<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!DOCTYPE ArticleSet PUBLIC "-//NLM//DTD PubMed 2.7//EN" "https://dtd.nlm.nih.gov/ncbi/pubmed/in/PubMed.dtd">
<ArticleSet>
<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تاثیر افزودن اینولین بر خصوصیات میکروبی و فیزیکوشیمیایی ماست کم چرب پروبیوتیک</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تاثیر افزودن اینولین بر خصوصیات میکروبی و فیزیکوشیمیایی ماست کم چرب پروبیوتیک</VernacularTitle>
			<FirstPage>93</FirstPage>
			<LastPage>98</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">47</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.47</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>سید محمد</FirstName>
					<LastName>مظلومی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سید شهرام</FirstName>
					<LastName>شکرفروش</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>هادی</FirstName>
					<LastName>ابراهیم نژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>جواد</FirstName>
					<LastName>ساجدیان فرد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>19</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه با توجه به اثرات مفید پری‌بیوتیک‌ها، تمایل به افزودن این ترکیبات به محصولات غذایی افزایش یافته است. در این مطالعه، اثر اضافه نمودن اینولین (1 و 2 درصد) بر روی خصوصیات میکروبی و فیزیکوشیمیایی ماست کم چرب پروبیوتیک و سین بیوتیک تولید شده با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; مورد مطالعه قرار گرفت. در مجموع 6 نوع ماست تولید شد. ابتدا شیر استاندارد شده و پاستوریزه کم چربی به 6 بخش تقسیم شد. سپس چهار بخش با 1 و 2 درصد اینولین غنی شد و دو قسمت نیز بدون اضافه نمودن اینولین در آزمایش استفاده گردید. سپس همه نمونه‌ها در 85 درجه سانتی‌گراد حرارت داده شدند و در 42 درجه سانتی‌گراد تا رسیدن به pH 6/4 تخمیر شدند. اسیدیته قابل تیتراسیون و pH نمونه‌ها، طی گرمخانه‌گذاری و زمان نگهداری به مدت 14 روز اندازه‌گیری شد. همچنین میزان سینرسیس، رنگ، ویژگی‌های حسی و شمارش باکتری‌های نمونه‌ها در طول مدت نگهداری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اضافه نمودن اینولین بر اسیدیته قابل تیتراسیون و pH نمونه‌های ماست، بعد از 4 ساعت از تخمیر در 40 درجه سانتی‌گراد اثر معنی‌داری نداشت. تفاوتی در بین تیمارها از نظر pH، اسیدیته قابل تیتراسیون، سینرسیس، رنگ و ویژگی‌های حسی در روزهای 1، 7 و 14 نگهداری مشاهده نگردید. همچنین شمارش &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس دلبروگی&lt;/em&gt; زیر گونه &lt;em&gt;بولگاریکوس&lt;/em&gt; در طول مدت زمان نگهداری کاهش یافت اما اضافه نمودن اینولین به شیر، زنده مانی این باکتری‌ها را طی مدت زمان نگهداری ماست سین بیوتیک افزایش داد. در نتیجه اینولین می‌تواند در تولید ماست سین بیوتیک کم چرب استفاده شود و در عین حال که بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی ماست اثر نمی‌گذارد، خواص مفید ماست را افزایش می‌دهد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;امروزه با توجه به اثرات مفید پری‌بیوتیک‌ها، تمایل به افزودن این ترکیبات به محصولات غذایی افزایش یافته است. در این مطالعه، اثر اضافه نمودن اینولین (1 و 2 درصد) بر روی خصوصیات میکروبی و فیزیکوشیمیایی ماست کم چرب پروبیوتیک و سین بیوتیک تولید شده با &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; مورد مطالعه قرار گرفت. در مجموع 6 نوع ماست تولید شد. ابتدا شیر استاندارد شده و پاستوریزه کم چربی به 6 بخش تقسیم شد. سپس چهار بخش با 1 و 2 درصد اینولین غنی شد و دو قسمت نیز بدون اضافه نمودن اینولین در آزمایش استفاده گردید. سپس همه نمونه‌ها در 85 درجه سانتی‌گراد حرارت داده شدند و در 42 درجه سانتی‌گراد تا رسیدن به pH 6/4 تخمیر شدند. اسیدیته قابل تیتراسیون و pH نمونه‌ها، طی گرمخانه‌گذاری و زمان نگهداری به مدت 14 روز اندازه‌گیری شد. همچنین میزان سینرسیس، رنگ، ویژگی‌های حسی و شمارش باکتری‌های نمونه‌ها در طول مدت نگهداری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که اضافه نمودن اینولین بر اسیدیته قابل تیتراسیون و pH نمونه‌های ماست، بعد از 4 ساعت از تخمیر در 40 درجه سانتی‌گراد اثر معنی‌داری نداشت. تفاوتی در بین تیمارها از نظر pH، اسیدیته قابل تیتراسیون، سینرسیس، رنگ و ویژگی‌های حسی در روزهای 1، 7 و 14 نگهداری مشاهده نگردید. همچنین شمارش &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;لاکتوباسیلوس دلبروگی&lt;/em&gt; زیر گونه &lt;em&gt;بولگاریکوس&lt;/em&gt; در طول مدت زمان نگهداری کاهش یافت اما اضافه نمودن اینولین به شیر، زنده مانی این باکتری‌ها را طی مدت زمان نگهداری ماست سین بیوتیک افزایش داد. در نتیجه اینولین می‌تواند در تولید ماست سین بیوتیک کم چرب استفاده شود و در عین حال که بر ویژگی‌های فیزیکوشیمیایی ماست اثر نمی‌گذارد، خواص مفید ماست را افزایش می‌دهد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروبیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">سین بیوتیک</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماست</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اینولین</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مورفولوژی، هیستومورفولوژی و هیستومورفومتری ژژنوم در گاومیش رودخانه‌ای</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مورفولوژی، هیستومورفولوژی و هیستومورفومتری ژژنوم در گاومیش رودخانه‌ای</VernacularTitle>
			<FirstPage>99</FirstPage>
			<LastPage>106</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">48</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.48</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>شاپور</FirstName>
					<LastName>حسن زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سمیه</FirstName>
					<LastName>منزه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این تحقیق ژژنوم 50 رأس گاومیش بالغ (با سن 2 تا 4 سال) و سالم رودخانه‌ای ایرانی از کشتارگاه جهت مطالعه مورفولوژی، هیستومورفولوژی و هیستومورفومتری جمع‌آوری شد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری این مطالعه نشان داد تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) در طول، قطر خارجی، قطر داخلی، محیط خارجی، محیط داخلی و همچنین ضخامت دیواره ژژنوم در بین همه حیوانات تحت مطالعه وجود دارد. مطالعه ماکروسکوپی همچنین ثابت کرد که در این گاومیش‌ها پلاک‌های ژژنومی (jejpp) در مخاط این قسمت از روده کوچک به طور ماکروسکوپی قابل مشاهده نمی‌باشند. هیستومورفولوژی ناحیه زیر مخاط وجود تجمعات لنفاوی گلابی شکل، یعنی jejpp را به طور پراکنده در تمامی طول ژژنوم در سمت روده‌بندی و مقابل روده‌بندی نشان داد. توزیع jejpp در قسمت میانی و انتهایی نسبت به قسمت قدامی به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر بود. میانگین ضخامت بخش غددی مخاط در بین نواحی قدامی، میانی و انتهایی به طور قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) تفاوت نشان داد. هیچگونه تفاوتی (P&gt;0.05) در میانگین طول، و همچنین میانگین ضخامت کرک‌های مخاطی ژژنوم در بین سه ناحیه مشاهده نشد. در تمامی گاومیش‌ها، توزیع ماست سل‌ها تفاوت قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) در بین نواحی سطحی و عمقی مخاط ژژنوم نشان داد. همچنین این وضعیت در مورد سلول‌های جامی شکل نیز برقرار بود و توزیع این سلول‌ها در قسمت سطحی مخاط بیشتر از قسمت عمقی آن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این تحقیق ژژنوم 50 رأس گاومیش بالغ (با سن 2 تا 4 سال) و سالم رودخانه‌ای ایرانی از کشتارگاه جهت مطالعه مورفولوژی، هیستومورفولوژی و هیستومورفومتری جمع‌آوری شد. نتایج تجزیه و تحلیل آماری این مطالعه نشان داد تفاوت‌های قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) در طول، قطر خارجی، قطر داخلی، محیط خارجی، محیط داخلی و همچنین ضخامت دیواره ژژنوم در بین همه حیوانات تحت مطالعه وجود دارد. مطالعه ماکروسکوپی همچنین ثابت کرد که در این گاومیش‌ها پلاک‌های ژژنومی (jejpp) در مخاط این قسمت از روده کوچک به طور ماکروسکوپی قابل مشاهده نمی‌باشند. هیستومورفولوژی ناحیه زیر مخاط وجود تجمعات لنفاوی گلابی شکل، یعنی jejpp را به طور پراکنده در تمامی طول ژژنوم در سمت روده‌بندی و مقابل روده‌بندی نشان داد. توزیع jejpp در قسمت میانی و انتهایی نسبت به قسمت قدامی به طور قابل ملاحظه‌ای بیشتر بود. میانگین ضخامت بخش غددی مخاط در بین نواحی قدامی، میانی و انتهایی به طور قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) تفاوت نشان داد. هیچگونه تفاوتی (P&gt;0.05) در میانگین طول، و همچنین میانگین ضخامت کرک‌های مخاطی ژژنوم در بین سه ناحیه مشاهده نشد. در تمامی گاومیش‌ها، توزیع ماست سل‌ها تفاوت قابل ملاحظه‌ای (P&lt;0.001) در بین نواحی سطحی و عمقی مخاط ژژنوم نشان داد. همچنین این وضعیت در مورد سلول‌های جامی شکل نیز برقرار بود و توزیع این سلول‌ها در قسمت سطحی مخاط بیشتر از قسمت عمقی آن بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاومیش</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ژژنوم</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مورفولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هیستومورفولوژی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>کلون و بیان قطعه C (Fc) توکسین کزاز در حامل پروکاریوتی جهت تولید واکسن کزاز بر پایه پروتئین نوترکیب</ArticleTitle>
<VernacularTitle>کلون و بیان قطعه C (Fc) توکسین کزاز در حامل پروکاریوتی جهت تولید واکسن کزاز بر پایه پروتئین نوترکیب</VernacularTitle>
			<FirstPage>107</FirstPage>
			<LastPage>112</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">49</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.49</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حسین</FirstName>
					<LastName>معتمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">35226468600 (Scopus)</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود رضا</FirstName>
					<LastName>صیفی‌آباد شاپوری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعود</FirstName>
					<LastName>قربانپور نجف‌آبادی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>ندا</FirstName>
					<LastName>عارف‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>10</Month>
					<Day>25</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کزاز بیماری ناشی از توکسین کزاز، مهارگر قوی آزادسازی نوروترانسمیتر مهاری در سیستم عصبی مرکزی است که باعث فلجی انقباضی می‌گردد&lt;em&gt;.&lt;/em&gt; قطعه C (Fc) این توکسین (با وزن مولکولی 52 کیلو دالتون) مسؤول اتصال توکسین به غشاء سلول‌های عصبی است. از اینرو و با توجه به غیر سمی بودن و خاصیت ایمنی‌زایی بالا، این قطعه می‌تواند هدف خوبی برای طراحی و ساخت واکسن جدید علیه این بیماری باشد. در حال حاضر با توجه به شیوع بیماری در نوزادان و حیوانات و مشکلات و اثرات جانبی واکسن توکسوئیدی موجود، نیاز به طراحی واکسن موثرتر و کاراتری به منظور پیشگیری از بیماری احساس می‌گردد. در این مطالعه قطعه‌ای از DNA مربوط به&lt;em&gt; &lt;/em&gt;Fc&lt;em&gt; کلستریدیوم تتانی&lt;/em&gt; با استفاده از&lt;em&gt; &lt;/em&gt;PCR&lt;em&gt; &lt;/em&gt;تکثیر شد و سپس این قطعه در وکتور بیانی pMALc2x تحت کنترل پروموتور &lt;em&gt;lac&lt;/em&gt; کلون شد&lt;em&gt;.&lt;/em&gt; بیان آن در باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; با استفاده از وسترن بلات تایید شد. در این مطالعه وکتور مورد استفاده پروموتور قوی داشت که امکان بیان بالای Fc را فراهم می‌آورد. نتایج این تحقیق نشان داد پلاسمید نوترکیب ایجاد شده ممکن است جهت تولید و توسعه واکسن‌های نوترکیب مناسب باشد و همچنین کاربردهای بسیار دیگری همچون استفاده در کیت‌های تشخیصی، تولید آنتی‌سرم برای سرم درمانی و جهت برای تحویل دارو به سیستم عصبی نیز دارد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;کزاز بیماری ناشی از توکسین کزاز، مهارگر قوی آزادسازی نوروترانسمیتر مهاری در سیستم عصبی مرکزی است که باعث فلجی انقباضی می‌گردد&lt;em&gt;.&lt;/em&gt; قطعه C (Fc) این توکسین (با وزن مولکولی 52 کیلو دالتون) مسؤول اتصال توکسین به غشاء سلول‌های عصبی است. از اینرو و با توجه به غیر سمی بودن و خاصیت ایمنی‌زایی بالا، این قطعه می‌تواند هدف خوبی برای طراحی و ساخت واکسن جدید علیه این بیماری باشد. در حال حاضر با توجه به شیوع بیماری در نوزادان و حیوانات و مشکلات و اثرات جانبی واکسن توکسوئیدی موجود، نیاز به طراحی واکسن موثرتر و کاراتری به منظور پیشگیری از بیماری احساس می‌گردد. در این مطالعه قطعه‌ای از DNA مربوط به&lt;em&gt; &lt;/em&gt;Fc&lt;em&gt; کلستریدیوم تتانی&lt;/em&gt; با استفاده از&lt;em&gt; &lt;/em&gt;PCR&lt;em&gt; &lt;/em&gt;تکثیر شد و سپس این قطعه در وکتور بیانی pMALc2x تحت کنترل پروموتور &lt;em&gt;lac&lt;/em&gt; کلون شد&lt;em&gt;.&lt;/em&gt; بیان آن در باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; با استفاده از وسترن بلات تایید شد. در این مطالعه وکتور مورد استفاده پروموتور قوی داشت که امکان بیان بالای Fc را فراهم می‌آورد. نتایج این تحقیق نشان داد پلاسمید نوترکیب ایجاد شده ممکن است جهت تولید و توسعه واکسن‌های نوترکیب مناسب باشد و همچنین کاربردهای بسیار دیگری همچون استفاده در کیت‌های تشخیصی، تولید آنتی‌سرم برای سرم درمانی و جهت برای تحویل دارو به سیستم عصبی نیز دارد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلستریدیوم تتانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین نوترکیب</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">واکسن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Fc</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">pMALc2x</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>درمان داخل پستانی ورم پستان تحت بالینی پایدار با دو روش استاندارد و تمدید شده با استفاده از ترکیب نفسیلین-پنی‌سیلین-دی‌هیدرواسترپتومایسین در گاوهای شیرده</ArticleTitle>
<VernacularTitle>درمان داخل پستانی ورم پستان تحت بالینی پایدار با دو روش استاندارد و تمدید شده با استفاده از ترکیب نفسیلین-پنی‌سیلین-دی‌هیدرواسترپتومایسین در گاوهای شیرده</VernacularTitle>
			<FirstPage>113</FirstPage>
			<LastPage>120</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">50</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.50</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>کسروی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>بلورچی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیما</FirstName>
					<LastName>فرزانه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسام‌الدین</FirstName>
					<LastName>سیفی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>برین</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پرویز</FirstName>
					<LastName>هورشتی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرامرز</FirstName>
					<LastName>قراگزلو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>07</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p&gt;هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارایی دو رژیم درمانی داخل پستانی استاندارد و تمدید شده با استفاده از ترکیب نفسیلین-پنی‌سیلین-دی‌هیدرواسترپتومایسین (ن پ د) در درمان ورم پستان تحت بالینی پایدار در گاوهای شیرده بوده است. شصت و پنج گاو شیری با 126 کارتیه پستانی عفونی در این مطالعه وارد شدند. گاوهای عفونی به صورت تصادفی در یکی از 3 گروه توزیع شدند: (1) گروه درمانی استاندارد: 3 تجویز داخل پستانی ن پ د با فواصل 24 ساعته (20 گاو/43 کارتیه)، (2) گروه درمانی تمدید شده: 6 تجویز داخل پستانی ن پ د با فواصل 24 ساعته (23 گاو/43 کارتیه) و (3) گروه کنترل منفی درمان نشده (22 گاو/40 کارتیه). نرخ بهبودی باکتریولوژیک (ن ب ب) ورم پستان تحت بالینی در 3 گروه استاندارد، تمدید شده و کنترل به ترتیب، 04/86%، 100% و 20% به دست آمد که اختلاف معنی‌داری را در 2 گروه درمانی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P&lt;0.0001). اختلاف معنی‌دار از نظر ن ب ب بین 2 گروه درمانی استاندارد و تمدید شده نیز مشاهده شد (P&lt;0.029). پس از درمان در تعداد سلول‌های سوماتیک (ت س س) بین 2 گروه تمدید شده و کنترل اختلاف معنی‌داری مشاهده گردید (P&lt;0.0021). متعاقب درمان، درصد چربی در گروه استاندارد (P=0.029) و تمدید شده (P&lt;0.0001) و درصد پروتئین تنها در گروه تمدید شده (P=0.0016) افزایش یافت. از نظر سطح تولید شیر اختلاف معنی‌داری بین گروه‌ها یافت نشد (P&gt;0.05). نتایج این مطالعه نشان داد که ن پ د در بر طرف نمودن ورم پستان تحت بالینی در گاوهای شیرده موثر است و رژیم درمانی تمدید شده، ن ب ب را افزایش و ت س س را کاهش می‌دهد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;هدف از مطالعه حاضر مقایسه کارایی دو رژیم درمانی داخل پستانی استاندارد و تمدید شده با استفاده از ترکیب نفسیلین-پنی‌سیلین-دی‌هیدرواسترپتومایسین (ن پ د) در درمان ورم پستان تحت بالینی پایدار در گاوهای شیرده بوده است. شصت و پنج گاو شیری با 126 کارتیه پستانی عفونی در این مطالعه وارد شدند. گاوهای عفونی به صورت تصادفی در یکی از 3 گروه توزیع شدند: (1) گروه درمانی استاندارد: 3 تجویز داخل پستانی ن پ د با فواصل 24 ساعته (20 گاو/43 کارتیه)، (2) گروه درمانی تمدید شده: 6 تجویز داخل پستانی ن پ د با فواصل 24 ساعته (23 گاو/43 کارتیه) و (3) گروه کنترل منفی درمان نشده (22 گاو/40 کارتیه). نرخ بهبودی باکتریولوژیک (ن ب ب) ورم پستان تحت بالینی در 3 گروه استاندارد، تمدید شده و کنترل به ترتیب، 04/86%، 100% و 20% به دست آمد که اختلاف معنی‌داری را در 2 گروه درمانی در مقایسه با گروه کنترل نشان داد (P&lt;0.0001). اختلاف معنی‌دار از نظر ن ب ب بین 2 گروه درمانی استاندارد و تمدید شده نیز مشاهده شد (P&lt;0.029). پس از درمان در تعداد سلول‌های سوماتیک (ت س س) بین 2 گروه تمدید شده و کنترل اختلاف معنی‌داری مشاهده گردید (P&lt;0.0021). متعاقب درمان، درصد چربی در گروه استاندارد (P=0.029) و تمدید شده (P&lt;0.0001) و درصد پروتئین تنها در گروه تمدید شده (P=0.0016) افزایش یافت. از نظر سطح تولید شیر اختلاف معنی‌داری بین گروه‌ها یافت نشد (P&gt;0.05). نتایج این مطالعه نشان داد که ن پ د در بر طرف نمودن ورم پستان تحت بالینی در گاوهای شیرده موثر است و رژیم درمانی تمدید شده، ن ب ب را افزایش و ت س س را کاهش می‌دهد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گاو شیری</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ورم پستان تحت بالینی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">درمان تمدید شده</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه مورفولوژی و مورفومتریک استخوانچه‌های گوش میانی در هامستر</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه مورفولوژی و مورفومتریک استخوانچه‌های گوش میانی در هامستر</VernacularTitle>
			<FirstPage>121</FirstPage>
			<LastPage>126</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">51</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.51</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>احمدعلی</FirstName>
					<LastName>محمدپور</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>03</Month>
					<Day>15</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف از مطالعه حاضر تعیین ساختار آناتومیک استخوانچه‌های گوش میانی هامستر بود. جهت این تحقیق از20 عدد استخوان گیجگاهی هامستر بالغ به وزن 275 تا 300 گرم استفاده شد. بعد از تشریح حیوانات و بررسی آناتومیک قسمت‌های مختلف استخوان گیجگاهی، استخوانچه‌های گوش میانی خارج گردید و ابعاد و جزئیات آن‌ها با استفاده از میکرومتر چشمی اندازه‌گیری شد. در انتها اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار سیگما استات مورد آنالیز قرار گرفت. در هامستر تعداد استخوانچه‌های گوش میانی سه عدد و شامل استخوانچه‌های چکشی، سندانی و رکابی بود. استخوان عدسی شکل به پایک بزرگ استخوان سندانی متصل بود. اندازه‌گیری پارامترها نشان داد که طول کل استخوانچه چکشی 87/2 میلی‌متر می‌باشد و علاوه بر سر و دسته دارای دو زائده جانبی و عضلانی بود و زائده قدامی تکامل نیافته بود. طول کل استخوان سندانی 18/1 میلی‌متر بود و دارای دو پایک بلند و کوتاه بود. پایک بلند تکامل بهتری یافته بود و استخوان عدسی به صورت استخوان گردی در انتهای پایک بلند متصل بود. طول کل استخوان رکابی 77/0 میلی‌متر بود و دارای صفحه قاعده بزرگ و شاخک‌های قدامی و خلفی بود به طوری که شاخک خلفی بزرگتر از قدامی بود. سوراخ سدادی استخوان رکابی بزرگ و مثلثی شکل بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;هدف از مطالعه حاضر تعیین ساختار آناتومیک استخوانچه‌های گوش میانی هامستر بود. جهت این تحقیق از20 عدد استخوان گیجگاهی هامستر بالغ به وزن 275 تا 300 گرم استفاده شد. بعد از تشریح حیوانات و بررسی آناتومیک قسمت‌های مختلف استخوان گیجگاهی، استخوانچه‌های گوش میانی خارج گردید و ابعاد و جزئیات آن‌ها با استفاده از میکرومتر چشمی اندازه‌گیری شد. در انتها اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار سیگما استات مورد آنالیز قرار گرفت. در هامستر تعداد استخوانچه‌های گوش میانی سه عدد و شامل استخوانچه‌های چکشی، سندانی و رکابی بود. استخوان عدسی شکل به پایک بزرگ استخوان سندانی متصل بود. اندازه‌گیری پارامترها نشان داد که طول کل استخوانچه چکشی 87/2 میلی‌متر می‌باشد و علاوه بر سر و دسته دارای دو زائده جانبی و عضلانی بود و زائده قدامی تکامل نیافته بود. طول کل استخوان سندانی 18/1 میلی‌متر بود و دارای دو پایک بلند و کوتاه بود. پایک بلند تکامل بهتری یافته بود و استخوان عدسی به صورت استخوان گردی در انتهای پایک بلند متصل بود. طول کل استخوان رکابی 77/0 میلی‌متر بود و دارای صفحه قاعده بزرگ و شاخک‌های قدامی و خلفی بود به طوری که شاخک خلفی بزرگتر از قدامی بود. سوراخ سدادی استخوان رکابی بزرگ و مثلثی شکل بود.&lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt; &lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استخوانچه‌های گوش میانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">هامستر</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گوش میانی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مورفولوژی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مورفومتری</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه تاثیر استفاده از آنزیم‌های اگزوژن در رژیم غذایی بر رشد ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه تاثیر استفاده از آنزیم‌های اگزوژن در رژیم غذایی بر رشد ماهی کپور معمولی (Cyprinus carpio)</VernacularTitle>
			<FirstPage>127</FirstPage>
			<LastPage>132</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">52</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.52</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>حمیدرضا</FirstName>
					<LastName>کازرانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>داور</FirstName>
					<LastName>شاهسونی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>17</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مکمل‌های آنزیمی موجب بهبود رشد دام‌های مختلف شده‌اند. در این پژوهش تاثیر مکمل آنزیمی اندوفید W بر رشد ماهی کپور بررسی شد. برای این منظور، 134 قطعه ماهی ( g8/0±  1/33) به طور تصادفی در 4 گروه آزمایشی توزیع شدند. طی مرحله اول آزمایش (10 روز)، گروه‌های 1 تا 3 به ترتیب 1، 2 و 3 گرم اندوفید W به ازای هر کیلوگرم وزن جیره دریافت نمودند. گروه چهارم (شاهد) دارونما دریافت نمود. تمامی ماهیان در روز دهم توزین شده و جهت مرحله دوم آزمایش به طور تصادفی در 4 گروه مجدداً توزیع شدند. گروه‌های آزمایشی به ترتیب 25/0، 5/0 و 1 گرم اندوفید W به ازای هر کیلوگرم جیره دریافت نمودند و به گروه شاهد نیز دارونما داده شد. طی مرحله اول آزمایش، مکمل به صورت وابسته به دوز موجب کاهش وزن ماهیان گردید که در بالاترین دوز از نظر آماری معنی‌دار بود (P&lt;0.05). طی مرحله دوم آزمایش کاهش وزن نسبتا مشابهی به خصوص با دوزهای بالاتر مکمل مشاهده شد که در هیچ مورد معنی‌دار نبود (P&gt;0.05). ضریب تبدیل غذایی در ماهیانی که اندوفید W دریافت نموده بودند افزایش بارزی نشان می‌داد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر می‌رسد مکمل آنزیمی اندوفید W نه تنها در بهبود رشد و ضریب تبدیل غذایی ماهی کپور معمولی مفید نیست بلکه در دوزهای بالا می‌تواند اثرات منفی نیز از خود به جای گذارد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;مکمل‌های آنزیمی موجب بهبود رشد دام‌های مختلف شده‌اند. در این پژوهش تاثیر مکمل آنزیمی اندوفید W بر رشد ماهی کپور بررسی شد. برای این منظور، 134 قطعه ماهی ( g8/0±  1/33) به طور تصادفی در 4 گروه آزمایشی توزیع شدند. طی مرحله اول آزمایش (10 روز)، گروه‌های 1 تا 3 به ترتیب 1، 2 و 3 گرم اندوفید W به ازای هر کیلوگرم وزن جیره دریافت نمودند. گروه چهارم (شاهد) دارونما دریافت نمود. تمامی ماهیان در روز دهم توزین شده و جهت مرحله دوم آزمایش به طور تصادفی در 4 گروه مجدداً توزیع شدند. گروه‌های آزمایشی به ترتیب 25/0، 5/0 و 1 گرم اندوفید W به ازای هر کیلوگرم جیره دریافت نمودند و به گروه شاهد نیز دارونما داده شد. طی مرحله اول آزمایش، مکمل به صورت وابسته به دوز موجب کاهش وزن ماهیان گردید که در بالاترین دوز از نظر آماری معنی‌دار بود (P&lt;0.05). طی مرحله دوم آزمایش کاهش وزن نسبتا مشابهی به خصوص با دوزهای بالاتر مکمل مشاهده شد که در هیچ مورد معنی‌دار نبود (P&gt;0.05). ضریب تبدیل غذایی در ماهیانی که اندوفید W دریافت نموده بودند افزایش بارزی نشان می‌داد. بر اساس نتایج پژوهش حاضر به نظر می‌رسد مکمل آنزیمی اندوفید W نه تنها در بهبود رشد و ضریب تبدیل غذایی ماهی کپور معمولی مفید نیست بلکه در دوزهای بالا می‌تواند اثرات منفی نیز از خود به جای گذارد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مکمل رشد</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مکمل آنزیمی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماهی کپور</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ضریب تبدیل غذایی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اندوفید W</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه ارتباط وقوع کلی باسیلوز در گله‌های طیور گوشتی با آلودگی آب مصرفی آن‌ها در استان قم</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه ارتباط وقوع کلی باسیلوز در گله‌های طیور گوشتی با آلودگی آب مصرفی آن‌ها در استان قم</VernacularTitle>
			<FirstPage>133</FirstPage>
			<LastPage>138</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">53</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.53</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>وحید</FirstName>
					<LastName>کریمی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>تقی</FirstName>
					<LastName>زهرائی صالحی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مجید</FirstName>
					<LastName>صادق</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>صادق</FirstName>
					<LastName>جعفرنژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>08</Month>
					<Day>31</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از عفونت‌های خطرناک طیور که خسارت زیادی به اقتصاد مرغداران و نهایتا کشور وارد می‌کند کلی باسیلوز است. عامل ایجاد کلی باسیلوز، &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; است که از طریق آب، دان، هوای آلوده، وسایل پرورشی آلوده و یا از مادر به تخم مرغ و نهایتا جوجه منتقل می‌شود. از آنجایی که آب یکی از راه‌های انتقال آلودگی به جوجه‌ها بوده در این تحقیق سعی شد تا احتمال ارتباط آلودگی آب با وقوع کلی باسیلوز در استان قم مورد بررسی قرار گیرد که توسط مواردی از جمله جداسازی &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; از آب و لاشه‌های مرغان مبتلا به کلی باسیلوز، PCR، تعیین سروتیپ جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; و آنتی‌بیوگرام آن‌ها احتمال این ارتباط برقرار گردید. جهت انجام این مطالعه، نمونه‌برداری به صورت تصادفی از آب 70 مرغداری انجام شد و کشت آن‌ها در محیط‌های مربوطه صورت گرفت. طبق نتایج حاصله 13 مرغداری (57/18%) آلوده به &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; بودند. از لاشه‌های مرغان مبتلا به کلی باسیلوز در مرغداری‌هایی که آلودگی به &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; در آب آن‌ها محرز شده بود نیز نمونه‌گیری به عمل آمد و 13 جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; از آن‌ها به دست آمد. PCR کلیه جدایه‌ها انجام گرفت. یک نمونه هم در آب و هم در لاشه طیور از نظر ژن‌های حدت &lt;em&gt;espB&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;eae&lt;/em&gt;، یک نمونه از نظر ژن‌های &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; و 5 نمونه نیز از نظر &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; مشابه بودند. دو نمونه &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; هم در آب و هم در لاشه از نظر سروتیپ، O2 بودند و تمامی نمونه‌ها هم در آب و هم در لاشه نسبت به آنتی‌بیوتیک تتراسیکلین بیشترین مقاومت و نسبت به لینکواسپکتین بیشترین حساسیت را نشان دادند. طبق این بررسی مشخص شد که احتمال وقوع کلی باسیلوز با منشاء آب آلوده در استان قم وجود دارد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;یکی از عفونت‌های خطرناک طیور که خسارت زیادی به اقتصاد مرغداران و نهایتا کشور وارد می‌کند کلی باسیلوز است. عامل ایجاد کلی باسیلوز، &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; است که از طریق آب، دان، هوای آلوده، وسایل پرورشی آلوده و یا از مادر به تخم مرغ و نهایتا جوجه منتقل می‌شود. از آنجایی که آب یکی از راه‌های انتقال آلودگی به جوجه‌ها بوده در این تحقیق سعی شد تا احتمال ارتباط آلودگی آب با وقوع کلی باسیلوز در استان قم مورد بررسی قرار گیرد که توسط مواردی از جمله جداسازی &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; از آب و لاشه‌های مرغان مبتلا به کلی باسیلوز، PCR، تعیین سروتیپ جدایه‌های &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; و آنتی‌بیوگرام آن‌ها احتمال این ارتباط برقرار گردید. جهت انجام این مطالعه، نمونه‌برداری به صورت تصادفی از آب 70 مرغداری انجام شد و کشت آن‌ها در محیط‌های مربوطه صورت گرفت. طبق نتایج حاصله 13 مرغداری (57/18%) آلوده به &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; بودند. از لاشه‌های مرغان مبتلا به کلی باسیلوز در مرغداری‌هایی که آلودگی به &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; در آب آن‌ها محرز شده بود نیز نمونه‌گیری به عمل آمد و 13 جدایه &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; از آن‌ها به دست آمد. PCR کلیه جدایه‌ها انجام گرفت. یک نمونه هم در آب و هم در لاشه طیور از نظر ژن‌های حدت &lt;em&gt;espB&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;eae&lt;/em&gt;، یک نمونه از نظر ژن‌های &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; و 5 نمونه نیز از نظر &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; مشابه بودند. دو نمونه &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; هم در آب و هم در لاشه از نظر سروتیپ، O2 بودند و تمامی نمونه‌ها هم در آب و هم در لاشه نسبت به آنتی‌بیوتیک تتراسیکلین بیشترین مقاومت و نسبت به لینکواسپکتین بیشترین حساسیت را نشان دادند. طبق این بررسی مشخص شد که احتمال وقوع کلی باسیلوز با منشاء آب آلوده در استان قم وجود دارد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلی باسیلوز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">آب آشامیدنی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">PCR</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">مزارع مرغ گوشتی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">استان قم</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه بر روی شیوع سرمی و تعیین آنتی‌ژنیکی توکسوپلاسما گوندئی در گربه‌های خانگی شهرستان اهواز، جنوب غرب ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه بر روی شیوع سرمی و تعیین آنتی‌ژنیکی توکسوپلاسما گوندئی در گربه‌های خانگی شهرستان اهواز، جنوب غرب ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>139</FirstPage>
			<LastPage>144</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">55</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.55</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>بهمن</FirstName>
					<LastName>مصلی‌نژاد</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>رضا</FirstName>
					<LastName>آویزه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدحسین</FirstName>
					<LastName>راضی جلالی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهدی</FirstName>
					<LastName>پورمهدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>01</Month>
					<Day>02</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p&gt;گربه‌ها نقش اصلی را در اپیدمیولوژی توکسوپلاسموز بازی می‌کنند. در مطالعه اخیر، از مجموع 198 گربه خانگی و با سنین مختلف، برای تعیین آنتی‌بادی بر علیه&lt;em&gt; توکسوپلاسما گوندئی&lt;/em&gt; در نمونه‌های سرمی به روش ایمونوکروماتوگرافی، و برای مشخص کردن حضور اووسیست در مدفوع به روش میکروسکوپی (روش فلوتاسیون) و ایمونوکروماتوگرافی، مورد مطالعه قرار گرفتند. گربه‌ها از میان موارد ارجاعی به بیمارستان دامپزشکی دانشگاه اهواز، در جنوب غرب ایران انتخاب شده و در فاصله زمانی سال‌های 1385 تا 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. تقسیم‌بندی بر اساس سن، جنس، نژاد، منطقه و فصل انجام شد. گربه‌های مورد مطالعه بر اساس سن به 3 گروه (کمتر از 6 ماه، 6 ماه تا 3 سال و بالای 3 سال) و بر اساس منطقه به 5 ناحیه (شمال، شرق، غرب، جنوب و مرکز) تقسیم‌بندی شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای، آزمون دقیق فیشر و آزمون Z مورد آنالیز قرار گرفتند. چهل و نه تا از 198 نمونه سرمی (75/24%) دارای آنتی‌بادی بر علیه &lt;em&gt;توکسوپلاسما گوندئی&lt;/em&gt; بودند (برآورد فاصله‌ای شیوع با 95% اطمینان: 7/30–7/18 درصد). شیوع عفونت در گربه‌های بالغ بالای 3 سال (8/38%) و در سن 6 ماهگی تا 3 سالگی (6/26%) در مقایسه با گربه‌های کمتر از 6 ماه (8/3%) به طور معنی‌داری بیشتر بود (P&lt;0.001). شیوع عفونت در گربه‌های نر (7/29%) نسبت به ماده‌ها (6/20%)، در فصل تابستان (2/26%) و منطقه غرب (5/27%) بالاتر بود، اما تفاوت بین شیوع عفونت از نظر جنس (P=0.14)، فصل (P=0.99) و منطقه (P=0.98) معنی‌دار نبود. تکنیک فلوتاسیون مدفوع و ایمونوکروماتوگرافی نیز بر روی نمونه‌های مدفوعی انجام شده بود و در هیچکدام از 198 نمونه، اووسیست &lt;em&gt;توکسوپلاسما گوندئی &lt;/em&gt;یافت نشدند. مطالعه ما نشان داد که شیوع سرمی عفونت (75/24%) در سرم گربه های خانگی شهرستان اهواز، نسبتا بالا می‌باشد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p&gt;گربه‌ها نقش اصلی را در اپیدمیولوژی توکسوپلاسموز بازی می‌کنند. در مطالعه اخیر، از مجموع 198 گربه خانگی و با سنین مختلف، برای تعیین آنتی‌بادی بر علیه&lt;em&gt; توکسوپلاسما گوندئی&lt;/em&gt; در نمونه‌های سرمی به روش ایمونوکروماتوگرافی، و برای مشخص کردن حضور اووسیست در مدفوع به روش میکروسکوپی (روش فلوتاسیون) و ایمونوکروماتوگرافی، مورد مطالعه قرار گرفتند. گربه‌ها از میان موارد ارجاعی به بیمارستان دامپزشکی دانشگاه اهواز، در جنوب غرب ایران انتخاب شده و در فاصله زمانی سال‌های 1385 تا 1388 مورد بررسی قرار گرفتند. تقسیم‌بندی بر اساس سن، جنس، نژاد، منطقه و فصل انجام شد. گربه‌های مورد مطالعه بر اساس سن به 3 گروه (کمتر از 6 ماه، 6 ماه تا 3 سال و بالای 3 سال) و بر اساس منطقه به 5 ناحیه (شمال، شرق، غرب، جنوب و مرکز) تقسیم‌بندی شدند. نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای، آزمون دقیق فیشر و آزمون Z مورد آنالیز قرار گرفتند. چهل و نه تا از 198 نمونه سرمی (75/24%) دارای آنتی‌بادی بر علیه &lt;em&gt;توکسوپلاسما گوندئی&lt;/em&gt; بودند (برآورد فاصله‌ای شیوع با 95% اطمینان: 7/30–7/18 درصد). شیوع عفونت در گربه‌های بالغ بالای 3 سال (8/38%) و در سن 6 ماهگی تا 3 سالگی (6/26%) در مقایسه با گربه‌های کمتر از 6 ماه (8/3%) به طور معنی‌داری بیشتر بود (P&lt;0.001). شیوع عفونت در گربه‌های نر (7/29%) نسبت به ماده‌ها (6/20%)، در فصل تابستان (2/26%) و منطقه غرب (5/27%) بالاتر بود، اما تفاوت بین شیوع عفونت از نظر جنس (P=0.14)، فصل (P=0.99) و منطقه (P=0.98) معنی‌دار نبود. تکنیک فلوتاسیون مدفوع و ایمونوکروماتوگرافی نیز بر روی نمونه‌های مدفوعی انجام شده بود و در هیچکدام از 198 نمونه، اووسیست &lt;em&gt;توکسوپلاسما گوندئی &lt;/em&gt;یافت نشدند. مطالعه ما نشان داد که شیوع سرمی عفونت (75/24%) در سرم گربه های خانگی شهرستان اهواز، نسبتا بالا می‌باشد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">توکسوپلاسما گوندئی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیوع</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایمونوکروماتوگرافی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گربه</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اهواز</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شناسایی باکتری اشریشیا کلی O157:H7 تولید کننده شیگاتوکسین در نمونه‌های شیر خام گاوداری‌های اطراف مشهد به روش PCR چندگانه</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شناسایی باکتری اشریشیا کلی O157:H7 تولید کننده شیگاتوکسین در نمونه‌های شیر خام گاوداری‌های اطراف مشهد به روش PCR چندگانه</VernacularTitle>
			<FirstPage>145</FirstPage>
			<LastPage>149</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">56</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.56</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>مریم</FirstName>
					<LastName>برنجچی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>عبداله</FirstName>
					<LastName>جمشیدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نیما</FirstName>
					<LastName>فرزانه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمدرضا</FirstName>
					<LastName>باسامی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این بررسی، در طول ماه‌های تابستان به صورت تصادفی 130 نمونه شیر خام از تانکرهای شیر که به کارخانه شیر پگاه تحویل داده می‌شد نمونه‌گیری گردید. جهت جداسازی باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی &lt;/em&gt;O157:H7 نمونه‌ها ابتدا در محیط آبگوشت تریپتیک سوی حاوی نووبیوسین غنی‌سازی گردید و سپس در محیط آگار انتخابی CT-SMAC حاوی سیفیکسیم و تلوریت پتاسیم کشت داده شد. کلنی‌های غیر تخمیر کننده سوربیتول (NSF) با استفاده از آزمایش‌های بیوشیمیایی (IMViC) به عنوان &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; مورد تایید قرار گرفتند، سپس به روش PCR چندگانه (m-PCR) و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن کد کننده آنتی‌ژنهای O157 و H7 و پس از آن پرایمرهای اختصاصی ژن‌های &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; مورد آزمایش قرار گرفتند. در این مطالعه 8 نمونه کلنی‌های &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; NSF جداسازی گردید. در آزمایش m-PCR یک (77/0%) نمونه آلوده به سروتیپ O157:H7 تشخیص داده شد و در آزمایش m-PCR دوم مشخص گردید که باکتری جداسازی شده حاوی ژن &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; می‌باشد. روش مورد استفاده می‌تواند به عنوان روش جایگزین روش‌های ایمونولوژیک که حضور آنتی‌ژنهای سوماتیک و تاژک را مورد شناسایی قرار می‌دهند مطرح باشد و علاوه بر آن توان توکسین زائی آن‌ها را نیز مشخص می‌نماید.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;در این بررسی، در طول ماه‌های تابستان به صورت تصادفی 130 نمونه شیر خام از تانکرهای شیر که به کارخانه شیر پگاه تحویل داده می‌شد نمونه‌گیری گردید. جهت جداسازی باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی &lt;/em&gt;O157:H7 نمونه‌ها ابتدا در محیط آبگوشت تریپتیک سوی حاوی نووبیوسین غنی‌سازی گردید و سپس در محیط آگار انتخابی CT-SMAC حاوی سیفیکسیم و تلوریت پتاسیم کشت داده شد. کلنی‌های غیر تخمیر کننده سوربیتول (NSF) با استفاده از آزمایش‌های بیوشیمیایی (IMViC) به عنوان &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; مورد تایید قرار گرفتند، سپس به روش PCR چندگانه (m-PCR) و با استفاده از پرایمرهای اختصاصی ژن کد کننده آنتی‌ژنهای O157 و H7 و پس از آن پرایمرهای اختصاصی ژن‌های &lt;em&gt;stx1&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; مورد آزمایش قرار گرفتند. در این مطالعه 8 نمونه کلنی‌های &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; NSF جداسازی گردید. در آزمایش m-PCR یک (77/0%) نمونه آلوده به سروتیپ O157:H7 تشخیص داده شد و در آزمایش m-PCR دوم مشخص گردید که باکتری جداسازی شده حاوی ژن &lt;em&gt;stx2&lt;/em&gt; می‌باشد. روش مورد استفاده می‌تواند به عنوان روش جایگزین روش‌های ایمونولوژیک که حضور آنتی‌ژنهای سوماتیک و تاژک را مورد شناسایی قرار می‌دهند مطرح باشد و علاوه بر آن توان توکسین زائی آن‌ها را نیز مشخص می‌نماید.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">اشریشیا کلیO157:H7</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">شیر مخزن</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">PCR</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>شناسایی یک cDNA کد کننده ژن Kruppel-like factor 2b (Klf2b) از مخاط پوست ماهی کارپ معمولی (Cyprinus carpio)</ArticleTitle>
<VernacularTitle>شناسایی یک cDNA کد کننده ژن Kruppel-like factor 2b (Klf2b) از مخاط پوست ماهی کارپ معمولی (Cyprinus carpio)</VernacularTitle>
			<FirstPage>150</FirstPage>
			<LastPage>155</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">57</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.57</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>عباس</FirstName>
					<LastName>جلودار</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>سپیده</FirstName>
					<LastName>ثقه الاسلامی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مسعودرضا</FirstName>
					<LastName>صیفی‌آباد شاپوری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>مهرزاد</FirstName>
					<LastName>مصباح</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>03</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروتئینKruppel-like factors (&lt;em&gt;Klfs&lt;/em&gt;)  که وابسته به خانواده پروتئین‌های حاوی دامین zinc-finger می‌باشد، در تنظیم رشد سلول‌های یوکاریوتیک و تفریق انواع متفاوتی از سلول‌های پستانداران نقش دارد. با استفاده از تکنیک RT-PCR یک cDNA کد کننده بخش انتهایی N پروتئین مربوطه به طول 456 نوکلئوتید به کمک پرایمرهای دژنره از مخاط پوست ماهی کارپ معمولی (&lt;em&gt;سیپرینوس کارپیو&lt;/em&gt;) افزوده گردید. از توالی این قطعه به عنوان جستجوگر جهت یافتن قطعات cDNA بزرگتر در زمان جستجوی داده‌های Expressed Sequence Tag بانک بین‌المللی ژن استفاده گردید. در نهایت اندازه قطعه افزوده شده به طول 1157 نوکلئوتید تعیین گردید که این قطعه پلی‌پیتیدی به طول 274 اسید آمینه را کد می‌کند. این پلی‌پیتید دارای وزن ملکولی 359/30 کیلو دالتون و نقطه ایزو الکتریک 88/4 می‌باشد. مقایسه توالی اسیدهای آمینه پروتئین &lt;em&gt;Klf2b&lt;/em&gt; شناسایی شده از کارپ معمولی با توالی‌های مشابه مربوط به &lt;em&gt;Danio rerio&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;Tetraodon nigroviridis&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Salmo salar&lt;/em&gt; به ترتیب 79، 54 و 53 درصد همولوژی را نشان می‌دهد. در حالی که شباهت این پروتئین با Klf مربوط به &lt;em&gt;Xenopus laevis&lt;/em&gt; به میزان 50%، &lt;em&gt;Gallus gallus&lt;/em&gt; 44% و &lt;em&gt;Mus musculus&lt;/em&gt; 30% برآورد گردید.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;پروتئینKruppel-like factors (&lt;em&gt;Klfs&lt;/em&gt;)  که وابسته به خانواده پروتئین‌های حاوی دامین zinc-finger می‌باشد، در تنظیم رشد سلول‌های یوکاریوتیک و تفریق انواع متفاوتی از سلول‌های پستانداران نقش دارد. با استفاده از تکنیک RT-PCR یک cDNA کد کننده بخش انتهایی N پروتئین مربوطه به طول 456 نوکلئوتید به کمک پرایمرهای دژنره از مخاط پوست ماهی کارپ معمولی (&lt;em&gt;سیپرینوس کارپیو&lt;/em&gt;) افزوده گردید. از توالی این قطعه به عنوان جستجوگر جهت یافتن قطعات cDNA بزرگتر در زمان جستجوی داده‌های Expressed Sequence Tag بانک بین‌المللی ژن استفاده گردید. در نهایت اندازه قطعه افزوده شده به طول 1157 نوکلئوتید تعیین گردید که این قطعه پلی‌پیتیدی به طول 274 اسید آمینه را کد می‌کند. این پلی‌پیتید دارای وزن ملکولی 359/30 کیلو دالتون و نقطه ایزو الکتریک 88/4 می‌باشد. مقایسه توالی اسیدهای آمینه پروتئین &lt;em&gt;Klf2b&lt;/em&gt; شناسایی شده از کارپ معمولی با توالی‌های مشابه مربوط به &lt;em&gt;Danio rerio&lt;/em&gt;، &lt;em&gt;Tetraodon nigroviridis&lt;/em&gt; و &lt;em&gt;Salmo salar&lt;/em&gt; به ترتیب 79، 54 و 53 درصد همولوژی را نشان می‌دهد. در حالی که شباهت این پروتئین با Klf مربوط به &lt;em&gt;Xenopus laevis&lt;/em&gt; به میزان 50%، &lt;em&gt;Gallus gallus&lt;/em&gt; 44% و &lt;em&gt;Mus musculus&lt;/em&gt; 30% برآورد گردید.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">Klf2b</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کارپ معمولی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>جداسازی، کلونینگ و بیان ژن Omp31 بروسلا ملیتنسیس</ArticleTitle>
<VernacularTitle>جداسازی، کلونینگ و بیان ژن Omp31 بروسلا ملیتنسیس</VernacularTitle>
			<FirstPage>156</FirstPage>
			<LastPage>162</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">58</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.58</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>فاطمه</FirstName>
					<LastName>واحدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>احمد فرهاد</FirstName>
					<LastName>طالبی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>الناز</FirstName>
					<LastName>قربانی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی محمد</FirstName>
					<LastName>بهروزیخواه</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>فرج الله</FirstName>
					<LastName>شهریاری احمدی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمود</FirstName>
					<LastName>محمودی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2009</Year>
					<Month>09</Month>
					<Day>30</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بروسلوزیس یکی از بیماری‌های مشترک انسان و دام است که از طریق حیوانات یا فرآورده‌های حیوانی آلوده به انسان‌ها منتقل می‌شود. گرچه این بیماری در تمام نقاط دنیا گزارش شده است، اما در حال حاضر در نواحی مدیترانه‌ای، آمریکای جنوبی و غربی، اروپای شرقی، آسیا، آفریقا، نواحی کارائیب و خاورمیانه بیشتر یافت می‌شود. جنس &lt;em&gt;بروسلا&lt;/em&gt; حداقل به نه گونه طبقه بندی شده است که گونه &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt; بیماریزاترین گونه آن است که در تمام نقاط دنیا یافت می‌شود. یکی از پروتئین‌های غشایی خارجی &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt;،Omp31&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;، به عنوان یک ایمونوژن حفاظتی و نیز یک کاندید مهم واکسن شناخته شده است. تهیه این پروتئین به وسیله روش‌های بیوشیمیایی به دلیل آلودگی با پروتئین‌های دیگر سبب محدودیت‌هایی در مطالعات بیشتر بر روی آن شده است. در مطالعه حاضر، ژن کد کننده Omp31 &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt; به درون پلاسمید pET32b(+) وارد شد. صحت پلاسمید ساخته شده با استفاده از آنزیم‌های هضم کننده و سکوئنسیگ تایید گردید. پروتئین Omp31 در باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; بیان و پروتئین نوترکیب حاصل به روش کروماتوگرافی با استفاده از آگارز متصل به نیکل خالص گردید. الکتروفورز و ایمونوبلاتینگ پروتئین نوترکیب Omp31 را تایید نمود. پروتئین نوترکیب Omp31 تولید شده می‌تواند در مطالعات ایمونولوژیکی و بررسی آن به عنوان کاندید واکسن علیه &lt;em&gt;بروسلا&lt;/em&gt; استفاده شود.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;بروسلوزیس یکی از بیماری‌های مشترک انسان و دام است که از طریق حیوانات یا فرآورده‌های حیوانی آلوده به انسان‌ها منتقل می‌شود. گرچه این بیماری در تمام نقاط دنیا گزارش شده است، اما در حال حاضر در نواحی مدیترانه‌ای، آمریکای جنوبی و غربی، اروپای شرقی، آسیا، آفریقا، نواحی کارائیب و خاورمیانه بیشتر یافت می‌شود. جنس &lt;em&gt;بروسلا&lt;/em&gt; حداقل به نه گونه طبقه بندی شده است که گونه &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt; بیماریزاترین گونه آن است که در تمام نقاط دنیا یافت می‌شود. یکی از پروتئین‌های غشایی خارجی &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt;،Omp31&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;، به عنوان یک ایمونوژن حفاظتی و نیز یک کاندید مهم واکسن شناخته شده است. تهیه این پروتئین به وسیله روش‌های بیوشیمیایی به دلیل آلودگی با پروتئین‌های دیگر سبب محدودیت‌هایی در مطالعات بیشتر بر روی آن شده است. در مطالعه حاضر، ژن کد کننده Omp31 &lt;em&gt;بروسلا ملیتنسیس&lt;/em&gt; به درون پلاسمید pET32b(+) وارد شد. صحت پلاسمید ساخته شده با استفاده از آنزیم‌های هضم کننده و سکوئنسیگ تایید گردید. پروتئین Omp31 در باکتری &lt;em&gt;اشریشیا کلی&lt;/em&gt; بیان و پروتئین نوترکیب حاصل به روش کروماتوگرافی با استفاده از آگارز متصل به نیکل خالص گردید. الکتروفورز و ایمونوبلاتینگ پروتئین نوترکیب Omp31 را تایید نمود. پروتئین نوترکیب Omp31 تولید شده می‌تواند در مطالعات ایمونولوژیکی و بررسی آن به عنوان کاندید واکسن علیه &lt;em&gt;بروسلا&lt;/em&gt; استفاده شود.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">پروتئین غشایی خارجی 31</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بروسلوز</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بروسلا ملیتنسیس</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">کلونینگ</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>تومور فیبروآدنوم پستانی در یک بره متعاقب افزایش استروژن: بررسی هورمونی و ایمونوهیستوشیمی</ArticleTitle>
<VernacularTitle>تومور فیبروآدنوم پستانی در یک بره متعاقب افزایش استروژن: بررسی هورمونی و ایمونوهیستوشیمی</VernacularTitle>
			<FirstPage>163</FirstPage>
			<LastPage>166</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">59</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.59</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امید</FirstName>
					<LastName>دزفولیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>پیمان</FirstName>
					<LastName>اسدیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>علی</FirstName>
					<LastName>سوخته‌زاری</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>آرش</FirstName>
					<LastName>خردمند</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>04</Month>
					<Day>24</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقوع یک مورد تومور فیبروآدنوم پستانی در بره از طریق آزمایش ایمونوهیستوشیمی و اندازه‌گیری هورمون استرادیول تایید گردید. از نظر ماکروسکوپی توده توموری سفت و واجد کپسول که به رنگ کرم تا سفید مشاهده شد. در بررسی هیستوپاتولوژی تکثیر سلول‌های پوششی آلوئول‌ها از یک تا چند ردیف به صورت مطبق ایجاد و در بافت همبند وسیعی استقرار یافته بودند. آزمایش ایمونوهیستوشیمی برای استروژن حاکی از رنگ شدن هسته در بیش از نیمی از سلول‌های پوششی داشت این در حالیست که این سلول‌ها نسبت به پروژسترون واکنشی نداشتند. همچنین سطح بالای میزان استروژن پلاسما در قیاس با سطح طبیعی پروژسترون با نتایج ایمونوهیستوشیمی مطابقت داشت. نتایج فوق که برای اولین بار در نشخوارکنندگان صورت گرفته است نشان داد که احتمالا هورمون استروژن در بروز این نئوپلازی نقش اصلی و تعیین کننده‌ای داشته است.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;وقوع یک مورد تومور فیبروآدنوم پستانی در بره از طریق آزمایش ایمونوهیستوشیمی و اندازه‌گیری هورمون استرادیول تایید گردید. از نظر ماکروسکوپی توده توموری سفت و واجد کپسول که به رنگ کرم تا سفید مشاهده شد. در بررسی هیستوپاتولوژی تکثیر سلول‌های پوششی آلوئول‌ها از یک تا چند ردیف به صورت مطبق ایجاد و در بافت همبند وسیعی استقرار یافته بودند. آزمایش ایمونوهیستوشیمی برای استروژن حاکی از رنگ شدن هسته در بیش از نیمی از سلول‌های پوششی داشت این در حالیست که این سلول‌ها نسبت به پروژسترون واکنشی نداشتند. همچنین سطح بالای میزان استروژن پلاسما در قیاس با سطح طبیعی پروژسترون با نتایج ایمونوهیستوشیمی مطابقت داشت. نتایج فوق که برای اولین بار در نشخوارکنندگان صورت گرفته است نشان داد که احتمالا هورمون استروژن در بروز این نئوپلازی نقش اصلی و تعیین کننده‌ای داشته است.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گیرنده استروژن آلفا</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">فیبروآدنوما</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">بره</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">غده پستانی</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>

<Article>
<Journal>
				<PublisherName>معاونت پژوهشی‌ دانشگاه شیراز</PublisherName>
				<JournalTitle>مجله تحقیقات دامپزشکی ایران</JournalTitle>
				<Issn>1728-1997</Issn>
				<Volume>12</Volume>
				<Issue>2</Issue>
				<PubDate PubStatus="epublish">
					<Year>2011</Year>
					<Month>06</Month>
					<Day>20</Day>
				</PubDate>
			</Journal>
<ArticleTitle>مطالعه شیوع و فراساختاری گونه‌های اجپتینلا (Aegyptianella spp.) در پرندگان اهلی جنوب غربی ایران</ArticleTitle>
<VernacularTitle>مطالعه شیوع و فراساختاری گونه‌های اجپتینلا (Aegyptianella spp.) در پرندگان اهلی جنوب غربی ایران</VernacularTitle>
			<FirstPage>167</FirstPage>
			<LastPage>171</LastPage>
			<ELocationID EIdType="pii">60</ELocationID>
			
<ELocationID EIdType="doi">10.22099/ijvr.2011.60</ELocationID>
			
			<Language>EN</Language>
<AuthorList>
<Author>
					<FirstName>امید</FirstName>
					<LastName>دزفولیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>زیبائی</LastName>
<Affiliation></Affiliation>
<Identifier Source="ORCID">0000-0003-2265-7460</Identifier>

</Author>
<Author>
					<FirstName>حسن</FirstName>
					<LastName>نایب‌زاده</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>نادر</FirstName>
					<LastName>زکیان</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
<Author>
					<FirstName>محمد</FirstName>
					<LastName>حقگو</LastName>
<Affiliation></Affiliation>

</Author>
</AuthorList>
				<PublicationType>Journal Article</PublicationType>
			<History>
				<PubDate PubStatus="received">
					<Year>2010</Year>
					<Month>02</Month>
					<Day>22</Day>
				</PubDate>
			</History>
		<Abstract>&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اجپتینلوزیس (Aegyptianellosis) بیماری ایجاد شده به وسیله اجرام داخل گلبولی (قرمز) بوده که محدود به نواحی از آفریقا، آسیا و جنوب اروپا می‌باشد. در این مطالعه ما شیوع گونه‌های &lt;em&gt;اجپتینلا&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;Aegyptianella&lt;/em&gt; spp.) را در چهار جنس از ماکیان را در طول ماه‌های فروردین لغایت شهریور 1387 در استان لرستان مورد بررسی قرار دادیم. 275 پرنده شامل مرغ، اردک، غاز و بوقلمون که به طور آزاد در طبیعت زندگی می‌کردند جهت نمونه‌برداری انتخاب گردیدند و خون آن‌ها با تهیه اسمیر و رنگ‌آمیزی و همچنین بافت شناسی مورد بررسی قرار گرفتند. از 275 پرنده تحت بررسی، 21 مورد (6/7%) به این انگل‌های خونی آلوده بودند. این میکرو ارگانیزم‌ها در 7 مرغ (3/33%)، 2 اردک (5/9%)، 7 غاز (3/33%) و 5 بوقلمون (9/23%) شناسایی گردید. این انگل‌ها از نظر فراساختاری به وسیله میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند. پرندگان نواحی جنوب غربی ایران به انگل‌های خونی مبتلا می‌باشند که تفاوت‌ها و شباهت‌های درون یا خارج جنسی به کمک میکروسکوپ الکترونی قابل تمایز می‌باشد.&lt;/p&gt;</Abstract>
			<OtherAbstract Language="FA">&lt;p dir=&quot;RTL&quot;&gt;اجپتینلوزیس (Aegyptianellosis) بیماری ایجاد شده به وسیله اجرام داخل گلبولی (قرمز) بوده که محدود به نواحی از آفریقا، آسیا و جنوب اروپا می‌باشد. در این مطالعه ما شیوع گونه‌های &lt;em&gt;اجپتینلا&lt;/em&gt; (&lt;em&gt;Aegyptianella&lt;/em&gt; spp.) را در چهار جنس از ماکیان را در طول ماه‌های فروردین لغایت شهریور 1387 در استان لرستان مورد بررسی قرار دادیم. 275 پرنده شامل مرغ، اردک، غاز و بوقلمون که به طور آزاد در طبیعت زندگی می‌کردند جهت نمونه‌برداری انتخاب گردیدند و خون آن‌ها با تهیه اسمیر و رنگ‌آمیزی و همچنین بافت شناسی مورد بررسی قرار گرفتند. از 275 پرنده تحت بررسی، 21 مورد (6/7%) به این انگل‌های خونی آلوده بودند. این میکرو ارگانیزم‌ها در 7 مرغ (3/33%)، 2 اردک (5/9%)، 7 غاز (3/33%) و 5 بوقلمون (9/23%) شناسایی گردید. این انگل‌ها از نظر فراساختاری به وسیله میکروسکوپ الکترونی مورد مطالعه قرار گرفتند. پرندگان نواحی جنوب غربی ایران به انگل‌های خونی مبتلا می‌باشند که تفاوت‌ها و شباهت‌های درون یا خارج جنسی به کمک میکروسکوپ الکترونی قابل تمایز می‌باشد.&lt;/p&gt;</OtherAbstract>
		<ObjectList>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">گونه‌های اجپتینلا (Aegyptianella spp.)</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">انگل خونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">میکروسکوپ الکترونی</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ماکیان</Param>
			</Object>
			<Object Type="keyword">
			<Param Name="value">ایران</Param>
			</Object>
		</ObjectList>
</Article>
</ArticleSet>
