<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر سن روی شیوع آریتمی‌های قلبی در اسبچه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر سن روی شیوع آریتمی‌های قلبی در اسبچه</VernacularTitle>
			<FirstPage>200</FirstPage>
			<LastPage>205</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">120</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.120</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>رضاخانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ر. اس</FirstName>
					<LastName>پیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ک. ج</FirstName>
					<LastName>بلیسیت</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> این مطالعه شیوع آریتمی‌های قلبی در یک دوره ثبت 24 ساعته و مقایسه ضربان قلب و فراوانی آریتمی در دو گروه اسبچه با سنین متفاوت را نشان می‌دهد. الکتروکاردیوگرام با استفاده از سیستم هالتر مانیتورینگ از 24 اسبچه که 14 رأس کمتر از 15 سال و 10 رأس بیشتر از 15 سال سن داشتند ثبت گردید. تحلیل الکتروکاردیوگرام‌های ثبت شده نشان داد که تنها 3 رأس از 24 رأس اسبچه‌ها ریتم منظم را در یک دوره 24 ساعته نشان دادند. در 21 رأس باقیمانده 6 نوع آریتمی که اغلب آن‌ها با واسطه واگ می‌باشند عبارتند از آریتمی سینوسی (12 مورد)، بلوک سینوسی دهلیزی (6 مورد) و بلوک دهلیزی بطنی درجه 2 (10 مورد) تشخیص داده شد. ضربان‌های زودرس دهلیزی (3 مورد) و بطنی (1 مورد) تنها در اسبچه‌های مسن دیده شد. مطالعه نشان داد که بین ضربان قلب و شیوع آریتمی بین دو گروه اسبچه اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> این مطالعه شیوع آریتمی‌های قلبی در یک دوره ثبت 24 ساعته و مقایسه ضربان قلب و فراوانی آریتمی در دو گروه اسبچه با سنین متفاوت را نشان می‌دهد. الکتروکاردیوگرام با استفاده از سیستم هالتر مانیتورینگ از 24 اسبچه که 14 رأس کمتر از 15 سال و 10 رأس بیشتر از 15 سال سن داشتند ثبت گردید. تحلیل الکتروکاردیوگرام‌های ثبت شده نشان داد که تنها 3 رأس از 24 رأس اسبچه‌ها ریتم منظم را در یک دوره 24 ساعته نشان دادند. در 21 رأس باقیمانده 6 نوع آریتمی که اغلب آن‌ها با واسطه واگ می‌باشند عبارتند از آریتمی سینوسی (12 مورد)، بلوک سینوسی دهلیزی (6 مورد) و بلوک دهلیزی بطنی درجه 2 (10 مورد) تشخیص داده شد. ضربان‌های زودرس دهلیزی (3 مورد) و بطنی (1 مورد) تنها در اسبچه‌های مسن دیده شد. مطالعه نشان داد که بین ضربان قلب و شیوع آریتمی بین دو گروه اسبچه اختلاف معنی‌داری مشاهده نشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">قلب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دیسریتمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هالتر مانیتورینگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسبچه</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر سطوح مختلف موننزین در جیره‌های حاوی پنبه دانه بر تولید و ترکیب شیر گاوهای شیری</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر سطوح مختلف موننزین در جیره‌های حاوی پنبه دانه بر تولید و ترکیب شیر گاوهای شیری</VernacularTitle>
			<FirstPage>206</FirstPage>
			<LastPage>213</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">121</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.121</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فرشید</FirstName>
					<LastName>فتاح نیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابراهیم</FirstName>
					<LastName>روغنی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>حسینی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>درمانی کوهی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدجواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> در این تحقیق، اثر سطوح مختلف موننزین بر مصرف خوراک، میزان تولید و ترکیب شیر و پروفیل اسیدهای چرب شیر گاوهای شیری بررسی شد. چهار راس گاو چند شکم زایش با میانگین وزنی 47 ± 517 کیلوگرم و 8/19 ± 101 روز شیردهی که به طور انفرادی نگهداری می‌شدند در یک طرح مربع لاتین 4× 4 با 4 دوره آزمایشی 21 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. جیره‌های آزمایشی شامل 4 جیره دارای 0، 10، 20 و 30 میلی‌گرم موننزین در هر کیلوگرم ماده خشک جیره بود که به صورت کاملا مخلوط و دو بار در روز به گاوها تغذیه شدند. مصرف ماده خشک در بین گروه‌های آزمایشی مشابه بود. مصرف موننزین موجب افزایش تولید شیر گردید (P&lt;0.05). درصد چربی و پروتئین شیر تحت تاثیر افزودن موننزین قرار نگرفتند اما میزان تولید چربی روزانه و چربی استاندارد شده بر اساس 4 درصد افزایش یافت (P&lt;0.05). موننزین موجب کاهش درصد اسیدهای چرب کوتاه زنجیره و اشباع چربی شیر گردید، اما اثری بر درصد اسیدهای چرب متوسط و بلند زنجیره نداشت. اسیدهای چرب غیر اشباع با افزودن موننزین افزایش نشان داد (P&lt;0.05). بر اساس یافته‌های این آزمایش افزودن موننزین موجب کاهش بیوهید روژنه شدن اسیدهای چرب غیراشباع در شکمبه و در نتیجه افزایش درصد اسیدهای چرب غیراشباع چربی شیر گردید که از نظر تغذیه‌ای برای سلامتی انسان اهمیت دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> در این تحقیق، اثر سطوح مختلف موننزین بر مصرف خوراک، میزان تولید و ترکیب شیر و پروفیل اسیدهای چرب شیر گاوهای شیری بررسی شد. چهار راس گاو چند شکم زایش با میانگین وزنی 47 ± 517 کیلوگرم و 8/19 ± 101 روز شیردهی که به طور انفرادی نگهداری می‌شدند در یک طرح مربع لاتین 4× 4 با 4 دوره آزمایشی 21 روزه مورد استفاده قرار گرفتند. جیره‌های آزمایشی شامل 4 جیره دارای 0، 10، 20 و 30 میلی‌گرم موننزین در هر کیلوگرم ماده خشک جیره بود که به صورت کاملا مخلوط و دو بار در روز به گاوها تغذیه شدند. مصرف ماده خشک در بین گروه‌های آزمایشی مشابه بود. مصرف موننزین موجب افزایش تولید شیر گردید (P&lt;0.05). درصد چربی و پروتئین شیر تحت تاثیر افزودن موننزین قرار نگرفتند اما میزان تولید چربی روزانه و چربی استاندارد شده بر اساس 4 درصد افزایش یافت (P&lt;0.05). موننزین موجب کاهش درصد اسیدهای چرب کوتاه زنجیره و اشباع چربی شیر گردید، اما اثری بر درصد اسیدهای چرب متوسط و بلند زنجیره نداشت. اسیدهای چرب غیر اشباع با افزودن موننزین افزایش نشان داد (P&lt;0.05). بر اساس یافته‌های این آزمایش افزودن موننزین موجب کاهش بیوهید روژنه شدن اسیدهای چرب غیراشباع در شکمبه و در نتیجه افزایش درصد اسیدهای چرب غیراشباع چربی شیر گردید که از نظر تغذیه‌ای برای سلامتی انسان اهمیت دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">موننزین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پنبه دانه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ترکیب اسیدهای چرب شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاوهای شیری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارتباط بین پارامترهای آناتومی سیستم‌های قلبی-ریوی، میزان فشار گازهای pCO2 و pO2 خون سیاهرگی با وقوع سندرم آسیت در دو نژاد از جوجه‌های گوشتی که دارای سرعت رشد متفاوتی هستند</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارتباط بین پارامترهای آناتومی سیستم‌های قلبی-ریوی، میزان فشار گازهای pCO2 و pO2 خون سیاهرگی با وقوع سندرم آسیت در دو نژاد از جوجه‌های گوشتی که دارای سرعت رشد متفاوتی هستند</VernacularTitle>
			<FirstPage>214</FirstPage>
			<LastPage>221</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">122</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.122</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فواد</FirstName>
					<LastName>المصری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>حسن‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>12</Month>
					<Day>08</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> جهت بررسی رابطه بین پارامترهای آناتومی قلب و سیستم تنفس و میزان گازهای تنفسی خون با وقوع سندرم آسیت در دو نژاد مختلف از جوجه‌های گوشتی که دارای سرعت رشد و حساسیت متفاوتی نسبت به وقوع آسیت بودند، 340 قطعه جوجه از هر یک از دو نژاد تهیه گردید. در طول دوره پرورش نسبت وزن و حجم قلب، نسبت وزن و حجم ریه و نیز حجم قفسه سینه پرنده قبل و بعد از خروج قلب و ریه، میزان گازهای تنفسی pCO2 و pO2 خون سیاهرگی، پارامترهای رشد و میزان وقوع آسیت آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه حجم ریه و حجم قفسه سینه جوجه‌های گوشتی که از سرعت رشد بیشتری برخوردار بودند و در نتیجه به سندرم آسیت بیشتری مبتلا شدند، به شکل معنی‌داری بالاتر از جوجه‌هایی که از سرعت رشد کمتری برخوردار بودند مشاهده گردید. در حالی که جوجه‌های با رشد سریع نسبت به جوجه‌های با رشد کند، همزمان فشار گاز تنفسی pCO2 بیشتر و pO2 کمتری در خون سیاهرگی خود نشان دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که یک رابطه‌ای بین ناکافی بودن رشد و تکامل پارامترهای سیتم قلبی-ریوی و میزان گازهای تنفسی جوجه‌های گوشتی که مستعد ابتلا به سندرم آسیت هستند، وجود دارد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> جهت بررسی رابطه بین پارامترهای آناتومی قلب و سیستم تنفس و میزان گازهای تنفسی خون با وقوع سندرم آسیت در دو نژاد مختلف از جوجه‌های گوشتی که دارای سرعت رشد و حساسیت متفاوتی نسبت به وقوع آسیت بودند، 340 قطعه جوجه از هر یک از دو نژاد تهیه گردید. در طول دوره پرورش نسبت وزن و حجم قلب، نسبت وزن و حجم ریه و نیز حجم قفسه سینه پرنده قبل و بعد از خروج قلب و ریه، میزان گازهای تنفسی pCO2 و pO2 خون سیاهرگی، پارامترهای رشد و میزان وقوع آسیت آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. در این مطالعه حجم ریه و حجم قفسه سینه جوجه‌های گوشتی که از سرعت رشد بیشتری برخوردار بودند و در نتیجه به سندرم آسیت بیشتری مبتلا شدند، به شکل معنی‌داری بالاتر از جوجه‌هایی که از سرعت رشد کمتری برخوردار بودند مشاهده گردید. در حالی که جوجه‌های با رشد سریع نسبت به جوجه‌های با رشد کند، همزمان فشار گاز تنفسی pCO2 بیشتر و pO2 کمتری در خون سیاهرگی خود نشان دادند. نتایج این تحقیق نشان داد که یک رابطه‌ای بین ناکافی بودن رشد و تکامل پارامترهای سیتم قلبی-ریوی و میزان گازهای تنفسی جوجه‌های گوشتی که مستعد ابتلا به سندرم آسیت هستند، وجود دارد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آسیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">pCO2</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">جوجه‌های گوشتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آناتومی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سیستم قلبی-ریوی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی ویژگی‌های فنوتیپی و ریبوتایپینگ به روش PCR جدایه‌های سودوموناس فلورسنس در طی ردیابی راه‌های ایجاد آلودگی در خط تولید شیر پاستوریزه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی ویژگی‌های فنوتیپی و ریبوتایپینگ به روش PCR جدایه‌های سودوموناس فلورسنس در طی ردیابی راه‌های ایجاد آلودگی در خط تولید شیر پاستوریزه</VernacularTitle>
			<FirstPage>222</FirstPage>
			<LastPage>232</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">123</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.123</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>بدل توانا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>حق‌خواه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0001-7266-4082</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبدالله حسین خان</FirstName>
					<LastName>ناظر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>11</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> راه‌های ایجاد آلودگی با باکتری &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; در خط تولید شیر پاستوریزه در یک کارخانه بزرگ لبنیات در جنوب ایران مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌های شیر خام و پاستوریزه از شش نقطه در طول خط تولید اخذ شد و تمام نمونه‌ها تا رسیدن شمارش باکتری‌های هوازی به CFU mL&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 10&lt;sup&gt;7&lt;/sup&gt;-10&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; در دمای C°7 نگهداری شد. برای تشخیص باکتری کلنی‌ها به صورت تصادفی از روی محیط کشت انتخاب گردید. در نمونه‌های شیرِ بلافاصله پس از دستگاه پاستوریزه کننده هیچ گونه باکتری گرم منفی سرماگرایی جدا نگردید. آلودگی با این باکتری‌ها اغلب در مرحله پر کردن بسته‌های شیر رخ داد. از 1/34% بسته‌های شیر پاستوریزه باکتری‌های گرم منفی سرماگرا و از 9/4% آن‌ها &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; جدا گردید. بیست و سه جدایه‌های &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; از نظر ویژگی‌های فنوتیپی و 16S-23S PCR ribotyping مورد بررسی قرار گرفتند و تحلیل فیلوژنتیکی بر اساس ویژگی‌های فنوتیپی و ژنوتیپی انجام شد. این جدایه‌ها در شش بیوتایپ (B1-B6) قرار گرفتند. در اغلب موارد یک ریبوتایپ مشخص برای هر بیوتایپ یافت شد، هر چند برای هر کدام از بیوتایپ‌های B2 و B6 دو ریبوتایپ مشخص گردید. روش  16S-23S PCR ribotyping امکان تفکیک جدایه‌ها را فراهم آورد و بر این اساس جدایه‌ها در 5 ریبو تایپ قرار گرفتند.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> راه‌های ایجاد آلودگی با باکتری &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; در خط تولید شیر پاستوریزه در یک کارخانه بزرگ لبنیات در جنوب ایران مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌های شیر خام و پاستوریزه از شش نقطه در طول خط تولید اخذ شد و تمام نمونه‌ها تا رسیدن شمارش باکتری‌های هوازی به CFU mL&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 10&lt;sup&gt;7&lt;/sup&gt;-10&lt;sup&gt;6&lt;/sup&gt; در دمای C°7 نگهداری شد. برای تشخیص باکتری کلنی‌ها به صورت تصادفی از روی محیط کشت انتخاب گردید. در نمونه‌های شیرِ بلافاصله پس از دستگاه پاستوریزه کننده هیچ گونه باکتری گرم منفی سرماگرایی جدا نگردید. آلودگی با این باکتری‌ها اغلب در مرحله پر کردن بسته‌های شیر رخ داد. از 1/34% بسته‌های شیر پاستوریزه باکتری‌های گرم منفی سرماگرا و از 9/4% آن‌ها &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; جدا گردید. بیست و سه جدایه‌های &lt;em&gt;سودوموناس فلورسنس&lt;/em&gt; از نظر ویژگی‌های فنوتیپی و 16S-23S PCR ribotyping مورد بررسی قرار گرفتند و تحلیل فیلوژنتیکی بر اساس ویژگی‌های فنوتیپی و ژنوتیپی انجام شد. این جدایه‌ها در شش بیوتایپ (B1-B6) قرار گرفتند. در اغلب موارد یک ریبوتایپ مشخص برای هر بیوتایپ یافت شد، هر چند برای هر کدام از بیوتایپ‌های B2 و B6 دو ریبوتایپ مشخص گردید. روش  16S-23S PCR ribotyping امکان تفکیک جدایه‌ها را فراهم آورد و بر این اساس جدایه‌ها در 5 ریبو تایپ قرار گرفتند.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلودگی ثانویه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سودوموناس فلورسنس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ریبوتایپینگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فنوتایپینگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر آب شیرین شده بر تولید شیر و چندین ترکیب خونی گاوهای هلشتاین در شرایط استرس گرمایی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر آب شیرین شده بر تولید شیر و چندین ترکیب خونی گاوهای هلشتاین در شرایط استرس گرمایی</VernacularTitle>
			<FirstPage>233</FirstPage>
			<LastPage>238</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">124</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.124</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مجتبی</FirstName>
					<LastName>ارجمندفر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدجواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ابراهیم</FirstName>
					<LastName>روغنی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>خوروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>قربانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>05</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>دو گروه هفت رأسی از گاوهای پرتولید شکم اول با میانگین (و انحراف معیار) تولید 3/1 ± 0/35 کیلوگرم شیر در روز، روز شیردهی 3/4 ± 0/180 و وضعیت بدنی 2/0 ± 2/3 به کار برده شدند. گاوها با جیره دارای 35% سیلوی ذرت، 25% علوفه و 40% کنسانتره تغذیه شدند و به طور آزاد به نمک دسترسی داشتند. به یک گروه، آب دارای 1400 = TDS و به گروه دیگر آب شیرین شده دارای 570 = TDS در شرایط استرس گرمایی (شاخص دما-رطوبت بیشتر از ٧٢) داده شد. مقدار شیر روزانه، هفته‌ای یک بار اندازه‌گیری شد. برای اندازه‌گیری درصد پروتئین، چربی و لاکتوز شیر، نمونه‌برداری در روزهای 21 و 42 آزمایش انجام شد. برای اندازه‌گیری غلظت‌های سرمی &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Na، &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;K، &lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;Ca،&lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;Mg و هورمون‌های T3 و T4، خونگیری در روزهای 21 و 42 آزمایش، از سیاهرگ دمی انجام شد. برای اندازه‌گیری غلظت اسیدهای چرب فرار و pH شکمبه نمونه‌گیری از مایع شکمبه در روز 42 آزمایش انجام شد. مقدار و ترکیب شیر، غلظت کانی‌ها (بجز پتاسیم) و هورمون‌های تیرویید، غلظت اسیدهای چرب فرار و اسیدیته مایع شکمبه تغییر معنی‌داری نشان نداد (P&gt;0.05)، هر چند تولید شیر در گروه تغذیه شده با آب شیرین دو کیلوگرم بیشتر بود. غلظت پتاسیم خون به طور معنی‌داری در گروه تغذیه شده با آب شور بالاتر بود (P&lt;0.05). با توجه به یافته‌های این آزمایش، کاهش TDS آب در گاوداری مورد مطالعه ضروری نیست.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">دو گروه هفت رأسی از گاوهای پرتولید شکم اول با میانگین (و انحراف معیار) تولید 3/1 ± 0/35 کیلوگرم شیر در روز، روز شیردهی 3/4 ± 0/180 و وضعیت بدنی 2/0 ± 2/3 به کار برده شدند. گاوها با جیره دارای 35% سیلوی ذرت، 25% علوفه و 40% کنسانتره تغذیه شدند و به طور آزاد به نمک دسترسی داشتند. به یک گروه، آب دارای 1400 = TDS و به گروه دیگر آب شیرین شده دارای 570 = TDS در شرایط استرس گرمایی (شاخص دما-رطوبت بیشتر از ٧٢) داده شد. مقدار شیر روزانه، هفته‌ای یک بار اندازه‌گیری شد. برای اندازه‌گیری درصد پروتئین، چربی و لاکتوز شیر، نمونه‌برداری در روزهای 21 و 42 آزمایش انجام شد. برای اندازه‌گیری غلظت‌های سرمی &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;Na، &lt;sup&gt;+&lt;/sup&gt;K، &lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;Ca،&lt;sup&gt;+2&lt;/sup&gt;Mg و هورمون‌های T3 و T4، خونگیری در روزهای 21 و 42 آزمایش، از سیاهرگ دمی انجام شد. برای اندازه‌گیری غلظت اسیدهای چرب فرار و pH شکمبه نمونه‌گیری از مایع شکمبه در روز 42 آزمایش انجام شد. مقدار و ترکیب شیر، غلظت کانی‌ها (بجز پتاسیم) و هورمون‌های تیرویید، غلظت اسیدهای چرب فرار و اسیدیته مایع شکمبه تغییر معنی‌داری نشان نداد (P&gt;0.05)، هر چند تولید شیر در گروه تغذیه شده با آب شیرین دو کیلوگرم بیشتر بود. غلظت پتاسیم خون به طور معنی‌داری در گروه تغذیه شده با آب شور بالاتر بود (P&lt;0.05). با توجه به یافته‌های این آزمایش، کاهش TDS آب در گاوداری مورد مطالعه ضروری نیست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیرین کردن آب شور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هورمون‌های تیرویید</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مجموع مواد محلول در آب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>نگهداری سلول‌های بنیادی جنینی اسب در شرایط کشت مختلف</ArticleTitle>
<VernacularTitle>نگهداری سلول‌های بنیادی جنینی اسب در شرایط کشت مختلف</VernacularTitle>
			<FirstPage>239</FirstPage>
			<LastPage>248</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">125</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.125</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>ابویسانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آنگوس</FirstName>
					<LastName>مک کینون</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>دکتر آر. تیفور</FirstName>
					<LastName>تسیرلیوگلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آلن اُ.</FirstName>
					<LastName>ترانسن</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جیتونگ</FirstName>
					<LastName>گو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>10</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>سلول‌های بنیادی جنینی از توده سلولی داخلی (ICM) بلاستوسیست استحصال شده و با توانایی خودنوزایی نامحدود و پرتوانی خود مشخص می‌شوند. تاکنون فقط تعداد محدودی گزارش از جداسازی سلول‌های بنیادی جنینی در حیوانات و به ویژه اسب ارائه شده است، در حالیکه جداسازی سلول‌های بنیادی جنینی اسب به منظور بهره‌گیری از آن‌ها در بیوتکنولوژی و درمان بیماری‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در مطالعه اخیر، تلاش شد تا سلول‌های بنیادی جنینی اسب از بلاستوسیست تشکیل شده در رحم جدا شده و خصوصیت پرتوانی آن‌ها در شرایط کشت مختلف حفظ شود. سلول‌های بنیادی جنینی اولیه اسب بر روی سلول‌های فیبروبلاست جنینی موش قادر به تکثیر و خودنوزایی بودند. مطالعه ایمنوهیستوشیمی سلول‌های بنیادی جنینی اسب در پاساژ پانزدهم نشانگر وجود مارکرهای SSEA-1، Oct-4، TRA1-60، GCTM-2 و TRA1-81 در برخی از سلول‌های کلونی‌ها بود. در ادامه به منظور بهینه نمودن شرایط کشت سلولی، سلول‌های بنیادی جنینی اولیه در محیط کشت پایه واجد فاکتورهای رشد مختلف: 1) فقط hLIF، 2) فقط bFGF، 3) هم hLIF و هم bFGF و 4) بدون وجود هیچ فاکتور رشد در حضور و یا عدم حضور سلول‌های حمایت کننده هترولوگ (MEF) کشت داده شدند. نتایج حاصله نشان داد که سلول‌های حمایت کننده هترولوگ برای حفظ حالت تمایز نیافته سلول‌های بنیادی جنینی اسب ضروری هستند و مورفولوژی سلول‌های بنیادی جنینی بدون توجه به وجود و یا عدم وجود hLIF حفظ می‌شود. یافته‌های ما پیشنهاد می‌کند که hLIF نه یک فاکتور ضروری و نه یک فاکتور منفی برای رشد سلول‌های بنیادی جنینی اسب می‌باشد؛ به نظر می‌رسد که bFGF تاثیر منفی داشته و ترکیب توامان این دو فاکتور قادر به بهبود وضعیت شرایط کشت سلول‌های بنیادی جنینی اسب نمی‌باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">سلول‌های بنیادی جنینی از توده سلولی داخلی (ICM) بلاستوسیست استحصال شده و با توانایی خودنوزایی نامحدود و پرتوانی خود مشخص می‌شوند. تاکنون فقط تعداد محدودی گزارش از جداسازی سلول‌های بنیادی جنینی در حیوانات و به ویژه اسب ارائه شده است، در حالیکه جداسازی سلول‌های بنیادی جنینی اسب به منظور بهره‌گیری از آن‌ها در بیوتکنولوژی و درمان بیماری‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در مطالعه اخیر، تلاش شد تا سلول‌های بنیادی جنینی اسب از بلاستوسیست تشکیل شده در رحم جدا شده و خصوصیت پرتوانی آن‌ها در شرایط کشت مختلف حفظ شود. سلول‌های بنیادی جنینی اولیه اسب بر روی سلول‌های فیبروبلاست جنینی موش قادر به تکثیر و خودنوزایی بودند. مطالعه ایمنوهیستوشیمی سلول‌های بنیادی جنینی اسب در پاساژ پانزدهم نشانگر وجود مارکرهای SSEA-1، Oct-4، TRA1-60، GCTM-2 و TRA1-81 در برخی از سلول‌های کلونی‌ها بود. در ادامه به منظور بهینه نمودن شرایط کشت سلولی، سلول‌های بنیادی جنینی اولیه در محیط کشت پایه واجد فاکتورهای رشد مختلف: 1) فقط hLIF، 2) فقط bFGF، 3) هم hLIF و هم bFGF و 4) بدون وجود هیچ فاکتور رشد در حضور و یا عدم حضور سلول‌های حمایت کننده هترولوگ (MEF) کشت داده شدند. نتایج حاصله نشان داد که سلول‌های حمایت کننده هترولوگ برای حفظ حالت تمایز نیافته سلول‌های بنیادی جنینی اسب ضروری هستند و مورفولوژی سلول‌های بنیادی جنینی بدون توجه به وجود و یا عدم وجود hLIF حفظ می‌شود. یافته‌های ما پیشنهاد می‌کند که hLIF نه یک فاکتور ضروری و نه یک فاکتور منفی برای رشد سلول‌های بنیادی جنینی اسب می‌باشد؛ به نظر می‌رسد که bFGF تاثیر منفی داشته و ترکیب توامان این دو فاکتور قادر به بهبود وضعیت شرایط کشت سلول‌های بنیادی جنینی اسب نمی‌باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سلول‌های بنیادی جنینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">hLIF</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">hbFGF</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">MEF</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>ارتباط بین حساسیت ضد میکروبی جدایه‌های ورم پستان تحت بالینی در گاو با پیامد درمان در گاوهای شیرده</ArticleTitle>
<VernacularTitle>ارتباط بین حساسیت ضد میکروبی جدایه‌های ورم پستان تحت بالینی در گاو با پیامد درمان در گاوهای شیرده</VernacularTitle>
			<FirstPage>249</FirstPage>
			<LastPage>254</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">126</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.126</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>کسروی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>بلورچی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیما</FirstName>
					<LastName>فرزانه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسام‌الدین</FirstName>
					<LastName>سیفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>برین</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پرویز</FirstName>
					<LastName>هورشتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرامرز</FirstName>
					<LastName>قراگزلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی پاتوژن‌های ورم پستان تحت بالینی&lt;em&gt; &lt;/em&gt;با پیامد درمان به دنبال تجویز داخل پستانی فراورده داخل پستانی حاوی نفسیلین، پنی‌سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین بوده است. در مجموع 86 پاتوژن داخل پستانی از 43 رأس گاو در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. بیشتر عفونت‌های داخل پستانی از استافیلوکوک‌های کوآگولاز منفی، کُلیفُرم‌ها و استرپتوکوک‌های محیطی ناشی شده بود. حساسیت آنتی‌بیوتیکی به روش انتشار دیسک تعیین گردید. نرخ بهبودی باکتریولوژیک برای جدایه‌های حساس، نسبتا حساس و مقاوم در گروه درمانی استاندارد (3 تزریق داخل پستانی فراورده مذکور با فواصل 24 ساعته) به ترتیب، 4/84%، 9/88% و 100% بود. این ارقام در گروه درمانی تمدید شده (6 تزریق داخل پستانی با فواصل 24 ساعته) برای هر سه گروه حساسیت 100% به دست آمد. نتایج درمان با نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی همخوانی نداشت. بر اساس نتایج این مطالعه، نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی به روش انتشار دیسک جهت پیشگویی پیامد باکتریولوژیک در درمان عفونت‌های داخل پستانی با استفاده از ترکیب نفسیلین، پنی‌سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین مفید نیست.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> هدف از مطالعه حاضر تعیین ارتباط نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی پاتوژن‌های ورم پستان تحت بالینی&lt;em&gt; &lt;/em&gt;با پیامد درمان به دنبال تجویز داخل پستانی فراورده داخل پستانی حاوی نفسیلین، پنی‌سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین بوده است. در مجموع 86 پاتوژن داخل پستانی از 43 رأس گاو در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفتند. بیشتر عفونت‌های داخل پستانی از استافیلوکوک‌های کوآگولاز منفی، کُلیفُرم‌ها و استرپتوکوک‌های محیطی ناشی شده بود. حساسیت آنتی‌بیوتیکی به روش انتشار دیسک تعیین گردید. نرخ بهبودی باکتریولوژیک برای جدایه‌های حساس، نسبتا حساس و مقاوم در گروه درمانی استاندارد (3 تزریق داخل پستانی فراورده مذکور با فواصل 24 ساعته) به ترتیب، 4/84%، 9/88% و 100% بود. این ارقام در گروه درمانی تمدید شده (6 تزریق داخل پستانی با فواصل 24 ساعته) برای هر سه گروه حساسیت 100% به دست آمد. نتایج درمان با نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی همخوانی نداشت. بر اساس نتایج این مطالعه، نتایج آزمون حساسیت ضد میکروبی به روش انتشار دیسک جهت پیشگویی پیامد باکتریولوژیک در درمان عفونت‌های داخل پستانی با استفاده از ترکیب نفسیلین، پنی‌سیلین و دی هایدرواسترپتومایسین مفید نیست.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو شیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان تحت بالینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آزمون حساسیت</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درمان</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه بافت‌شناسی و شیمی بافتی لوله گوارشی در گربه ماهی راه رونده و پیرانا</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه بافت‌شناسی و شیمی بافتی لوله گوارشی در گربه ماهی راه رونده و پیرانا</VernacularTitle>
			<FirstPage>255</FirstPage>
			<LastPage>261</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">130</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.130</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمدرضا</FirstName>
					<LastName>راجی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احسان</FirstName>
					<LastName>نوروزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>23</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>مطالعه بافت‌شناسی دستگاه گوارش در گونه‌های مختلف ماهی جهت شناسایی بیماری‌های دستگاه گوارش آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد لذا در این تحقیق که برای اولین بار انجام گرفته است ساختمان بافتی و شیمی بافتی دستگاه گوارش در دو گونه ماهی، گربه ماهی راه رونده (همه چیز خوار) و پیرانا (گوشتخوار) مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور 5 قطعه گربه ماهی (طول 32 سانتی‌متر و وزن 240 گرم) و 5 قطعه ماهی پیرانا (طول 22 سانتی‌متر و وزن 190 گرم) بالغ و سالم و از جنس نر تهیه گردید، سپس ماهی‌ها به روش انسانی کشته شده، برشی در سطح شکمی آن‌ها داده شده و مری، معده و روده‌ها خارج گردید، از بخش‌های مختلف شامل مری (ابتدا و انتها)، معده (کاردیا، فوندوس، پیلور) و روده‌ها (ابتدا، انتها، روده‌های کور پیلوریک) نمونه بافتی به ابعاد نیم سانتی‌متر تهیه و بعد از شستشو با فسفات بافر در محلول بوئن ثابت گردیدند، مراحل آبگیری، شفاف کردن و آغشتگی با پارافین برای تمام نمونه‌ها انجام گرفت و برش بافتی به ضخامت 5 تا 7 میکرومتر تهیه و با رنگ‌های هماتوکسیلین و ائوزین، ون گیسون، ورهوف، آلسین بلو، پاس، رنگ‌آمیزی و به وسیله میکروسکوپ نوری الیمپوس مطالعه و تصاویر بافتی تهیه گردید. نتایج نشان داد که در تمام بخش‌های دستگاه گوارش در هر دو گونه چهار لایه بافتی شامل مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و سروزی از داخل به خارج مشابه سایر گونه‌های ماهی دیده می‌شود. مخاط مری در گربه ماهی و پیرانا دارای چین‌های طولی عمیق فراوان و اپیتلیومی از نوع سنگفرشی مطبق غیر شاخی به همراه سلول‌های موکوسی فراوان می‌باشد که موکوس این سلول‌ها در رنگ‌آمیزی پاس و آلسین بلو مثبت شدند، جوانه‌های چشایی و عضله مخاطی در ساختمان بافتی مقاطع عرضی مری در این دو گونه مشاهده نشد. در نمونه‌های مری گربه ماهی و پیرانا لایه عضلانی مخطط به صورت طولی داخلی و حلقوی خارجی و در تمام طول مری مشاهد گردید. مخاط معده دارای اپیتلیومی از نوع استوانه‌ای ساده بوده و دارای پیت‌های معده می‌باشد.لایه موکوسی معدی در هر دو گونه پاس مثبت و آلسین بلو منفی می‌باشد. لایه مخاطی روده در گربه ماهی و پیرانا دارای تعداد زیادی چین می‌باشد و اپیتلیوم مخاط روده نوع استوانه‌ای ساده به همراه سلول‌های موکوسی است که رنگ‌پذیری این سلول‌ها برای پاس و آلسین بلو مثبت می‌باشد، تعداد سلول‌های موکوسی در گربه ماهی به مراتب بیشتر از ماهی پیرانا مشاهده شد. روده‌های کور پیلوریک که به صورت زوائد کوچک چسبیده به معده و تنها در پیرانا مشاهده گردید دارای اپیتلیومی از نوع استوانه‌ای ساده بوده و ترشحات موکوسی در آن از نوع خنثی می‌باشد. مطالعه انجام شده نشان داد که ساختمان بافتی و هیستوشیمی در این دو گونه ماهی با وجود نوع تغذیه متفاوت تشابه زیادی با هم داشته و تفاوت‌های مشاهده شده عبارتند از وجود زوائد روده کور پیلوریک در معده پیرانا و عدم حضور آن در گربه ماهی، عدم حضور جوانه چشایی در مری هر دو گونه و همچنین حضور تعداد زیادی سلول‌های جامی با ترشحات موکوسی در اپیتلیوم روده در پیرانا نسبت به گربه ماهی. درآخر مشاهده گردید که خصوصیات هیستوشیمی ترشحات موکوسی سطح مخاطات با وجود نوع تغذیه متفاوت در دو گونه از یک نوع می‌باشد و لذا نوع تغذیه متفاوت نمی‌تواند تاثیر زیادی بر خصوصیات هیستوشیمیایی لوله گوارش در این دو گونه ماهی داشته باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">مطالعه بافت‌شناسی دستگاه گوارش در گونه‌های مختلف ماهی جهت شناسایی بیماری‌های دستگاه گوارش آن‌ها از اهمیت زیادی برخوردار می‌باشد لذا در این تحقیق که برای اولین بار انجام گرفته است ساختمان بافتی و شیمی بافتی دستگاه گوارش در دو گونه ماهی، گربه ماهی راه رونده (همه چیز خوار) و پیرانا (گوشتخوار) مورد مطالعه قرار گرفت. برای این منظور 5 قطعه گربه ماهی (طول 32 سانتی‌متر و وزن 240 گرم) و 5 قطعه ماهی پیرانا (طول 22 سانتی‌متر و وزن 190 گرم) بالغ و سالم و از جنس نر تهیه گردید، سپس ماهی‌ها به روش انسانی کشته شده، برشی در سطح شکمی آن‌ها داده شده و مری، معده و روده‌ها خارج گردید، از بخش‌های مختلف شامل مری (ابتدا و انتها)، معده (کاردیا، فوندوس، پیلور) و روده‌ها (ابتدا، انتها، روده‌های کور پیلوریک) نمونه بافتی به ابعاد نیم سانتی‌متر تهیه و بعد از شستشو با فسفات بافر در محلول بوئن ثابت گردیدند، مراحل آبگیری، شفاف کردن و آغشتگی با پارافین برای تمام نمونه‌ها انجام گرفت و برش بافتی به ضخامت 5 تا 7 میکرومتر تهیه و با رنگ‌های هماتوکسیلین و ائوزین، ون گیسون، ورهوف، آلسین بلو، پاس، رنگ‌آمیزی و به وسیله میکروسکوپ نوری الیمپوس مطالعه و تصاویر بافتی تهیه گردید. نتایج نشان داد که در تمام بخش‌های دستگاه گوارش در هر دو گونه چهار لایه بافتی شامل مخاط، زیر مخاط، لایه عضلانی و سروزی از داخل به خارج مشابه سایر گونه‌های ماهی دیده می‌شود. مخاط مری در گربه ماهی و پیرانا دارای چین‌های طولی عمیق فراوان و اپیتلیومی از نوع سنگفرشی مطبق غیر شاخی به همراه سلول‌های موکوسی فراوان می‌باشد که موکوس این سلول‌ها در رنگ‌آمیزی پاس و آلسین بلو مثبت شدند، جوانه‌های چشایی و عضله مخاطی در ساختمان بافتی مقاطع عرضی مری در این دو گونه مشاهده نشد. در نمونه‌های مری گربه ماهی و پیرانا لایه عضلانی مخطط به صورت طولی داخلی و حلقوی خارجی و در تمام طول مری مشاهد گردید. مخاط معده دارای اپیتلیومی از نوع استوانه‌ای ساده بوده و دارای پیت‌های معده می‌باشد.لایه موکوسی معدی در هر دو گونه پاس مثبت و آلسین بلو منفی می‌باشد. لایه مخاطی روده در گربه ماهی و پیرانا دارای تعداد زیادی چین می‌باشد و اپیتلیوم مخاط روده نوع استوانه‌ای ساده به همراه سلول‌های موکوسی است که رنگ‌پذیری این سلول‌ها برای پاس و آلسین بلو مثبت می‌باشد، تعداد سلول‌های موکوسی در گربه ماهی به مراتب بیشتر از ماهی پیرانا مشاهده شد. روده‌های کور پیلوریک که به صورت زوائد کوچک چسبیده به معده و تنها در پیرانا مشاهده گردید دارای اپیتلیومی از نوع استوانه‌ای ساده بوده و ترشحات موکوسی در آن از نوع خنثی می‌باشد. مطالعه انجام شده نشان داد که ساختمان بافتی و هیستوشیمی در این دو گونه ماهی با وجود نوع تغذیه متفاوت تشابه زیادی با هم داشته و تفاوت‌های مشاهده شده عبارتند از وجود زوائد روده کور پیلوریک در معده پیرانا و عدم حضور آن در گربه ماهی، عدم حضور جوانه چشایی در مری هر دو گونه و همچنین حضور تعداد زیادی سلول‌های جامی با ترشحات موکوسی در اپیتلیوم روده در پیرانا نسبت به گربه ماهی. درآخر مشاهده گردید که خصوصیات هیستوشیمی ترشحات موکوسی سطح مخاطات با وجود نوع تغذیه متفاوت در دو گونه از یک نوع می‌باشد و لذا نوع تغذیه متفاوت نمی‌تواند تاثیر زیادی بر خصوصیات هیستوشیمیایی لوله گوارش در این دو گونه ماهی داشته باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بافت‌شناسی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">دستگاه گوارش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه ماهی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پیرانا</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شناسایی تیلریاهای گوسفندی در نیمه شرقی کشور با روش‌های nested PCR-RFLP و میکروسکوپی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شناسایی تیلریاهای گوسفندی در نیمه شرقی کشور با روش‌های nested PCR-RFLP و میکروسکوپی</VernacularTitle>
			<FirstPage>262</FirstPage>
			<LastPage>266</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">131</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.131</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>حیدرپور بمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پروانه</FirstName>
					<LastName>خضرائی‌نیا</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حمیدرضا</FirstName>
					<LastName>حدادزاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بهرام</FirstName>
					<LastName>کاظمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شایع بوده و برخی از آن‌ها موجب خسارات اقتصادی زیادی در نشخوارکنندگان می‌گردند. دو گونه &lt;em&gt;تیلریا لستوکاردی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تیلریا اویس&lt;/em&gt; به عنوان عوامل ایجاد کننده تیلریوز گوسفندی در ایران در نظر گرفته می‌شوند. اما جوانب اپیدمیولوژیک تیلریوز گوسفندی در ایران به خوبی شناخته نشده و انجام مطالعات بیشتر با استفاده از روش‌های حساس و اختصاصی مورد نیاز است. در مطالعه گذشته، ما یک روش nested PCR-RFLP برای تشخیص گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; در گوسفندان طراحی نمودیم. در مطالعه حاضر گونه‌های &lt;em&gt;تیلریای&lt;/em&gt; درگیر در تیلریوز گوسفندی در پنج منطقه مختلف نیمه شرقی ایران (زابل، لار، فردوس، سمنان و گرگان) ارزیابی گردید. از 220 نمونه خون حاوی EDTA جمع‌آوری شده از گوسفندان در مناطق فوق، 60 درصد (220/132) آن‌ها در روش nested-PCR آلودگی با گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; را نشان دادند، در حالی که با بررسی میکروسکوپی تنها 27/22 درصد (220/49) نمونه‌ها مثبت تشخیص داده شدند. در آزمایش RFLP محصولات PCR، 3/55 درصد (132/73) نمونه‌های خون آلوده به &lt;em&gt;تیلریا لستوکاردی&lt;/em&gt; و 7/44 درصد (132/59) آلوده به &lt;em&gt;تیلریا اویس&lt;/em&gt; تشخیص داده شدند. در این مقاله میزان آلودگی با این دو گونه در مناطق مختلف مورد مقایسه قرار خواهد گرفت. مطالعه حاضر اولین مطالعه‌ای است که در آن با استفاده از روش‌های مولکولی تیلریوز گوسفندان در مناطق مختلف ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است.
 </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; در مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری جهان شایع بوده و برخی از آن‌ها موجب خسارات اقتصادی زیادی در نشخوارکنندگان می‌گردند. دو گونه &lt;em&gt;تیلریا لستوکاردی&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;تیلریا اویس&lt;/em&gt; به عنوان عوامل ایجاد کننده تیلریوز گوسفندی در ایران در نظر گرفته می‌شوند. اما جوانب اپیدمیولوژیک تیلریوز گوسفندی در ایران به خوبی شناخته نشده و انجام مطالعات بیشتر با استفاده از روش‌های حساس و اختصاصی مورد نیاز است. در مطالعه گذشته، ما یک روش nested PCR-RFLP برای تشخیص گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; در گوسفندان طراحی نمودیم. در مطالعه حاضر گونه‌های &lt;em&gt;تیلریای&lt;/em&gt; درگیر در تیلریوز گوسفندی در پنج منطقه مختلف نیمه شرقی ایران (زابل، لار، فردوس، سمنان و گرگان) ارزیابی گردید. از 220 نمونه خون حاوی EDTA جمع‌آوری شده از گوسفندان در مناطق فوق، 60 درصد (220/132) آن‌ها در روش nested-PCR آلودگی با گونه‌های &lt;em&gt;تیلریا&lt;/em&gt; را نشان دادند، در حالی که با بررسی میکروسکوپی تنها 27/22 درصد (220/49) نمونه‌ها مثبت تشخیص داده شدند. در آزمایش RFLP محصولات PCR، 3/55 درصد (132/73) نمونه‌های خون آلوده به &lt;em&gt;تیلریا لستوکاردی&lt;/em&gt; و 7/44 درصد (132/59) آلوده به &lt;em&gt;تیلریا اویس&lt;/em&gt; تشخیص داده شدند. در این مقاله میزان آلودگی با این دو گونه در مناطق مختلف مورد مقایسه قرار خواهد گرفت. مطالعه حاضر اولین مطالعه‌ای است که در آن با استفاده از روش‌های مولکولی تیلریوز گوسفندان در مناطق مختلف ایران مورد ارزیابی قرار گرفته است.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تیلریوز گوسفندی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تیلریا اویس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تیلریا لستوکاردی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">nested PCR-RFLP</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>اثر ویتامین ث بر ویژگی‌های بیضه و منی بزهای مرخز</ArticleTitle>
<VernacularTitle>اثر ویتامین ث بر ویژگی‌های بیضه و منی بزهای مرخز</VernacularTitle>
			<FirstPage>267</FirstPage>
			<LastPage>272</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">132</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.132</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>پریسا</FirstName>
					<LastName>فاضلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدجواد</FirstName>
					<LastName>ضمیری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>فرشاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>بهروز</FirstName>
					<LastName>خلیلی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>اثر تزریق زیرپوستی ویتامین ث بر ویژگی‌های منی بزهای مرخز (٢ تا ٤ سال سن) بررسی شد. بزهای نر به سه گروه چهار تایی تقسیم و به ترتیب، با مقادیر صفر (یک میلی‌لیتر محلول نمک فیزیولوژیک)، ٢٠ میلی‌گرم و ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث به ازای هر کیلوگرم وزن زنده و به طور روزانه بین ٦ ژوئیه ٢٠٠٦ تا ٦ اکتبر ٢٠٠٦ (١٥ تیرماه تا ١٥ مهرماه ١٣٨٥) تزریق شدند. نمونه‌های خون از سیاهرگ گردن، ماهانه و نمونه‌های منی هر ١٥ روز یکبار با به کارگیری واژن مصنوعی، گرفته شد. ابعاد بیضه (محیط بیضه‌ها درون اسکروتوم، و طول و عرض آن‌ها) یک روز پیش از اسپرم‌گیری، اندازه‌گیری شد. اثر اصلی ویتامین ث و برهم‌‌کنش بین ویتامین ث و زمان نمونه‌برداری بر اندازه‌های بیضه معنی‌دار نبود. اثر برهم‌کنش ویتامین ث و زمان نمونه‌برداری بر غلظت ویتامین ث در پلاسمای خون و مایع منی، و نیز بر میزان جنبایی اسپرم، درصد اسپرم زنده، ناهنجاری‌های اسپرم، و شمار کل اسپرم زنده و بهنجار معنی‌دار بود. ویتامین ث موجب افزایش معنی‌دار درصد اسپرم‌های دارای حرکت پیشرونده شد. مقدار ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث موجب افزایش میزان جنبایی اسپرم‌ها شد و این اثر تا یک ماه پس از قطع تزریق ویتامین، هم‌چنان دیده شد. درصد اسپرم‌های زنده و حرکت کلّی اسپرم‌ها نیز الگوی همانندی را نشان دادند. تأثیر دوزهای ٢٠ و ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث بر کاهش درصد اسپرم‌های نابهنجار یکسان بود. شمار کل اسپرم‌های زنده و بهنجار نیز در پی تزریق ویتامین ث افزایش یافت و این اثر تا مدتی پس از قطع تزریق ویتامین ث، پدیدار بود. یافته‌های این آزمایش، اهمیت ویتامین ث را برای تولیدمثل بزهای نر نشان می‌دهد، هم‌چنان که برای دیگر پستانداران نیز گزارش شده است. از سویی‏، در برخی شرایط ممکن است سنتز ویتامین ث در بدن نشخوارکنندگان برای تولید مثل بهینه، بسنده نباشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">اثر تزریق زیرپوستی ویتامین ث بر ویژگی‌های منی بزهای مرخز (٢ تا ٤ سال سن) بررسی شد. بزهای نر به سه گروه چهار تایی تقسیم و به ترتیب، با مقادیر صفر (یک میلی‌لیتر محلول نمک فیزیولوژیک)، ٢٠ میلی‌گرم و ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث به ازای هر کیلوگرم وزن زنده و به طور روزانه بین ٦ ژوئیه ٢٠٠٦ تا ٦ اکتبر ٢٠٠٦ (١٥ تیرماه تا ١٥ مهرماه ١٣٨٥) تزریق شدند. نمونه‌های خون از سیاهرگ گردن، ماهانه و نمونه‌های منی هر ١٥ روز یکبار با به کارگیری واژن مصنوعی، گرفته شد. ابعاد بیضه (محیط بیضه‌ها درون اسکروتوم، و طول و عرض آن‌ها) یک روز پیش از اسپرم‌گیری، اندازه‌گیری شد. اثر اصلی ویتامین ث و برهم‌‌کنش بین ویتامین ث و زمان نمونه‌برداری بر اندازه‌های بیضه معنی‌دار نبود. اثر برهم‌کنش ویتامین ث و زمان نمونه‌برداری بر غلظت ویتامین ث در پلاسمای خون و مایع منی، و نیز بر میزان جنبایی اسپرم، درصد اسپرم زنده، ناهنجاری‌های اسپرم، و شمار کل اسپرم زنده و بهنجار معنی‌دار بود. ویتامین ث موجب افزایش معنی‌دار درصد اسپرم‌های دارای حرکت پیشرونده شد. مقدار ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث موجب افزایش میزان جنبایی اسپرم‌ها شد و این اثر تا یک ماه پس از قطع تزریق ویتامین، هم‌چنان دیده شد. درصد اسپرم‌های زنده و حرکت کلّی اسپرم‌ها نیز الگوی همانندی را نشان دادند. تأثیر دوزهای ٢٠ و ٤٠ میلی‌گرم ویتامین ث بر کاهش درصد اسپرم‌های نابهنجار یکسان بود. شمار کل اسپرم‌های زنده و بهنجار نیز در پی تزریق ویتامین ث افزایش یافت و این اثر تا مدتی پس از قطع تزریق ویتامین ث، پدیدار بود. یافته‌های این آزمایش، اهمیت ویتامین ث را برای تولیدمثل بزهای نر نشان می‌دهد، هم‌چنان که برای دیگر پستانداران نیز گزارش شده است. از سویی‏، در برخی شرایط ممکن است سنتز ویتامین ث در بدن نشخوارکنندگان برای تولید مثل بهینه، بسنده نباشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بز نر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">منی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اسپرم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بیضه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ویتامین ث</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جستجوی آنتی‌ژنی کریپتوسپوریدیوم پارووم در سگ‌های شهری و روستایی شهرستان اهواز، جنوب غرب ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جستجوی آنتی‌ژنی کریپتوسپوریدیوم پارووم در سگ‌های شهری و روستایی شهرستان اهواز، جنوب غرب ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>273</FirstPage>
			<LastPage>278</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">143</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.143</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهمن</FirstName>
					<LastName>مصلی‌نژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>حمیدی نجات</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>آویزه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>قربانپور نجف‌آبادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>راضی جلالی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>14</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;em&gt; کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; یک انگل تک یاخته‌ای مشترک بین انسان و دام بوده و تعداد زیادی از میزبانان مهره‌دار را مبتلا می‌کند. مطالعه اخیر جهت تعیین شیوع &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; در سگ‌های شهری و روستایی منطقه اهواز انجام شده بود. نمونه‌های مدفوع از 93 قلاده سگ به صورت تصادفی و در فاصله اردیبهشت ماه 1384 تا شهریور ماه 1386 به دست آمدند. سگ‌های تحت مطالعه به 2 گروه (شهری و روستایی) و بر اساس سن به 3 گروه (کمتر از 6 ماه، 6 ماه تا 3 سال و بالای 3 سال) تقسیم بندی شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای و آزمون دقیق فیشر مورد آنالیز قرار گرفتند. میزان شیوع &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; در این سگ‌ها، 3/4% (4 تا از 93 مورد)، با استفاده از روش الایزا به دست آمد و این نشان می‌دهد که آنتی‌ژن آن در اکوسیستم محیط موجود است. اگر چه میزان شیوع عفونت در سگ‌های روستایی (3 تا از 47 مورد؛ 4/6%) در مقایسه با سگ‌های شهری (یکی از 46 مورد؛ 17/2%) بیشتر بود اما تفاوت معنی‌داری از نظر آماری بین گروه‌های مختلف دیده نشدند (P&gt;0.05). با این وجود عفونت، شیوع بیشتری در سگ‌های اسهالی (3 تا از 17 مورد؛ 65/17%) در مقایسه با سگ‌های غیر اسهالی (یکی از 76 مورد؛ 3/1%) داشت و تفاوت از نظر آماری نیز معنی‌دار بود .(P=0.019) عفونت بین گروه‌های سنی مختلف نیز معنی‌دار نبود (P&gt;0.05). وقوع همزمان &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; با دیستمپر (1 نمونه) و پاروویروس (1 نمونه) در سگ‌های مورد مطالعه دیده شد. رنگ‌آمیزی زیل-نلسون تغییر شکل یافته نیز انجام شده بود و شیوع عفونت 15/2% (2 تا از 93 مورد) به دست آمد. این مطالعه نشان داد که &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; می‌تواند به عنوان یک فاکتور خطر، به ویژه برای سگ‌هایی که در تماس با یکدیگر هستند در جمعیت سگ‌های شهری و روستایی مطرح باشد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;em&gt; کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; یک انگل تک یاخته‌ای مشترک بین انسان و دام بوده و تعداد زیادی از میزبانان مهره‌دار را مبتلا می‌کند. مطالعه اخیر جهت تعیین شیوع &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; در سگ‌های شهری و روستایی منطقه اهواز انجام شده بود. نمونه‌های مدفوع از 93 قلاده سگ به صورت تصادفی و در فاصله اردیبهشت ماه 1384 تا شهریور ماه 1386 به دست آمدند. سگ‌های تحت مطالعه به 2 گروه (شهری و روستایی) و بر اساس سن به 3 گروه (کمتر از 6 ماه، 6 ماه تا 3 سال و بالای 3 سال) تقسیم بندی شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای و آزمون دقیق فیشر مورد آنالیز قرار گرفتند. میزان شیوع &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; در این سگ‌ها، 3/4% (4 تا از 93 مورد)، با استفاده از روش الایزا به دست آمد و این نشان می‌دهد که آنتی‌ژن آن در اکوسیستم محیط موجود است. اگر چه میزان شیوع عفونت در سگ‌های روستایی (3 تا از 47 مورد؛ 4/6%) در مقایسه با سگ‌های شهری (یکی از 46 مورد؛ 17/2%) بیشتر بود اما تفاوت معنی‌داری از نظر آماری بین گروه‌های مختلف دیده نشدند (P&gt;0.05). با این وجود عفونت، شیوع بیشتری در سگ‌های اسهالی (3 تا از 17 مورد؛ 65/17%) در مقایسه با سگ‌های غیر اسهالی (یکی از 76 مورد؛ 3/1%) داشت و تفاوت از نظر آماری نیز معنی‌دار بود .(P=0.019) عفونت بین گروه‌های سنی مختلف نیز معنی‌دار نبود (P&gt;0.05). وقوع همزمان &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; با دیستمپر (1 نمونه) و پاروویروس (1 نمونه) در سگ‌های مورد مطالعه دیده شد. رنگ‌آمیزی زیل-نلسون تغییر شکل یافته نیز انجام شده بود و شیوع عفونت 15/2% (2 تا از 93 مورد) به دست آمد. این مطالعه نشان داد که &lt;em&gt;کریپتوسپوریدیوم پارووم&lt;/em&gt; می‌تواند به عنوان یک فاکتور خطر، به ویژه برای سگ‌هایی که در تماس با یکدیگر هستند در جمعیت سگ‌های شهری و روستایی مطرح باشد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کریپتوسپوریدیوم پارووم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">الایزا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سگ</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اهواز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>بررسی مقایسه‌ای عیار پادتن ناشی از مصرف دو نوع واکسن تهیه شده بر روی کشت سلول (BHK) در سگ‌های تحت مطالعه به روش تست سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس (RFFIT) در شرایط تجربی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>بررسی مقایسه‌ای عیار پادتن ناشی از مصرف دو نوع واکسن تهیه شده بر روی کشت سلول (BHK) در سگ‌های تحت مطالعه به روش تست سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس (RFFIT) در شرایط تجربی</VernacularTitle>
			<FirstPage>279</FirstPage>
			<LastPage>282</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">144</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.144</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>محمدعلی</FirstName>
					<LastName>راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شهرام</FirstName>
					<LastName>جمشیدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>شایان</FirstName>
					<LastName>شعاعی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>باهنر</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سوسن</FirstName>
					<LastName>سیمانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد</FirstName>
					<LastName>فیاض</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>زواره‌ای</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علیرضا</FirstName>
					<LastName>جنانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>تقی‌خانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید جاوید</FirstName>
					<LastName>آل‌داود</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>علیاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نادر</FirstName>
					<LastName>هویزی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ناصر</FirstName>
					<LastName>اسلامی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پیوند</FirstName>
					<LastName>بیگلری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ایمان</FirstName>
					<LastName>راد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>16</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>هاری بیماری ویروسی کشنده‌ای، با نشانه‌های بالینی آنسفالیت حاد می‌باشد که به وسیله نوعی ویروس ”نوروتروپ“ انتقال پیدا می‌کند. این ویروس در خانواده رابدوویریده و جنس ”لیسا ویروس“ قرار دارد. انتقال بیماری به انسان تقریبا در تمام موارد به دنبال آلودگی با بزاق پستانداران صورت می‌گیرد. ویروس هاری از طریق آلودگی ناحیه گاز گرفته شده به داخل محل جراحت در واقع تزریق می‌شود. با توجه به تثبیت ویروس در سیستم عصبی مرکزی، تقریبا تمام موارد بیماری باعث مرگ حیوان و یا انسان مبتلا به هاری خواهد شد. از این رو نقش واکسیناسیون در کنترل بیماری هاری در حیوانات و همچنین روش‌های درمانی پس از گزش در افراد گاز گرفته شده توسط حیوانات مشکوک به هاری، با استفاده از واکسن‌های کشت سلولی از مدت‌ها قبل مورد توجه محققین قرار داشته است. در مطالعه حاضر، واکسن هاری BHK تهیه شده در انستیتو پاستور ایران با نوع مشابه خارجی آن تهیه شده در شرکت خدمات بهداشتی حیوانی شرینگ-پلاگ اسپانیا، بر روی 12 قلاده سگ در دو گروه 6 تایی مورد بررسی قرار گرفت. از خون حیوانات مذکور در طی 18 ماه، ماهانه یکبار نمونه‌گیری به عمل آمد. در انتهای هر ماه عیار پادتن (آنتی بادی) خنثی کننده هاری با استفاده از روش تست سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس (RFFIT) در نمونه‌های سرم در آزمایشگاه اختصاصی بخش هاری انستیتو پاستور ایران، مورد ارزیابی و اندازه‌گیری دقیق قرار گرفت. در هر دو گروه حیوانات تحت بررسی پاسخ کافی ایمنی‌زایی تا حداقل یک سال پس از تزریق واکسن‌ها، بدون ایجاد هر گونه عوارض جانبی، ادامه داشت. با توجه به اثرات ایمنی‌زایی واکسن هاری چه ایرانی و چه غیر ایرانی، تزریق سالانه یک نوبت از آن‌ها جهت ایجاد ایمنی در سگ‌های سالم برای پیشگیری از هاری کافی خواهد بود. میانگین تیتر پادتن در پایان مطالعه و در انتهای ماه هجدهم پس از تزریق واکسن ”رابدومون“ اسپانیایی در سگ‌های گروه اول (خارجی) برابر با 60/0 ولی در سگ‌های گروه دوم (ایرانی) برابر با 65/0 واحد بین‌المللی در هر میلی‌لیتر سرم بود که اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود. استاندارد جهانی (WHO) میزان حداقل تیتر پادتن برای پیشگیری از هاری در انسان و دام 50/0 واحد بین‌المللی در هر میلی‌لیتر سرم خون می‌باشد که در این مطالعه میانگین آن حتی تا پایان ماه هفدهم پس از تزریق واکسن‌های BHK کشت سلولی در سطح قابل قبولی بود (نیم واحد بین‌المللی در میلی‌لیتر سرم یا بالاتر). اما، در پایان ماه هجدهم اندازه این تیتر در 2 قلاده از سگ‌های گروه اول (مصرف واکسن خارجی) و در یک قلاده سگ از گروه دوم (مصرف واکسن ایرانی) در حد 40/0 واحد بین‌المللی در یک میلی‌لیتر سرم بود که از نظر حفظ ایمنی سگ‌ها علیه هاری در حد قابل قبول نمی‌باشد. لذا، در شرایط اپیدمیولوژی و انتشار بیماری هاری در کشور ما (ایران)، تزریق واکسن هاری به طور سالانه (حداقل هر 12 ماه یکبار) در سگ‌های خانگی، زنده یاب، شکاری، و سگ‌های گله و نگهبان که در معرض خطر گاز گرفتگی توسط حیوانات دیگر هستند، همواره موکدا توصیه می‌شود.
 </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">هاری بیماری ویروسی کشنده‌ای، با نشانه‌های بالینی آنسفالیت حاد می‌باشد که به وسیله نوعی ویروس ”نوروتروپ“ انتقال پیدا می‌کند. این ویروس در خانواده رابدوویریده و جنس ”لیسا ویروس“ قرار دارد. انتقال بیماری به انسان تقریبا در تمام موارد به دنبال آلودگی با بزاق پستانداران صورت می‌گیرد. ویروس هاری از طریق آلودگی ناحیه گاز گرفته شده به داخل محل جراحت در واقع تزریق می‌شود. با توجه به تثبیت ویروس در سیستم عصبی مرکزی، تقریبا تمام موارد بیماری باعث مرگ حیوان و یا انسان مبتلا به هاری خواهد شد. از این رو نقش واکسیناسیون در کنترل بیماری هاری در حیوانات و همچنین روش‌های درمانی پس از گزش در افراد گاز گرفته شده توسط حیوانات مشکوک به هاری، با استفاده از واکسن‌های کشت سلولی از مدت‌ها قبل مورد توجه محققین قرار داشته است. در مطالعه حاضر، واکسن هاری BHK تهیه شده در انستیتو پاستور ایران با نوع مشابه خارجی آن تهیه شده در شرکت خدمات بهداشتی حیوانی شرینگ-پلاگ اسپانیا، بر روی 12 قلاده سگ در دو گروه 6 تایی مورد بررسی قرار گرفت. از خون حیوانات مذکور در طی 18 ماه، ماهانه یکبار نمونه‌گیری به عمل آمد. در انتهای هر ماه عیار پادتن (آنتی بادی) خنثی کننده هاری با استفاده از روش تست سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس (RFFIT) در نمونه‌های سرم در آزمایشگاه اختصاصی بخش هاری انستیتو پاستور ایران، مورد ارزیابی و اندازه‌گیری دقیق قرار گرفت. در هر دو گروه حیوانات تحت بررسی پاسخ کافی ایمنی‌زایی تا حداقل یک سال پس از تزریق واکسن‌ها، بدون ایجاد هر گونه عوارض جانبی، ادامه داشت. با توجه به اثرات ایمنی‌زایی واکسن هاری چه ایرانی و چه غیر ایرانی، تزریق سالانه یک نوبت از آن‌ها جهت ایجاد ایمنی در سگ‌های سالم برای پیشگیری از هاری کافی خواهد بود. میانگین تیتر پادتن در پایان مطالعه و در انتهای ماه هجدهم پس از تزریق واکسن ”رابدومون“ اسپانیایی در سگ‌های گروه اول (خارجی) برابر با 60/0 ولی در سگ‌های گروه دوم (ایرانی) برابر با 65/0 واحد بین‌المللی در هر میلی‌لیتر سرم بود که اختلاف از نظر آماری معنی‌دار نبود. استاندارد جهانی (WHO) میزان حداقل تیتر پادتن برای پیشگیری از هاری در انسان و دام 50/0 واحد بین‌المللی در هر میلی‌لیتر سرم خون می‌باشد که در این مطالعه میانگین آن حتی تا پایان ماه هفدهم پس از تزریق واکسن‌های BHK کشت سلولی در سطح قابل قبولی بود (نیم واحد بین‌المللی در میلی‌لیتر سرم یا بالاتر). اما، در پایان ماه هجدهم اندازه این تیتر در 2 قلاده از سگ‌های گروه اول (مصرف واکسن خارجی) و در یک قلاده سگ از گروه دوم (مصرف واکسن ایرانی) در حد 40/0 واحد بین‌المللی در یک میلی‌لیتر سرم بود که از نظر حفظ ایمنی سگ‌ها علیه هاری در حد قابل قبول نمی‌باشد. لذا، در شرایط اپیدمیولوژی و انتشار بیماری هاری در کشور ما (ایران)، تزریق واکسن هاری به طور سالانه (حداقل هر 12 ماه یکبار) در سگ‌های خانگی، زنده یاب، شکاری، و سگ‌های گله و نگهبان که در معرض خطر گاز گرفتگی توسط حیوانات دیگر هستند، همواره موکدا توصیه می‌شود.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">تیتر پادتن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکسن هاری BHK</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آزمایش سریع ممانعت از تشکیل اجسام فلورسانس</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>گزارش تومور فیبروسارکوم در آلت تناسلی یک گاو نر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گزارش تومور فیبروسارکوم در آلت تناسلی یک گاو نر</VernacularTitle>
			<FirstPage>283</FirstPage>
			<LastPage>286</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">145</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.145</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سعید</FirstName>
					<LastName>حصارکی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>غلامرضا</FirstName>
					<LastName>عابدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ساناز</FirstName>
					<LastName>ریسمانچی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>28</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract> این گزارش درباره یک مورد تومور بافت استرومایی آلت تناسلی گاو نر دو رگه نژاد هلشتاین به ابعاد 5/6 × 9 × 7 سانتی‌متر می‌باشد که در سطح مقطع رنگ سفید خاکستری داشت. هیچگونه آثار متاستاز از قبیل تورم گره‌های لنفاوی منطقه مشاهده نگردید. تومور مورد گزارش متشکل از دستجات مواج حاوی سلول‌های دوکی با هسته‌های کشیده بزرگ و رشته‌های متراکم بود. پلئومورفیسم فراوان با شاخص (ایندکس) میتوزی پایین همراه بود. در بررسی ایمونوهیستوشیمیایی، سلول‌های توموری از لحاظ وایمنتین و S100 مثبت و از لحاظ اکتین عضله صاف، دسمین، C-KIT و GFAP منفی بودند، لذا با توجه به این نتایج تومور مذکور فیبروسارکوما تشخیص داده شد.</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA"> این گزارش درباره یک مورد تومور بافت استرومایی آلت تناسلی گاو نر دو رگه نژاد هلشتاین به ابعاد 5/6 × 9 × 7 سانتی‌متر می‌باشد که در سطح مقطع رنگ سفید خاکستری داشت. هیچگونه آثار متاستاز از قبیل تورم گره‌های لنفاوی منطقه مشاهده نگردید. تومور مورد گزارش متشکل از دستجات مواج حاوی سلول‌های دوکی با هسته‌های کشیده بزرگ و رشته‌های متراکم بود. پلئومورفیسم فراوان با شاخص (ایندکس) میتوزی پایین همراه بود. در بررسی ایمونوهیستوشیمیایی، سلول‌های توموری از لحاظ وایمنتین و S100 مثبت و از لحاظ اکتین عضله صاف، دسمین، C-KIT و GFAP منفی بودند، لذا با توجه به این نتایج تومور مذکور فیبروسارکوما تشخیص داده شد.</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو نر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیبروسارکوما</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آلت تناسلی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمونوهیستوشیمی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>11</Volume>
				<Issue>3</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2010</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>گزارش یک مورد ناهنجاری مادر زادی نابجایی گردنی قلب توأم با حضور دو کیسه گردنی در یک راس گوساله هلشتاین</ArticleTitle>
<VernacularTitle>گزارش یک مورد ناهنجاری مادر زادی نابجایی گردنی قلب توأم با حضور دو کیسه گردنی در یک راس گوساله هلشتاین</VernacularTitle>
			<FirstPage>287</FirstPage>
			<LastPage>290</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">146</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2010.146</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>حملی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>اشرفی هلان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>07</Month>
					<Day>18</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>یک راس تلیسه هلشتاین با علائم سخت‌زایی به بخش مامایی کلینیک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تبریز ارجاع داده شد. در معاینه واژینال مشخص گردید که جنین در وضعیت خلفی قرار دارد. با انجام چند مانور مامایی، یک گوساله نر به صورت زنده متولد گردید. پدیده بسیار جالب حضور دو چین پوستی کیسه‌ای شکل، به ابعاد 12 × 12 سانتی‌متر در سمت راست و 18 × 12 سانتی‌متر در سمت چپ گردن گوساله، و وجود ضربان قلب در زیر پوست ناحیه پایینی گردن آن بود. گوساله در حدود دو دقیقه بعد از تولد، به علت عدم توانایی در تنفس و آپنه شدید تلف گردید. به هنگام کالبد شکافی قلب خارج از قفسه سینه، در زیر پوست گردن قرار داشت. جهت قرار گرفتن آن به صورت معکوس بود به طوریکه، قاعده قلب در پایین گردن و راس آن به طرف سر گوساله قرار گرفته بود. نوک قلب بر خلاف گوساله‌های سالم، به شکل گرد و مدور مشابه قلب گوشتخواران بود. در مطالعات هیستوپاتولوژیکی، پر خونی شدید، ادم و هموسیدروزیس در ریه‌ها، پر خونی پاسیو سیاهرگی و آتروفی پراکنده عضلات میوکارد در قلب مشاهده گردید. بر اساس یافته‌های آناتومیکی و هیستوپاتولوژیکی، ناهنجاری به عنوان، ناهنجاری مادر زادی نابجایی گردنی قلب توأم با دو کیسه گردنی، تشخیص داده شد.
 </Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">یک راس تلیسه هلشتاین با علائم سخت‌زایی به بخش مامایی کلینیک دانشکده دامپزشکی دانشگاه تبریز ارجاع داده شد. در معاینه واژینال مشخص گردید که جنین در وضعیت خلفی قرار دارد. با انجام چند مانور مامایی، یک گوساله نر به صورت زنده متولد گردید. پدیده بسیار جالب حضور دو چین پوستی کیسه‌ای شکل، به ابعاد 12 × 12 سانتی‌متر در سمت راست و 18 × 12 سانتی‌متر در سمت چپ گردن گوساله، و وجود ضربان قلب در زیر پوست ناحیه پایینی گردن آن بود. گوساله در حدود دو دقیقه بعد از تولد، به علت عدم توانایی در تنفس و آپنه شدید تلف گردید. به هنگام کالبد شکافی قلب خارج از قفسه سینه، در زیر پوست گردن قرار داشت. جهت قرار گرفتن آن به صورت معکوس بود به طوریکه، قاعده قلب در پایین گردن و راس آن به طرف سر گوساله قرار گرفته بود. نوک قلب بر خلاف گوساله‌های سالم، به شکل گرد و مدور مشابه قلب گوشتخواران بود. در مطالعات هیستوپاتولوژیکی، پر خونی شدید، ادم و هموسیدروزیس در ریه‌ها، پر خونی پاسیو سیاهرگی و آتروفی پراکنده عضلات میوکارد در قلب مشاهده گردید. بر اساس یافته‌های آناتومیکی و هیستوپاتولوژیکی، ناهنجاری به عنوان، ناهنجاری مادر زادی نابجایی گردنی قلب توأم با دو کیسه گردنی، تشخیص داده شد.
 </OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوساله</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کیسه‌های گردنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ناهنجاری مادر زادی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سخت‌زایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">نابجایی گردنی قلب</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
