<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اسیدوز تحت حاد شکمبه: میزان شیوع و عوامل خطر مرتبط در گله‌های گاو شیری در یونان</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اسیدوز تحت حاد شکمبه: میزان شیوع و عوامل خطر مرتبط در گله‌های گاو شیری در یونان</VernacularTitle>
			<FirstPage>183</FirstPage>
			<LastPage>189</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1679</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1679</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>جورجیس سی.</FirstName>
					<LastName>کیتکاس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جورجیس ای.</FirstName>
					<LastName>والرجاکیس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هریلاس</FirstName>
					<LastName>کاراتزیاس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیکولاس</FirstName>
					<LastName>پانوسیس</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اسیدوز تحت حاد شکمبه به عنوان یکی از مهمترین بیماری‌های متابولیک تحت بالینی در گاوهای شیری پرتولید معرفی شده است که تاثیرات مهمی بر سلامت دام‌ها و میزان سودآوری گله‌ها دارد. هدف از انجام این مطالعه تایید حضور بیماری اسیدوز تحت حاد شکمبه در گله‌های گاو شیری یونان و تعیین میزان شیوع و عوامل خطر مرتبط با آن بود. نمونه مایع شکمبه، به روش رومینوسنتز، از تعداد 153 گاو شیری در 12 گله (بیش از 12 گاو در هر گله) اخذ گردید. به منظور تشخیص اسیدوز تحت حاد شکمبه، pH مایع شکمبه در مجاورت دام و با استفاده از pH متر پرتابل اندازه‌گیری شد. حدود 16% گاوهای نمونه‌گیری شده (153/24) دارای pH شکمبه 5/5≥ بودند که نشان دهنده ابتلا به اسیدوز تحت حاد شکمبه می‌باشد. سی و سه درصد گله‌ها (12/4) مبتلا به اسیدوز تحت حاد شکمبه بودند، 33/8% (12/1) در مرز ابتلا قرار داشتند و 33/58% غیر مبتلا بودند. تعداد گروه‌های گاو شیری، ترتیب افزوده شدن مواد غذایی به واگن اختلاط، اندازه ذرات مواد غذایی، ترکیب جیره، الگوی نگهداری (free stall یا جایگاه باز) و میزان سرانه فضا برای هر گاو تاثیر معنی‌داری بر حضور اسیدوز تحت حاد در گله‌ها داشتند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اسیدوز تحت حاد شکمبه به عنوان یکی از مهمترین بیماری‌های متابولیک تحت بالینی در گاوهای شیری پرتولید معرفی شده است که تاثیرات مهمی بر سلامت دام‌ها و میزان سودآوری گله‌ها دارد. هدف از انجام این مطالعه تایید حضور بیماری اسیدوز تحت حاد شکمبه در گله‌های گاو شیری یونان و تعیین میزان شیوع و عوامل خطر مرتبط با آن بود. نمونه مایع شکمبه، به روش رومینوسنتز، از تعداد 153 گاو شیری در 12 گله (بیش از 12 گاو در هر گله) اخذ گردید. به منظور تشخیص اسیدوز تحت حاد شکمبه، pH مایع شکمبه در مجاورت دام و با استفاده از pH متر پرتابل اندازه‌گیری شد. حدود 16% گاوهای نمونه‌گیری شده (153/24) دارای pH شکمبه 5/5≥ بودند که نشان دهنده ابتلا به اسیدوز تحت حاد شکمبه می‌باشد. سی و سه درصد گله‌ها (12/4) مبتلا به اسیدوز تحت حاد شکمبه بودند، 33/8% (12/1) در مرز ابتلا قرار داشتند و 33/58% غیر مبتلا بودند. تعداد گروه‌های گاو شیری، ترتیب افزوده شدن مواد غذایی به واگن اختلاط، اندازه ذرات مواد غذایی، ترکیب جیره، الگوی نگهداری (free stall یا جایگاه باز) و میزان سرانه فضا برای هر گاو تاثیر معنی‌داری بر حضور اسیدوز تحت حاد در گله‌ها داشتند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسیدوز تحت حاد شکمبه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیوع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">عوامل خطر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو شیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">یونان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک مراحل مختلف شیردهی با تولید و ترکیبات شیر گاوهای هلشتاین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک مراحل مختلف شیردهی با تولید و ترکیبات شیر گاوهای هلشتاین</VernacularTitle>
			<FirstPage>190</FirstPage>
			<LastPage>196</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1680</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1680</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>دادپسند</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد جواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هادی</FirstName>
					<LastName>آتشی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>همبستگی ژنتیکی و غیر ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک در مراحل مختلف (100، 150، 200، 305 و 365 روز دوره شیردهی) با عملکرد شیردهی، بر اساس داده‌های زایش اول سال‌های 1379 تا 1388 گاوهای هلشتاین ایران برآورد شد. مولفه‌های واریانس-کوواریانس با روش حداکثر درست نمایی محدود شده بر اساس مدل حیوانی چند صفتی برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک 100 روز اول شیردهی با تولید شیر 100 روز اول، مقدار چربی 100 روز اول، تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 14/0، 19/0، 11/0، 15/0 و 17/0 برآورد شد. همبستگی محیطی میانگین سلول‌های سوماتیک 100 روز اول با صفات ذکر شده به ترتیب 13/0-، 03/0-، 18/0-، 10/0- و 13/0- بود. همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک در 150 روز اول شیردهی با تولید شیر و مقدار چربی 100 روز اول، تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 14/0، 19/0، 11/0، 15/0 و 17/0 و همبستگی‌های محیطی به ترتیب 13/0-، 03/0-، 18/0-، 10/0- و 13/0- برآورد شد. همبستگی ژنتیکی میانگین 305 روزه سلول‌های سوماتیک با تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز، درصد چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 12/0، 11/0، 18/0، 05/0- و 08/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی بین میانگین سلول‌های سوماتیک 100 یا 150 روز اول شیردهی با دوره‌های طولانی‌تر (305 یا 365 روز) 1 ± 99/0 بود که حاکی از آن است که ثبت داده‌های سلول‌های سوماتیک برای دوره‌های کوتاه‌تر شیردهی (100 یا 150 روز اول) در تعداد زیادتر از گله‌ها و گاوها برای برنامه‌های اصلاحی کارایی لازم را دارد و روش مقرون به صرفه‌تری برای جمع‌آوری داده‌های کل دوره شیردهی است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">همبستگی ژنتیکی و غیر ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک در مراحل مختلف (100، 150، 200، 305 و 365 روز دوره شیردهی) با عملکرد شیردهی، بر اساس داده‌های زایش اول سال‌های 1379 تا 1388 گاوهای هلشتاین ایران برآورد شد. مولفه‌های واریانس-کوواریانس با روش حداکثر درست نمایی محدود شده بر اساس مدل حیوانی چند صفتی برآورد شدند. همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک 100 روز اول شیردهی با تولید شیر 100 روز اول، مقدار چربی 100 روز اول، تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 14/0، 19/0، 11/0، 15/0 و 17/0 برآورد شد. همبستگی محیطی میانگین سلول‌های سوماتیک 100 روز اول با صفات ذکر شده به ترتیب 13/0-، 03/0-، 18/0-، 10/0- و 13/0- بود. همبستگی ژنتیکی میانگین سلول‌های سوماتیک در 150 روز اول شیردهی با تولید شیر و مقدار چربی 100 روز اول، تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 14/0، 19/0، 11/0، 15/0 و 17/0 و همبستگی‌های محیطی به ترتیب 13/0-، 03/0-، 18/0-، 10/0- و 13/0- برآورد شد. همبستگی ژنتیکی میانگین 305 روزه سلول‌های سوماتیک با تولید شیر، مقدار چربی و پروتئین 305 روز، درصد چربی و پروتئین 305 روز به ترتیب 12/0، 11/0، 18/0، 05/0- و 08/0 برآورد شد. همبستگی ژنتیکی بین میانگین سلول‌های سوماتیک 100 یا 150 روز اول شیردهی با دوره‌های طولانی‌تر (305 یا 365 روز) 1 ± 99/0 بود که حاکی از آن است که ثبت داده‌های سلول‌های سوماتیک برای دوره‌های کوتاه‌تر شیردهی (100 یا 150 روز اول) در تعداد زیادتر از گله‌ها و گاوها برای برنامه‌های اصلاحی کارایی لازم را دارد و روش مقرون به صرفه‌تری برای جمع‌آوری داده‌های کل دوره شیردهی است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سلول‌های سوماتیک شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترکیبات شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">همبستگی ژنتیکی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو هلشتاین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثربخشی ایمنی DNA واکسن‌های OmpH و OmpA بر علیه پاستورولا مولتوسیدا در طیور</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثربخشی ایمنی DNA واکسن‌های OmpH و OmpA بر علیه پاستورولا مولتوسیدا در طیور</VernacularTitle>
			<FirstPage>197</FirstPage>
			<LastPage>202</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1681</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1681</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>کوایانگ</FirstName>
					<LastName>گونگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کوئیلی</FirstName>
					<LastName>کوئین</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مینگ‌فو</FirstName>
					<LastName>نیو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مینگ</FirstName>
					<LastName>چنگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>زیااوفی</FirstName>
					<LastName>سون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آییگواو</FirstName>
					<LastName>ژانگ</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;em&gt; پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; در طیور عامل وبای ماکیان است. اثر محافظتی به دست آمده از طریق واکسن‌های معمول رضایت‌بخش نمی‌باشد، لذا تحقیقات بر روی واکسن‌های جدید بر علیه &lt;em&gt;پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; در طیور ضروری به نظر می‌رسد. در این مطالعه ژن‌های OmpH و OmpA رمزدهی کننده پروتئین‌های H و A غشاء بیرونی &lt;em&gt;پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; به درون ناقل یوکاریوت pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; بیان کننده کلون شدند و پلاسمیدهای نو ترکیب به نام DNA واکسن‌های pOMPH) و (pOMPA به دست آمدند. پنج گروه از جوجه (هر گروه شامل 20 قطعه جوجه 20n=) به صورت درون ماهیچه‌ای با دو پلاسمید نو ترکیب، واکسن زنده تخفیف حدت یافته، کنترل ناقل pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; و PBS تزریق شدند. بعد از ایمن‌سازی، پاسخ ایمنی و اثر محافظتی توسط سرولوژی و چالش ارزیابی شدند. افزایش چشمگیر در میزان آنتی‌بادی در سرم جوجه‌های واکسینه شده با واکسن زنده تخفیف حدت یافته و همچنین دو DNA واکسن مشاهده گردد. به علاوه تست تکثیر لنفوسیت (میزان SI) در جوجه‌های ایمن‌سازی شده با واکسن تخفیف حدت یافته و دو DNA واکسن بیشتر از جوجه‌های تزریق شده با pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; و PBS بود (P&lt;0.05)، از این گذشته دو DNA واکسن محافظت محدود در جوجه‌های واکسینه شده ایجاد کردند اگرچه این محافظت کمتر از محافظت ایجاد شده توسط واکسن زنده تخفیف حدت یافته بود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt; پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; در طیور عامل وبای ماکیان است. اثر محافظتی به دست آمده از طریق واکسن‌های معمول رضایت‌بخش نمی‌باشد، لذا تحقیقات بر روی واکسن‌های جدید بر علیه &lt;em&gt;پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; در طیور ضروری به نظر می‌رسد. در این مطالعه ژن‌های OmpH و OmpA رمزدهی کننده پروتئین‌های H و A غشاء بیرونی &lt;em&gt;پاستورولا مولتوسیدا&lt;/em&gt; به درون ناقل یوکاریوت pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; بیان کننده کلون شدند و پلاسمیدهای نو ترکیب به نام DNA واکسن‌های pOMPH) و (pOMPA به دست آمدند. پنج گروه از جوجه (هر گروه شامل 20 قطعه جوجه 20n=) به صورت درون ماهیچه‌ای با دو پلاسمید نو ترکیب، واکسن زنده تخفیف حدت یافته، کنترل ناقل pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; و PBS تزریق شدند. بعد از ایمن‌سازی، پاسخ ایمنی و اثر محافظتی توسط سرولوژی و چالش ارزیابی شدند. افزایش چشمگیر در میزان آنتی‌بادی در سرم جوجه‌های واکسینه شده با واکسن زنده تخفیف حدت یافته و همچنین دو DNA واکسن مشاهده گردد. به علاوه تست تکثیر لنفوسیت (میزان SI) در جوجه‌های ایمن‌سازی شده با واکسن تخفیف حدت یافته و دو DNA واکسن بیشتر از جوجه‌های تزریق شده با pcDNA&lt;sup&gt;3.1(+)&lt;/sup&gt; و PBS بود (P&lt;0.05)، از این گذشته دو DNA واکسن محافظت محدود در جوجه‌های واکسینه شده ایجاد کردند اگرچه این محافظت کمتر از محافظت ایجاد شده توسط واکسن زنده تخفیف حدت یافته بود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پاستورولا مولتوسیدا در طیور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">pOMPH</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">pOMPA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکسن DNA</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اثربخشی ایمنی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تعیین ژنوتیپ کلامیدیا تراکوماتیس در نمونه‌های اندوسرویکال در شیراز</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تعیین ژنوتیپ کلامیدیا تراکوماتیس در نمونه‌های اندوسرویکال در شیراز</VernacularTitle>
			<FirstPage>203</FirstPage>
			<LastPage>210</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1682</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1682</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>ابوالفضل</FirstName>
					<LastName>سعیدزاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حسین‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رویا</FirstName>
					<LastName>فیروزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از مطالعه حاضر تعیین فراوانی ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در شیراز بوده است. در این مطاله تعداد 212 نمونه اندوسرویکال از زنان مراجعه کننده به درمانگاه مطهری شیراز مورد بررسی قرار گرفت. تشخیص اولیه &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در این نمونه‌ها با انجام PCR بر روی ژن پلاسمیدی صورت گرفت. ژنوتیپ باکتری در موارد مثبت، با انجام PCR بر روی ناحیه       VD1-VD2 ژن &lt;em&gt;omp1&lt;/em&gt; و تعیین توالی آن مشخص گردید. نتایج بیانگر فراوانی &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; به میزان 8% بود. فراوانی ژنوتیپ‌ها به ترتیب مربوط به ژنوتیپ‌های F (6/46%)، E (3/33%) و D (3/13%) بود. ژنوتیپ G تنها در یک نمونه شناسایی گردید. مقایسه توالی نوکلئوتیدی ژنوتیپ‌های شناسایی شده با توالی سویه‌های مرجع در GenBank بیانگر وجود تفاوت نوکلئوتیدی در 4 ژنوتیپ بود. یافته‌های حاصل از مطالعه حاضر به عنوان بخشی از مطالعات اپیدمیولوژیک به منظور تعیین فراوانی ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در ایران حائز اهمیت است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از مطالعه حاضر تعیین فراوانی ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در شیراز بوده است. در این مطاله تعداد 212 نمونه اندوسرویکال از زنان مراجعه کننده به درمانگاه مطهری شیراز مورد بررسی قرار گرفت. تشخیص اولیه &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در این نمونه‌ها با انجام PCR بر روی ژن پلاسمیدی صورت گرفت. ژنوتیپ باکتری در موارد مثبت، با انجام PCR بر روی ناحیه       VD1-VD2 ژن &lt;em&gt;omp1&lt;/em&gt; و تعیین توالی آن مشخص گردید. نتایج بیانگر فراوانی &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; به میزان 8% بود. فراوانی ژنوتیپ‌ها به ترتیب مربوط به ژنوتیپ‌های F (6/46%)، E (3/33%) و D (3/13%) بود. ژنوتیپ G تنها در یک نمونه شناسایی گردید. مقایسه توالی نوکلئوتیدی ژنوتیپ‌های شناسایی شده با توالی سویه‌های مرجع در GenBank بیانگر وجود تفاوت نوکلئوتیدی در 4 ژنوتیپ بود. یافته‌های حاصل از مطالعه حاضر به عنوان بخشی از مطالعات اپیدمیولوژیک به منظور تعیین فراوانی ژنوتیپ‌های &lt;em&gt;کلامیدیا تراکوماتیس&lt;/em&gt; در ایران حائز اهمیت است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلامیدیا تراکوماتیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نمونه اندوسرویکال</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تعیین ژنوتیپ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیراز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>آنالیز بیان خالص‌ سازی و گلیکوزیله شدن قسمت VP2 ویروس بیماری بورس عفونی ماکیان در مخمر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>آنالیز بیان خالص‌ سازی و گلیکوزیله شدن قسمت VP2 ویروس بیماری بورس عفونی ماکیان در مخمر</VernacularTitle>
			<FirstPage>211</FirstPage>
			<LastPage>219</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1683</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1683</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>‌میهونگ</FirstName>
					<LastName>کای</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فنگ</FirstName>
					<LastName>ژو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هااُچن</FirstName>
					<LastName>وو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پینگ پینگ</FirstName>
					<LastName>شن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بیماری بورس عفونی (IBD) یک بیماری نابود کننده و به شدت واگیر در ماکیان جوان می‌باشد و عامل ایجاد کننده آن ویروس بیماری بورس عفونی می‌باشد (IBDV). به منظور بهینه کردن ایمنی‌زایی واکسن تحت واحدی نو ترکیب IBDV، از واکسن IBD حاوی آنتی‌ژن m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; گلیکوزیله شده استفاده گردید. در ابتدا ژن m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV همراه با یک توالی اسید نوکلئیک کد گذاری شده اپی‌توپ سلولی B ویروس IBDV (KFDQML) در انتهای 5´ ژن &lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;، همراه با یک توالی اسید نوکلئیک کد گذاری شده اپی‌توپ سلولی B ویروس IBDV (LASP) و برچسب هیستیدینی (His) در انتهای 3´ ژن &lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; کلون گردید. سپس پروتئین m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV در مخمر متیلوتروف &lt;em&gt;Pichia pastoris&lt;/em&gt; که می‌تواند پروتئین گلیکوزیله را ترشح کند، بیان گردید. پروتئین نو ترکیب m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; با رنگ‌آمیزی PAS به رنگ صورتی در می‌آید که بیانگر گلیکوزیله شدن آن می‌باشد. در انتها پروتئین m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV با استفاده از ستون هیستیدینی کروماتوگرافی خالص گردید. نتایج نشان داد که پروتئین گلیکوزیله ویروس IBDV تغییر یافته با پپتیدهای اپی‌توپ می‌تواند در مخمر &lt;em&gt;Pichia pastoris&lt;/em&gt; بیان گردد. این تحقیق زمینه‌ای برای توسعه و تکامل یک واکسن نو ترکیب بیماری بورس عفونی با ایمنی‌زایی بالا را فراهم می‌کند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بیماری بورس عفونی (IBD) یک بیماری نابود کننده و به شدت واگیر در ماکیان جوان می‌باشد و عامل ایجاد کننده آن ویروس بیماری بورس عفونی می‌باشد (IBDV). به منظور بهینه کردن ایمنی‌زایی واکسن تحت واحدی نو ترکیب IBDV، از واکسن IBD حاوی آنتی‌ژن m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; گلیکوزیله شده استفاده گردید. در ابتدا ژن m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV همراه با یک توالی اسید نوکلئیک کد گذاری شده اپی‌توپ سلولی B ویروس IBDV (KFDQML) در انتهای 5´ ژن &lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt;، همراه با یک توالی اسید نوکلئیک کد گذاری شده اپی‌توپ سلولی B ویروس IBDV (LASP) و برچسب هیستیدینی (His) در انتهای 3´ ژن &lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; کلون گردید. سپس پروتئین m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV در مخمر متیلوتروف &lt;em&gt;Pichia pastoris&lt;/em&gt; که می‌تواند پروتئین گلیکوزیله را ترشح کند، بیان گردید. پروتئین نو ترکیب m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; با رنگ‌آمیزی PAS به رنگ صورتی در می‌آید که بیانگر گلیکوزیله شدن آن می‌باشد. در انتها پروتئین m&lt;em&gt;VP&lt;sub&gt;2&lt;/sub&gt;&lt;/em&gt; ویروس IBDV با استفاده از ستون هیستیدینی کروماتوگرافی خالص گردید. نتایج نشان داد که پروتئین گلیکوزیله ویروس IBDV تغییر یافته با پپتیدهای اپی‌توپ می‌تواند در مخمر &lt;em&gt;Pichia pastoris&lt;/em&gt; بیان گردد. این تحقیق زمینه‌ای برای توسعه و تکامل یک واکسن نو ترکیب بیماری بورس عفونی با ایمنی‌زایی بالا را فراهم می‌کند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیماری بورس عفونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">VP2</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گلیکوزیله شده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پپتید اپی‌توپ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر اسانس آویشن شیرازی بر پاسخ‌های ایمنی و طول دوره دفع ویروس در مدفوع جوجه‌های گوشتی ایمن شده با واکسن‌های زنده بیماری نیوکاسل</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر اسانس آویشن شیرازی بر پاسخ‌های ایمنی و طول دوره دفع ویروس در مدفوع جوجه‌های گوشتی ایمن شده با واکسن‌های زنده بیماری نیوکاسل</VernacularTitle>
			<FirstPage>220</FirstPage>
			<LastPage>225</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1684</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1684</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>نجمه</FirstName>
					<LastName>مصلح</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>طهورا</FirstName>
					<LastName>شمالی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0002-5954-7815</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمزه</FirstName>
					<LastName>آقاپور کاظمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اسانس گیاه آویشن شیرازی (&lt;em&gt;Zataria multiflora&lt;/em&gt;) دارای اثرات تعدیل کننده ایمنی می‌باشد و هدف از مطالعه حاضر ارزیابی تاثیر اسانس این گیاه بر پاسخ‌های ایمنی ناشی از تجویز واکسن‌های زنده نیوکاسل در جوجه گوشتی و طول دوره دفع سویه ویروس واکسن در مدفوع می‌باشد. 180 جوجه از هر دو جنس به 6 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه 1: غیر واکسینه، گروه 2: واکسینه، گروه 3: واکسینه + لوامیزول 150 میلی‌گرم بر کیلوگرم روزانه با گاواژ، گروه 4: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 1/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی، گروه 5: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 2/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی و گروه 6: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 4/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی. پرندگان با واکسن B1 واکسینه شده و پس از 10 روز واکسن لاسوتا تجویز گردید. لوامیزول و اسانس آویشن شیرازی به ترتیب برای 10 و 5 روز پشت سرهم پس از واکسن B1 تجویز شدند. در روزهای 0، 7، 14، 28 و 35 پس از واکسن دوم آزمون مهار هماگلوتیناسیون (HI) انجام شد. پاسخ‌های ایمنی سلولی با انجام آزمون ازدیاد حساسیت تاخیری (DTH) 14 روز پس از واکسن دوم سنجیده شدند. در طی 15 روز پس از واکسن دوم نمونه‌های مدفوع هر سه روز یک بار جمع‌آوری شده و شناسایی ویروس با آزمون RT-PCR انجام پذیرفت. تجویز اسانس آویشن شیرازی سبب افزایش تیتر آنتی‌بادی به صورت وابسته به دوز و در سطحی بالاتر از لوامیزول و سرکوب واکنش DTH گردید. تاثیر اسانس آویشن شیرازی در دوز 1/0 گرم بر کیلوگرم در کوتاه کردن دوره دفع ویروس در مدفوع مشابه لوامیزول بود، حال آنکه مقادیر بالاتر اثر کاهنده قوی‌تری ایجاد نمودند. در کل، اسانس آویشن شیرازی در جوجه‌های واکسینه شده با واکسن‌های زنده نیوکاسل موجب تحریک پاسخ‌های ایمنی هومورال و کوتاه شدن دوره دفع ویروس در مدفوع می‌شود، در حالی که پاسخ‌های ایمنی سلولی را سرکوب می‌نماید.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اسانس گیاه آویشن شیرازی (&lt;em&gt;Zataria multiflora&lt;/em&gt;) دارای اثرات تعدیل کننده ایمنی می‌باشد و هدف از مطالعه حاضر ارزیابی تاثیر اسانس این گیاه بر پاسخ‌های ایمنی ناشی از تجویز واکسن‌های زنده نیوکاسل در جوجه گوشتی و طول دوره دفع سویه ویروس واکسن در مدفوع می‌باشد. 180 جوجه از هر دو جنس به 6 گروه مساوی تقسیم شدند: گروه 1: غیر واکسینه، گروه 2: واکسینه، گروه 3: واکسینه + لوامیزول 150 میلی‌گرم بر کیلوگرم روزانه با گاواژ، گروه 4: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 1/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی، گروه 5: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 2/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی و گروه 6: واکسینه + اسانس آویشن شیرازی 4/0 گرم بر کیلوگرم روزانه زیر جلدی. پرندگان با واکسن B1 واکسینه شده و پس از 10 روز واکسن لاسوتا تجویز گردید. لوامیزول و اسانس آویشن شیرازی به ترتیب برای 10 و 5 روز پشت سرهم پس از واکسن B1 تجویز شدند. در روزهای 0، 7، 14، 28 و 35 پس از واکسن دوم آزمون مهار هماگلوتیناسیون (HI) انجام شد. پاسخ‌های ایمنی سلولی با انجام آزمون ازدیاد حساسیت تاخیری (DTH) 14 روز پس از واکسن دوم سنجیده شدند. در طی 15 روز پس از واکسن دوم نمونه‌های مدفوع هر سه روز یک بار جمع‌آوری شده و شناسایی ویروس با آزمون RT-PCR انجام پذیرفت. تجویز اسانس آویشن شیرازی سبب افزایش تیتر آنتی‌بادی به صورت وابسته به دوز و در سطحی بالاتر از لوامیزول و سرکوب واکنش DTH گردید. تاثیر اسانس آویشن شیرازی در دوز 1/0 گرم بر کیلوگرم در کوتاه کردن دوره دفع ویروس در مدفوع مشابه لوامیزول بود، حال آنکه مقادیر بالاتر اثر کاهنده قوی‌تری ایجاد نمودند. در کل، اسانس آویشن شیرازی در جوجه‌های واکسینه شده با واکسن‌های زنده نیوکاسل موجب تحریک پاسخ‌های ایمنی هومورال و کوتاه شدن دوره دفع ویروس در مدفوع می‌شود، در حالی که پاسخ‌های ایمنی سلولی را سرکوب می‌نماید.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آویشن شیرازی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پاسخ‌های ایمنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکسن‌های بیماری نیوکاسل</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوجه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>فراوانی استافیلوکوکوس ارئوس مقاوم به متی سیلین در بینی کارکنان مرغداری‌های کشور مالزی و گله‌های آن‌ها</ArticleTitle>
<VernacularTitle>فراوانی استافیلوکوکوس ارئوس مقاوم به متی سیلین در بینی کارکنان مرغداری‌های کشور مالزی و گله‌های آن‌ها</VernacularTitle>
			<FirstPage>226</FirstPage>
			<LastPage>231</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1685</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1685</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>واسانتا کماری</FirstName>
					<LastName>نیلا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احسان‌اله</FirstName>
					<LastName>غزنوی راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حامد</FirstName>
					<LastName>قاسم‌زاده مقدم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ماریانا</FirstName>
					<LastName>نور شمس‌الدین</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آلکس</FirstName>
					<LastName>وان بلکام</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرون</FirstName>
					<LastName>کارونانیدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>04</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>شیوع استافیلوکوک‌های مقاوم به متی سیلین و ناقلی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; در بین طیور و کارکنان مزارع آن‌ها در کشور مالزی ناشناخته است. در تحقیق حاضر 30 مزرعه پرورش جوجه و همچنین کارکنان آن‌ها از نظر وجود &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; مقاوم و حساس به متی سیلین مورد غربالگری قرار گرفتند. خصوصیات ژنتیک سویه‌های ایزوله شده با استفاده از روش‌های مولکولی مثل multi locus sequence typing (MLST) و &lt;em&gt;Staphylococcus&lt;/em&gt; protein A (&lt;em&gt;spa&lt;/em&gt;) و تعیین الگوی ژن‌های حدت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از عدم وجود &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; مقاوم به متی سیلین و شیوع پایین &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; (7 سویه از 503 نمونه 4/1%) در بین گله‌ها و مراقبین از گله‌ها بود. &lt;em&gt;استافیلوکوک ارئوس‌های&lt;/em&gt; جدا شده به چهار سکانس تایپ ST97 (&lt;em&gt;spa &lt;/em&gt;type t359)، ST1179 (t359)، ST 692 (t2247) و ST188 (t189) متعلق بودند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که شیوع استافیلوکوک‌های مقاوم به متی سیلین در بین مرغداری‌ها و همچنین مراقبت کنندگان از آن‌ها ناچیز بوده، بنابراین، انتقال متقاطع از این طریق در کشور مالزی خطر جدی محسوب نمی‌شود.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">شیوع استافیلوکوک‌های مقاوم به متی سیلین و ناقلی &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; در بین طیور و کارکنان مزارع آن‌ها در کشور مالزی ناشناخته است. در تحقیق حاضر 30 مزرعه پرورش جوجه و همچنین کارکنان آن‌ها از نظر وجود &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; مقاوم و حساس به متی سیلین مورد غربالگری قرار گرفتند. خصوصیات ژنتیک سویه‌های ایزوله شده با استفاده از روش‌های مولکولی مثل multi locus sequence typing (MLST) و &lt;em&gt;Staphylococcus&lt;/em&gt; protein A (&lt;em&gt;spa&lt;/em&gt;) و تعیین الگوی ژن‌های حدت مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از عدم وجود &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; مقاوم به متی سیلین و شیوع پایین &lt;em&gt;استافیلوکوکوس ارئوس&lt;/em&gt; (7 سویه از 503 نمونه 4/1%) در بین گله‌ها و مراقبین از گله‌ها بود. &lt;em&gt;استافیلوکوک ارئوس‌های&lt;/em&gt; جدا شده به چهار سکانس تایپ ST97 (&lt;em&gt;spa &lt;/em&gt;type t359)، ST1179 (t359)، ST 692 (t2247) و ST188 (t189) متعلق بودند. نتایج این تحقیق بیانگر آن است که شیوع استافیلوکوک‌های مقاوم به متی سیلین در بین مرغداری‌ها و همچنین مراقبت کنندگان از آن‌ها ناچیز بوده، بنابراین، انتقال متقاطع از این طریق در کشور مالزی خطر جدی محسوب نمی‌شود.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوجه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس ارئوس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استافیلوکوکوس ارئوس مقاوم به متی سیلین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مالزی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی مقدماتی برخی اثرات توکسیک احتمالی گل گلاب</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مقدماتی برخی اثرات توکسیک احتمالی گل گلاب</VernacularTitle>
			<FirstPage>232</FirstPage>
			<LastPage>236</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1686</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1686</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>اکبری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمیدرضا</FirstName>
					<LastName>کازرانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>کامرانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرداد</FirstName>
					<LastName>مهری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>گل گلاب به طور سنتی به عنوان یک گیاه دارویی برای اهداف درمانی مختلف به کار می‌رفته است. جهت بررسی مقدماتی اثرات توکسیک احتمالی این گیاه، دم کرده آن در دوزهایی معادل نصف تا 8 برابر دوز توصیه شده برای انسان در طب سنتی (روزانه 90 تا 1440 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم) به 5 گروه 5 تایی سگ خورانده شد. سگ‌های گروه شاهد (4n=) دارونما دریافت کردند. مقادیر سرمی اوره، کراتینین، فسفاتاز قلیایی (ALP)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، بیلی روبین، آلبومین و پروتئین در تمامی گروه‌های آزمایشی در روزهای صفر، 1، 3، 7 و 10 اندازه‌گیری شد. به استثنای یک افزایش گذرا در میزان بیلیروبین (روز 3) و همچنین ازدیاد مقادیر سرمی ALT در روز دهم که هر دو با بیشترین دوز درمان صورت گرفت، هیچ تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های مختلف آزمون و گروه شاهد وجود نداشت. نتایج این پژوهش اثرات نفروتوکسیک و هپاتوتوکسیک ناچیزی برای دم کرده گل گلاب پیشنهاد می‌کنند. با این حال، این درمان در دوزهایی که به طور غیر معمول بالا باشند می‌تواند از خود اثرات هپاتوتوکسیک به جای گذارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گل گلاب به طور سنتی به عنوان یک گیاه دارویی برای اهداف درمانی مختلف به کار می‌رفته است. جهت بررسی مقدماتی اثرات توکسیک احتمالی این گیاه، دم کرده آن در دوزهایی معادل نصف تا 8 برابر دوز توصیه شده برای انسان در طب سنتی (روزانه 90 تا 1440 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم) به 5 گروه 5 تایی سگ خورانده شد. سگ‌های گروه شاهد (4n=) دارونما دریافت کردند. مقادیر سرمی اوره، کراتینین، فسفاتاز قلیایی (ALP)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT)، بیلی روبین، آلبومین و پروتئین در تمامی گروه‌های آزمایشی در روزهای صفر، 1، 3، 7 و 10 اندازه‌گیری شد. به استثنای یک افزایش گذرا در میزان بیلیروبین (روز 3) و همچنین ازدیاد مقادیر سرمی ALT در روز دهم که هر دو با بیشترین دوز درمان صورت گرفت، هیچ تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های مختلف آزمون و گروه شاهد وجود نداشت. نتایج این پژوهش اثرات نفروتوکسیک و هپاتوتوکسیک ناچیزی برای دم کرده گل گلاب پیشنهاد می‌کنند. با این حال، این درمان در دوزهایی که به طور غیر معمول بالا باشند می‌تواند از خود اثرات هپاتوتوکسیک به جای گذارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گل گلاب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گل محمدی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">طب گیاهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آنزیم‌های سرمی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر بیس‌‌فنول A و د.د.ت بر روی تفریق ویتلوژنین تایپ 2 در کبد جنین بلدرچین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر بیس‌‌فنول A و د.د.ت بر روی تفریق ویتلوژنین تایپ 2 در کبد جنین بلدرچین</VernacularTitle>
			<FirstPage>237</FirstPage>
			<LastPage>240</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1687</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1687</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رانیا</FirstName>
					<LastName>ال گاویش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>الشابراوی غانم</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ترو</FirstName>
					<LastName>مادا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>در این مطالعه اثرات بیس‌فنول A و د.د.ت بر روی جنین بلدرچین بررسی شد. 13 تخم بارور شده به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفت (فقط تزریق 20 میکرو لیتر روغن ذرت)، در 15 تخم استرادیول 17 بتا تزریق شد (04/0 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت)، در 20 تخم BPA تزریق شد (2 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت) و در 20 تخم د.د.ت (2 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت). کلیه تزریقات در گروه‌های مورد مطالعه در روز 13 انکوباسیون صورت گرفت. 2 روز بعد از تزریق، کبد جنین‌ها خارج شد. از کبد نمونه‌ها، DNA جهت تعیین جنسیت به طریقه مولکولی استخراج گردید. در همان حال RNA جهت تزریق mRNA ویتلوژنین تایپ 2 استخراج گردید. در جنین‌های ماده استرادیول 17 بتا و د.د.ت به درجات متفاوتی، mRNA ویتلوژنین را القاء نموده بودند و در جنین‌های نر به میزان کمی القاء صورت گرفته بود. در مقابل هیچگونه القایی بعد از تزریق BPA رخ نداده بود. در مطالعه مزبور چنین نتیجه‌گیری می‌شود که استروژنیسیتی BPA پایین‌تر از د.د.ت و هر 2 آن‌ها پایین‌تر از استرادیول 17 بتا بوده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">در این مطالعه اثرات بیس‌فنول A و د.د.ت بر روی جنین بلدرچین بررسی شد. 13 تخم بارور شده به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفت (فقط تزریق 20 میکرو لیتر روغن ذرت)، در 15 تخم استرادیول 17 بتا تزریق شد (04/0 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت)، در 20 تخم BPA تزریق شد (2 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت) و در 20 تخم د.د.ت (2 میلی‌گرم محلول در 20 میکرو لیتر روغن ذرت). کلیه تزریقات در گروه‌های مورد مطالعه در روز 13 انکوباسیون صورت گرفت. 2 روز بعد از تزریق، کبد جنین‌ها خارج شد. از کبد نمونه‌ها، DNA جهت تعیین جنسیت به طریقه مولکولی استخراج گردید. در همان حال RNA جهت تزریق mRNA ویتلوژنین تایپ 2 استخراج گردید. در جنین‌های ماده استرادیول 17 بتا و د.د.ت به درجات متفاوتی، mRNA ویتلوژنین را القاء نموده بودند و در جنین‌های نر به میزان کمی القاء صورت گرفته بود. در مقابل هیچگونه القایی بعد از تزریق BPA رخ نداده بود. در مطالعه مزبور چنین نتیجه‌گیری می‌شود که استروژنیسیتی BPA پایین‌تر از د.د.ت و هر 2 آن‌ها پایین‌تر از استرادیول 17 بتا بوده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">د.د.ت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیس‌فنول</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلدرچین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جنین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویتلوژنین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>پارامترهای الکتروکاردیوگرافی بز نژاد مرغز با استفاده از اشتقاق‌های قاعده‌ای-رأسی و شش اشتقاق استاندارد</ArticleTitle>
<VernacularTitle>پارامترهای الکتروکاردیوگرافی بز نژاد مرغز با استفاده از اشتقاق‌های قاعده‌ای-رأسی و شش اشتقاق استاندارد</VernacularTitle>
			<FirstPage>241</FirstPage>
			<LastPage>244</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1688</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1688</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شاهین</FirstName>
					<LastName>فکور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>مخبر دزفولی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدقلی</FirstName>
					<LastName>نادعلیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رضاخانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صمد</FirstName>
					<LastName>لطف‌اله زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>01</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه الکتروکاردیوگرافی 50 بز سالم از نژاد مرغز در گروه‌های سنی از زیر یک سال تا بالای 3 سال انجام گردید. تعداد ضربان قلب 99 تا 123 ضربان در دقیقه و با میانگین 110 ضربان در دقیقه به دست آمد. تفاوت معنی‌داری از نظر تعداد ضربان قلب در گروه‌های سنی مختلف مشاهده گردید (P&lt;0.05). میانگین طول زمان امواج P و T و فاصله QT در اشتقاق قاعده‌ای-رأسی، موج QRS در اشتقاق I و فاصله PQ در اشتقاق avF از نتایج مطالعات به دست آمده در سایر نژادها بالاتر ولی میانگین طول زمان امواج QRS و T در اشتقاق avR، موج P در اشتقاق III و فاصله QT در اشتقاق avR از سایر مطالعات پایین‌تر به دست آمد. میانگین طول زمان موج QRS در تمام اشتقاق‌های بز نژاد مرغز از سایر نژادها در مطالعات مشابه بالاتر به دست آمد. تفاوت معنی‌داری بین امواج QT با گروه‌های سنی مختلف وجود داشت (P&lt;0.05). در اشتقاق قاعده‌ای-رأسی اموج P و T به ترتیب با (032/0 ± 18/0) و (035/0 ± 446/0) میلی ولت بالاترین ارتفاع و در اشتقاق III به ترتیب با (005/0 ± 041/0) و (021/0 ± 16/0) پایین‌ترین ارتفاع را نشان دادند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه الکتروکاردیوگرافی 50 بز سالم از نژاد مرغز در گروه‌های سنی از زیر یک سال تا بالای 3 سال انجام گردید. تعداد ضربان قلب 99 تا 123 ضربان در دقیقه و با میانگین 110 ضربان در دقیقه به دست آمد. تفاوت معنی‌داری از نظر تعداد ضربان قلب در گروه‌های سنی مختلف مشاهده گردید (P&lt;0.05). میانگین طول زمان امواج P و T و فاصله QT در اشتقاق قاعده‌ای-رأسی، موج QRS در اشتقاق I و فاصله PQ در اشتقاق avF از نتایج مطالعات به دست آمده در سایر نژادها بالاتر ولی میانگین طول زمان امواج QRS و T در اشتقاق avR، موج P در اشتقاق III و فاصله QT در اشتقاق avR از سایر مطالعات پایین‌تر به دست آمد. میانگین طول زمان موج QRS در تمام اشتقاق‌های بز نژاد مرغز از سایر نژادها در مطالعات مشابه بالاتر به دست آمد. تفاوت معنی‌داری بین امواج QT با گروه‌های سنی مختلف وجود داشت (P&lt;0.05). در اشتقاق قاعده‌ای-رأسی اموج P و T به ترتیب با (032/0 ± 18/0) و (035/0 ± 446/0) میلی ولت بالاترین ارتفاع و در اشتقاق III به ترتیب با (005/0 ± 041/0) و (021/0 ± 16/0) پایین‌ترین ارتفاع را نشان دادند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الکتروکاردیوگرافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نژاد مرغز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>آنالیز پروتئین‌های ادراری سگ‌های مبتلا به کرم قلب به روش SDS-PAGE</ArticleTitle>
<VernacularTitle>آنالیز پروتئین‌های ادراری سگ‌های مبتلا به کرم قلب به روش SDS-PAGE</VernacularTitle>
			<FirstPage>245</FirstPage>
			<LastPage>249</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1689</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1689</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>دیانا مارسلا</FirstName>
					<LastName>بریستین روئیز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>النا</FirstName>
					<LastName>کارتون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>کارلوس آرتورو</FirstName>
					<LastName>رودریگوئز آلارکون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جوز آلبرتو</FirstName>
					<LastName>مونتویا آلونسو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رافائل</FirstName>
					<LastName>بارِرا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از این تحقیق شرح الگوی الکتروفورز ادراری سگ‌های مبتلا به کرم قلب می‌باشد. نمونه‌های ادراری 15 سگ مبتلا به کرم قلب و 15 سگ سالم اخذ گردید. وزن مخصوص ادرار، غلظت پروتئین و نسبت پروتئین به کراتینین ادرار مشخص گردید. در بررسی پروتئین‌های ادراری از SDS-PAGE استفاده شد. نتایج به دست آمده تفاوت معنی‌داری را در نسبت پروتئین به کراتینین ادرار نشان دادند اما وزن مخصوص و غلظت پروتئین‌های ادرار تفاوت معنی‌داری را مشخص نکردند. بررسی SDS-PAGE پروتئین ادرار، هشت باند مجزا را در مبتلایان به کرم قلب نشان داد. حضور پروتئین‌های خاص در ادرار مبتلایان حتی در پروتئین اوری خفیف می‌تواند مشخص کننده آسیب کلیه باشد. بنابراین SDS-PAGE روشی حساس در تعیین و دسته‌بندی پروتئین اوری در سگ‌های مبتلا به کرم قلب می‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از این تحقیق شرح الگوی الکتروفورز ادراری سگ‌های مبتلا به کرم قلب می‌باشد. نمونه‌های ادراری 15 سگ مبتلا به کرم قلب و 15 سگ سالم اخذ گردید. وزن مخصوص ادرار، غلظت پروتئین و نسبت پروتئین به کراتینین ادرار مشخص گردید. در بررسی پروتئین‌های ادراری از SDS-PAGE استفاده شد. نتایج به دست آمده تفاوت معنی‌داری را در نسبت پروتئین به کراتینین ادرار نشان دادند اما وزن مخصوص و غلظت پروتئین‌های ادرار تفاوت معنی‌داری را مشخص نکردند. بررسی SDS-PAGE پروتئین ادرار، هشت باند مجزا را در مبتلایان به کرم قلب نشان داد. حضور پروتئین‌های خاص در ادرار مبتلایان حتی در پروتئین اوری خفیف می‌تواند مشخص کننده آسیب کلیه باشد. بنابراین SDS-PAGE روشی حساس در تعیین و دسته‌بندی پروتئین اوری در سگ‌های مبتلا به کرم قلب می‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیروفیلاریا ایمیتیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">SDS-PAGE</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین اوری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر دم چینی زود هنگام بر فرکانس پالس‌های هورمون LH در بره میش‌های نژاد تاژ دنبه‌دار</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر دم چینی زود هنگام بر فرکانس پالس‌های هورمون LH در بره میش‌های نژاد تاژ دنبه‌دار</VernacularTitle>
			<FirstPage>250</FirstPage>
			<LastPage>253</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1690</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1690</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمت</FirstName>
					<LastName>کایا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-8158-6848</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>متین</FirstName>
					<LastName>سنسیز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فیاض</FirstName>
					<LastName>اوندر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>متهان</FirstName>
					<LastName>اوزون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صدات</FirstName>
					<LastName>ییلدیز</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هدف از انجام این مطالعه اثر دم چینی بر فرکانس پالس هورمون LH در بره‌های ماده نژاد تاژ بود. 12 راس بره ماده در دو گروه مساوی تقسیم شدند. حلقه لاستیکی در قاعده دم آن‌ها قرار داده شد تا دم قطع گردد. هر بار نمونه‌های خون به مدت 8 ساعت در سن 4 و 8 ماهگی بره‌ها جمع‌آوری شد تا ترشح پالسی LH ارزیابی گردد. برای آنالیز غلظت پروژسترون، از سن 6 ماهگی نمونه‌های خون سه بار در هفته جمع‌آوری گردید. پالس هورمون LH در اولین زمان آنالیز غلظت LH وجود نداشت، اما پالس‌های این هورمون در دومین زمان آنالیز غلظت LH در هر دو گروه مشاهده شد. تعداد پالس‌های LH بین گروه‌ها تفاوتی نداشت. در سرتاسر فصل تولید مثل، غلظت پروژسترون پلاسما کمتر از 1 نانوگرم در هر میلی لیتر بود. در نتیجه، دم چینی بره‌های ماده نژاد دنبه‌دار تاثیری بر پالس هورمون LH نداشت.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هدف از انجام این مطالعه اثر دم چینی بر فرکانس پالس هورمون LH در بره‌های ماده نژاد تاژ بود. 12 راس بره ماده در دو گروه مساوی تقسیم شدند. حلقه لاستیکی در قاعده دم آن‌ها قرار داده شد تا دم قطع گردد. هر بار نمونه‌های خون به مدت 8 ساعت در سن 4 و 8 ماهگی بره‌ها جمع‌آوری شد تا ترشح پالسی LH ارزیابی گردد. برای آنالیز غلظت پروژسترون، از سن 6 ماهگی نمونه‌های خون سه بار در هفته جمع‌آوری گردید. پالس هورمون LH در اولین زمان آنالیز غلظت LH وجود نداشت، اما پالس‌های این هورمون در دومین زمان آنالیز غلظت LH در هر دو گروه مشاهده شد. تعداد پالس‌های LH بین گروه‌ها تفاوتی نداشت. در سرتاسر فصل تولید مثل، غلظت پروژسترون پلاسما کمتر از 1 نانوگرم در هر میلی لیتر بود. در نتیجه، دم چینی بره‌های ماده نژاد دنبه‌دار تاثیری بر پالس هورمون LH نداشت.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دم چینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بلوغ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">LH</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروژسترون</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>آیا کمپیلوباکتر فتوس زیر گونه ونرالیس می‌تواند عاملی برای نارسایی تولید مثل در گاو شیری ایران باشد؟</ArticleTitle>
<VernacularTitle>آیا کمپیلوباکتر فتوس زیر گونه ونرالیس می‌تواند عاملی برای نارسایی تولید مثل در گاو شیری ایران باشد؟</VernacularTitle>
			<FirstPage>254</FirstPage>
			<LastPage>257</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1691</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1691</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مجتبی</FirstName>
					<LastName>کافی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حسین‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مصطفی</FirstName>
					<LastName>پورتیموری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>دیور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2012</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>بیماری کمپیلوباکتریوزیس مقاربتی گاوان، یک بیماری مهم از نظر اقتصادی است که می‌تواند باعث کاهش باروری، افزایش رخداد سندروم واکلی و سقط جنین در گاو شیری گردد. در حالی که رخداد موارد متعدد سندرم واکلی و سقط جنین در بسیاری از مزارع گاو شیری ایران گزارش می‌شود، اطلاعات کمی در مورد وجود و شیوع کمپیلوباکتریوزیس و ارتباط آن با موارد متعدد سندرم واکلی و سقط جنین در ایران در دسترس است. در این مقاله، تشخیص مولکولی &lt;em&gt;C. fetus&lt;/em&gt; subsp. &lt;em&gt;venerealis&lt;/em&gt; با انجام واکنش زنجیره‌ای پلیمراز بر روی نمونه‌های ترشحات مهبل و گردن رحم 2 رأس گاو از میان 8 رأس گاو هلشتاین واکل یا مبتلا به سقط در یک واحد پرورش گاو شیری در مشهد، شمال شرق ایران، گزارش شده است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">بیماری کمپیلوباکتریوزیس مقاربتی گاوان، یک بیماری مهم از نظر اقتصادی است که می‌تواند باعث کاهش باروری، افزایش رخداد سندروم واکلی و سقط جنین در گاو شیری گردد. در حالی که رخداد موارد متعدد سندرم واکلی و سقط جنین در بسیاری از مزارع گاو شیری ایران گزارش می‌شود، اطلاعات کمی در مورد وجود و شیوع کمپیلوباکتریوزیس و ارتباط آن با موارد متعدد سندرم واکلی و سقط جنین در ایران در دسترس است. در این مقاله، تشخیص مولکولی &lt;em&gt;C. fetus&lt;/em&gt; subsp. &lt;em&gt;venerealis&lt;/em&gt; با انجام واکنش زنجیره‌ای پلیمراز بر روی نمونه‌های ترشحات مهبل و گردن رحم 2 رأس گاو از میان 8 رأس گاو هلشتاین واکل یا مبتلا به سقط در یک واحد پرورش گاو شیری در مشهد، شمال شرق ایران، گزارش شده است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کمپیلوباکتریوزیس مقاربتی گاوان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکنش زنجیره‌ای پلیمراز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سقط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سندرم گاو واکل</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>گزارش یک مورد نادر از کیست مجرای گارتنر عود کننده در یک رأس تلیسه نژاد مخلوط و درمان موفقیت‌ آمیز آن</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گزارش یک مورد نادر از کیست مجرای گارتنر عود کننده در یک رأس تلیسه نژاد مخلوط و درمان موفقیت‌ آمیز آن</VernacularTitle>
			<FirstPage>258</FirstPage>
			<LastPage>260</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1692</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1692</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>هیرانیا کومار</FirstName>
					<LastName>باتاچاریا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>موجیب الرحمان</FirstName>
					<LastName>فضیلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فیاض احمد</FirstName>
					<LastName>بات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>12</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یک مورد کیست مجرای گارتنر عود کننده همراه با عفونت مخمری در یک رأس تلیسه نژاد مخلوط گزارش شده است. عود مجدد به علت عفونت مخمری کنترل نشده رخ داده که در آزمایش‌ها حساسیت به اکسی تتراسیکلین را نشان داد. تجویز موضعی کلوتریمازول و سیستمی اکسی تتراسیکلین با دوزهای درمانی سبب بهبودی کامل حیوان گردید.
 </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یک مورد کیست مجرای گارتنر عود کننده همراه با عفونت مخمری در یک رأس تلیسه نژاد مخلوط گزارش شده است. عود مجدد به علت عفونت مخمری کنترل نشده رخ داده که در آزمایش‌ها حساسیت به اکسی تتراسیکلین را نشان داد. تجویز موضعی کلوتریمازول و سیستمی اکسی تتراسیکلین با دوزهای درمانی سبب بهبودی کامل حیوان گردید.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کیست واژنی عود کننده</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تلیسه نژاد مخلوط</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کشمیر</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>14</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2013</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>گزارش تومور نورواکتودرمی در استخوان فک پایینی سگ</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گزارش تومور نورواکتودرمی در استخوان فک پایینی سگ</VernacularTitle>
			<FirstPage>261</FirstPage>
			<LastPage>263</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">1693</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2013.1693</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>عابدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حصارکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ارلی</FirstName>
					<LastName>یادگار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2011</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>این گزارش درباره یک مورد تومور نورواکتودرمی فک سگ نر نژاد مخلوط است که محل بروز نادری دارد. توده زخمی و پایه‌دار دارای ابعاد 5/5 × 4 × 6 سانتی‌متر بود که سمت جلوی استخوان فک پایین را محو ساخته بود و در سطح مقطع رنگ سفید آغشته به خون داشت. در هیستوپاتولوژی، تومور سلول‌های گرد کوچک با هسته پر رنگ تشخیص داده شد. در بررسی ایمونوهیستوشیمیایی، سلول‌های توموری از لحاظ وایمنتین، S100 و GFAP مثبت و از لحاظ NSE و دسمین منفی بودند، لذا با توجه به این نتایج، تومور نورواکتودرمی تشخیص داده شد. تومور نورواکتودرمی در فک سگ نادر است.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">این گزارش درباره یک مورد تومور نورواکتودرمی فک سگ نر نژاد مخلوط است که محل بروز نادری دارد. توده زخمی و پایه‌دار دارای ابعاد 5/5 × 4 × 6 سانتی‌متر بود که سمت جلوی استخوان فک پایین را محو ساخته بود و در سطح مقطع رنگ سفید آغشته به خون داشت. در هیستوپاتولوژی، تومور سلول‌های گرد کوچک با هسته پر رنگ تشخیص داده شد. در بررسی ایمونوهیستوشیمیایی، سلول‌های توموری از لحاظ وایمنتین، S100 و GFAP مثبت و از لحاظ NSE و دسمین منفی بودند، لذا با توجه به این نتایج، تومور نورواکتودرمی تشخیص داده شد. تومور نورواکتودرمی در فک سگ نادر است.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تومور نورواکتودرمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فک پایین</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
