<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی سرمی روی، مس، بتا کاروتن و ویتامین A و وضعیت روی و مس سم در درجات مختلف حرکتی گاو شیری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی سرمی روی، مس، بتا کاروتن و ویتامین A و وضعیت روی و مس سم در درجات مختلف حرکتی گاو شیری</VernacularTitle>
			<FirstPage>277</FirstPage>
			<LastPage>282</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1823</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1823</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>صادقی نسب</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید مسعود</FirstName>
					<LastName>ذوالحواریه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن علی</FirstName>
					<LastName>عربی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بهرام</FirstName>
					<LastName>دادمهر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی اصغر</FirstName>
					<LastName>بهاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پویا</FirstName>
					<LastName>زمانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>برادران سید</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمید</FirstName>
					<LastName>شریفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>بختیاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>ابوالقاضی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>میزان روی، مس، بتا کاروتن و ویتامین A سرمی و همچنین غلظت روی و مس در سم 97 رأس گاو شیری هلشتاین با درجات حرکتی مختلف مورد سنجش قرار گرفت. همزمان، غلظت روی و مس اندازه‌گیری شده در جیره گاوهای سه گروه پابه‌زا، تازه‌زا و پرتولید به ترتیب ppm 77، 94، 75 و ppm 31، 28، 22 به دست آمد. بر اساس درجه بندی حرکتی، علیرغم نرمال بودن میزان سرمی مس در هر سه گروه، با افزایش درجه لنگش سطح سرمی (P=0.0178) و غلظت سمی مس (P=0.0002) در گروه شدیدا لنگ نسبت به دو گروه سالم و متوسط کاهش معنی‌داری را نشان می‌داد. سطح سرمی بتا کاروتن و ویتامین A در هر سه گروه کمتر از حد مطلوب بود. بین درجات حرکتی مختلف و ویتامین A (0145/0=P، 246/0-=r) و مس سم (0150/0=P، 323/0-=r) و همچنین روی و مس سرمی (032/0=P، 281/0-=r) ارتباط منفی معنی‌داری مشاهد شد. نتایج حاکی از آن است که تخریب بافت شاخی سم می‌تواند با کاهش محتوی مس سم ارتباط داشته باشد. یافته‌های ما نشان داد که گروه‌های لنگ، در معرض خطر کمبود تحت بالینی ویتامین A بوده‌اند که می‌تواند از هنگام سلامت حیوان (درجه یک حرکتی) پایه‌ریزی شده باشد. بر اساس نتایج به دست آمده مصرف بیش از حد روی می‌تواند با جذب و استفاده مس در تعارض باشد. همچنین مصرف مکمل ویتامین A در بهبود لنگش دام‌های مورد آزمایش ممکن است موثر باشد. بر اساس این مطالعه غلظت سمی و سرمی و نیز میزان دریافتی عناصر مس، روی و ویتامین A در درجات مختلف لنگش موثر بوده و توجه به اثرات متقابل آن‌ها در گاو شیری ضروری می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">میزان روی، مس، بتا کاروتن و ویتامین A سرمی و همچنین غلظت روی و مس در سم 97 رأس گاو شیری هلشتاین با درجات حرکتی مختلف مورد سنجش قرار گرفت. همزمان، غلظت روی و مس اندازه‌گیری شده در جیره گاوهای سه گروه پابه‌زا، تازه‌زا و پرتولید به ترتیب ppm 77، 94، 75 و ppm 31، 28، 22 به دست آمد. بر اساس درجه بندی حرکتی، علیرغم نرمال بودن میزان سرمی مس در هر سه گروه، با افزایش درجه لنگش سطح سرمی (P=0.0178) و غلظت سمی مس (P=0.0002) در گروه شدیدا لنگ نسبت به دو گروه سالم و متوسط کاهش معنی‌داری را نشان می‌داد. سطح سرمی بتا کاروتن و ویتامین A در هر سه گروه کمتر از حد مطلوب بود. بین درجات حرکتی مختلف و ویتامین A (0145/0=P، 246/0-=r) و مس سم (0150/0=P، 323/0-=r) و همچنین روی و مس سرمی (032/0=P، 281/0-=r) ارتباط منفی معنی‌داری مشاهد شد. نتایج حاکی از آن است که تخریب بافت شاخی سم می‌تواند با کاهش محتوی مس سم ارتباط داشته باشد. یافته‌های ما نشان داد که گروه‌های لنگ، در معرض خطر کمبود تحت بالینی ویتامین A بوده‌اند که می‌تواند از هنگام سلامت حیوان (درجه یک حرکتی) پایه‌ریزی شده باشد. بر اساس نتایج به دست آمده مصرف بیش از حد روی می‌تواند با جذب و استفاده مس در تعارض باشد. همچنین مصرف مکمل ویتامین A در بهبود لنگش دام‌های مورد آزمایش ممکن است موثر باشد. بر اساس این مطالعه غلظت سمی و سرمی و نیز میزان دریافتی عناصر مس، روی و ویتامین A در درجات مختلف لنگش موثر بوده و توجه به اثرات متقابل آن‌ها در گاو شیری ضروری می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درجه بندی حرکتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">روی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویتامین A</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر گاماآمینوبوتیریک اسید بر عملکرد و برخی پارامترهای خونی اردک‌های چری والی در شرایط استرس گرمایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر گاماآمینوبوتیریک اسید بر عملکرد و برخی پارامترهای خونی اردک‌های چری والی در شرایط استرس گرمایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>283</FirstPage>
			<LastPage>290</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1824</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1824</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سانگ</FirstName>
					<LastName>ژیگانگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اردشیر</FirstName>
					<LastName>شیخ احمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ژانگ</FirstName>
					<LastName>لی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>گاماآمینوبوتیریک اسید که یکی از نوروترانسمیترهای مهارکننده می‌باشد، توانایی کاهش شدت اثرات استرس را نیز دارا می‌باشد. در بیشتر مناطق چین استرس حرارتی به عنوان تهدیدی جدی در صنعت پرورش اردک شناخته شده است. مطالعه حاضر به منظور بررسی عملکرد و متابولیت‌های پلاسمایی اردک‌هایی که در معرض گرما بوده‌اند، طرح‌ریزی گردید. بدین منظور تعداد 2000 قطعه اردک از سن 19 روزگی به طور کاملاً تصادفی به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند که در هر گروه 5 تکرار قرار داشت. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه و همچنین جیره پایه به همراه 100 میلی‌گرم در کیلوگرم گاماآمینوبوتیریک اسید بودند و تا سن 42 روزگی در اختیار پرندگان قرار گرفتند. دمای محیط نگهداری پرندگان در طول آزمایش (سن 19 تا 42 روزگی) در دامنه 5/3 ± 7/29 درجه سانتیگراد بود. در طول آزمایش عملکرد پرنده‌ها و دمای مقعد آن‌ها در روزهای 19، 32 و 42 ثبت گردید. نمونه‌های پلاسما نیز در سن 42 روزگی جمع‌آوری شد. نتایج به دست آمده نشان داد که جیره‌های حاوی گاماآمینوبوتیریک اسید اثر معنی‌داری بر دمای مقعد اردک‌ها نداشته است، اما مصرف خوراک را کاهش داده است (P&lt;0.05). همچنین تفاوتی در نرخ بقا، وزن بدن و درصد لاشه مشاهده نشد. با این حال گاماآمینوبوتیریک اسید بازدهی مصرف خوراک (P&lt;0.05) و غلظت گلوکز پلاسما (P&lt;0.05) را کاهش داد. با این حال غلظت تری گلیسرید و اسیدهای چرب آزاد پلاسما در پرندگانی که با جیره حاوی گاماآمینو بوتیریک اسید تغذیه شده بودند، افزایش معنی‌داری را نشان داد (P&lt;0.05). از نظر آماری اختلاف معنی‌داری از نظر غلظت گاماآمینوبوتیریک خون، کبد و کلیه در گروه‌های آزمایشی مشاهده نشد. اما در مغز گروهی که گاماآمینوبوتیریک دریافت کرده بودند افزایش معنی‌داری را نشان داد (P&lt;0.05). با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان پیشنهاد کرد که در شرایط استرس گرمایی افزودن 100 میلی‌گرم گاماآمینوبوتیریک در کیلوگرم به جیره اردک‌ها، می‌تواند مصرف خوراک را کاهش داده و موجب تحریک بسیج چربی‌ها از بافت‌های چربی شده که ممکن است از این طریق اثرات مضر استرس گرمایی در صنعت پرورش اردک را کاهش دهد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گاماآمینوبوتیریک اسید که یکی از نوروترانسمیترهای مهارکننده می‌باشد، توانایی کاهش شدت اثرات استرس را نیز دارا می‌باشد. در بیشتر مناطق چین استرس حرارتی به عنوان تهدیدی جدی در صنعت پرورش اردک شناخته شده است. مطالعه حاضر به منظور بررسی عملکرد و متابولیت‌های پلاسمایی اردک‌هایی که در معرض گرما بوده‌اند، طرح‌ریزی گردید. بدین منظور تعداد 2000 قطعه اردک از سن 19 روزگی به طور کاملاً تصادفی به دو گروه آزمایشی تقسیم شدند که در هر گروه 5 تکرار قرار داشت. تیمارهای آزمایشی شامل جیره پایه و همچنین جیره پایه به همراه 100 میلی‌گرم در کیلوگرم گاماآمینوبوتیریک اسید بودند و تا سن 42 روزگی در اختیار پرندگان قرار گرفتند. دمای محیط نگهداری پرندگان در طول آزمایش (سن 19 تا 42 روزگی) در دامنه 5/3 ± 7/29 درجه سانتیگراد بود. در طول آزمایش عملکرد پرنده‌ها و دمای مقعد آن‌ها در روزهای 19، 32 و 42 ثبت گردید. نمونه‌های پلاسما نیز در سن 42 روزگی جمع‌آوری شد. نتایج به دست آمده نشان داد که جیره‌های حاوی گاماآمینوبوتیریک اسید اثر معنی‌داری بر دمای مقعد اردک‌ها نداشته است، اما مصرف خوراک را کاهش داده است (P&lt;0.05). همچنین تفاوتی در نرخ بقا، وزن بدن و درصد لاشه مشاهده نشد. با این حال گاماآمینوبوتیریک اسید بازدهی مصرف خوراک (P&lt;0.05) و غلظت گلوکز پلاسما (P&lt;0.05) را کاهش داد. با این حال غلظت تری گلیسرید و اسیدهای چرب آزاد پلاسما در پرندگانی که با جیره حاوی گاماآمینو بوتیریک اسید تغذیه شده بودند، افزایش معنی‌داری را نشان داد (P&lt;0.05). از نظر آماری اختلاف معنی‌داری از نظر غلظت گاماآمینوبوتیریک خون، کبد و کلیه در گروه‌های آزمایشی مشاهده نشد. اما در مغز گروهی که گاماآمینوبوتیریک دریافت کرده بودند افزایش معنی‌داری را نشان داد (P&lt;0.05). با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان پیشنهاد کرد که در شرایط استرس گرمایی افزودن 100 میلی‌گرم گاماآمینوبوتیریک در کیلوگرم به جیره اردک‌ها، می‌تواند مصرف خوراک را کاهش داده و موجب تحریک بسیج چربی‌ها از بافت‌های چربی شده که ممکن است از این طریق اثرات مضر استرس گرمایی در صنعت پرورش اردک را کاهش دهد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اردک چری والی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مصرف خوراک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاماآمینوبوتیریک اسید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استرس گرمایی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شیوع انواع تهاجم پذیری و بررسی فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیتی از سگ‌های ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شیوع انواع تهاجم پذیری و بررسی فاکتورهای مرتبط با آن در جمعیتی از سگ‌های ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>291</FirstPage>
			<LastPage>298</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1825</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1825</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>عباس‌زاده حصیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>امید علی</FirstName>
					<LastName>نکوئی جهرمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آیدین</FirstName>
					<LastName>شجاعی تبریزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> در این تحقیق شیوع انواع رفتارهای تهاجمی و بعضی از فاکتورهای خطر بر روی 434 سگ مراجعه کرده به دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز (در طول سال 1389 تا 1390) بررسی گردید. بعد از گرفتن تاریخچه و معاینه هر سگ، پرسشنامه‌ای بر اساس تشخیص نوع تهاجم پذیری تکمیل می‌گردید. 3/25% سگ‌های مورد بررسی حداقل یک شخص یا حیوان را مورد گاز گرفتگی قرار داده بودند. شایع‌ترین موارد تهاجم پذیری به شرح زیر بود: ناشی از غالبیت (6/36%)، ناشی از ترس (9/20%)، ناشی از محافظت (9/20%)، بین گونه‌ای (8/7%)، ناشی از علل پزشکی (9/3%)، انحراف یافته (6/2%)، ناشی از درد (6/2%)، مادرانه (6/2%) و رفتار تهاجمی وحشیانه (شکارگرانه) (9/1%). سن، جنس و محل نگهداری (داخل یا خارج منزل) تاثیر معنی‌داری در بروز رفتارهای تهاجمی ناشی از غالبیت داشتند. سگ‌های نر (P&lt;0.001) با سن بالای 2 سال (P=0.001) و شرایط نگهداری خارج از منزل(P=0.02)  تهاجم پذیری ناشی از غالبیت را بیشتر نشان می‌دادند. بیشتر سگ‌های دارای رفتارهای تهاجمی فرمان‌های اولیه اطاعت‌پذیری را انجام نمی‌دادند و احتیاج به تربیت بیشتر داشتند. افزایش سطح اجتماعی کردن سگ‌ها و اطلاعات صاحبین آن‌ها در ارتباط با تربیت ممکن است در کاهش این مشکلات رفتاری در سگ‌های ایران موثر باشند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> در این تحقیق شیوع انواع رفتارهای تهاجمی و بعضی از فاکتورهای خطر بر روی 434 سگ مراجعه کرده به دانشکده دامپزشکی دانشگاه شیراز (در طول سال 1389 تا 1390) بررسی گردید. بعد از گرفتن تاریخچه و معاینه هر سگ، پرسشنامه‌ای بر اساس تشخیص نوع تهاجم پذیری تکمیل می‌گردید. 3/25% سگ‌های مورد بررسی حداقل یک شخص یا حیوان را مورد گاز گرفتگی قرار داده بودند. شایع‌ترین موارد تهاجم پذیری به شرح زیر بود: ناشی از غالبیت (6/36%)، ناشی از ترس (9/20%)، ناشی از محافظت (9/20%)، بین گونه‌ای (8/7%)، ناشی از علل پزشکی (9/3%)، انحراف یافته (6/2%)، ناشی از درد (6/2%)، مادرانه (6/2%) و رفتار تهاجمی وحشیانه (شکارگرانه) (9/1%). سن، جنس و محل نگهداری (داخل یا خارج منزل) تاثیر معنی‌داری در بروز رفتارهای تهاجمی ناشی از غالبیت داشتند. سگ‌های نر (P&lt;0.001) با سن بالای 2 سال (P=0.001) و شرایط نگهداری خارج از منزل(P=0.02)  تهاجم پذیری ناشی از غالبیت را بیشتر نشان می‌دادند. بیشتر سگ‌های دارای رفتارهای تهاجمی فرمان‌های اولیه اطاعت‌پذیری را انجام نمی‌دادند و احتیاج به تربیت بیشتر داشتند. افزایش سطح اجتماعی کردن سگ‌ها و اطلاعات صاحبین آن‌ها در ارتباط با تربیت ممکن است در کاهش این مشکلات رفتاری در سگ‌های ایران موثر باشند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رفتار سگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تهاجم پذیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مشکلات رفتاری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر اندازه فولیکول بر بلوغ برون‌تنی، لقاح و کشت رویان‌های گوسفند</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر اندازه فولیکول بر بلوغ برون‌تنی، لقاح و کشت رویان‌های گوسفند</VernacularTitle>
			<FirstPage>299</FirstPage>
			<LastPage>304</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1826</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1826</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عبدالرئوف</FirstName>
					<LastName>وانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>ظفراله خان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>خورشید احمد</FirstName>
					<LastName>صوفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>اسلوب احمد</FirstName>
					<LastName>مالک</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاروض احمد</FirstName>
					<LastName>لون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فیاض احمد</FirstName>
					<LastName>بات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این پژوهش به منظور بررسی اثر اندازه فولیکول (کوچک، 2&gt; میلی‌متر و بزرگ، 2≤ میلی‌متر) بر بلوغ برون‌تنی، لقاح و کشت رویان‌های گوسفند انجام شد. تخمدان‌ها (80=n) از کشتارگاه شهر سریناگر، هند جمع‌آوری و در فلاسک گرمایشی حاوی محلول سالین نرمال دارای 50 میکروگرم سولفات جنتامایسین در هر میلی‌لیتر انتقال داده شد. تخمک‌ها با روش سوراخ کردن جمع‌آوری و تخمک‌های با کیفیت خوب و عالی به دست آمده برای انجام مرحله بلوغ در TCM-199 دارای فاکتور رشد اپیدرمی (EGF) برای 24 ساعت در شرایط 5% CO&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و هوای مرطوب °C5/38 قرار داده شدند. سپس بر روی تخمک‌های بالغ به ترتیب فرایند لقاح و کشت به مدت شش روز انجام شد. نتایج نشان داد که میزان بلوغ تخمک فولیکول‌های بزرگ (20/85%) از فولیکول‌های کوچک (44/52%) بیشتر بود (P=0.002). میزان لقاح برون‌تنی تخمک‌های فولیکول‌های کوچک و بزرگ اختلاف آماری معنی‌داری نداشت (به ترتیب 54/79% و 54/79%). هر چند میزان کلیواژ و مورولا در تخمک فولیکول‌های بزرگ (به ترتیب 69/58% و 13/34%) از فولیکول‌های کوچک (به ترتیب 63/38% و 32/19%) بیشتر بود (P&lt;0.05). نتیجه این که تخمک‌های فولیکول‌های بزرگ برتری‌های تکاملی بیشتری نسبت به فولیکول‌های کوچک دارند و بلوغ تخمک در دوران رشد فولیکولی برای تکامل بعدی رویان گوسفند ضروری است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این پژوهش به منظور بررسی اثر اندازه فولیکول (کوچک، 2&gt; میلی‌متر و بزرگ، 2≤ میلی‌متر) بر بلوغ برون‌تنی، لقاح و کشت رویان‌های گوسفند انجام شد. تخمدان‌ها (80=n) از کشتارگاه شهر سریناگر، هند جمع‌آوری و در فلاسک گرمایشی حاوی محلول سالین نرمال دارای 50 میکروگرم سولفات جنتامایسین در هر میلی‌لیتر انتقال داده شد. تخمک‌ها با روش سوراخ کردن جمع‌آوری و تخمک‌های با کیفیت خوب و عالی به دست آمده برای انجام مرحله بلوغ در TCM-199 دارای فاکتور رشد اپیدرمی (EGF) برای 24 ساعت در شرایط 5% CO&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt; و هوای مرطوب °C5/38 قرار داده شدند. سپس بر روی تخمک‌های بالغ به ترتیب فرایند لقاح و کشت به مدت شش روز انجام شد. نتایج نشان داد که میزان بلوغ تخمک فولیکول‌های بزرگ (20/85%) از فولیکول‌های کوچک (44/52%) بیشتر بود (P=0.002). میزان لقاح برون‌تنی تخمک‌های فولیکول‌های کوچک و بزرگ اختلاف آماری معنی‌داری نداشت (به ترتیب 54/79% و 54/79%). هر چند میزان کلیواژ و مورولا در تخمک فولیکول‌های بزرگ (به ترتیب 69/58% و 13/34%) از فولیکول‌های کوچک (به ترتیب 63/38% و 32/19%) بیشتر بود (P&lt;0.05). نتیجه این که تخمک‌های فولیکول‌های بزرگ برتری‌های تکاملی بیشتری نسبت به فولیکول‌های کوچک دارند و بلوغ تخمک در دوران رشد فولیکولی برای تکامل بعدی رویان گوسفند ضروری است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلیواژ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندازه فولیکول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلوغ برون‌تنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لقاح برون‌تنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوسفند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر مایع منی بر کیفیت اسپرم پوشش‌دار شده قوچ در انجماد و یخ ‌گشایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر مایع منی بر کیفیت اسپرم پوشش‌دار شده قوچ در انجماد و یخ ‌گشایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>305</FirstPage>
			<LastPage>312</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1827</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1827</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>روستائی علی مهر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>شرفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>به منظور بررسی اثر مجاورت مایع منی با اسپرم انزالی و اپیدیدیمی دو آزمایش انجام شد. آزمایش 1، دو انزالی متوالی ظرف مدت 5 دقیقه جمع‌آوری شد که انزال دوم در لوله محتوی رقیق کننده فیزر جمع‌آوری شد (اسپرم پوشش‌دار شده) و به وسیله سانتریفوژ مایع منی حذف گردید. رسوب به سه بخش تقسیم شد و مقدار صفر، 50 و 100% مایع منی (حجم/حجم) به هر بخش اضافه شد و سپس نمونه‌ها منجمد شدند. نمونه‌ها بعد از یخ گشایی به مدت 6 ساعت در °C37 نگهداری شدند. بعد از 6 ساعت ذخیره سازی، بیشترین تحرک پیشرونده (41/10%) و بیشترین سلامت غشاء پلاسمایی (62/12%) در اسپرم پوشش‌دار شده بدون مایع منی مشاهد شد (P&lt;0.05). بیشترین زنده مانی در زمان صفر (9/24%) و 6 ساعت (17%) ذخیره سازی مربوط به اسپرم‌های پوشش‌دار شده بدون مایع بود (P&lt;0.05). آزمایش 2، اسپرم اپیدیدیمی بعد از استخراج و تجمیع، به سه قسمت تقسیم شد و مقدار صفر، 50 و 100% مایع منی به آن‌ها اضافه شد و سپس نمونه‌ها منجمد شدند. اسپرم‌های اپیدیدیمی بعد از یخ گشایی به مدت 6 ساعت در °C37 نگهداری شدند. بیشترین (3/33%) و کمترین (25%) تحرک پیشرونده در زمان صفر ذخیره سازی به ترتیب در اسپرم‌های اپیدیدیمی بدون مایع منی و 100% مایع منی مشاهد شد (P&lt;0.05). بیشترین (37/19%) و کمترین (38/9%) زنده مانی در زمان 6 ذخیره سازی به ترتیب مربوط به اسپرم اپیدیدیمی بدون مایع منی و 100% مایع منی بود (P&lt;0.05). این پژوهش نشان داد که افزودن مایع منی به اسپرم پوشش‌دار شده و اپیدیدیمی آثار مخرب انجماد را تشدید می‌کند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">به منظور بررسی اثر مجاورت مایع منی با اسپرم انزالی و اپیدیدیمی دو آزمایش انجام شد. آزمایش 1، دو انزالی متوالی ظرف مدت 5 دقیقه جمع‌آوری شد که انزال دوم در لوله محتوی رقیق کننده فیزر جمع‌آوری شد (اسپرم پوشش‌دار شده) و به وسیله سانتریفوژ مایع منی حذف گردید. رسوب به سه بخش تقسیم شد و مقدار صفر، 50 و 100% مایع منی (حجم/حجم) به هر بخش اضافه شد و سپس نمونه‌ها منجمد شدند. نمونه‌ها بعد از یخ گشایی به مدت 6 ساعت در °C37 نگهداری شدند. بعد از 6 ساعت ذخیره سازی، بیشترین تحرک پیشرونده (41/10%) و بیشترین سلامت غشاء پلاسمایی (62/12%) در اسپرم پوشش‌دار شده بدون مایع منی مشاهد شد (P&lt;0.05). بیشترین زنده مانی در زمان صفر (9/24%) و 6 ساعت (17%) ذخیره سازی مربوط به اسپرم‌های پوشش‌دار شده بدون مایع بود (P&lt;0.05). آزمایش 2، اسپرم اپیدیدیمی بعد از استخراج و تجمیع، به سه قسمت تقسیم شد و مقدار صفر، 50 و 100% مایع منی به آن‌ها اضافه شد و سپس نمونه‌ها منجمد شدند. اسپرم‌های اپیدیدیمی بعد از یخ گشایی به مدت 6 ساعت در °C37 نگهداری شدند. بیشترین (3/33%) و کمترین (25%) تحرک پیشرونده در زمان صفر ذخیره سازی به ترتیب در اسپرم‌های اپیدیدیمی بدون مایع منی و 100% مایع منی مشاهد شد (P&lt;0.05). بیشترین (37/19%) و کمترین (38/9%) زنده مانی در زمان 6 ذخیره سازی به ترتیب مربوط به اسپرم اپیدیدیمی بدون مایع منی و 100% مایع منی بود (P&lt;0.05). این پژوهش نشان داد که افزودن مایع منی به اسپرم پوشش‌دار شده و اپیدیدیمی آثار مخرب انجماد را تشدید می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ذخیره سازی به صورت منجمد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پوشش‌دار کردن اسپرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مایع منی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسپرم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>رشد جنینی در گاومیش باتلاقی (Bubalus carabanensis)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>رشد جنینی در گاومیش باتلاقی (Bubalus carabanensis)</VernacularTitle>
			<FirstPage>313</FirstPage>
			<LastPage>319</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1828</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1828</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نگوین</FirstName>
					<LastName>ون هان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نوالیتا ملود</FirstName>
					<LastName>سوسا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جین فرنکوئیس</FirstName>
					<LastName>بکرز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زوآن نگوین</FirstName>
					<LastName>بوی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تفاوت‌هایی در ساختار و فیزیولوژی تولید مثل بین گاومیش باتلاقی (&lt;em&gt;Bubalus carabanensis&lt;/em&gt;) و گاومیش رودخانه‌ای (&lt;em&gt;Bubalus bubalis&lt;/em&gt;) وجود دارد. افزایش وزن جنین و بیومتری جنین در گاومیش رودخانه‌ای و سایر حیوانات گزارش شده است ولی در گاومیش باتلاقی خیر. هدف این پژوهش، توضیح تغییرات طبیعی اندازه‌های جنین در طول آبستنی گاومیش رودخانه‌ای بود. داده‌ها بر اساس اندازه‌گیری 267 جنین و 5 گوساله نوزاد گاومیش باتلاقی به دست آمد. نتایج نشان داد که ارتباط خطی معنی‌داری بین تخمین سن جنین‌ها و شاخص‌های اندازه جنین وجود داشت. بین طول تاج و کفل (CRL) و سایر شاخص‌های جنینی و نیز بین وزن جنین‌ها و شاخص‌های آن‌ها ارتباط وجود داشت. در نتیجه، قابلیت و ارزش اندازه‌های جنینی در گاومیش‌های باتلاقی برای استفاده در ارزیابی رشد جنینی را نشان دادیم.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تفاوت‌هایی در ساختار و فیزیولوژی تولید مثل بین گاومیش باتلاقی (&lt;em&gt;Bubalus carabanensis&lt;/em&gt;) و گاومیش رودخانه‌ای (&lt;em&gt;Bubalus bubalis&lt;/em&gt;) وجود دارد. افزایش وزن جنین و بیومتری جنین در گاومیش رودخانه‌ای و سایر حیوانات گزارش شده است ولی در گاومیش باتلاقی خیر. هدف این پژوهش، توضیح تغییرات طبیعی اندازه‌های جنین در طول آبستنی گاومیش رودخانه‌ای بود. داده‌ها بر اساس اندازه‌گیری 267 جنین و 5 گوساله نوزاد گاومیش باتلاقی به دست آمد. نتایج نشان داد که ارتباط خطی معنی‌داری بین تخمین سن جنین‌ها و شاخص‌های اندازه جنین وجود داشت. بین طول تاج و کفل (CRL) و سایر شاخص‌های جنینی و نیز بین وزن جنین‌ها و شاخص‌های آن‌ها ارتباط وجود داشت. در نتیجه، قابلیت و ارزش اندازه‌های جنینی در گاومیش‌های باتلاقی برای استفاده در ارزیابی رشد جنینی را نشان دادیم.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاومیش باتلاقی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رشد جنینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آبستنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه هیستوشیمیایی آندومتر رحم گاومیش رودخانه‌ای در مراحل فولیکولر و لوتئال</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه هیستوشیمیایی آندومتر رحم گاومیش رودخانه‌ای در مراحل فولیکولر و لوتئال</VernacularTitle>
			<FirstPage>320</FirstPage>
			<LastPage>326</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1829</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1829</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رسول</FirstName>
					<LastName>شهروز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مزدک</FirstName>
					<LastName>رازی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>انور</FirstName>
					<LastName>بابایی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این مطالعه با هدف ارزیابی هیستوشیمیایی دیواره رحم گاومیش رودخانه‌ای انجام گرفت و میزان آنزیم‌های اسید و آلکالین فسفاتاز، لیپاز و کربوهیدرات‌ها در طول مراحل فولیکولر و لوتئال مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه نمونه‌های رحمی از تعداد 40 گاومیش به ظاهر سالم غیر آبستن پس از ذبح در کشتارگاه صنعتی تهیه گردید. تمامی نمونه‌های رحمی بر اساس مشاهدات روی تخمدان از نظر وجود جسم زرد فعال (مرحله لوتئال) و یا فولیکول‌های در حال رشد (مرحله فولیکولر) به دو گروه تقسیم گردیدند. به منظور تهیه مقاطع انجمادی، نمونه‌های تازه رحم به دستگاه کرایواستات منتقل گردیدند. روش‌های رنگ‌آمیزی اسید و آلکالین فسفاتاز، لیپاز و پاس (به روش مقاطع پارافینی) انجام شد. بافت پوششی آندومتر، سلول‌های غددی، آندوتلیوم عروق خونی و ماکروفاژها در مرحله لوتئال با هر دو رنگ‌آمیزی فسفاتازها واکنش مثبت نشان دادند. تعداد ماکروفاژها در مرحله لوتئال افزایش نشان داد. میزان کربوهیدرات‌ها در بافت پوششی سطحی و غددی آندومتر در مرحله فولیکولر به طور معنی‌دار بیشتر بود (P&lt;0.05). واکنش رنگ‌آمیزی PAS نشان داد که سیتوپلاسم سلول‌های غددی به طور مشخص دارای واکنش PAS بیشتر در مقایسه با بافت پوششی سطحی آندومتر و سلول‌های آندوتلیالی بود. در مرحله لوتئال، رحم دارای واکنش لیپاز بیشتری در مقایسه با مرحله فولیکولر بود. نتیجه این که همانند گاو و سایر نژادهای گاومیش، در گاومیش‌های رودخانه‌ای نیز تغییرات فسفاتاز در آندومتر، کربوهیدرات‌ها و آنزیم لیپاز وابسته به تغییرات هورمونی می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این مطالعه با هدف ارزیابی هیستوشیمیایی دیواره رحم گاومیش رودخانه‌ای انجام گرفت و میزان آنزیم‌های اسید و آلکالین فسفاتاز، لیپاز و کربوهیدرات‌ها در طول مراحل فولیکولر و لوتئال مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه نمونه‌های رحمی از تعداد 40 گاومیش به ظاهر سالم غیر آبستن پس از ذبح در کشتارگاه صنعتی تهیه گردید. تمامی نمونه‌های رحمی بر اساس مشاهدات روی تخمدان از نظر وجود جسم زرد فعال (مرحله لوتئال) و یا فولیکول‌های در حال رشد (مرحله فولیکولر) به دو گروه تقسیم گردیدند. به منظور تهیه مقاطع انجمادی، نمونه‌های تازه رحم به دستگاه کرایواستات منتقل گردیدند. روش‌های رنگ‌آمیزی اسید و آلکالین فسفاتاز، لیپاز و پاس (به روش مقاطع پارافینی) انجام شد. بافت پوششی آندومتر، سلول‌های غددی، آندوتلیوم عروق خونی و ماکروفاژها در مرحله لوتئال با هر دو رنگ‌آمیزی فسفاتازها واکنش مثبت نشان دادند. تعداد ماکروفاژها در مرحله لوتئال افزایش نشان داد. میزان کربوهیدرات‌ها در بافت پوششی سطحی و غددی آندومتر در مرحله فولیکولر به طور معنی‌دار بیشتر بود (P&lt;0.05). واکنش رنگ‌آمیزی PAS نشان داد که سیتوپلاسم سلول‌های غددی به طور مشخص دارای واکنش PAS بیشتر در مقایسه با بافت پوششی سطحی آندومتر و سلول‌های آندوتلیالی بود. در مرحله لوتئال، رحم دارای واکنش لیپاز بیشتری در مقایسه با مرحله فولیکولر بود. نتیجه این که همانند گاو و سایر نژادهای گاومیش، در گاومیش‌های رودخانه‌ای نیز تغییرات فسفاتاز در آندومتر، کربوهیدرات‌ها و آنزیم لیپاز وابسته به تغییرات هورمونی می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مطالعه هیستوشیمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاومیش رودخانه‌ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آندومتر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مراحل لوتئال و فولیکولر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بیان mRNA گیرنده‌های لپتین در گنادهای قوچ تالشی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بیان mRNA گیرنده‌های لپتین در گنادهای قوچ تالشی</VernacularTitle>
			<FirstPage>327</FirstPage>
			<LastPage>333</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1830</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1830</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>روستائی علی مهر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>رجبی توستانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رسول</FirstName>
					<LastName>معتمدی مژدهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هورمون لپتین اساساً از بافت چربی ترشح می‌شود و در تنظیم فعالیت تولید مثل و متابولیسم دخالت می‌کند. حضور لپتین و گیرنده‌های آن در بیضه و اسپرم انسان مشخص شده است. بنابراین لپتین می‌تواند در فیزیولوژی تولید مثل نر دخالت کند. هدف از این تحقیق تعیین حضور mRNA گیرنده لپتین به وسیله RT-PCR در بیضه، اپیدیدیم و اسپرم قوچ است. اسپرم انزالی به وسیله واژن مصنوعی از ده قوچ جمع‌آوری شد. بیضه، کوتیلدون جفتی و غده آدرنال از کشتارگاه تهیه شد. کوتیلدون جفتی و غده آدرنال به عنوان کنترل مثبت مورد استفاده قرار گرفتند. اسپرم اپیدیدیمی از اپیدیدیم استخراج شد. اسپرم‌ها به وسیله روش swim-up خالص شدند. کل RNA از اسپرم انزالی، اسپرم اپیدیدیمی، غده آدرنال و کوتیلدون جفتی استخراج و خالص شد. mRNA مربوط به ایزوفرم بلند (Ob-Rb) و کوتاه (Ob-Ra) گیرنده لپتین در بیضه شناسایی شد. حضور mRNA گیرنده لپتین در اسپرم انزالی و اسپرم اپیدیدیمی به وسیله RT-PCR تایید شد. mRNA متعلق به Ob-R و Ob-Rb در اسپرم اپیدیدیمی و اپیدیدیم مشاهد شد، ولی mRNA متعلق به Ob-Ra وجود نداشت. mRNA متعلق به Ob-Ra در اسپرم انزالی مشاهد شد ولی mRNA متعلق به Ob-Rb وجود نداشت. در نتیجه احتمالاً گیرنده لپتین در اسپرم و گنادهای قوچ وجود دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هورمون لپتین اساساً از بافت چربی ترشح می‌شود و در تنظیم فعالیت تولید مثل و متابولیسم دخالت می‌کند. حضور لپتین و گیرنده‌های آن در بیضه و اسپرم انسان مشخص شده است. بنابراین لپتین می‌تواند در فیزیولوژی تولید مثل نر دخالت کند. هدف از این تحقیق تعیین حضور mRNA گیرنده لپتین به وسیله RT-PCR در بیضه، اپیدیدیم و اسپرم قوچ است. اسپرم انزالی به وسیله واژن مصنوعی از ده قوچ جمع‌آوری شد. بیضه، کوتیلدون جفتی و غده آدرنال از کشتارگاه تهیه شد. کوتیلدون جفتی و غده آدرنال به عنوان کنترل مثبت مورد استفاده قرار گرفتند. اسپرم اپیدیدیمی از اپیدیدیم استخراج شد. اسپرم‌ها به وسیله روش swim-up خالص شدند. کل RNA از اسپرم انزالی، اسپرم اپیدیدیمی، غده آدرنال و کوتیلدون جفتی استخراج و خالص شد. mRNA مربوط به ایزوفرم بلند (Ob-Rb) و کوتاه (Ob-Ra) گیرنده لپتین در بیضه شناسایی شد. حضور mRNA گیرنده لپتین در اسپرم انزالی و اسپرم اپیدیدیمی به وسیله RT-PCR تایید شد. mRNA متعلق به Ob-R و Ob-Rb در اسپرم اپیدیدیمی و اپیدیدیم مشاهد شد، ولی mRNA متعلق به Ob-Ra وجود نداشت. mRNA متعلق به Ob-Ra در اسپرم انزالی مشاهد شد ولی mRNA متعلق به Ob-Rb وجود نداشت. در نتیجه احتمالاً گیرنده لپتین در اسپرم و گنادهای قوچ وجود دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قوچ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسپرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">mRNA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Ob-Rb</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Ob-Ra</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی گروه‌های تنظیم کننده ژنی فرعی (agr) و ژن کد کننده TSST-1 (tst) در استافیلوکوکوس اورئوسهای جدا شده از میش‌های مبتلا به ورم پستان در شمال غرب ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی گروه‌های تنظیم کننده ژنی فرعی (agr) و ژن کد کننده TSST-1 (tst) در استافیلوکوکوس اورئوسهای جدا شده از میش‌های مبتلا به ورم پستان در شمال غرب ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>334</FirstPage>
			<LastPage>340</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1831</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1831</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حبیب</FirstName>
					<LastName>دستمالچی ساعی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سارا</FirstName>
					<LastName>اقدسی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حامد</FirstName>
					<LastName>محمدزاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>تنظیم کننده ژنی فرعی (لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt;) نوعی تنظیم کننده مهم در بیان اکثر ژن‌های حدت در باکتری &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; می‌باشد. تاکنون چهار دسته تداخلی در ارتباط با چند شکلی ژنتیکی در لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; توصیف شده است. در مطالعه حاضر، گروه‌های اختصاصی لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; در بین 43 جدایه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; به دست آمده از شیر میش‌های مبتلا به ورم پستان که از سه منطقه در شمال غرب ایران اخذ شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت. به علاوه، جدایه‌ها از نظر حضور ژن کد کننده TSST-1 (توکسین-1 سندرم شوک توکسیک) با به کارگیری روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز مورد بررسی قرار گرفتند. شناسایی گروه‌های &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt;، با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز چندگانه اختصاصی گروه، اکثریت جدایه‌ها را در گروه I (16/51%) و به میزان کمتر در گروه IV مربوط به &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; (19/44%) طبقه‌بندی نمود. هر یک از گروه‌های II و III 23/2% از کل جدایه‌ها را شامل شدند. همچنین این مطالعه نشان داد که 19/44% از جدایه‌ها (19=n) حاوی ژن &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; بوده و این که 74/94% (18=n) از آن‌ها به گروه I مربوط به &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; تعلق داشتند. بر طبق نتایج، تنها برخی از گروه‌های &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; اکثریت جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; مرتبط با ورم پستان گوسفند را شامل شدند. علاوه بر این، نسبت زیادی از جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; مثبت بودند که نشان می‌دهد این موضوع به لحاظ بهداشت غذایی قابل توجه است. همچنین نتایج نشان دهنده وجود نوعی اختلاف در توزیع ژن &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; در بین گروه‌های مختلف &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">تنظیم کننده ژنی فرعی (لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt;) نوعی تنظیم کننده مهم در بیان اکثر ژن‌های حدت در باکتری &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; می‌باشد. تاکنون چهار دسته تداخلی در ارتباط با چند شکلی ژنتیکی در لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; توصیف شده است. در مطالعه حاضر، گروه‌های اختصاصی لوکوس &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; در بین 43 جدایه &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; به دست آمده از شیر میش‌های مبتلا به ورم پستان که از سه منطقه در شمال غرب ایران اخذ شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفت. به علاوه، جدایه‌ها از نظر حضور ژن کد کننده TSST-1 (توکسین-1 سندرم شوک توکسیک) با به کارگیری روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز مورد بررسی قرار گرفتند. شناسایی گروه‌های &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt;، با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز چندگانه اختصاصی گروه، اکثریت جدایه‌ها را در گروه I (16/51%) و به میزان کمتر در گروه IV مربوط به &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; (19/44%) طبقه‌بندی نمود. هر یک از گروه‌های II و III 23/2% از کل جدایه‌ها را شامل شدند. همچنین این مطالعه نشان داد که 19/44% از جدایه‌ها (19=n) حاوی ژن &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; بوده و این که 74/94% (18=n) از آن‌ها به گروه I مربوط به &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; تعلق داشتند. بر طبق نتایج، تنها برخی از گروه‌های &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; اکثریت جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; مرتبط با ورم پستان گوسفند را شامل شدند. علاوه بر این، نسبت زیادی از جدایه‌های &lt;em&gt;استافیلوکوکوس اورئوس&lt;/em&gt; &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; مثبت بودند که نشان می‌دهد این موضوع به لحاظ بهداشت غذایی قابل توجه است. همچنین نتایج نشان دهنده وجود نوعی اختلاف در توزیع ژن &lt;em&gt;tst&lt;/em&gt; در بین گروه‌های مختلف &lt;em&gt;agr&lt;/em&gt; بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس اورئوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان گوسفند</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گروه‌های agr</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژن tst</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثرات تجویز همزمان آگونیست گرلین (GHRP-2) و GH بر بیان ژن‌های TNF-α، IL-6 و iNOS القا شده به وسیله لیپوپلی ساکارید در مغز موش</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثرات تجویز همزمان آگونیست گرلین (GHRP-2) و GH بر بیان ژن‌های TNF-α، IL-6 و iNOS القا شده به وسیله لیپوپلی ساکارید در مغز موش</VernacularTitle>
			<FirstPage>341</FirstPage>
			<LastPage>344</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1832</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1832</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مرتضی</FirstName>
					<LastName>زنده‌ دل</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پروانه</FirstName>
					<LastName>اله دینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>الهام</FirstName>
					<LastName>صفرپور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زهرا</FirstName>
					<LastName>ابره دری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>پور رحیمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رامین</FirstName>
					<LastName>مظاهری نژاد فرد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این مطالعه بررسی اثرات ضد التهابی تجویز همزمان GHRP-2 و هورمون رشد (GH) بر بیان ژن‌های TNF-α،   IL-6 و iNOS می‌باشد که مشخص شده در فرایندهای التهابی القا شده به وسیله لیپوپلی ساکارید (LPS) در مغز افزایش می‌یابند. در این مطالعه 35 سر موش نر نژاد NMRI (5 ± 25 گرم) استفاده شد. این موش‌ها به 5 گروه (7n = ) تقسیم شدند. سالین، GHRP-2 (μg/kg 100)، GH (μg/kg 25) و ترکیب GH و GHRP-2 30 دقیقه قبل از تجویز LPS از طریق ورید دم تزریق شد. سپس التهاب به وسیله تزریق داخل صفاقی LPS (mg/kg 5) القا شد. حیوانات گروه کنترل نیز در تزریق اول و دوم فقط سالین استریل دریافت کردند. دو ساعت پس از تزریق LPS یا سالین، تغییرات بیان ژن‌های TNF-α، IL-6 و iNOS در مغز موش‌ها به وسیله روش semi quantitative RT-PCR مطالعه شد. نتایج نشان داد که تجویز GHRP-2 و GH التهاب القا شده با LPS را در مغز تضعیف می‌کند و بیان TNF-α و IL-6 در مغز دو ساعت پس از تزریق LPS کاهش می‌یابد. تجویز همزمان GHRP-2 و GH به طور مشخصی بیان ژن‌های TNF-α و IL-6 را کاهش می‌دهد. تجویز داخل صفاقی LPS اثری بر بیان ژن iNOS در مغز نداشت. این نتایج پیشنهاد می‌کند تجویز همزمان GHRP-2 و GH یک اثر حفاظتی بر التهاب ناشی از LPS از طریق مهار ژن‌های TNF-α و IL-6 در مغز دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این مطالعه بررسی اثرات ضد التهابی تجویز همزمان GHRP-2 و هورمون رشد (GH) بر بیان ژن‌های TNF-α،   IL-6 و iNOS می‌باشد که مشخص شده در فرایندهای التهابی القا شده به وسیله لیپوپلی ساکارید (LPS) در مغز افزایش می‌یابند. در این مطالعه 35 سر موش نر نژاد NMRI (5 ± 25 گرم) استفاده شد. این موش‌ها به 5 گروه (7n = ) تقسیم شدند. سالین، GHRP-2 (μg/kg 100)، GH (μg/kg 25) و ترکیب GH و GHRP-2 30 دقیقه قبل از تجویز LPS از طریق ورید دم تزریق شد. سپس التهاب به وسیله تزریق داخل صفاقی LPS (mg/kg 5) القا شد. حیوانات گروه کنترل نیز در تزریق اول و دوم فقط سالین استریل دریافت کردند. دو ساعت پس از تزریق LPS یا سالین، تغییرات بیان ژن‌های TNF-α، IL-6 و iNOS در مغز موش‌ها به وسیله روش semi quantitative RT-PCR مطالعه شد. نتایج نشان داد که تجویز GHRP-2 و GH التهاب القا شده با LPS را در مغز تضعیف می‌کند و بیان TNF-α و IL-6 در مغز دو ساعت پس از تزریق LPS کاهش می‌یابد. تجویز همزمان GHRP-2 و GH به طور مشخصی بیان ژن‌های TNF-α و IL-6 را کاهش می‌دهد. تجویز داخل صفاقی LPS اثری بر بیان ژن iNOS در مغز نداشت. این نتایج پیشنهاد می‌کند تجویز همزمان GHRP-2 و GH یک اثر حفاظتی بر التهاب ناشی از LPS از طریق مهار ژن‌های TNF-α و IL-6 در مغز دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لیپوپلی ساکارید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پپتید آزاد کننده هورمون رشد-2</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هورمون رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مغز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موش</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مقایسه روش آزمایش میکروسکوپی مدفوع و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نمونه خون برای تشخیص بیماری یون بالینی در نشخوارکنندگان اهلی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مقایسه روش آزمایش میکروسکوپی مدفوع و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نمونه خون برای تشخیص بیماری یون بالینی در نشخوارکنندگان اهلی</VernacularTitle>
			<FirstPage>345</FirstPage>
			<LastPage>349</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1833</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1833</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شور ویر</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پراوین کومار</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سراب</FirstName>
					<LastName>گوپتا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کوندان کومار</FirstName>
					<LastName>چوبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>براجش</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آونیش</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آجای ویر</FirstName>
					<LastName>سینگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ناوین</FirstName>
					<LastName>کومار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>آزمایش میکروسکوپی به عنوان یک آزمایش پایه با روش IS&lt;em&gt;900&lt;/em&gt;، واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نمونه‌های خونی جهت تشخیص &lt;em&gt;مایکوباکتریوم اویوم&lt;/em&gt; تحت گونه‌ &lt;em&gt;پاراتوبرکولوزیس&lt;/em&gt; در دام‌های اهلی با بیماری یون بالینی مقایسه شد. از 252 حیوان مورد آزمایش 3/39% و 1/13%، به ترتیب در آزمایش میکروسکوپی مدفوع و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز خونی مثبت بودند. توافق متناسب بین روش میکروسکوپی و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز خونی قابل توجه بود. از 1262 نمونه مدفوع حیوانات مشکوک به بیماری یون بالینی که در طی سال‌های 2009 تا 2010 توسط میکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفته بودند 3/41% مثبت بودند. شیوع MAP (&lt;em&gt;مایکوباکتریوم اویوم&lt;/em&gt; تحت گونه &lt;em&gt;پاراتوبرکولوزیس&lt;/em&gt;) در گاو با 8/61% بالاترین بود و به دنبال آن بیشترین شیوع در بز (3/41%)، گوسفند (4/33%) و گاومیش (7/15%) دیده شد. روش میکروسکوپی مدفوع، روشی مقرون به صرفه، آسان و قابل تکرار جهت غربالگری جمعیت نشخوارکنندگان اهلی در برابر عفونت MAP است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">آزمایش میکروسکوپی به عنوان یک آزمایش پایه با روش IS&lt;em&gt;900&lt;/em&gt;، واکنش زنجیره‌ای پلیمراز نمونه‌های خونی جهت تشخیص &lt;em&gt;مایکوباکتریوم اویوم&lt;/em&gt; تحت گونه‌ &lt;em&gt;پاراتوبرکولوزیس&lt;/em&gt; در دام‌های اهلی با بیماری یون بالینی مقایسه شد. از 252 حیوان مورد آزمایش 3/39% و 1/13%، به ترتیب در آزمایش میکروسکوپی مدفوع و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز خونی مثبت بودند. توافق متناسب بین روش میکروسکوپی و واکنش زنجیره‌ای پلیمراز خونی قابل توجه بود. از 1262 نمونه مدفوع حیوانات مشکوک به بیماری یون بالینی که در طی سال‌های 2009 تا 2010 توسط میکروسکوپ مورد بررسی قرار گرفته بودند 3/41% مثبت بودند. شیوع MAP (&lt;em&gt;مایکوباکتریوم اویوم&lt;/em&gt; تحت گونه &lt;em&gt;پاراتوبرکولوزیس&lt;/em&gt;) در گاو با 8/61% بالاترین بود و به دنبال آن بیشترین شیوع در بز (3/41%)، گوسفند (4/33%) و گاومیش (7/15%) دیده شد. روش میکروسکوپی مدفوع، روشی مقرون به صرفه، آسان و قابل تکرار جهت غربالگری جمعیت نشخوارکنندگان اهلی در برابر عفونت MAP است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پاراتوبرکولوزیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">رنگ آمیزی زیل نیلسن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز IS900</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بهینه سازی آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای برای تشخیص برونشیت عفونی طیور</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بهینه سازی آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای برای تشخیص برونشیت عفونی طیور</VernacularTitle>
			<FirstPage>350</FirstPage>
			<LastPage>353</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1834</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1834</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>اکرمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>افشین</FirstName>
					<LastName>هدایتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>معصومه</FirstName>
					<LastName>فرشیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>حق شناس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مطالعه آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای بر اساس پروتئین نوترکیب نوکلئوکپسید ویروس برونشیت عفونی برای تشخیص سرولوژیک برونشیت عفونی طیور بهینه سازی گردید. در ابتدا 72 نمونه سرمی به وسیله آزمایش الیزا مورد بررسی قرار گرفتند. 46 نمونه سرمی تشکیل دهنده گروه A که در آزمایش الیزا جذب نور (OD) بالای نقطه برش داشتند تماماً در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای سیگنال‌های قوی ایجاد کردند. گروه B شامل 7 نمونه سرمی که در آزمایش الیزا مقادیر جذب نور (OD) پایین‌تر از نقطه برش ولی بالاتر از نمونه کنترل منفی داشتند در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای سیگنال‌های ضعیف ایجاد کردند. با استفاده از آزمایش لکه‌گذاری وسترن نشان داده شد که سیگنال‌های ایجاد شده در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای اختصاصی بودند. بقیه 19 نمونه (گروه C) که از جوجه‌های عاری از عوامل بیماریزای خاص (SPF) جمع‌آوری شده بودند در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای هیچگونه سیگنال قابل رویت ایجاد نکردند. نتایج آزمایش‌های فوق نشان می‌دهد که آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای بهینه شده در این مطالعه یک آزمایش قابل انجام، حساس و اختصاصی است و می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای آزمایش الیزا جهت تشخیص سرولوژیک برونشیت عفونی طیور و پاسخ به واکسن برونشیت عفونی طیور مورد استفاده قرار بگیرد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای بر اساس پروتئین نوترکیب نوکلئوکپسید ویروس برونشیت عفونی برای تشخیص سرولوژیک برونشیت عفونی طیور بهینه سازی گردید. در ابتدا 72 نمونه سرمی به وسیله آزمایش الیزا مورد بررسی قرار گرفتند. 46 نمونه سرمی تشکیل دهنده گروه A که در آزمایش الیزا جذب نور (OD) بالای نقطه برش داشتند تماماً در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای سیگنال‌های قوی ایجاد کردند. گروه B شامل 7 نمونه سرمی که در آزمایش الیزا مقادیر جذب نور (OD) پایین‌تر از نقطه برش ولی بالاتر از نمونه کنترل منفی داشتند در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای سیگنال‌های ضعیف ایجاد کردند. با استفاده از آزمایش لکه‌گذاری وسترن نشان داده شد که سیگنال‌های ایجاد شده در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای اختصاصی بودند. بقیه 19 نمونه (گروه C) که از جوجه‌های عاری از عوامل بیماریزای خاص (SPF) جمع‌آوری شده بودند در آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای هیچگونه سیگنال قابل رویت ایجاد نکردند. نتایج آزمایش‌های فوق نشان می‌دهد که آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای بهینه شده در این مطالعه یک آزمایش قابل انجام، حساس و اختصاصی است و می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای آزمایش الیزا جهت تشخیص سرولوژیک برونشیت عفونی طیور و پاسخ به واکسن برونشیت عفونی طیور مورد استفاده قرار بگیرد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویروس برونشیت عفونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آزمایش لکه‌گذاری نقطه‌ای</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین نوکلئوکپسید</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>کلونینگ و تجزیه و تحلیل توالی ژن‌های VP1، VP2 و VP3 در ویروس کم خونی جوجه هندی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کلونینگ و تجزیه و تحلیل توالی ژن‌های VP1، VP2 و VP3 در ویروس کم خونی جوجه هندی</VernacularTitle>
			<FirstPage>354</FirstPage>
			<LastPage>357</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1835</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1835</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>چاناباسایا</FirstName>
					<LastName>هیرماس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مایوردواج کیسانسیه</FirstName>
					<LastName>جلا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>برات بابوبای</FirstName>
					<LastName>بندری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>چیتانیا گیاندوپراساد</FirstName>
					<LastName>جوشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>26</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>ویروس کم خونی جوجه با روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز در نمونه بافت‌های جمع‌آوری شده از گله‌های طیور در گوجارات، هند مشاهده شد. توالی ژن‌های VP1، VP2 و VP3 از ویروس CAV آناند (ویروس کم خونی جوجه گوجارات) بعد از کلون کردن محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز در وکتور pDrive به دست آمد. در توالی نوکلئوتیدی این ویروس با توالی دیگر ویروس‌های CAV، به ترتیب 8/98%-95%، 8/99%-8/98% و 100%-8/98% ناحیه مشابه برای ژن‌های VP1، VP2 و VP3 نشان داده شد. بررسی توالی اسیدهای آمینه 7/99%-7/91%، 100%-99% و 100%-3/97% شباهت را برای ژن‌های VP1، VP2 و VP3 نشان داد که نشان دهنده سطح بالایی از حفاظت ژنوم در این ویروس است. علاوه بر این، با قرار دادن نوکلئوتیدها و اسیدهای آمینه در نواحی خاصی از ژنوم ویروس CAV آناند، مشخص گردید که احتمالا این ویروس دارای عوامل بیماری‌زای بیشتر است. جدایه‌های CAV در گروه‌های فیلوژنی هم قرار گرفتند که مستقل از منشاء جغرافیایی ویروس بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">ویروس کم خونی جوجه با روش واکنش زنجیره‌ای پلیمراز در نمونه بافت‌های جمع‌آوری شده از گله‌های طیور در گوجارات، هند مشاهده شد. توالی ژن‌های VP1، VP2 و VP3 از ویروس CAV آناند (ویروس کم خونی جوجه گوجارات) بعد از کلون کردن محصولات واکنش زنجیره‌ای پلیمراز در وکتور pDrive به دست آمد. در توالی نوکلئوتیدی این ویروس با توالی دیگر ویروس‌های CAV، به ترتیب 8/98%-95%، 8/99%-8/98% و 100%-8/98% ناحیه مشابه برای ژن‌های VP1، VP2 و VP3 نشان داده شد. بررسی توالی اسیدهای آمینه 7/99%-7/91%، 100%-99% و 100%-3/97% شباهت را برای ژن‌های VP1، VP2 و VP3 نشان داد که نشان دهنده سطح بالایی از حفاظت ژنوم در این ویروس است. علاوه بر این، با قرار دادن نوکلئوتیدها و اسیدهای آمینه در نواحی خاصی از ژنوم ویروس CAV آناند، مشخص گردید که احتمالا این ویروس دارای عوامل بیماری‌زای بیشتر است. جدایه‌های CAV در گروه‌های فیلوژنی هم قرار گرفتند که مستقل از منشاء جغرافیایی ویروس بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویروس کم خونی جوجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کم خونی عفونی جوجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هند</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>4</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>وقوع یک مورد تلسکوپی شدن معده به داخل مری در یک قلاده گربه اهلی مو کوتاه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>وقوع یک مورد تلسکوپی شدن معده به داخل مری در یک قلاده گربه اهلی مو کوتاه</VernacularTitle>
			<FirstPage>358</FirstPage>
			<LastPage>361</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1836</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1836</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>عباس‌زاده حصیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آیدین</FirstName>
					<LastName>شجاعی تبریزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد سعید</FirstName>
					<LastName>احراری خوافی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2013</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>13</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>گربه نر چهار ماهه‌ای از نژاد مو کوتاه اهلی، با علائم ریگورژیتاسیون و دیسترس تنفسی حاد به درمانگاه دامپزشکی ارجاع داده شد. در رادیوگراف‌های اخذ شده از محوطه شکمی و قفسه سینه، توده‌ای هتروژن با دانسیته بافت نرم و گاز بین قلب و بخش   قدامی-پشتی دیافراگم متمایل به سمت چپ مشاهده شد. سایه معده به طور واضح دیده نشد. با توجه به نشانه‌های مشاهده شده در رادیوگرافی، تشخیص اولیه تلسکوپی شدن معده به داخل مری داده شد. در ازوفاگوسکوپی مخاط معده داخل لومن مری مشاهده و تشخیص قطعی عارضه داده شد. به وسیله فشار ملایم لوله ورودی آندوسکوپ، بخش تلسکوپی شده معده اصلاح گردید. ده روز بعد، به علت عود مجدد عارضه، پنومونی استنشاقی و وخامت وضعیت بالینی، بیمار اوتانازی شد. تلسکوپی شدن معده به داخل مری در گربه‌ها نادر است. این گزارش نشان دهنده اهمیت و ضرورت انجام گاستروپکسی علاوه بر اصلاح ناحیه تلسکوپی شده، جهت جلوگیری از عود مجدد و کاهش مرگ و میر در مبتلایان است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گربه نر چهار ماهه‌ای از نژاد مو کوتاه اهلی، با علائم ریگورژیتاسیون و دیسترس تنفسی حاد به درمانگاه دامپزشکی ارجاع داده شد. در رادیوگراف‌های اخذ شده از محوطه شکمی و قفسه سینه، توده‌ای هتروژن با دانسیته بافت نرم و گاز بین قلب و بخش   قدامی-پشتی دیافراگم متمایل به سمت چپ مشاهده شد. سایه معده به طور واضح دیده نشد. با توجه به نشانه‌های مشاهده شده در رادیوگرافی، تشخیص اولیه تلسکوپی شدن معده به داخل مری داده شد. در ازوفاگوسکوپی مخاط معده داخل لومن مری مشاهده و تشخیص قطعی عارضه داده شد. به وسیله فشار ملایم لوله ورودی آندوسکوپ، بخش تلسکوپی شده معده اصلاح گردید. ده روز بعد، به علت عود مجدد عارضه، پنومونی استنشاقی و وخامت وضعیت بالینی، بیمار اوتانازی شد. تلسکوپی شدن معده به داخل مری در گربه‌ها نادر است. این گزارش نشان دهنده اهمیت و ضرورت انجام گاستروپکسی علاوه بر اصلاح ناحیه تلسکوپی شده، جهت جلوگیری از عود مجدد و کاهش مرگ و میر در مبتلایان است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تلسکوپی شدن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">معده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ازوفاگوسکوپی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
