سویه‌ها در میزبان‌های مورد مطالعه متعلق به گروه B1 نبوده‌اند. این مطالعه نشانگر وجود تفاوت مشخص در گروه‌ها و زیرگروه‌های فیلوژنی و مارکرهای ژنتیکی باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; در بین میزبان‌های مختلف مورد مطالعه می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اشریشیا کلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گروه بندی فیلوژنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Triplex PCR</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>فارماکوکینتیک داروی سفتازیدیم در گوساله گاومیش پس از تزریق وریدی و ماهیچه‌ای</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فارماکوکینتیک داروی سفتازیدیم در گوساله گاومیش پس از تزریق وریدی و ماهیچه‌ای</VernacularTitle>
			<FirstPage>18</FirstPage>
			<LastPage>22</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1976</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1976</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شاه احسن</FirstName>
					<LastName>حق</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سورش کومار</FirstName>
					<LastName>شارما</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>پارامترهای فارماکوکینتیکی داروی سفتازیدیم که یک سفالوسپورین نسل سوم است، در شش گوساله گاومیش به دنبال تزریق منفرد وریدی و ماهیچه‌ای با دوز mg/kg 10 مورد ارزیابی قرار داده شد. غلظت سفتازیدیم در پلاسما و ادرار با روش میکروبیولوژیک تعیین شد. الگوی کینتیکی پس از تزریق وریدی، با مدل دو بخشی و پس از ترزیقی ماهیچه‌ای با مدل یک بخشی منطبق شد. پخش دارو در تزریق وریدی سریع بوده        (h 01/0 ± 15/0t&lt;sub&gt;1/2α&lt;/sub&gt; = ) و سطح زیر منحنی غلظت پلاسمایی/زمان (AUC&lt;sub&gt;0-¥&lt;/sub&gt;) برابر شد با  µg/ml.h8/7 ± 9/253. حجم پخش دارو در شرایط پایا روند (Vd&lt;sub&gt;(ss)&lt;/sub&gt;) مقدار  L.kg&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;01/0 ± 18/0برآورد شد. نیمه عمر حذفی دارو و پاکسازی تام به ترتیب برابر بودند با  h2/0 ± 4/3 و ml/kg/h 2/1 ± 5/39. به دنبال تزریق ماهیچه‌ای، نیمه عمر جذب دارو (t&lt;sub&gt;1/2ka&lt;/sub&gt;)، اوج غلظت پلاسمایی (C&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;)، زمان لازم برای رسیدن به اوج غلظت پلاسمایی (T&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;)، AUC&lt;sub&gt;0-¥&lt;/sub&gt; و زیست فراهمی دارو به ترتیب عبارت بودند از h 04/0 ± 25/0، µg/ml 7/2 ± 8/45، h 75/0، µg/ml.h 9/9 ± 9/207 و 9/5% ± 7/81. دفع ادراری سفتازیدیم 1/1% ± 1/13 برآورد شد. به منظور حفظ غلظت درمانی mg/kg 4، رژیم دوزاژ مناسب سفتازیدیم در گوساله‌های گاومیش mg/kg 4/9 هر 12 ساعت می‌باشد. در کل، داروی سفتازیدیم (mg/kg 10، تزریق ماهیچه‌ای)، رفتار فارماکوکینتیکی مناسبی در گوساله‌های گاومیش نشان می‌دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">پارامترهای فارماکوکینتیکی داروی سفتازیدیم که یک سفالوسپورین نسل سوم است، در شش گوساله گاومیش به دنبال تزریق منفرد وریدی و ماهیچه‌ای با دوز mg/kg 10 مورد ارزیابی قرار داده شد. غلظت سفتازیدیم در پلاسما و ادرار با روش میکروبیولوژیک تعیین شد. الگوی کینتیکی پس از تزریق وریدی، با مدل دو بخشی و پس از ترزیقی ماهیچه‌ای با مدل یک بخشی منطبق شد. پخش دارو در تزریق وریدی سریع بوده        (h 01/0 ± 15/0t&lt;sub&gt;1/2α&lt;/sub&gt; = ) و سطح زیر منحنی غلظت پلاسمایی/زمان (AUC&lt;sub&gt;0-¥&lt;/sub&gt;) برابر شد با  µg/ml.h8/7 ± 9/253. حجم پخش دارو در شرایط پایا روند (Vd&lt;sub&gt;(ss)&lt;/sub&gt;) مقدار  L.kg&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt;01/0 ± 18/0برآورد شد. نیمه عمر حذفی دارو و پاکسازی تام به ترتیب برابر بودند با  h2/0 ± 4/3 و ml/kg/h 2/1 ± 5/39. به دنبال تزریق ماهیچه‌ای، نیمه عمر جذب دارو (t&lt;sub&gt;1/2ka&lt;/sub&gt;)، اوج غلظت پلاسمایی (C&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;)، زمان لازم برای رسیدن به اوج غلظت پلاسمایی (T&lt;sub&gt;max&lt;/sub&gt;)، AUC&lt;sub&gt;0-¥&lt;/sub&gt; و زیست فراهمی دارو به ترتیب عبارت بودند از h 04/0 ± 25/0، µg/ml 7/2 ± 8/45، h 75/0، µg/ml.h 9/9 ± 9/207 و 9/5% ± 7/81. دفع ادراری سفتازیدیم 1/1% ± 1/13 برآورد شد. به منظور حفظ غلظت درمانی mg/kg 4، رژیم دوزاژ مناسب سفتازیدیم در گوساله‌های گاومیش mg/kg 4/9 هر 12 ساعت می‌باشد. در کل، داروی سفتازیدیم (mg/kg 10، تزریق ماهیچه‌ای)، رفتار فارماکوکینتیکی مناسبی در گوساله‌های گاومیش نشان می‌دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوساله‌های گاومیش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سفتازیدیم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رژیم دوزاژ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فارماکوکینتیک</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر توام بسته‌بندی خلاء و عصاره متانولی پوست انار بر ماندگاری و کیفیت میگوی سفید اقیانوسی (Peneous vannamei) طی نگهداری در یخچال</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر توام بسته‌بندی خلاء و عصاره متانولی پوست انار بر ماندگاری و کیفیت میگوی سفید اقیانوسی (Peneous vannamei) طی نگهداری در یخچال</VernacularTitle>
			<FirstPage>23</FirstPage>
			<LastPage>29</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1977</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1977</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سارا</FirstName>
					<LastName>بصیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید شهرام</FirstName>
					<LastName>شکرفروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>امین لاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خدیجه</FirstName>
					<LastName>ابهری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عنایت</FirstName>
					<LastName>بریزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر بسته‌بندی خلاء و عصاره پوست انار بر کیفیت میگوی سفید اقیانوسی (&lt;em&gt;Peneous vannamei&lt;/em&gt;) طی نگهداری در یخچال صورت گرفت. تغییرات pH، میزان تایوباربیتوریک اسید، ترکیبات نیتروژنه فرار و تری‌متیل آمین، شمارش کلی باکتری‌های هوازی، سایکروفیل‌ها، باکتری‌های اسید لاکتیکی و خانواده انتروباکتریاسه، شدت ملانوز و خصوصیات حسی میگو طی ده روز نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان دادند که رشد میکروارگانیسم‌ها در میگوهای بسته‌بندی شده به صورت خلاء و میگوهای تیمار شده با غلظت‌های یک و دو درصد عصاره متانولی پوست انار، طی ده روز نگهداری در مقایسه با گروه کنترل به تاخیر افتاد (P&lt;0.05). افزون بر آن، تیمار میگوها با عصاره متانولی پوست انار و بسته‌بندی آن‌ها در شرایط خلاء، سبب تشدید اثر مهاری بسته‌بندی خلاء بر رشد جمعیت میکروبی گردید. بسته‌بندی خلاء سبب کاهش معنی‌داری در میزان ترکیبات نیتروژنه فرار، تری‌متیل آمین و تایوباربیتوریک اسید میگوها طی ده روز نگهداری در یخچال گردید، اما استفاده توام بسته‌بندی خلاء و عصاره پوست انار، اثر مهاری بسته‌بندی خلاء بر پارامترهای شیمیایی نمونه‌های مورد آزمایش را تشدید نکرد. با توجه به یافته‌های حاصله، بسته‌بندی خلاء به عنوان روشی موثر برای افزایش مدت ماندگاری میگو می‌باشد و استفاده همزمان از این نوع بسته‌بندی و عصاره متانولی پوست انار به طور قابل توجهی مقبولیت کلی و کیفیت میکروبی محصول را افزایش می‌دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> تحقیق حاضر به منظور بررسی تاثیر بسته‌بندی خلاء و عصاره پوست انار بر کیفیت میگوی سفید اقیانوسی (&lt;em&gt;Peneous vannamei&lt;/em&gt;) طی نگهداری در یخچال صورت گرفت. تغییرات pH، میزان تایوباربیتوریک اسید، ترکیبات نیتروژنه فرار و تری‌متیل آمین، شمارش کلی باکتری‌های هوازی، سایکروفیل‌ها، باکتری‌های اسید لاکتیکی و خانواده انتروباکتریاسه، شدت ملانوز و خصوصیات حسی میگو طی ده روز نگهداری در دمای 4 درجه سانتیگراد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج حاصله نشان دادند که رشد میکروارگانیسم‌ها در میگوهای بسته‌بندی شده به صورت خلاء و میگوهای تیمار شده با غلظت‌های یک و دو درصد عصاره متانولی پوست انار، طی ده روز نگهداری در مقایسه با گروه کنترل به تاخیر افتاد (P&lt;0.05). افزون بر آن، تیمار میگوها با عصاره متانولی پوست انار و بسته‌بندی آن‌ها در شرایط خلاء، سبب تشدید اثر مهاری بسته‌بندی خلاء بر رشد جمعیت میکروبی گردید. بسته‌بندی خلاء سبب کاهش معنی‌داری در میزان ترکیبات نیتروژنه فرار، تری‌متیل آمین و تایوباربیتوریک اسید میگوها طی ده روز نگهداری در یخچال گردید، اما استفاده توام بسته‌بندی خلاء و عصاره پوست انار، اثر مهاری بسته‌بندی خلاء بر پارامترهای شیمیایی نمونه‌های مورد آزمایش را تشدید نکرد. با توجه به یافته‌های حاصله، بسته‌بندی خلاء به عنوان روشی موثر برای افزایش مدت ماندگاری میگو می‌باشد و استفاده همزمان از این نوع بسته‌بندی و عصاره متانولی پوست انار به طور قابل توجهی مقبولیت کلی و کیفیت میکروبی محصول را افزایش می‌دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بسته‌بندی خلاء</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عصاره پوست انار</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میگوی سفید اقیانوسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پنئوس وانامی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر آلفامیون و بیومین بر روی ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی مرغ گوشتی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر آلفامیون و بیومین بر روی ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی مرغ گوشتی</VernacularTitle>
			<FirstPage>30</FirstPage>
			<LastPage>35</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1978</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1978</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نعیم</FirstName>
					<LastName>عرفانی مجد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000000309459128</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>منصور</FirstName>
					<LastName>میاحی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>صادقی مقدم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>11</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تاثیر آلفامیون و بیومین بر روی ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی مرغ گوشتی امروزه مواد پربیوتیک و سین بیوتیک به عنوان جایگزینی برای آنتی بیوتیک جهت افزایش رشد، به طور گسترده‌ای در مرغداری‌های مدرن استفاده می‌شوند. یکی از راه‌های افزایش اثرات پروبیوتیک‌ها ترکیب دو پروبیوتیک و پربیوتیک به عنوان سین بیوتیک می‌باشد که به وسیله بهبود بقاء و جایگزین نمودن میکروب‌های مکمل‌ جیره در لوله گوارش، اثرات مفیدی در میزبان دارد. به این منظور در این مطالعه 125 جوجه گوشتی یک روزه در 3 گروه تقسیم شدند: 1) گروه کنترل، فقط با جیره پایه تغذیه شدند، 2) گروه آلفامیون، علاوه بر جیره پایه به میزان 5/0 کیلوگرم در یک تن آلفامیون دریافت کردند و 3) گروه بیومین، علاوه بر جیره پایه به میزان 1 کیلوگرم در یک تن بیومین دریافت کردند. در انتهای 42 روزگی، برای مطالعات هیستومورفومتریک، 15 جوجه (5 جوجه از هر گروه) به طور تصادفی انتخاب گردیدند. نمونه‌گیری از قسمت‌های مختلف روده کوچک (دوازدهه، تهی روده و ایلئوم) و لوزه سکومی انجام و جهت ثبوت در ماده ثبوتی فرمالین 10% قرار داده شدند. سپس به روش معمول تهیه مقاطع پارافینی، برش‌هایی به ضخامت 5 تا 6 میکرومتر تهیه و مورد رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که هر چند آلفامیون و بیومین اثرات بهبودی معنی‌داری بر ساختار هیستومورفومتری روده کوچک (به ویژه دوازدهه) و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی دارند، لیکن بیومین دارای اثرات بهبودی معنی‌دارتری می‌باشد. به طوری که ارتفاع و ضخامت کرک‌ها، تعداد سلول‌های جامی شکل، تعداد و عمق کریپت‌های روده‌ای، تراکم و وسعت بافت لنفوئیدی لوزه سکومی در گروه بیومین به طور معنی‌دارتری افزایش می‌یابد (P&lt;0.05). نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می‌دهد که می‌توان آلفامیون و بیومین به عنوان مکمل‌های غذایی جانشین آنتی بیوتیک‌ها جهت بهبود ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی ضمیمه آن مورد توجه قرار گیرند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تاثیر آلفامیون و بیومین بر روی ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی مرغ گوشتی امروزه مواد پربیوتیک و سین بیوتیک به عنوان جایگزینی برای آنتی بیوتیک جهت افزایش رشد، به طور گسترده‌ای در مرغداری‌های مدرن استفاده می‌شوند. یکی از راه‌های افزایش اثرات پروبیوتیک‌ها ترکیب دو پروبیوتیک و پربیوتیک به عنوان سین بیوتیک می‌باشد که به وسیله بهبود بقاء و جایگزین نمودن میکروب‌های مکمل‌ جیره در لوله گوارش، اثرات مفیدی در میزبان دارد. به این منظور در این مطالعه 125 جوجه گوشتی یک روزه در 3 گروه تقسیم شدند: 1) گروه کنترل، فقط با جیره پایه تغذیه شدند، 2) گروه آلفامیون، علاوه بر جیره پایه به میزان 5/0 کیلوگرم در یک تن آلفامیون دریافت کردند و 3) گروه بیومین، علاوه بر جیره پایه به میزان 1 کیلوگرم در یک تن بیومین دریافت کردند. در انتهای 42 روزگی، برای مطالعات هیستومورفومتریک، 15 جوجه (5 جوجه از هر گروه) به طور تصادفی انتخاب گردیدند. نمونه‌گیری از قسمت‌های مختلف روده کوچک (دوازدهه، تهی روده و ایلئوم) و لوزه سکومی انجام و جهت ثبوت در ماده ثبوتی فرمالین 10% قرار داده شدند. سپس به روش معمول تهیه مقاطع پارافینی، برش‌هایی به ضخامت 5 تا 6 میکرومتر تهیه و مورد رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان داد که هر چند آلفامیون و بیومین اثرات بهبودی معنی‌داری بر ساختار هیستومورفومتری روده کوچک (به ویژه دوازدهه) و بافت لنفوئیدی لوزه سکومی دارند، لیکن بیومین دارای اثرات بهبودی معنی‌دارتری می‌باشد. به طوری که ارتفاع و ضخامت کرک‌ها، تعداد سلول‌های جامی شکل، تعداد و عمق کریپت‌های روده‌ای، تراکم و وسعت بافت لنفوئیدی لوزه سکومی در گروه بیومین به طور معنی‌دارتری افزایش می‌یابد (P&lt;0.05). نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می‌دهد که می‌توان آلفامیون و بیومین به عنوان مکمل‌های غذایی جانشین آنتی بیوتیک‌ها جهت بهبود ساختار هیستومورفومتریک روده کوچک و بافت لنفوئیدی ضمیمه آن مورد توجه قرار گیرند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پربیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیمبیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیستومورفومتری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مرغ گوشتی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین مشخصات اسپور و سم کلستریدیوم بوتولینوم در عسل</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین مشخصات اسپور و سم کلستریدیوم بوتولینوم در عسل</VernacularTitle>
			<FirstPage>36</FirstPage>
			<LastPage>39</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1979</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1979</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>پور منتصری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حسین‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید شهرام</FirstName>
					<LastName>شکرفروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بوتولیسم یکی از بیماری‌های جدی فلج کننده است که در اثر سم باکتری &lt;em&gt;کلستریدیوم بوتولینوم&lt;/em&gt; در مواد غذایی ایجاد می‌شود. تعداد 7 سروتیپ مشخص از نوروتوکسین بوتولینوم شناسایی گردیده است که در میان آن‌ها اصلی‌ترین تیپ‌های شایع در انسان شامل تیپ‌های A، B و E می‌باشد. بوتولیسم نوزادان در نتیجه تجمع میکروارگانیسم‌ها در روده و تولید سم می‌باشد که در اثر حضور اسپور باکتری در نوزادان زیر یک سال سن ایجاد می‌گردد. عسل یکی از مهمترین غذاهایی است که در ایجاد بوتولیسم نوزادان نقش دارد. در این مطالعه تعداد صد نمونه از مراکز فروش عسل در شیراز جمع آوری گردید و با استفاده از روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز چند تایی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور از سه جفت پرایمر طراحی و بهینه شده برای شناسایی قطعی گونه‌های A، B و E در نمونه‌ها استفاده گردید. نمونه‌های مثبت مورد آزمایش تکمیلی قرار گرفتند که ضمن قطعی نمودن وجود ژن تولید کننده سم، سم باکتری با استفاده از آزمون حیاتی موش آزمایش گردید. نتایج نشان دادند که 2% از نمونه‌ها آلوده به تیپ B باکتری می‌باشند که در نهایت پس از انجام توالی‌یابی مشخص گردید که حامل ژن تولید کننده نوروتوکسین B نیز بوده‌اند. مرگ موش‌ها در گروه‌های آزمایشی در آزمون حیاتی موش قطعی گردید. عسل‌های جمع آوری شده نشان دهنده آلودگی به اسپور باکتری بوده است و بنابراین می‌تواند در ایجاد بوتولیسم نوزادان نقش داشته باشد. هر چند که آزمون حیاتی موش به عنوان یک روش استاندارد توصیف شده است، روش‌های مولکولی، ساده، سریع و مطمئن برای شناسایی تیپ‌های مختلف باکتری یا سموم آن‌ها بوده و قابل توصیه در آزمایشگاه‌های بهداشت مواد غذایی می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بوتولیسم یکی از بیماری‌های جدی فلج کننده است که در اثر سم باکتری &lt;em&gt;کلستریدیوم بوتولینوم&lt;/em&gt; در مواد غذایی ایجاد می‌شود. تعداد 7 سروتیپ مشخص از نوروتوکسین بوتولینوم شناسایی گردیده است که در میان آن‌ها اصلی‌ترین تیپ‌های شایع در انسان شامل تیپ‌های A، B و E می‌باشد. بوتولیسم نوزادان در نتیجه تجمع میکروارگانیسم‌ها در روده و تولید سم می‌باشد که در اثر حضور اسپور باکتری در نوزادان زیر یک سال سن ایجاد می‌گردد. عسل یکی از مهمترین غذاهایی است که در ایجاد بوتولیسم نوزادان نقش دارد. در این مطالعه تعداد صد نمونه از مراکز فروش عسل در شیراز جمع آوری گردید و با استفاده از روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز چند تایی مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور از سه جفت پرایمر طراحی و بهینه شده برای شناسایی قطعی گونه‌های A، B و E در نمونه‌ها استفاده گردید. نمونه‌های مثبت مورد آزمایش تکمیلی قرار گرفتند که ضمن قطعی نمودن وجود ژن تولید کننده سم، سم باکتری با استفاده از آزمون حیاتی موش آزمایش گردید. نتایج نشان دادند که 2% از نمونه‌ها آلوده به تیپ B باکتری می‌باشند که در نهایت پس از انجام توالی‌یابی مشخص گردید که حامل ژن تولید کننده نوروتوکسین B نیز بوده‌اند. مرگ موش‌ها در گروه‌های آزمایشی در آزمون حیاتی موش قطعی گردید. عسل‌های جمع آوری شده نشان دهنده آلودگی به اسپور باکتری بوده است و بنابراین می‌تواند در ایجاد بوتولیسم نوزادان نقش داشته باشد. هر چند که آزمون حیاتی موش به عنوان یک روش استاندارد توصیف شده است، روش‌های مولکولی، ساده، سریع و مطمئن برای شناسایی تیپ‌های مختلف باکتری یا سموم آن‌ها بوده و قابل توصیه در آزمایشگاه‌های بهداشت مواد غذایی می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلستریدیوم بوتولینوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز چند تایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عسل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تشخیص مولکولی و آنالیز فیلوژنتیک ویروس‌های آبله جدا شده از گونه‌های مختلف طیور</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تشخیص مولکولی و آنالیز فیلوژنتیک ویروس‌های آبله جدا شده از گونه‌های مختلف طیور</VernacularTitle>
			<FirstPage>40</FirstPage>
			<LastPage>44</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1980</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1980</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهار</FirstName>
					<LastName>نیری فسایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امید</FirstName>
					<LastName>مددگار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرش</FirstName>
					<LastName>قلیانچی لنگرودی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد مهدی</FirstName>
					<LastName>غفاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مطالعه واکنش زنجیره‌ای پلیمراز جهت افزوده سازی ژن پروتئین هسته مرکزی b4 به اندازه bp 578 انجام گرفت. DNA اختصاصی ویروس آبله طیور در 10 جدایه مختلف از پرندگان شامل ماکیان، قناری و مرغ مینا (هر کدام جدا شده و نماینده یک همه‌گیری) که از شهر تهران جمع آوری شده بودند، مشخص گردید. ژن هسته مرکزی b4 برای دو جدایه (به عنوان نماینده) تعیین توالی گردید و مقایسه نوکلئوتیدهای خوانده شده، شباهتی بین 71 تا 100% را با دیگر توالی‌های موجود در بانک ژنی نشان داد. درخت فیلوژنتیک ترسیم شده 6 شاخه مجزا را نشان داد. آنالیز توالی نوکلئوتیدی مشخص کرد که سویه‌های ایرانی در گروه بسیار حفاظت شده‌ای از لحاظ ژن b4 متشکل از کشورها و گونه‌های مختلف پرندگان قرار دارند. با توجه به فاصله بین کشورهای منبع ویروس‌های هم شاخه با جدایه‌های ایرانی این مطالعه، مشابهت این جدایه‌های هم شاخه با جدایه‌های ایرانی (95 تا 99%) و در نتیجه پتانسیل عفونت‌زایی جدایه‌ها در مناطق و گونه‌های مختلف، صادرات و واردات پرندگان به کلیه مناطق جهان احتمال دارد که سبب گسترش ویروس به دیگر نقاط گردد. بنابراین اقدامات شدید قرنطینه‌ای در مبادی ورودی هر کشوری لازم به نظر می‌رسد. در عین حال این مطالعه اولین مطالعه مولکولی درباره آبله طیور به ویژه پرندگان اگزوتیک در ایران می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه واکنش زنجیره‌ای پلیمراز جهت افزوده سازی ژن پروتئین هسته مرکزی b4 به اندازه bp 578 انجام گرفت. DNA اختصاصی ویروس آبله طیور در 10 جدایه مختلف از پرندگان شامل ماکیان، قناری و مرغ مینا (هر کدام جدا شده و نماینده یک همه‌گیری) که از شهر تهران جمع آوری شده بودند، مشخص گردید. ژن هسته مرکزی b4 برای دو جدایه (به عنوان نماینده) تعیین توالی گردید و مقایسه نوکلئوتیدهای خوانده شده، شباهتی بین 71 تا 100% را با دیگر توالی‌های موجود در بانک ژنی نشان داد. درخت فیلوژنتیک ترسیم شده 6 شاخه مجزا را نشان داد. آنالیز توالی نوکلئوتیدی مشخص کرد که سویه‌های ایرانی در گروه بسیار حفاظت شده‌ای از لحاظ ژن b4 متشکل از کشورها و گونه‌های مختلف پرندگان قرار دارند. با توجه به فاصله بین کشورهای منبع ویروس‌های هم شاخه با جدایه‌های ایرانی این مطالعه، مشابهت این جدایه‌های هم شاخه با جدایه‌های ایرانی (95 تا 99%) و در نتیجه پتانسیل عفونت‌زایی جدایه‌ها در مناطق و گونه‌های مختلف، صادرات و واردات پرندگان به کلیه مناطق جهان احتمال دارد که سبب گسترش ویروس به دیگر نقاط گردد. بنابراین اقدامات شدید قرنطینه‌ای در مبادی ورودی هر کشوری لازم به نظر می‌رسد. در عین حال این مطالعه اولین مطالعه مولکولی درباره آبله طیور به ویژه پرندگان اگزوتیک در ایران می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویروس آبله طیور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین هسته مرکزی b4</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قرنطینه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر سطوح مختلف شوری بر ایمونولوکالیزاسیون Na+-K+ ATPase و Aquaporin 3 در کلیه کپور معمولی Cyprinus carpio</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر سطوح مختلف شوری بر ایمونولوکالیزاسیون Na+-K+ ATPase و Aquaporin 3 در کلیه کپور معمولی Cyprinus carpio</VernacularTitle>
			<FirstPage>45</FirstPage>
			<LastPage>49</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1981</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1981</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امیر پرویز</FirstName>
					<LastName>سلاطی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سارا</FirstName>
					<LastName>فراندو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالعلی</FirstName>
					<LastName>موحدی نیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کیارا</FirstName>
					<LastName>گامباردلا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>لورنتزو</FirstName>
					<LastName>گالوس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>آزمون‌های بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی برای جستجوی Na&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;-K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; ATPase و Aquaporine 3 در کلیه کپور معمولی در تیمارهای طراحی شده و گروه کنترل برای ارزیابی نقش آن‌ها طی چالش با شوری‌های مختلف استفاده شد. پنج گروه (n=25) در شوری‌های 3، 6، 9 و 12 گرم در لیتر نمک دریا و گروه کنترل (آب شهر) در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفتند. آزمایش در یک دوره 2 هفته‌ای انجام شد. نمونه‌های کلیه از ماهیان تیمار شده و گروه کنترل در پارافرمالدهید 4% فیکس شدند و با پارافین قالب‌گیری شدند. شدت ایمونوراکتیویتی                 Na&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;-K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; ATPase و Aquaporine 3 ارتباط مستقیم با شوری محیطی نشان داد که نقش این پروتئین‌ها در پاسخ‌های فیزیولوژیک شوری محیطی را نشان می‌دهد. علاوه بر این در شوری‌های 9 و 12 گرم در لیتر اپی تلیوم توبول‌های کلیوی تغییرات مورفولوژیک چشمگیری نشان دادند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">آزمون‌های بافت شناسی و ایمونوهیستوشیمی برای جستجوی Na&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;-K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; ATPase و Aquaporine 3 در کلیه کپور معمولی در تیمارهای طراحی شده و گروه کنترل برای ارزیابی نقش آن‌ها طی چالش با شوری‌های مختلف استفاده شد. پنج گروه (n=25) در شوری‌های 3، 6، 9 و 12 گرم در لیتر نمک دریا و گروه کنترل (آب شهر) در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفتند. آزمایش در یک دوره 2 هفته‌ای انجام شد. نمونه‌های کلیه از ماهیان تیمار شده و گروه کنترل در پارافرمالدهید 4% فیکس شدند و با پارافین قالب‌گیری شدند. شدت ایمونوراکتیویتی                 Na&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;-K&lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt; ATPase و Aquaporine 3 ارتباط مستقیم با شوری محیطی نشان داد که نقش این پروتئین‌ها در پاسخ‌های فیزیولوژیک شوری محیطی را نشان می‌دهد. علاوه بر این در شوری‌های 9 و 12 گرم در لیتر اپی تلیوم توبول‌های کلیوی تغییرات مورفولوژیک چشمگیری نشان دادند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Na+-K+ ATPase</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Aquaporin 3</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شوری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلیه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کپور معمولی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارزیابی وضعیت آنتی اکسیدانی و استرس اکسیداتیو در عفونت تجربی به آناپلاسما اویس در گوسفند</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارزیابی وضعیت آنتی اکسیدانی و استرس اکسیداتیو در عفونت تجربی به آناپلاسما اویس در گوسفند</VernacularTitle>
			<FirstPage>50</FirstPage>
			<LastPage>53</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1982</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1982</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سیده پرستو</FirstName>
					<LastName>یاسینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهره</FirstName>
					<LastName>خاکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمیله</FirstName>
					<LastName>سالار آملی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بهرام</FirstName>
					<LastName>کاظمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عادل</FirstName>
					<LastName>قره باغی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>طاهره</FirstName>
					<LastName>علی اصفهانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سیده میثاق</FirstName>
					<LastName>جلالی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>شایگان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>عفونت ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; می‌تواند باعث بروز کم خونی شدید در فاز حاد بیماری گردد. به منظور بررسی تغییرات مکانیسم‌های محافظتی آنتی اکسیدانی گلبول‌های قرمز مرتبط با کم خونی، در گوسفندانی که به صورت تجربی به &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; مبتلا گردیدند، 100 میلی‌لیتر خون هپارینه با 6% پارازیتمی &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt;، از گوسفند طحال برداری شده اخذ گردید. 20 میلی‌لیتر از ماده تلقیحی به صورت داخل وریدی به 5 گوسفند فاقد هر گونه انگل خونی تزریق گردید. تغییرات انگل شناسی و خون شناسی و فعالیت آنزیم‌های SOD، GPx و CAT اریتروسیتی در گوسفندانی که به صورت تجربی آلوده شده بودند در طی روزهای صفر تا 38 پس از آلودگی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، همزمان با پیشرفت بیماری پارازیتمی به صورت معنی‌داری افزایش یافت و در روز 15 پس از آلودگی به حداکثر میزان خود رسید. پس از آن تا روز 38 به تدریج از میزان آن کاسته شد. همزمان با پیک پارازیتمی کاهش معنی‌دار PCV، RBC و Hb در گوسفندان آلوده مشاهده گردید. در روز 15 پس از آلودگی، فعالیت تمامی آنزیم‌ها افزایش یافت که این تغییرات در ارتباط با فعالیت SOD معنی‌دار بود. ارتباط معنی‌داری میان پارازیتمی و آنزیم‌های اریتروسیتی P&lt;0.0005)، SOD (r = 0.644 و P&lt;0.05)، CAT (r = 0.424 وجود داشت. از مطالعه حاضر، می‌توان به این نتیجه رسید که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در کم خونی ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; ایفا می‌کند. این گونه به نظر می‌رسد که آنزیم SOD به جهت روند ثابت افزایشی در طول دوره بیماری می‌تواند به عنوان شاخص مفیدی برای آسیب‌های اکسیداتیو ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; به شمار رود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">عفونت ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; می‌تواند باعث بروز کم خونی شدید در فاز حاد بیماری گردد. به منظور بررسی تغییرات مکانیسم‌های محافظتی آنتی اکسیدانی گلبول‌های قرمز مرتبط با کم خونی، در گوسفندانی که به صورت تجربی به &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; مبتلا گردیدند، 100 میلی‌لیتر خون هپارینه با 6% پارازیتمی &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt;، از گوسفند طحال برداری شده اخذ گردید. 20 میلی‌لیتر از ماده تلقیحی به صورت داخل وریدی به 5 گوسفند فاقد هر گونه انگل خونی تزریق گردید. تغییرات انگل شناسی و خون شناسی و فعالیت آنزیم‌های SOD، GPx و CAT اریتروسیتی در گوسفندانی که به صورت تجربی آلوده شده بودند در طی روزهای صفر تا 38 پس از آلودگی مورد ارزیابی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده، همزمان با پیشرفت بیماری پارازیتمی به صورت معنی‌داری افزایش یافت و در روز 15 پس از آلودگی به حداکثر میزان خود رسید. پس از آن تا روز 38 به تدریج از میزان آن کاسته شد. همزمان با پیک پارازیتمی کاهش معنی‌دار PCV، RBC و Hb در گوسفندان آلوده مشاهده گردید. در روز 15 پس از آلودگی، فعالیت تمامی آنزیم‌ها افزایش یافت که این تغییرات در ارتباط با فعالیت SOD معنی‌دار بود. ارتباط معنی‌داری میان پارازیتمی و آنزیم‌های اریتروسیتی P&lt;0.0005)، SOD (r = 0.644 و P&lt;0.05)، CAT (r = 0.424 وجود داشت. از مطالعه حاضر، می‌توان به این نتیجه رسید که استرس اکسیداتیو نقش مهمی در کم خونی ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; ایفا می‌کند. این گونه به نظر می‌رسد که آنزیم SOD به جهت روند ثابت افزایشی در طول دوره بیماری می‌تواند به عنوان شاخص مفیدی برای آسیب‌های اکسیداتیو ناشی از &lt;em&gt;آناپلاسما اویس&lt;/em&gt; به شمار رود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آناپلاسما اویس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس اکسیداتیو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کم خونی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>وقوع طبیعی ارلیشیوزیس در سگ‌های مصری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>وقوع طبیعی ارلیشیوزیس در سگ‌های مصری</VernacularTitle>
			<FirstPage>54</FirstPage>
			<LastPage>57</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1983</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1983</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نوحا یوسف</FirstName>
					<LastName>سالم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمال حسن</FirstName>
					<LastName>رخا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>طاهر احمد</FirstName>
					<LastName>باراکا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ارلیشیوزیس سگ‌ها به عنوان یکی از مهمترین بیماری‌های منتقل شونده از کنه به سگ‌ها شناخته شده است.85 سگ آلوده شده طبیعی مورد بررسی قرار گرفتند. پایدارترین علائم بالینی ثبت شده عبارت بود از تب، لاغری و لنفادنوپاتی. کم خونی، افزایش مونوسیت‌ها، کاهش پلاکت‌ها، کاهش آلبومین خون، افزایش آنزیم‌های کبدی و بیلی‌روبین کل، برجسته‌ترین تغییرات مرتبط با ارلیشیوزیس سگ‌های مصری بود. بررسی‌های میکروسکوپیک نتوانست در تشخیص قطعی بیماری ارلیشیوزیس سگ‌ها مؤثر باشد. فصل تأثیر زیادی بر بیماری نداشت. کنه عامل انتقال این بیماری در مصر &lt;em&gt;ریپی‌سفالوس&lt;/em&gt; &lt;em&gt;سانگینوس&lt;/em&gt; بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ارلیشیوزیس سگ‌ها به عنوان یکی از مهمترین بیماری‌های منتقل شونده از کنه به سگ‌ها شناخته شده است.85 سگ آلوده شده طبیعی مورد بررسی قرار گرفتند. پایدارترین علائم بالینی ثبت شده عبارت بود از تب، لاغری و لنفادنوپاتی. کم خونی، افزایش مونوسیت‌ها، کاهش پلاکت‌ها، کاهش آلبومین خون، افزایش آنزیم‌های کبدی و بیلی‌روبین کل، برجسته‌ترین تغییرات مرتبط با ارلیشیوزیس سگ‌های مصری بود. بررسی‌های میکروسکوپیک نتوانست در تشخیص قطعی بیماری ارلیشیوزیس سگ‌ها مؤثر باشد. فصل تأثیر زیادی بر بیماری نداشت. کنه عامل انتقال این بیماری در مصر &lt;em&gt;ریپی‌سفالوس&lt;/em&gt; &lt;em&gt;سانگینوس&lt;/em&gt; بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ارلیشیوزیس سگ‌ها</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کم خونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنزیم‌های کبدی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین محدوده تشخیصی سالمونلای مرده و زنده در شیر خام و استریلیزه با روش RT-PCR</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین محدوده تشخیصی سالمونلای مرده و زنده در شیر خام و استریلیزه با روش RT-PCR</VernacularTitle>
			<FirstPage>58</FirstPage>
			<LastPage>61</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1984</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1984</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حسین‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید شهرام</FirstName>
					<LastName>شکرفروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>فاضلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مرجان</FirstName>
					<LastName>دهقان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از انجام این مطالعه تعیین محدوده تشخیصی روش RT-PCR جهت تشخیص &lt;em&gt;سالمونلا&lt;/em&gt;ی زنده و مرده در شیر خام و استریلیزه بود. در ابتدا میکروارگانیزم در محیط کشت TSB، شیر خام و شیر استریلیزه تلقیح و نمونه‌ها به دو بخش تقسیم شدند. در هر تیمار یکی از نمونه‌ها برای غیر فعال شدن باکتری مدت 10 دقیقه در دمای 80 درجه سانتیگراد حرارت داده شدند. از هر نمونه دو سری رقت سازی ده دهی تهیه و یکی مستقیما و دیگری بعد از 4 ساعت گرمخانه‌گذاری در دمای 37 درجه سانتیگراد مورد آزمایش PCR معمولی و RT-PCR قرار گرفتند. در نمونه‌های TSB، شیر خام و شیر استریلیزه حرارت داده شده و نشده غنی‌ سازی شده یا نشده محدوده تشخیص باکتری ژن &lt;em&gt;invA&lt;/em&gt; با روش PCR معمولی به ترتیب 10&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt; × 5، 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; × 1 و 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 1 واحد تشکیل دهنده کلنی در میلی‌لیتر بود. حساسیت روش RT-PCR در نمونه‌های حرارت ندیده و غنی سازی شده نیز به ترتیب 10&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt; × 5، 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; × 1 و 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 1 واحد تشکیل دهنده کلنی در میلی‌لیتر بود. با روش RT-PCR در هیچکدام از نمونه‌های حرارت دیده باکتری تشخیص داده نشد. نتایج این آزمایش یکی از کاربردهای مهم RT-PCR جهت شناسایی باکتری زنده از مرده و تعیین محدوده تشخیصی &lt;em&gt;سالمونلا&lt;/em&gt; را در شیر مشخص نمود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از انجام این مطالعه تعیین محدوده تشخیصی روش RT-PCR جهت تشخیص &lt;em&gt;سالمونلا&lt;/em&gt;ی زنده و مرده در شیر خام و استریلیزه بود. در ابتدا میکروارگانیزم در محیط کشت TSB، شیر خام و شیر استریلیزه تلقیح و نمونه‌ها به دو بخش تقسیم شدند. در هر تیمار یکی از نمونه‌ها برای غیر فعال شدن باکتری مدت 10 دقیقه در دمای 80 درجه سانتیگراد حرارت داده شدند. از هر نمونه دو سری رقت سازی ده دهی تهیه و یکی مستقیما و دیگری بعد از 4 ساعت گرمخانه‌گذاری در دمای 37 درجه سانتیگراد مورد آزمایش PCR معمولی و RT-PCR قرار گرفتند. در نمونه‌های TSB، شیر خام و شیر استریلیزه حرارت داده شده و نشده غنی‌ سازی شده یا نشده محدوده تشخیص باکتری ژن &lt;em&gt;invA&lt;/em&gt; با روش PCR معمولی به ترتیب 10&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt; × 5، 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; × 1 و 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 1 واحد تشکیل دهنده کلنی در میلی‌لیتر بود. حساسیت روش RT-PCR در نمونه‌های حرارت ندیده و غنی سازی شده نیز به ترتیب 10&lt;sup&gt;0&lt;/sup&gt; × 5، 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; × 1 و 10&lt;sup&gt;3&lt;/sup&gt; × 1 واحد تشکیل دهنده کلنی در میلی‌لیتر بود. با روش RT-PCR در هیچکدام از نمونه‌های حرارت دیده باکتری تشخیص داده نشد. نتایج این آزمایش یکی از کاربردهای مهم RT-PCR جهت شناسایی باکتری زنده از مرده و تعیین محدوده تشخیصی &lt;em&gt;سالمونلا&lt;/em&gt; را در شیر مشخص نمود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سالمونلا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترانسکریپتاز معکوس واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارتباط بین واریانت‌های ژن لاکتوفرین گاوی و تعداد سلول‌های سوماتیک شیر بر اساس جایگاه برش EcoRI</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارتباط بین واریانت‌های ژن لاکتوفرین گاوی و تعداد سلول‌های سوماتیک شیر بر اساس جایگاه برش EcoRI</VernacularTitle>
			<FirstPage>62</FirstPage>
			<LastPage>65</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1985</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1985</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>وحید</FirstName>
					<LastName>همتی دوست</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>قدرت</FirstName>
					<LastName>رحیمی میانجی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ایوب</FirstName>
					<LastName>فرهادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ورم پستان یکی از جدی‌ترین و پرهزینه‌ترین بیماری‌های موثر بر تولید گاوهای شیری به شمار می‌رود. در پژوهش حاضر، اثرات چند شکلی ژن لاکتوفرین (ناحیه اینترون 6) بر تعداد سلول‌های سوماتیک شیر (SCC) و ورم پستان تحت بالینی در 121 راس گاو شیری هلشتاین مورد بررسی قرار گرفت. دو آلل A و B و دو ژنوتیپ AA و AB برای یک چند شکلی تک نوکلئوتیدی قابل ردیابی با آنزیم &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I در اینترون 6 ژن لاکتوفرین به ترتیب با فراوانی‌های 12/85، 88/14، 25/70 و 75/29% شناسایی شدند. در جمعیت مورد مطالعه گاوهای هموزایگوت BB مشاهده نشدند. آنالیز ارتباط بین نشانگر-صفت نشان داد که جایگاه برش &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I ژن لاکتوفرین به طور معنی‌داری (P&lt;0.01) با SCC در ارتباط بوده و افراد با ژنوتیپ AB به عنوان ژنوتیپ مطلوب شناخته شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که انتخاب ژنوتیپ‌های AB برای جهش تک نوکلئوتیدی قابل ردیابی با &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I ممکن است باعث کاهش SCC در گله گاوهای هلشتاین شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ورم پستان یکی از جدی‌ترین و پرهزینه‌ترین بیماری‌های موثر بر تولید گاوهای شیری به شمار می‌رود. در پژوهش حاضر، اثرات چند شکلی ژن لاکتوفرین (ناحیه اینترون 6) بر تعداد سلول‌های سوماتیک شیر (SCC) و ورم پستان تحت بالینی در 121 راس گاو شیری هلشتاین مورد بررسی قرار گرفت. دو آلل A و B و دو ژنوتیپ AA و AB برای یک چند شکلی تک نوکلئوتیدی قابل ردیابی با آنزیم &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I در اینترون 6 ژن لاکتوفرین به ترتیب با فراوانی‌های 12/85، 88/14، 25/70 و 75/29% شناسایی شدند. در جمعیت مورد مطالعه گاوهای هموزایگوت BB مشاهده نشدند. آنالیز ارتباط بین نشانگر-صفت نشان داد که جایگاه برش &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I ژن لاکتوفرین به طور معنی‌داری (P&lt;0.01) با SCC در ارتباط بوده و افراد با ژنوتیپ AB به عنوان ژنوتیپ مطلوب شناخته شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که انتخاب ژنوتیپ‌های AB برای جهش تک نوکلئوتیدی قابل ردیابی با &lt;em&gt;EcoR&lt;/em&gt;I ممکن است باعث کاهش SCC در گله گاوهای هلشتاین شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لاکتوفرین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شمارش سلول‌های سوماتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">چند شکلی‌</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر تغذیه دراز مدت سیلاژ تفاله زیتون بر فراسنجه‌های خونی قوچ‌های دو نژاد دنبه‌دار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر تغذیه دراز مدت سیلاژ تفاله زیتون بر فراسنجه‌های خونی قوچ‌های دو نژاد دنبه‌دار</VernacularTitle>
			<FirstPage>66</FirstPage>
			<LastPage>68</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1986</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1986</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نسرین</FirstName>
					<LastName>امیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد جواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امیر</FirstName>
					<LastName>اخلاقی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>نظیفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی رضا</FirstName>
					<LastName>بیات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هادی</FirstName>
					<LastName>آتشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> اثر تغذیه 120 روزه سیلاژ تفاله زیتون بر برخی ویژگی‌های خونی قوچ‌ها بررسی شد. قوچ‌ها به یکی از دو جیره در بر دارنده 70% سیلاژ ذرت یا سیلاژ تفاله زیتون اختصاص داده شدند. تغذیه سیلاژ تفاله زیتون در مقایسه با سیلاژ ذرت، سبب کاهش غلظت پروتین کل، آلانین آمینو ترانسفراز، کلسیم و فسفر و افزایش غلظت گلوکز شد. دیگر فراسنجه‌های خونی و وزن بدن تاثیری نپذیرفتند. تغذیه جیره‌ دارای 70% سیلاژ تفاله زیتون اثر زیانباری بر قوچ‌های بالغ نداشت.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> اثر تغذیه 120 روزه سیلاژ تفاله زیتون بر برخی ویژگی‌های خونی قوچ‌ها بررسی شد. قوچ‌ها به یکی از دو جیره در بر دارنده 70% سیلاژ ذرت یا سیلاژ تفاله زیتون اختصاص داده شدند. تغذیه سیلاژ تفاله زیتون در مقایسه با سیلاژ ذرت، سبب کاهش غلظت پروتین کل، آلانین آمینو ترانسفراز، کلسیم و فسفر و افزایش غلظت گلوکز شد. دیگر فراسنجه‌های خونی و وزن بدن تاثیری نپذیرفتند. تغذیه جیره‌ دارای 70% سیلاژ تفاله زیتون اثر زیانباری بر قوچ‌های بالغ نداشت.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیوشیمی خون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هماتولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفاله زیتون</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر تغذیه با تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده بر ایمنی و آسیب شناسی بره‌های در حال رشد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر تغذیه با تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده بر ایمنی و آسیب شناسی بره‌های در حال رشد</VernacularTitle>
			<FirstPage>69</FirstPage>
			<LastPage>71</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1987</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1987</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پاراماناندام</FirstName>
					<LastName>کریشنامورتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سومو بالا ناگسوارا</FirstName>
					<LastName>رائو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>داناسکاران</FirstName>
					<LastName>دینش کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حبیبور</FirstName>
					<LastName>رحمان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>05</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این گزارش اثر تغذیه با تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده به عنوان پروتئین جایگزین کنجاله سویا بر ایمنی و آسیب شناسی بره‌های در حال رشد شرح داده می‌شود. 24 بره نر 4 تا 6 ماهه به چهار گروه 6 تایی تقسیم شدند و با سطوح مختلف تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده      (dKC 0%, dKC 25%, dKC 50%, dKC 75%) به مدت 140 روز تغذیه شدند. اثرات ماده مذکور بر پاسخ ایمنی هومورال و سلولی به ترتیب با استفاده از تیتر آنتی‌بادی بر علیه واکسن طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) و آزمایش تکثیر لنفوسیتی بررسی گردید. کاهش معنی‌داری در ایمنی هومورال در گروه تغذیه شده با دوز بالا مشاهده شد و هیچ نوع تغییری در شاخص تحریک لنفوسیت‌ها در هیچکدام از گروه‌ها دیده نشد. در هیستوپاتولوژی، گروه dKC 75 تغییرات شدیدی را در روده، بیضه و &lt;em&gt;گره&lt;/em&gt; لنفی مزانتریک نشان دادند. بنابراین تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده برای تغذیه بره‌های در حال رشد تا سطح جایگزینی 50% پروتئین بدون اثر جانبی بر ایمنی و آسیب شناسی، مفید است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این گزارش اثر تغذیه با تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده به عنوان پروتئین جایگزین کنجاله سویا بر ایمنی و آسیب شناسی بره‌های در حال رشد شرح داده می‌شود. 24 بره نر 4 تا 6 ماهه به چهار گروه 6 تایی تقسیم شدند و با سطوح مختلف تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده      (dKC 0%, dKC 25%, dKC 50%, dKC 75%) به مدت 140 روز تغذیه شدند. اثرات ماده مذکور بر پاسخ ایمنی هومورال و سلولی به ترتیب با استفاده از تیتر آنتی‌بادی بر علیه واکسن طاعون نشخوارکنندگان کوچک (PPR) و آزمایش تکثیر لنفوسیتی بررسی گردید. کاهش معنی‌داری در ایمنی هومورال در گروه تغذیه شده با دوز بالا مشاهده شد و هیچ نوع تغییری در شاخص تحریک لنفوسیت‌ها در هیچکدام از گروه‌ها دیده نشد. در هیستوپاتولوژی، گروه dKC 75 تغییرات شدیدی را در روده، بیضه و &lt;em&gt;گره&lt;/em&gt; لنفی مزانتریک نشان دادند. بنابراین تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده برای تغذیه بره‌های در حال رشد تا سطح جایگزینی 50% پروتئین بدون اثر جانبی بر ایمنی و آسیب شناسی، مفید است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تفاله دانه karanj سم‌زدایی شده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آسیب شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>15</Volume>
				<Issue>1</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2014</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تشخیص مولکولی مایکوپلاسما کونژیکتویه در یک همه‌گیری از التهاب ملتحمه و قرنیه عفونی در گوسفند</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تشخیص مولکولی مایکوپلاسما کونژیکتویه در یک همه‌گیری از التهاب ملتحمه و قرنیه عفونی در گوسفند</VernacularTitle>
			<FirstPage>72</FirstPage>
			<LastPage>74</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1988</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2014.1988</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>تقوی رضوی‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جمشید</FirstName>
					<LastName>رزم یار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>06</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>التهاب ملتحمه و قرنیه عفونی بیماری به شدت واگیر و دردناک چشم در گوسفند و بز می‌باشد. این مطالعه به منظور تعیین هویت و مشخص نمودن ویژگی‎های عامل مسبب بیماری چشم در گله‎‎ای از گوسفندان متشکل از 300 راس میش در شهرستان مشهد، ایران انجام شد. نمونه‎های سوآب چشمی از دام‎های مبتلا اخذ و به صورت تجمعی در آزمایشگاه فرآوری شدند. پس از تلقیح نمونه تجمعی به محیط‎های آبگوشت و آگار PPLO، به ترتیب در آن‌ها کدورت و رشد کولونی‎ها مشاهده شد. پس از تعیین ردیف نوکلئوتیدی محصول 1013 جفت باز توسط واکنش زنجیره‎ای پلیمراز مشخص گردید که ترادف عامل مسبب همه‌گیری فوق 100% با &lt;em&gt;مایکوپلاسما کونژیکتویه&lt;/em&gt; همخوانی دارد. بر اساس اطلاعات موجود، این نخستین گزارش ثبت شده از جداسازی و تشخیص مولکولی &lt;em&gt;مایکوپلاسما کونژیکتویه&lt;/em&gt; در ایران است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">التهاب ملتحمه و قرنیه عفونی بیماری به شدت واگیر و دردناک چشم در گوسفند و بز می‌باشد. این مطالعه به منظور تعیین هویت و مشخص نمودن ویژگی‎های عامل مسبب بیماری چشم در گله‎‎ای از گوسفندان متشکل از 300 راس میش در شهرستان مشهد، ایران انجام شد. نمونه‎های سوآب چشمی از دام‎های مبتلا اخذ و به صورت تجمعی در آزمایشگاه فرآوری شدند. پس از تلقیح نمونه تجمعی به محیط‎های آبگوشت و آگار PPLO، به ترتیب در آن‌ها کدورت و رشد کولونی‎ها مشاهده شد. پس از تعیین ردیف نوکلئوتیدی محصول 1013 جفت باز توسط واکنش زنجیره‎ای پلیمراز مشخص گردید که ترادف عامل مسبب همه‌گیری فوق 100% با &lt;em&gt;مایکوپلاسما کونژیکتویه&lt;/em&gt; همخوانی دارد. بر اساس اطلاعات موجود، این نخستین گزارش ثبت شده از جداسازی و تشخیص مولکولی &lt;em&gt;مایکوپلاسما کونژیکتویه&lt;/em&gt; در ایران است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">التهاب ملتحمه و قرنیه عفونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
